بی بلاگ

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بی بلاگ هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

***

خیریه مهربانه

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

خرید پستی جا قاشقی داخل کشوی گردان جا قاشقی خرید پستی

این محصول جهت قراردادن قاشق، چنگال، کارد و ... برای نگهداری در کشوی کابینت می باشد. در این محصول به منظور افزایش کاربری و سهولت استفاده در قسمت فوقانی بخشی با امکان چرخش 360درجه در نظر گرفته شده است.همچنین می توان از این قسمت به صورت جداگانه در هنگام سرو غذا روی میز استفاده نمود.

خرید

قیمت : 35,000 تومان



یا شاید یکی از زاغه‌نشن های کلکته

یا شاید یکی از زاغه‌نشن های کلکته  
امروز وقتی نشسته بودم کتاب می‌خوندم مامان اومد داخل و با ذوق گفت بیا برات زیرشلواری گرفتم.پوشیدم.خیلی قشنگ و نرم بود.مامان گفت بپوشمش و دیگه اون کوفتی رو بندازم دور(منظورش یه شلوار بود که توی خونه ‌تکونی از انباری پیداش کرده بودم و طی این چندماه بی وقفه می‌پوشیدمش).هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم به درجه‌ای از تواضع و حس استغنا برسم که بدون اینکه درخواستی بکنم بهم چیزی بدن و خواهش کنن ازش استفاده کنم.در کمد رو باز کردم و شلوار رو انداختم کنار تیشرت

یا شاید یکی از زاغه‌نشن های کلکته 
نفوذ یعنی....  
نفوذ یعنی این که به دست رییس جمهور کشور قوای مدافع کشور برای دلخوشی شیطان بزرگ تحریم شوند!!گلی به جمال شاه سلطان حسین!که حد اقل بعد از ششماه محاصره و گرسنگی تسلیم شد!!گلی به جمال میرزا آغاسی که حد اقل ملکه انگلیس را تهدید میکرد که در کلکته هند!اورا دستگیر کرده وبه دست سربازانش میسپارد!!

نفوذ یعنی.... 
مراسم تشییع "مادر ترزا"  
مادر ترزا که به نماد جهانی کمک به فقرا تبدیل شده قرار است در حضور شماری از سران کشورها و مقامات واتیکان به عنوان قدیس معرفی شود اقدامی که سالها قبل با اعتراض کلیسا همراه بود؛ برای قدیس شناختن یک فرد باید دو معجزه برای وی اثبات گردد که یکی برای تبرک و دیگری برای قداست است. گفته می شود در سال 1998 مادر ترزا یک زن هندی مبتلا به سرطان را شفا داد و در سال 2008 نیز یک برزیلی که گرفتار تومورهای سرطانی مغز بود، به واسطه وی شفا پیدا کرد؛ با این حال برخی وقوع

مراسم تشییع "مادر ترزا"  
عملیات ظفر دو – ایذایی  
عملیات ظفر دو – ایذایی
ضربه به بخشی از نیروهای دشمن
نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 5تیرماه 1364 طی یک حمله ایذایی با نام ظفر دو در منطقه پنجوین عراق جبهه شمالی جنگ توانست بیست سنگر اجتماعی و انفرادی، پنج موضع تیربار و دوازده زاغه مهمات دشمن را منهدم کند.

عملیات ظفر دو – ایذایی 
عملیات ظفر سه – ایذایی  
عملیات ظفر سه – ایذایی
ضربه به بخشی از نیروهای دشمن
نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی در ساعت یک بامداد 7 تیرماه 1364 به منظور ضربه زدن به بخش نیروهای دشمن در شمال غربی خط خودی جبهه ی شمالی جنگ عملیات محدود و ضربتی ظفر سه را به اجرا گذاشت.
در این یورش بیست دستگاه خودرو، دوازده زاغه مهمات و شماری از سنگرهای انفرادی و اجتماعی دشمن منهدم شد.

عملیات ظفر سه – ایذایی 
عملیات بیت المقدس هفت  
عملیات بیت المقدس هفت
آخرین عملیات جنگ در محور جنوبی نبرد
پس از تقویت دوباره ی ارتش عراق توسط حامیان غربی صدام، و هزینه هایی که کشورهای عربی خلیج فارس صرف حمایت از رژیم عراق در رویارویی با ایران میکردند، قوای مسلح این کشور دست به تهاجماتی قابل توجه به محورهای جنوبی جنگ زدند.
در حالیکه ایران آماده میشد تا قطعنامه ی 598 سازمان ملل را بعنوان معاهده ای برای پایان جنگ 92ماهه تحمیلی بپذیرد، نیروهای دشمن با پیشروی در خطوط ایران و حتی اشغال برخی مناط

عملیات بیت المقدس هفت 
تلخاب قدیم  
تلخاب قدیم
محل سکونت اهالی تلخاب قبلا در این مکان بوده است ( مزرعه تکنه ) گفته می شود ساکنین تلخاب قدیم از این مکان مهاجرت نموده اند.علت اصلی مهاجرت از این مکان تاکنون مشخص نشده است برخی از مردم می گویند وجود جن باعث وحشت اهالی بوده است و به همین دلیل کوچ کرده اند. همچنین آثار آسیاب آبی و زاغه های زیر زمینی در این مکان دیده می شود.

تلخاب قدیم 
تدفین شهدای گمنام در ۲۱ نقطه لرستان  
 
    




مدیرکل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان با بیان این‌که احداث یادمان‌های شهدای گمنام در استان با کمبود اعتبار مواجه است، گفت: در حال حاضر در ۲۱ نقطه از سطح استان شهید گمنام تدفین شده است.
به گزارش ایسنا منطقه لرستان، یدالله دلارام در جمع خبرنگاران اظهار کرد: قبور شهدای گمنام در شهرهای معمولان، اشترینان، بیرانشهر، زاغه، گراب و چالانچولان بدون یادمان هستند و ضرورت دارد پیگیری‌های لازم برای ساخت این یادمان ها انجام ش

تدفین شهدای گمنام در ۲۱ نقطه لرستان 
قیمت انواع چای در بازار تهران 28/12/94  
به گزارش گروه بازار باشگاه خبرنگاران؛قیمت انواع چای در بازار به شرح زیر است : نام محصول قیمت (تومان) چای 500 گرمی دوغزال 15500 چای 500 گرمی کوثر خالص خارجه 14000 چای احمد سیلان نامبر وان 500 گرمی 14600 چای احمد معطر مخصوص500 گرمی 14580 چای ارل گری 100 گرمی گلستان 3000 چای ارل گری عطری 225 گرمی گلستان 7000 چای ارل گری عطری 500 گرمی گلستان 15000 چای سنتی انگلیسی 100 گرمی TWININGS 4635 چای سنتی انگلیسی 450 گرمی TWININGS 19750 چای طلایی نشان شاهسوند (کلکته ویژه) 14800 چای عطری 500 گرمی دوغزال 1550

قیمت انواع چای در بازار تهران 28/12/94 
عملیات نصر نه  
عملیات نصر نه
آزادسازی تپه ی شهدا
یکی از آخرین عملیات های تهاجمی و محدودی که پیش از عملیات بزرگ بیت المقدس دو در محور شمالی جبهه نبرد با دشمن و مشخصا منطقه عمومی حاج عمران رخ داد، عملیات تهاجمی نصر نه بود. این حمله با شرکت نیروهای رزمنده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی در روز یکم آذر ماه 1366 با رمز "یا مولای متقیان ع" آغاز گردید.
طی این یورش نیروهای عمل کننده ی ارتش با هدف آزادسازی دامنه ی جنوبی بلندی های گرده کوه معروف به شهدا و شهید صدر وارد عم

