بی بلاگ

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بی بلاگ هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

***

خیریه مهربانه

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

خرید پستی جا قاشقی داخل کشوی گردان جا قاشقی خرید پستی

این محصول جهت قراردادن قاشق، چنگال، کارد و ... برای نگهداری در کشوی کابینت می باشد. در این محصول به منظور افزایش کاربری و سهولت استفاده در قسمت فوقانی بخشی با امکان چرخش 360درجه در نظر گرفته شده است.همچنین می توان از این قسمت به صورت جداگانه در هنگام سرو غذا روی میز استفاده نمود.

خرید

قیمت : 35,000 تومان



یادداشت های من و خودم

از خودم بدم میااد  
از خودم بدم میاد،چرا من نمیتونم دردمو تو دل خودم نگه دارم؟
این چه اخلاق بدیه من دارم.
نباید حرف بزنم ،نباید بگم از دلم .اونم واسه کسایی که همدمم نیستن.مثل دیوارن
میخوام با خودم قرار بذارم دیگه با کسی درد ودل نکنم
به خودم قول میدم
 
 
 

از خودم بدم میااد 
شکوه...  
من اگر جای سنتور جان دل بودم قطع به یقین شکایت نامه ای علیه خودم و مضراب ها مینوشتم به این مضمون:"دخترک بی رحم،دلخور از بی رحمی روزگار بر تن خسته ام میکوبد رفیق های جان را!!!امانم دهید..."نمیدونم چرا من با خودم حرف میزنم ولی خودم جوابم رو نمیده!!خودم!!!قهری؟!کاش سلفژ نبود تا با خیال راحت میگفتم پس این عید کوفتی کی تموم میشه!!!!!مثبت نوشت:اوضاع تمرین خوب است...

شکوه... 
نرم افزار دفترچه يادداشت Evernote v7.0.7 مخصوص اندرويد  
نرم افزار دفترچه یادداشت Evernote v7.0.7 مخصوص …honarweb-sky.web.davernews.in/list/...Evernote برنامه ای قدرتمند در زمینه ی یادداشت برداری و ثبت وقایع روزانه برای اندروید می باشد .آرشیو وبلاگهای ایرانی - نرم افزار دفترچه یادداشت Evernote ...referenc-blogfa-com.nahamta.ir/tag/نرم+افزار+دفترچه...نرم افزار دفترچه یادداشت Evernote v7.0.7 مخصوص ... نرم افزار اندروید پارت ...دانلود The Journal v7.0.0.917 \- نرم افزار ایجاد دفترچه ...nagoftehayezehn.web.sazernews.in/list/دانلود+The+Journal+v7...... راه حل مفید برای نگهداری یک دفترچه یادداشت

نرم افزار دفترچه يادداشت Evernote v7.0.7 مخصوص اندرويد 
این روزهای من  
این روزا به کارهایی که نتونستم انجامش بدم خیلی فکرمیکنم. کارهایی که تو سالهای قبل میتونستم ولی نشد. یه لیستی واسه خودم تهیه کردم و اون کارها رو لیست کردم. همش هم با خودم میگم نکنه عمرم به بطالت گذشته باشه. نکنه از عمرم مفید استفاده نکرده باشم. خیلی راحت بگم شک دارم که از خودم راضی هستم یا نه.
خیلی دلم میخواد کارای پژوهشی بکنم. یه مقاله. یه چیزی که موثر باشه. که حس مفیدبودن رو در من برانگیزه.
دلم یه استراحت چندماهه میخواد که فقط فکرکنم. فکرکنم به