عملیات نصر نه 
ترجمه اختصاصی آپاراجیتو - Aparajito  
آپاراجیتو - Aparajito
کارگردان : ساتیاجیت ری
بنارس. پسربچه ده‌ساله‌ای به‌نام "آپو" (پیناکی سن گوپتا) با مادش (کارونا بانرجی) و پدرش (کارنو بانرجی) که یک روحانی بنگالی است، زندگی می‌کند. به‌زودی پدر می‌میرد و مادر، آشپز یک زمیندار می‌شود. تا این‌که عموی پیر مادر (رامانی سن‌گوپتا)، که هم روحانی است، سرمی‌رسد و مادر و پسر را با خود به روستائی در بنگال می‌برد. در این‌جا، "آپو" امکانی پیدا می‌کند که به مدرسه برود. چند سال بعد نیز او (گوسال) به دانشگ

ترجمه اختصاصی آپاراجیتو - Aparajito 
عملیات کربلای هفت  
عملیات کربلای هفت
ضربه ای از شمالی ترین منطقه جنگی به دشمن
طرح دفاع متحرک عراق همزمان در چند منطقه اجرا شد و علی رغم تلاش رزمندگان و فرماندهان جنگ، هنوز مناطقی در اشغال قوای عراقی باقی مانده بود. رژیم بعث که منتظر عکس العمل جمهوری اسلامی در جبهه های نبرد بود با وجود عملیات کربلای دو در منطقه عمومی حاج عمران توانست ارتفاعات گردمند و قله ی 2519 را در اختیار گرفته و همچنان در اشغال خود نگاهدارد. این ارتفاع که پیشتر در عملیات والفجر دو آزاد شده بو

عملیات کربلای هفت 
...(به زبان من)  
گاه سرنوشت را دیگر گریزی نیست
آمدم در تو بمانم اما... در زدم و نشنیدی و اینك زمان رفتن است
فضایت پر بود از قهقهه های سرسام آور قاصدك های صورتی.... و اینك زمان رفتن است
عمر قاصدك كوتاه است و خبر از پاییز می دهد
زین پس در خودم جاودانه خواهم شد... و اینك زمان رفتن است
شاید روزی به خانه ام گذر كنی و نباشم... در خانه ای بی فریاد در دور خواهم زیست
بدون بوسه، بدون آغوش، بدون لبخند...روزهای تنها و شب های تنها تر
شاید بتوان زیست.... شاید بتوان قاصدك ها را تا ابدی

...(به زبان من) 
نماینده مردم خاش در مجلس:حمایت قاطع مردم از نمایندگان در کنار همت دولتمردان عاملی مهم برای رفع مشکلات است  
علی کرد منتخب مردم شهرستان خاش در مجلس دهم شورای اسلامی در جمع نمازگزاران مسجد جامع الخلیل گفت:حمایت قاطع مردم از نمایندگان در کنار همت دولتمردان عاملی مهم برای رفع مشکلات در ابعاد مختلف بود و امید می رود کشور ما در ابعاد مختلف به سربلندی و عزت دست پیدا کند.وی از حضور پرشور، حماسی مردم در صحنه انتخابات هفت اسفند 94 تجلیل کرد و افزود:شرکت 96 درصدی مردم خاش در انتخابات از وفاداری مردم منطقه به نظام اسلامی حکایت دارد و قطعا این اعتماد مردم به نظا

نماینده مردم خاش در مجلس:حمایت قاطع مردم از نمایندگان در کنار همت دولتمردان عاملی مهم برای رفع مشکلات است 
متن آهنگ هفت تیر حامد زمانی  
متن آهنگ هفت تیر حامد زمانی
یه دنیایی رو ما میخوایم بسازیم که کودک گرسنه ای ندارهیه دنیایی که یه نفر نتونه رو شونه ی بقیه پا بذاره
یه دنیایی رو ما میخوایم بسازیم که هر نمازش یه درو وا کنهکه عارفش تو خنده ی یتیما تو زاغه ها خدا رو پیدا کنه
دین دین دین دیدی دین دیدیندینداری آسونه تا رو زبونه یه امتحان از هممون بگیریدتا ببینیم کی مرده و می مونه
ادامه مطلب

متن آهنگ هفت تیر حامد زمانی 
متن آهنگ هفت تیر حامد زمانی  
متن آهنگ هفت تیر حامد زمانی
یه دنیایی رو ما میخوایم بسازیم که کودک گرسنه ای ندارهیه دنیایی که یه نفر نتونه رو شونه ی بقیه پا بذاره
یه دنیایی رو ما میخوایم بسازیم که هر نمازش یه درو وا کنهکه عارفش تو خنده ی یتیما تو زاغه ها خدا رو پیدا کنه
دین دین دین دیدی دین دیدیندینداری آسونه تا رو زبونه یه امتحان از هممون بگیریدتا ببینیم کی مرده و می مونه
ادامه مطلب

متن آهنگ هفت تیر حامد زمانی 
مسافرت قشم ! دایناسور خلیج فارس !  
چند روزی رفتیم قشم . گزینه ی خوبی برای ایرانگردیه ... نه خبری از تمدن معذب کننده ی کیش هست ! نه خبری از زاغه نشینی های استان های عزیزمون ! تو این چند روز خیلی چیزای باحال پیش اومد که عمرن شبیهشونو تجربه کنم ! مردم اونجا به همه چیز میخندن . فحشایی که هنگام رانندگی بهم میدن آمیزه ای از ضرب المثل و نزاکته ! کلن به خاطر نزدیک دریا بودن و هوای سالم ، مردمش همیشه تو تعطیلاتن و من تو این مدت ندیدم کسی قیافش کمی به اخم بزنه ! به خدا میگم ! هرچی ناراحت تر میشدن

مسافرت قشم ! دایناسور خلیج فارس ! 
مثل یک باتلاق  
شخص (x)  یک گناه بی لذت برای من است، گناهی که از آن فقط رنج عایدم می شود و در انتهای ارتکابش حس مغبون بودن و دو سر طلا شدن دارم: من به خیلی از رفتارهایم حالت آگاهانه داده ام، اندیشه ام مثل سایه دنبالشان می کند، غالب آنها درست مثل ظرفهای کدر ادویه ام یا سبزی های خردشده در فریزر یک اتیکت دارند و  وقتی سراغشان می روم، با خاطرجمعی می روم؛ اما رفتارم نسبت به خاطره شخص ایکس با وجودی که برایش اسم انتخاب کرده ام، اگر نگویم همیشه ولی غالبا، به خاطر خشم و 

مثل یک باتلاق 
دگردیسی های فرهنگ  
 
   در زمانه‌ای به سر می‌بریم كه دگرگونی‌ها همچون گذشته دامنه‌ی بلندی ندارد، شاید به فاصله‌ی كمتر از چند ماه نسلی تازه از رخدادها و اختراعات سر بر می‌آورند.
   جهان ما پرسرعت در حال تغییر است، و به سوی آسان‌سازی رفع نیاز‌های بشری در گذار است. تغییر فرهنگ در جوامع نیز از این هنجار پیروی می‌كند، گذر از سنت به مدرنیته بر همه‌ی زمینه‌های زیست انسانی سایه افكنده است. روابط انسانی دیگر معنای گذشته را نمی‌دهند، شاید سردتر و كم‌سطح‌تر گشت

دگردیسی های فرهنگ 
ایرانشناسی در هند1، انجمن ایران در کلکته(Iran Society in kolkata)  
چنین خوانده‌ایم و بارها در سمینارها و نشست‌های زبان و ادب فارسی در هند گفتیم و شنیدیم که زبان فارسی برای سده‌ها زبان دیوانی، اداری و قضایی هند بود و در قرن نوزدهم میلادی توسط انگلیسی‌ها از رسمیت نظام اداری ـ قضایی هند برافتاد. پس از آن وضعیت زبان فارسی بدین گونه شد که به عنوان یک فعالیت علمی- آموزشی به دانشگاه‌ها و کالج‌ها راه یافت و در این قالب تا امروز به حیات خود ادامه داده است. اما این گروه‌های فارسی در اغلب دانشگاه‌های هند از قدیمی

ایرانشناسی در هند1، انجمن ایران در کلکته(Iran Society in kolkata)  
درک کن...  
 
كاش یك كم بیشتر حواسم به دور و بری هایم باشد!
شاید یكی دلش تنگ باشد...شاید یكی درد داشته باشد...
شاید یك بنده خدایی باشد كه می خواهد غصه هایش را یادش برود و"من" نمی گذارم!!! بی آنكه بدانم...اصلا توی مخیله ام،هم نمی گنجد، كه این عكس های عشقولانه ی دوتایی كه می گیریم و زیرش هی قربان صدقه ی" فلانی جانم "می روم...شاید دل یك نفر را به درد بیاورد...یك نفر بیچاره ای كه از قضا "فلانی جان من " هم نام عشق از دست رفته اش است و این جمله كذایی : "مرسی كه هستی" من، او را

درک کن... 
شايد  
 
چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه‌هاییم؛ و به عبورشان می‌خندیم! چه آسان لحظه‌ها را به کام هم تلخ می‌کنیم ؛ و چه ارزان می‌فروشیم لذت با هم بودن را! چه زود دیر می‌شود و نمی‌دانیم که؛ فردا می‌آید شاید ما نباشیم....
عشق من

شايد 
روان شناسی رنگ  
رنگها بر نیازهای روحی-روانی، شرایط یادگیری، کنترل رفتارهای خشمگینانه، احساسات، درمان افسردگی و اختلالات یادگیری و سطح انرژی اثر دارند.رنگها در کنترل نبض، تپش قلب، فشار خون، اشتها و حتی خواب مفید هستند و همچنین در درمان بیماریهایی مثل میگرن، سرطان، اعتیاد و امراض پوستی و حتی تومورهای مغزی اثر دارند.
رنگها در هر جا از دنیا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معانی متفاوت و حتی متضاد دارند.برای مثال سفید در کشوری مثل ایران نشان شادی، پاکدامنی اس

روان شناسی رنگ 
 
‍ "دکتر الهی قمشه ای"
به زندگی فکر کن! ولی برای زندگی غصه نخور. دیدن حقیقت است ، ولی درست دیدن ، فضلیت.ادب خرجی ندارد .ولی همه چیز را میخرد.با شروع هر صبح فکر کن تازه بدنیا آمدی .مهربان باش و دوست بدار و عاشق باش. شاید فردایی نباشد. شاید فردایی باشد اما عزیزی نباشد... یادمان باشد..... با شکستن پای دیگران ما بهتر راه نخواهیم رفت! یادمان باشد.... با شکستن دل دیگران ما خوشبخت تر نمی شویم!کاش ..............بدانیم اگر دلیل اشک کسی شویم دیگر با او طرف نیستیم ;باخد

 
دو فیلم از سید مرتضی سبزقبا به جشنواره ملی فیلم عشق و ایثار راه یافت  
 
 دو فیلم از سید مرتضی سبزقبا به جشنواره ملی فیلم عشق و ایثار راه یافت
            اهواز ـ ایرنا ـ فیلم‌های 'برای او' و 'از ما' ساخته سیدمرتضی سبزقبا به بخش مسابقه فیلم‌های داستانی نخستین جشنواره ملی فیلم 'عشق و ایثار' راه پیدا کردند.
            
به گزارش ایرنا  فیلم 'برای او' داستان پدر پیری را روایت می‌کند که سال‌ها است امیدوارانه منتظر بازگشت فرزند خود از سفری بی بازگشت است. این فیلم علاوه بر حضور در جشنواره‌های ملی، جایزه بهترین فیلم

دو فیلم از سید مرتضی سبزقبا به جشنواره ملی فیلم عشق و ایثار راه یافت 
صله رحم در كلام امام رضا(علیه السلام)  
یكى از سنت هاى پسندیده كه در فرهنگ و دین ما هم جایگاه ویژه اى دارد، صله رحم و دید و بازدید بین اقوام است، اما متأسفانه چند سالى كه این سنت بین مردم كمى كم رنگ شده است. شاید یكى از دلایل این مسأله تجملات و تشریفات بیش از حد میهمانى ها باشد. البته بر هیچ كس پوشیده نیست كه پذیرایى از میهمان به نحو شایسته، امرى پسندیده است، ولى در این باره توجه به این نكته ضرورى است كه شاید گاهى همین تشریفات براى دیگران تكلف و سختى ایجاد كند وآنچه در روابط بین خویشا

صله رحم در كلام امام رضا(علیه السلام)  
تاریخچه حفره علیصدر باب همدان  
غار علیصدر یکی از بی نظیرترین و نیکو منظره ترین غارهای طبیعی کارآزموده قایقرانی گیتی روزگار است که دروازه اندر روستای علیصدر از حومه بخش غبرا جدا تپه ولایت و دهستان کبودراهنگ و 75 کیلومتری یسار غربی شهر همدان؛ به طول جغرافیایی 48 پله و 18 دقیقه و حرف 35 مکانت و 18 دقیقه و رفعت 1900 متر از سطح دریا حقیقت شده است.
در بدو ورود مغبچه تماشاچی رسوبات کربنات کلسیم سر پشه دره سقف و دیواره های محدوده وسیعی از مغاره علیصدر هستیم، این رسوبات گویای ای

تاریخچه حفره علیصدر باب همدان 
هرکس عبادت خالصانه اش را به سوي خدا بفرستد،.........  
بدون هیچ تردیدی در شروع هر سالی، همه مون آرزو داریم که سال آینده اتفاقات خوب و خوشایندی توی زندگی مون رخ بده و شاهد کلی رخدادهای گوارا و مبارک باشیم و شاید این روزهای پایانی سال، خیلی از ماها خدا خدا می کنیم که سال 95، یه سال متفاوت واسمون باشه. ...........

هرکس عبادت خالصانه اش را به سوي خدا بفرستد،......... 
روز آخر اسفند!  
احتمالا بیست و نه روز بودن اسفند ،حاصل لجاجت بچه ای بود كه میخواستزودتر لباس های عیدش را تن كند .
یا حاصل دلشوره ی زنی كههمسرش قول داده بود سال ِ بعد ،باز خواهد گشت .
اصلا شاید شاگرد زرنگی میخواستیک روز زودتر به مدرسه برود .
و یا پیر مرد مریضی كه میخواستقبل از مرگ ، سال آینده را هم ببیند .
احتمالا بیست و نه روزه بودن اسفند ،حاصل عجول بودن ِ خانواده ای ست كهاین سال فقط برایشان بد بیاری آورده است ،و منتظر سال جدید و اتفاقات جدید هستند ...
یا مادری كه

روز آخر اسفند! 
 
جدیدا مد شده افراد از هراسهای خود صحبت كنند مثلا هراس از كلمات پیچیده و طولانی
یا هراس از دیدن جمعیت انبوه و انواع دیگری از هراسها كه شاید تا به امروز نمی شد انها را 
جزو بیماریهای روان تلقی كرد. امروز داشتم با خودم فكر می كردم بزرگترین هراس من از چیست؟ 
روی این موضوع زیاد فكر كردم و نهایتا به این نتیجه رسیدم كه یكی از بزرگترین هراسهایم روبرو 
شدن یا فكر كردن در مورد شخصیتهای كارمندی با فرم اداری است. نمی دانم ایا این هراس جدید است
یا ریشه در

 
عملیات قدس سه  
عملیات قدس سه
نفوذ و ضربه به خط دشمن، جبهه میانی جنگ
موقعیت منطقه ی عملیاتی قدس سه از سوی دشمن به بلندی های مین منصور و در میان افراد محلی به فره سیاه مشهور است. این منطقه در محور عمومی دهلران طی در غرب رودخانه میمه قرار دارد و دارای تعدادی تپه و بلندی است. بلندی 208 به سبب اشراف آن بر غرب رودخانه میمه شهرت و اهمیت ویژه ای در هر دو سوی نبرد داشت. دشمن پس از شکست در عملیات بیت المقدس و عقب نشینی سراسری خود که به آزادی خرمشهر معروف است، بخشی از بلندی

عملیات قدس سه 
اولین فرودگاه جهان که کامل با انرژی خورشیدی کار می‌کند  
سرسام آور توان الکتریکی مصرفی، مدیران فرودگاه بین‌المللی Cochin در جنوب غربی هند را برآن داشته تا تدبیری در این زمینه بیندیشند. مسئولان این فرودگاه چیزی در حدود سه سال پیش، پروژه اضافه کردن صفحات خورشیدی را با نصب این پنل‌ها روی سقف ورودی فرودگاه آغاز کردند و در ادامه راه، با توجه به موفقیت اولیه پروژه تلاش‌های بعدی به‌منظور تکمیل طرح انجام شد.
خوزه توماس مدیر روابط عمومی فرودگاه Cochin در گفتگو با CNNMoney در این خصوص می‌گوید:
" ما برنام

اولین فرودگاه جهان که کامل با انرژی خورشیدی کار می‌کند 
شاید میرد طبیعت ( آبای )  
شاید میرد طبیعت ، آدم ماند جاودان ،
برنگردد ولیكن خنده كنان شادمان .
جدائی را بین « من » . « مال من » ،
« مرگ » خوانده اند یكدسته از جاهلان .
 
بسی كسان دل بدنیا داده اند ،
با شیدائی پا در گل هم مانده اند .
مگر توان گفت مرده ، باری كنید اندیشه ،
به آنان كه سرمدی سخن ز خود داشته اند ؟
 
بیاعتنا كه باشد به زندگی در بقا ،
معایب فانی را باقی كند بر ملا .
نتوانی بدانی كه عیب آن در كجاست ،
مگر پی تدبر گیری كنی اقتفا .
 
آنكه خواهد دنیا را رها كتد عقبی را ،
براب

شاید میرد طبیعت ( آبای ) 
مورسو!حتی با ضابطه های انسانی هم می شه خوشبخت نبود!  
برگشتنت عجیب بود
من بهت گفتم که می خوامت
تورو و هرچی که بود قبلا رو من می خوامش
شاید کار همین حرفام بود
تنگ بود دلم
بعدش نرفتی ولی نیستی هنوزم
صبح عجیب من و شاید بازی تو
من دیوونه ام که هنوزم می خوامت
خواستن تو اما شاید فقط بازیه
شاید کسی نبوده 
شاید تنهایی رو حس می کردی 
شاید از کسی عصبانی بودی
فکر اون روز صبح و دلیلش که خیلی می تونه من نباشم درد جدیدم شده
لعنت به من که درد رو دوست دارم
و تورو
که رفیقمی

مورسو!حتی با ضابطه های انسانی هم می شه خوشبخت نبود! 
نامه  
مینویسم
بى تو
از تو
و براى تو
سلام ! نمیدانم نبودى یا نشد كه باشى اما رفتى و مهلت خداحافظى ندادى
رفتى و نگذاشتى التماست كنم كه بمان انگار كه در كوله بارت نیمى از من را با خودت برده بودى
نمیدانم این نامه را میخوانى یا نه نمیدانم ایا قابل میدانى كه این نامه را باز كنى یا نه نمیدانم اصلا رد اشك هایم را روى كاغذ میبینى یا..؟!
آرى ، همان اشك هایی كه دلت را میلرزاند از همان هایى كه با انگشت از روى گونه ام پاكشان میكردى همان هایى كه وقتى مصرانه ب

نامه 
تحقیق بررسی و آشنایی با برنامه اراکل (Oracle)  
تحقیق بررسی و آشنایی با برنامه اراکل (Oracle)
بخشی از متن: اُراكل i8 نه تنها یكی از بهترین نرم‌افزارهای بانك اطلاعاتی رابطه‌ای است، بلكه یكی از پیچیده‌ترین آنها نیز می‌باشد. اُراكل i8 كارهای بسیار جالبی انجام می‌دهد، اما كارهای آسان‌ نیز گاهی اوقات مشكل‌ ساز هستند. شاید اُراكل i8 را از طریق اینترنت خریده باشید. شاید از اُراكل i8 در كارهایتان ..
هر آنچه که می خواهید

تحقیق بررسی و آشنایی با برنامه اراکل (Oracle) 
رانندگان سربلند جاده  
به عشق جاده و شب زنده داری هابرای غربت و چشم انتظاری هابرای کودک و امّیدواری هابرای همسران و گریه زاری ها؛من از خوبان عاشق ، مردم آزاده می گویممن از رانندگانِ سربلندِ جاده می گویمبه عشق لحظه ی آرامش یارانبرای خاطر کشور و همنوعانبرای دیدن لبخندی از آنانبرای سربلندی های فرزندان ،چنان گنجند ، در ویرانه ها درگیرِ شب هستندبه جادو دستشان را با طلسم رنجها بستندبه عشقِ سبزیِ یک باغچه، لانهبرای خوردنِ یک وعده در خانهبرای روشنائی های کاشانهبرای ع

رانندگان سربلند جاده 
مشغله دنياي ما  
زمانی اگر كسی می گفت مشغله ام زیاد است و نمی رسم واقعا تعجب می كردم و با خود می گفتم مگر می شود كسی انقدر سرش شلوغ باشد كه نتواند برای نوشتن وبلاگ یا كارهای مشابه وقت بگذارد. اما اكنون شاید به جرات در كنار انجام كار بیرون  و ادامه تحصیل واقعا دنبال زمانی هستم كه حداقل برای استراحت اختصاص دهم.

مشغله دنياي ما 
کلاس درس "بهداشت و عدالت اجتماعی" دکتر آمارتیا سن  
مدرس:
دکتر آمارتیا سن از سال 2004 استاد اقتصاد و فلسفه در دانشگاه هاروارد است. وی
سابقه استادی در کالج ترینیتی کمبریج، دانشگاه جاداوپور کلکته، مدرسه اقتصاد دهلی،
مدرسه علوم اقتصادی لندن و دانشگاه آکسفورد را نیز در کارنامه خود دارد. 
در
کارنامه وی ریاست انجمن اقتصاد، انجمن اقتصادی آمریکا، انجمن اقتصادی هند، انجمن
بین المللی اقتصادی و ریاست افتخاری آکسفام به چشم می خورد. تحقیقات وی عمدتا در
زمینه نظریه انتخاب اجتماعی، نظریه اقتصاد، فلسفه سی

کلاس درس "بهداشت و عدالت اجتماعی" دکتر آمارتیا سن 
شاید بلد نباشم ش مثله تمام شهر ... دل سنگی و دوگانگی با خویش خوش تر است  
 نمی دانم چرا؛
 اما
 دارم فکر می کنم...
 شاید راست می گوید...
 شاید من اشتباه می کنم...
 خدایاااااا 
 مگر خودت نگفتی...
 چرا بنده هایت جوری رفتار می کنند که 
 آدم به خودش شک می کند...
 شاید هم من اشتباه می کنم...
 زیادی راست بودن خوب نیست...
 زیادی دل رحم بودن خوب نیست...
 شاید...
 +دیروز گلزار و امام زاده نائب الزیاره و دعاگو بودم...
 +چشم هایم گویا حال گریه دارند...

شاید بلد نباشم ش مثله تمام شهر ... دل سنگی و دوگانگی با خویش خوش تر است 
جمعه 10دی 1394، 17:46  
انگار قرار است به همین زودی آماده باشیم! آماده کندن. آماده رفتن. روزهای روندگی می رسند. مثل قطار به ایستگاهی که ناگزیر باید سوار شد. بوی رفتن می آید. شاید فرید در همین روزها تصمیم بگیرد. شاید "ز" قرار باشد آخر همین ماه برود. شاید... شاید... شاید...! این عدم اطمینان آزارم میدهد؟! نمیدانم... حتی مطمئن نیستم چه چیزی دارد آزارم میدهد. دورم... از خودم دورم! کم حرف شده ام. شاید باید بروم! شاید باید بروم پیش از آنکه دیر بشود. مثل همیشه ای که دیر بوده. مثل همیشه ا

جمعه 10دی 1394، 17:46 
می خوام  
منم می خوام ، می خوام داد بزنم بلکه صدام به یه جایی برسه
منم میخوام دیده بشم جذاب باشم یکی باشه 
هه حتی نوشتن این چیزا اینجا داره خردم میکنه، شاید دیره شاید عشق یه چیز بچگونس، شاید برا ۲۰ ساله هاس
شاید برا این حرفا دیگه بزرگ شدم اما من دلم خیلی چیزا میخواد که به موقعش نداشته مشون هنوزم ندارمشون

می خوام 
شعر نو  
بگشایم پنجره ها را
تا که از باران 
قطره ای نصیب ما گردد
شای آنجا ، پشت آن پنجره ها
شاپرکی خواب باشد
شاید پشت آن شیشه ی بخار زده
پسرکی نقش اشکی از دل ما میکشد
بگشایم پنجره ها را
تا که از باران 
قطره ای از نصیب ما گردد
شاید آنجا پشت آن پنجره ها
پسرکی شعر می گوید
شاید که با عطر باران و خاک
شاید با صدای پرنده ها
شاید با هوای عاشقی
شاید....
شاید می توان با صدای باران هم عاشق شد
پس!
بگشایم پنجره ها را
تا که از باران
قطره ای نصیب ما گردد
(ابراهیم زلفی)

شعر نو 
زندگی فهم نفهمیدن هاست...!!!!  
شب آرامی بود
میروم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید، هدیه‌اش داد به من
خواهرم تكه‌ی نانی آورد، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تكیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند، و مرا برد به آرامش زیبای یقین
با خودم می‌گفتم:
زندگی، راز بزرگیست كه در ما جاریست
زندگی فاصله‌ی آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی، آبتنی كردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی، كه به هنگام ورود آمده‌ایم
دست ما در

زندگی فهم نفهمیدن هاست...!!!! 
دردودل  
سلام من ی عروس تو عقدم با اینکه سنی ندارم ولی خب زندگی خیلی بهم فشار آورده دلم میخاست ی جایی داشته باشم که حرف بزنم دردامو بگم اگه کسی اومد مطالب منو خوند واسم نظر بزاره شاید کمکی بشه که زندگیم بهتر شهشاید خیلیا مثل من باشن شاید زندگیامون تغییر کنهغم دلمون سبک ترشه

دردودل 
"هيچکس تو نخواهد شد"!  
در خانه تکانی دلت،....!!!نگرانی هایت را بتکانخاطراتت را...!
نمیگویم دور بریز، اماقاب نکن به دیوار دلت...!
در جاده ی زندگی ، نگاهت که عقب عقب باشد،زمین میخوریزخم برمیداریو درد میکشی
دوست خوبمنه از بی مهری کسی دلگیر شونه به محبت کسی دلگرمبخاطر آنچه که از تو گرفته شده، دلسرد مباش،تو چه میدانی؟شایدروزیساعتیآرزوی نداشتنش را میکردی...!تنها به خدایت اعتماد کن و خودت را به او بسپار♡هیچ کسآنقدر قوی نیست که ساعت ها را برعکس نفس بکشددر آینه لبخند بزناین ه

"هيچکس تو نخواهد شد"! 
رمز الوین  
از این به بعد مطالب" الوین "رمزش تغییر کرد.و کسی نداره.فعلا نمیخام کسی بخونه.شاید شب بازش کردم.شاید فردا شاید بعدا شایدم هیچوقت.ببخشین دوستانم. دراین لحظه امادگی ندارم این موضوع به اشتراک بزارم ولی میخام بنویسم که داشته باشم.

رمز الوین 
خواستن را نشاید، شاید  
هه...
خنده داره که هنوزم منتظر می مونم
تو دلم دلیل و بهانه می تراشم برای برگشتنی که من با تمام وجود می خوامش
اون به همون شدت و حدت نمی خوادش
مسخره است که هنوزم نگرانش میشم
بقول خودم شاید یه روز، نبودنم، بودنمو یاد آدما بندازه.
شاید که نه
حتما
به این اعتقاد دارم
یه روزی چه من اون موقع باشم  و چه نباشم
اونایی که واسشون همه کار کردم و خواستمشون
میفهمن که چقد همه چی واقعی بوده تو من
تا همین الآنش نشده؟
شده
اونم می فهمه یه روز
اون موقع شاید خودشو بزنه

خواستن را نشاید، شاید 
 
هوایی گرفته است. کبود زمین ساه آسمان. کوه در کجا است؟ شانه خم کرده؟ از خود بی خود است باران؟ آسمان زمیسن را و زیمن گیاه را رها کرده است. من در گورستان اندیشه ام نمیدانم به دنبال چه می گردم. شاید آن چیزی که در این کتاب در جستجوی انم هرگز به تحریر نیامده است. شاید آن بیتی که من مرور می کنم تنها در افسانه هاست. شاید سنگ در دل خود به سودای قلب من خرده می گیرد. شاید غروب روزهای دوران کودکی چون سایه ای از من می گریزد.و شاید کار من در این همه اندیشیدن چیزی

 
دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد ...  
دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد.......!!!!! 
کسی را تحقیر نکن شاید محبوب خدا باشد.......!!!!! 
هیچ گناهی را کوچک ندان شاید خشم خدا در آن باشد....! 
از هیچ غمی ناله نکن شاید: امتحانی از سوی خدا باشد....

 منبع انواع عکس نوشته برای فضای مجازی :
http://aksestan.blog.ir

دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد ... 
مگ لاگ هم تمام شدنیست؟  
دو کامنت خیلی مشکوک داشتم این روزها و آخری دقایقی پیش که باعث شده به همین راحتی به رفتن فکر کنم، شاید با اتمام این مسابقه، بار و بندیلم رو ببندم و از دنیای مجازی خداحافظی کنم. + همچنان مشتاقم رای هاتون رو ببینم، چه قرار بر رفتن باشه و چه بر موندن... + شاید شروع تازه ای باید... شاید :)

مگ لاگ هم تمام شدنیست؟ 
بدنسازی هندبال  
شاید اگر از 100تا بدنساز بپرسید عضله مورد علاقه شان برای تمرین دادن كدام است 75 درصد آنها به بازو و سینه اشاره می‌كنند.سینه ستبر و برجسته از گذشته تاكنون مظهر قدرت و بزرگی مردان بزرگ بوده و هست.شاید آرزوی هر مرد و ورزشكاری در درجه اول داشتن سینه هایی برجسته و خوش فرم است كه از شدت حجم همیشه جلوتر از بدن قرار داشته باشند و یا به قدری بزرگ و برجسته باشند كه همیشه زیرپوش و پیراهن از شدت فشار آنها در حد پاره شدن باشد.ولی از بد روزگار و ژنتیك،كم هستند

بدنسازی هندبال 
بر مزار شهیدان گمنام شاندرمن (۱)  
به نام خدای شهیدانبر مزار شهیدان گمنام شاندرمن (۱)نویسنده : قربان صحرائی چاله‌سرائیشاید بتوانیم بگوئیم که اگر به صورت مصداقی بشود از «انتظار» حسّ ملموسی نشان داد بهترین نمونه برای مثال ذکری از خانواده‌ی معزز شهیدان گمنام، بخصوص «مادر شهید گمنام» و «مادران شهدای گمنام» است. ...مزار شهیدان گمنام شاندرمنبه گزارش ماسال نیوز؛ شاید بتوانیم بگوئیم که اگر به صورت مصداقی بشود از «انتظار» حسّ ملموسی نشان داد بهترین نمونه برای مثال ذکری از خانواد

بر مزار شهیدان گمنام شاندرمن (۱) 
اعتراف نامه :)  
سلام الان دارم همون مداحی رو گوش میكنم كه بهتون گفتم.چقد واقعا قشنگه
خب دیدم خوابم فعلا نمیاد گفتم بیام اون چندتا مسئله رو تا هر جا كه شد بهتون بگم
اول در مورد مسئله گروه تلگرام وبلاگ، واقعا حس میكنم بزرگترین اشتباهی بود كه در دوران تاریخی این وبلاگ مرتكب شدم كه از همون اول دردسر داش تا آخرش.من فكر كردم آقایون باعث دردسرن ولی با وجود اینكه جلوی ورود آقایون گرفته شد و گروه خانومانه بود ، دردسرای خیلی زیادی داش كه اعتراف میكنم و واقعا اعتراف

اعتراف نامه :) 
58th  
روی کاناپه ی بنفش کافه ی همیشگی
در پیاده روهای شلوغ انقلاب
شاید جایی نزدیک افق
پشت ویترین، بهت زده 
خیره به قفسه های لبریز از کتاب
شاید جایی میان درختان درهم تنیده ی پارک
که اندوه از چهره شان می بارد
شاید همین چند روز دیگر
که بهار می شود
یاد گرفته ام
که تو را
خودم پیدا کنم!

58th 
صندلی گرم! یا شاید کمی داغ!  
هیچ وقت فکر نمی کردم کسی تو وبلاگم سوالی ازم داشته باشه، همیشه هم فکر می کردم خیلی بی مزه ست پست صندلی داغانه گذاشتن... اما حالا از سر کنجکاوی هم که شده دوست دارم سوالاتون رو بشنوم، در صورت امکان جواب میدم. شاید جواب ها رو خصوصی بدم و شاید هم نتونم جواب بدم، اما خیلی دوس دارم سوال هاتون رو بشنوم.به دلیل عدم دسترسی به اینترنت پر سرعت، نمیتونم به کامنتهام جواب بدم، پیشاپیش از صبوری و همراهی همیشگیتون ممنونم و تمام قد می ایستم در برابر خوبیهاتون :

صندلی گرم! یا شاید کمی داغ! 
14 بهمن  
 
آخرین فصل سال كه سر برسد
بهمن به نیمه برسد
آسمان به زمین برسد
آغوش گرمت به من برسد
 
من از تو آمده ام ای نورسیده
خدا را شاكرم كه من را دیده
پ.ن:
-چهاردهم آمدی تا برای همیشه این عدد در دلم مقدس بماند خدا را چه دیدی شاید با امدنت این عدد مقدس شده است!
-مادر نعمتی است،  مثل هوا برای انسان،‌ مثل آب برای ماهی، مثل نور برای گل وقتی كه هست؛ نمی‌فهمی و قدر نمی‌دانی حضورش را، این شعار نیست بلكه دست خودمان نیست، نور كه زیاد شود، نعمت كه زیاد شود غرق می‌ش

14 بهمن  
پایان نامه!  
طبق معمولِ متن هام...نمیدانم!اما فکر میکنم که این آخرین متنی باشد که در این اتاق میچسبانم...
نمیدانم
اما شاید...
شاید که نه... حتما!
باز هم مینویسم...
آدرسش؟
ای بابا مگر چقدر اینجا سر میزدید که آدرس میخواهید
آدرسش توی اتاقم همان گوشه
دفترم!
آدرس اچ تی تی پی دونقطه والخ اش را بلد نیستم!
شاید در آینده برایش ساختند!
فعلا اما ندارد...
نوشتن خوب است...
اما فعلا تنها مینویسم! و تنها میخوانم!
شاید کمی در افسران گذاشتم...
ولی اینجا...
نمیدانم
مهم هم نیست
اصلا بلد

پایان نامه! 
شاید اینطور برایم بهتر باشد  
باید برگردم به خودم. و یادم باشد همین طور آبکی خودم را از دست ندهم. حوصله‌ ی آدم ها را ندارم. اینها را اینجا می‌گویم وگرنه بیرون از اینجا قضاوتی روی آدم ها ندارم. اینجا این طوری است . بیرون از این‌ جا کاری به کار کسی ندارم. عادت گرفته‌ ام حرف دیگران را که می‌شنوم سکوت کنم. به گوش‌هایم هم عادت داده ‌ام کمتر بشنوند. فقط توی خودم هستم. شاید اینطور برایم بهتر باشد که سکوت کنم. شاید بهتر باشد باز سعی کنم زندگی کنم. شاید بهتر باشد دست و پا بزنم. ورز

شاید اینطور برایم بهتر باشد 
كباب دانشجو !  
                                                            بنظرشما عنوان فوق درست انتخاب شده است ؟! كباب یا كتاب دانشجو ؟! شاید درنگاه اول گمان رودكه نگارنده اشتباها" به جای كتاب دانشجو ، كباب دانشجو نوشته است ولی نه ، همان كباب درست است !گرچه بی مسماست اما دردنیای امروز ما ازاین چیزهای بی مسما فراوان یافت می شود.مثل :تعویض روغن فردوسی !لوازم یدكی حافظ !نمایشگاه اتوموبیل دریا!و...البته من به این اسمها و سنخیت داشتن یا نداشتنش كاری ندارم

كباب دانشجو ! 
آینه فروشی از کدوم وره؟  
شاید نباید خودمون رو توی یه وبلاگ، یه چنل تلگرام، یه کانورسیشن، یه موزیک یا یه نوشته پیدا کنیم. شاید یه آینه نیاز داریم توی خودمون که ببینیم خود واقعیمون رو. 

پ.ن: بعد از اینکه فهمیدین خودتون رو، برای بقیه تصمیم بگیرین (یا نگیرین) یا به قضاوت بقیه اعتماد کنین (یا حتی اعتماد نکنین). بعد از اینکه خودتون رو فهمیدین، به چیزای بزرگ تری فکر کنین. چون الان بزرگ ترین مشکلی که هست، اینه که تا حالا ندیده بودین خودتون رو. هنوز هم شاید ندیدین. شاید یه قابی

آینه فروشی از کدوم وره؟ 
من زمان حال  
بی حوصله ام
این ساعات کمی چاشنی ترس هم همراهم است
خنده دار است
ترس از قوی بودن
وبلاگی را میخواندم
نوشته بود
دیگر نمیتوانم خوب باشم
جالب است شاید جمله ای است که بیانگر این روزهای من باشد.
احساسم به من میگوید این بی حوصلگی دیگر بیش از حدش دارد کش می آید
راست می گوید
احساسم را میگوییم.
شاید من بیش از آنچه باید به این مسئله بها داده ام.
شاید 3 سال فرصت کافی برای هضم این مشکل بوده است.
اما،
اگر این مشکل برطرف شده پس چرا بی حوصله ام !
لحظات با خدا بود ن

من زمان حال 
دعا کنید  
اسمش علی ـــه ، 2 سالشه ،من نه فامیلشم نه میشناسمش...اینو توی یه وب دیدم گفتم بذارم تو وب خودم شاید حالش خوب بشه... طفلی چشم چپش نابینا شده…به خاطر تومور چشمی بدخیم دکترا گفتن باید آب زیر
چشمشو بکشیم و الّا میزنه به مغزش و زبونم لال میکشتش امّا اگه آب زیر
چشمشُ بکشن فاتحه ی صورتش خونده میشه …
رفقا،خواهرا،برادرا عاجزانه ازتون خواهش میکنم واسه شفای این طفل معصوم دعا کنید…به قرآن راه دوری نمیره ممنون میشم اگه “هـــمــــتـــــون”بازنشر كنید

دعا کنید 
شانس المپيك و رفتار ما!  
در شرایطی كه فوتبالی‌ها و به خصوص والیبالی‌ها روزهای گرمی را از نظر برگزاری و پخش مسابقات تجربه می‌كنند، بسكتبال روزهای بسیار آرامی را (شاید مانند همیشه) سپری می‌كند. سر فوتبالی‌ها با بازی‌های جام ملت‌های آمریكای جنوبی و جام ملت‌های اروپا گرم شده و والیبالی‌ها هم ابتدا با بازی‌های انتخابی المپیك و الان هم با لیگ جهانی مشغولند.
با این كه تیم ملی بسكتبال نیز بعد از پوست‌اندازی در تورنمنت اطلس‌اسپورت چین حضور پیدا كرده و بازی‌های قاب

شانس المپيك و رفتار ما! 
ایلدا  
× به نام خُدا
اول.
- موضوع: نامه ای به "آحِ" فرزندِ مجید
  "آحِ" عزیزم؛
می دانم زمانی یار و یاور هم بوده ایم. سختی و آسانی هارا پشت سر گذاشته ایم و اکنون پشت تلفن سنگر گرفته ایم. شاید من ، شاید تو یا حتّی شاید هر دویمان اشتباه کرده ایم و نمی دانیم. شاید هم قسمتِ ـمان این بوده. 
امّا "آحِ" گرامی؛
لطفاً پا روی دم من نگذار. لطفاً روی افراد احساس مالکیت نداشته باش. لطفاً به من دستور نده و خلاصه لطفاً "از خود خارج نشو ؛ ما توان بُزرگی َت را نداریم." .
× تمام
د

ایلدا 
آواز قو  
شاید كمتر كسی می داند آواز قو یعنی چه؟
قو تنها پرنده ای است كه یك بار عاشق می شود و برای همیشه پای عشقش مینشیند و در تمام زندگی هر كاری برای راحتی عشقش انجام می دهد ,قو تنها پرنده ای كه زمان مرگش را می داند ودقیقا یك هفته مانده به زمان مرگش به جایی كه برای اولین بار عشقش را دیده و عاشقش شده باز می گردد به انتظار مرگ و یك روز مانده به مرگش آوازی برای عشقش سر می دهد آوازی كه زیباترین آواز بین پرندگان است و بعد سرش را بر روی بالهایش می گذارد و می میر

آواز قو 
خاطره طنز شهدا  
منو به زور جبهه آوردنآوازه اش در مخ کار گرفتن صفر کیلومتر‌ها به گوش ما رسیده بود. بنده خدایی تازه به جبهه آمده بود و فکر می‌کرد هر كدام از ما برای خودمان یک پا عارف و زاهد و دست از جان کشیده ایم. راستش همه ما برای دفاع از میهن مان دل از خانواده کنده بودیم اما هیچکدام از ما اهل ظاهر سازی و جانماز آب کشیدن نبودیم. می‌دانستیم که این امر برای او که خبرنگار یکی از روزنامه‌های کشور است باورنکردنی است.شنیده بودیم که خیلی‌ها حاضر به مصاحبه نشده‌ان

خاطره طنز شهدا 
قضاوت عجولانه‏  
من این مطلب را بارها خوانده ام و شاید در وبلاگ هم گذاشته باشم اما چون زندگی هر روزمان پر از این قضاوتهای عجولانه می باشد ارزش آن را دارد که شما عزیزان هم برای چندمین بار بخوانید . شاید در رفتارها و قضاوتهایمان تغییر ایجاد شد .

قضاوت عجولانه‏ 
قسمت  
پدرم اگر مسلمان نبود شاید من زرتشتی بودم 
شاید در هندوستان گاوی را می پرستیدم 
پدرم اگر مسلمان نبود شاید در شاخ آفریقا برای تکه ای نان 
مقابل سنگی زانو می زدم و شاید مثل بودایی ها به قاری هجرت 
می کردم. 
اگر مسلمان نبود عمری باید می گشتم تا حقیقتش را درک کنم و حالا در این جامعه حفظ کردنش سخت است... 

قسمت 
برای ما 46  
‍ همسرت رو بغل کن.
بهش بگو چقدر دوستش داری،
اگه از دستش دل گیری به این فکر کن،
 که اون توی تمام آدمای دنیا تو رو برای ادامه زندگی انتخاب کرده،پس ببوسش ،
ازش تشکر کن و بهش وفادار باش.
باور کنیم روزی هزار بار می میره،
کسی که فکر میکنه برای کسی مهم نیست...
هوای هم رو داشته باشیم ...
حتما بهتر میشه ...
شاید یه روز دیگه وقت نباشه ...
شاید ما نباشیم ...
شاید اون نباشه ...
و دیدنش آرزومون بشه ‌...
وقت کمه ...
زندگی کوتاه است ...

برای ما 46 
پوکهٔ بیست و ششم  
به نام حیوان
شاید این یه دلنوشته باشه،شاید هم عقده نوشته یا شاید هم درد نوشته.نمیدونم
امشب وقتی فکر کردم دیدم دلم زندگی میخوام.دوس دارم مثل خیلیا زندگی کنم.بگردم،اینور برم اونور برم.جوونی کنم،یه بدن درست و حسابی بسازم،لباس درست و حسابی بپوشم،جوری که قبلا بودم.حالا نمیدونم چی شده.شاید پولشو ندارم (که ندارم)،شاید دارم به خودم ریاضت میدم،شاید هم از همه چی بریدم.دیگه شاد نیستم،هر فکری برای آیندم میکنم یه سنگی جلوش هست.امشب از هر شبی خسته ترم.د

پوکهٔ بیست و ششم 
كتاب طنز صنعت بيمه ايران  
امروز سال ١٣٩٤ پایان می یابد.اكنون كه زایش زیبای طبیعت دلیلی برای شادی فراهم كرده است پس باید از گفتن واقعیت های تلخ صنعت بیمه ایران پرهیز كرد.اما همین واقعیت ها را می توان دستمایه طنز قرار داد.برای مثال این واقعیت كه قانون جدید بیمه شخص ثالث تصویب شده  اما در وبسایت سازمانهای ذیربط  در كنار خبر حضور كأركنان سازمان كذا در راهپیمایی ٢٢ بهمن ، این قانون درج نشده است.همین را بهانه قرار می دهیم و إز شما می خواهیم مطالب طنزگونه خود درباره عملكرد

كتاب طنز صنعت بيمه ايران 
چهل  
شاید قرار بود به اینجا برسم تا ادمها را با نقصشان پذیرا باشم شاید قرار بود سرم به طاق گناهکاری کوبیده شود تا تو را درک کنم که توبه شکستن و درد کشیدن را بفهمم. 
شاید مسخره باشد این بهار که دل بی دلی میکند برای دلدار شاید مسهره باشد .
گاهی خجالت چشمان یک مرد تو را نمیدانم چه میکند.

چهل 
:(  
این روزها خیلی دلتنگتم
خیلی
مدام بهت فکر میکنم
خیالبافی میکنم....
اما
به خودم قول دادم که دیگه سراغتونگریم....
شاید دارم بزرگ میشم....
نبودنت یه حفره خیلی عیمق ایجادکرده
هم توزندگیم هم توقلبم
وقتی اسمس میاد میپرم سمت گوشی ودعامیکنم توباشی 
اما دیگه دنبالت نمیام
شاید هنوزم منتظرم دلت برام تنگ شه
هه.......
شاید هنوز باورم نشده
اون آدم رفت...
بدکردی...به خودت بدکردی....اینو بفهم....

:( 
این بار عبادتت مى کنم  
خدایا این بار عبادتت میکنماین بار عبادتت مى کنم نه از آن روى که هستى و خدایىنه از آن روى که نمازت را بر من واجب کرده اى و چون سر بپیچم عذابم مى کنىنه از آن روى که حتّى بهشتم برىو نه از سر عشق و عاشقى که از دهانم بزرگ ترست ادّعاى عشقِ تو...این بار نماز مى گزارمبه شیوه ى رسولت و تا بشود شبیه «احمدت»که شاید شباهتم به محبوبت به یاد حبیبت اندازدشاید نگاهت به من از صنف آن نگاه که به او کردى شودشاید در پس پرده خبرى باشدشاید در این دنیاى کشف جاذبه ها و ان

این بار عبادتت مى کنم 
 
+من به این مبینا میگم این خلجی (رجوع كنید به گوگل)تورو دوس داره میگه نه:/
آخرش محنا(مهنا)به زور تو مخش كرد كه خره از چشاش معلومه میخوادت!
هیچی دیگه:)
رفتم تو اینستاش ،نوشته بود بی تو ای دریا ،منِ قطره چیكار كنم و از این حرفا!
گفتم مبینا بیا اینم سند!
یهو خلجی اومد تو كلاس خندمون گرفت!
پ.ن:اون شعری كه خلجی گذاشته بود تو اینستاش این بود (فریدون مشیری):
میروم،شاید كسی پیدا شود
بی تو كی این قطره دل دریا شود؟:))
 
 
 

 
انقراض  
 ممکنه نسل انسان با هیچ کدوم از  پیش بینی های صورت گرفته  منقرض نشه شاید زن ها با پیشرفت علم ، از یه جایی،شروع کنن به نبودن به فرزند دختر به دنیا نیاوردن به ازدواج نکردن به بچه دار نشدن.... البته دانشمندان عزیز برای این هم راهی پیدا میکنن و شاید هم جایگزینی برای زنها پیدا کنن و شاید هم زنهای خوشبختی باشن که دلشون بخواد یک زن دیگه به دنیا اضافه کنن!!!!! اما خب  به نظر من این احتمال هست که موجی از افسردگی و  ناامیدی  دنیا رو فرا ب

انقراض 
گمشده  
دیدی وقتی یک چیزی که برایت با ارزش و مهم است گم می کنی ، چه حسی داری ؟ همه جا را می گردی، زمین و زمان را، هر جا که فکرش را می کنی، دوبار، سه بار و شاید بیشتر، حتی جاهایی که شاید آن شی نیفتاده باشد.باز هم می گردی.بی توجه و هی به یاد می آوری آخرین بار کی و کجا دیده بودیش یا چطوری بود یا آخرین بار کجا بود؟حالا فکر کن آدم مهمی از زندگیت را گم کنی یا دیگر نبینیش.دنبالش می گردی ، هر جا می روی ، کاری نداری آنجا با هم بودید یا نه، همه خیابانها و شهرهایی که می

گمشده 
دل نوشته  
خیلی وقته چیزی ننوشتم، نه دست و دلم به نوشتن می رفت نه دل خوشی از به اشتراک گذاشتن مطالبم داشتم. نمی دونم شاید بهتر بود بلاگفا خودش این وبلاگ رو غصب می کرد. مثل مخابرات که اگر یه مدت از یه سیم کارت استفاده نکنی غصبش می کنه، جالب می شد. یه سری به وبلاگم می زدم و می دیدم همین آدرس تبدیل شده به یه وبلاگ آشپزی، یا شاید یه بچه دبیرستانی داره توش از پیچ و خم اولین عشقش می نویسه، یا شاید یه دانشجو توش جزوه های استاد فلانی رو به اشتراک گذاشته... خوب در هر ح

دل نوشته 
 
یك دورانی دوران ارمان خواهی و كمال گرایی بود.تلاشها برای این بود كه بهترین باشی 
و به بهترین چیزها برسی.حتی اگر در این راه جان را هم می بایست از دست داد مهم نبود
در راه ارمان باید از هر چیزی گذشت . اما مثل تمام عصرهای دیگر این دوران هم غروب كرد
و انسانهای ان عصر هم با سر سقوط كردند به دورانی كه در خوشبینانه ترین حالت شاید بتوان
اسمش را گذاشت دوران سرخوردگی یا دوران تلاش برای حفظ حیات و دیگر هیچ! در این دوران جدید 
دیكر كوچكترین ردپایی از ارمان خ

 
    

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام

جدیدترین مطالب

خرید مستقیم فرش از کارخانه !!
تفاوت قیمت با فروشگاه های سطح شهر 30 الی 50%