این روزهای من 
به پایانم نبر از نو بیاغاز...  
قبل ترها خیلی خودم رو مقید میکردم که مثلا این اولین یادداشت ِ امساله... این آخرین یادداشت ِ بهاره.. این اولین نوشته ی پاییزیه.. باید متفاوت باشه! ولی حالا نه.الان٬ همین الان داشتم فکر میکردم با اینکه خوبم٬ اما میشه بهتر هم باشم. چقدر نیاز دارم برای اون بهتر بودنه٬ یکی جلوم بشینه٬ دستامو بگیره٬ عمیق نگاهم کنه٬ و با یه صدای آروم؛ کمی.. و فقط کمی بلندتر از زمزمه٬  بهم بگه: دیگه فکرشو نکن..  تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به پایانم نبر از نو بیاغاز... 
آی ام اندوهگین:(  
اون از وضع زیبای نمره هام!
اونم از دابل اس ک تو هیچکدوم از رای گیریا اول نشد
اینم از خودم ک همش تو نتم!
واقن درک نمیکنم چرا نمیتونم بیشینم پایه درسام!
ای بابا دیگه دارم شورشو در میارم اه
خیلی آدمه بدیم
احساس بی مصرف بودن میکنم
هیچ کاریو درس انجام نمیدم
واقن برا خودم متاسفم!
بدم از خودم میاد...

آی ام اندوهگین:( 
پارک نوردی و تبریک عید  
سلام
صبح خودم به خیر
اینجا باغ مخفی منه. پس حق دارم با خودم حرف بزنم و به خودم سلام کنم.
1. باید شاخص بذارم و از حرفهای محمد نترسم. 
گفت صبح تاریکه، نرو پارک... وقتی بیدار شدم و دیدیم زیاد تاریک نیست، چیزی نگفت.
2. هنوز کارها و اقدامات گذشته توی کله ام وول می خوره. باید تمومش کنم. شیفت دیلیت. 
 
تصمیم گرفتم...

پارک نوردی و تبریک عید 
بازم ...  
خدایا
میدونم چیز جالبی نیس که آدم صد بار توبه بشکنه
ولی حداقل اگه به ازاش صدبار برگرده
شاید از هیچی بهتر باشه
مشروط به این که پررو نشه...
ببخشید به خاطر روی زیادم
و به خاطر حیای کمم
داشتم پیش خودم فکر میکردم که اگه خودم باشم
و بنه ای مثل خودم داشته باشم
نمی بخشمش
ولی دیدم اینکه شما رو با خودم مقایسه کنم
به مراتب بی انصافی تره تا اینکه ازت درخواست بخشش کنم
جالب نیست که هر روز از عدم موفقیتم در قولِ
اخلاص
بنویسم اما شاید نوشتنش باعث بشه که بیشتر ح

بازم ... 
blogfa ، دفتر یادداشت برای یادگیری و یادآوری  
سلام دوستان
از امروز قصد دارم تمام چیزایی که یاد می گیرم رو سریع توی وبلاگم بزارم
اینجوری هم اگه کسی نیاز داشت می تونه بخونه و متوجه بشه و هم خودم اگه مشکلی برام به وجود اومد جایی رو دارم که پیداش کنم
اخه همه چیز زود یادم میره

blogfa ، دفتر یادداشت برای یادگیری و یادآوری 
غرغر به خودم!  
ای کاش من یه ذره آدم میشدم!!!!یکی نیس به من بگه بابا!آخه بچه جون،10 روزه فقط!!!10 روز بشین درست رو بخون بعدش 20 روز بزن و برقص و خوش باش.یه اخلاق گندی که دارم اینه که وقتی یه شکستی میخورم دیگه ناامید میشم.فکر میکنم دنیا به آخر رسیهد.اعتماد به نفسم رو به کل از دست میدم.فکر میکنم دیگه نمیتونم!دیگه نمیشه.در صورتی که خودم میدونم اگه خودم بخوام خدا هم کمک میکنه و واقعا میشه.من میخوام یه بار هم که شده خودم رو به خودم اثبات کنم بعد چند سال!!!!!!!!عاقاااااا هرچی

غرغر به خودم! 
خاک تو سرم!  
نباید به خودم فحش بدم،اما من میگم تا شاید یه تلنگری باشه برام.
امروز رو سوزوندم،فردا و پس فردا ها هم اگر اینطوری پیش بره،خواهند سوخت.
من با دستان خودم،خودم را بدبخت میکنم.
نباید اینطور بشود.نباید بی هدف فرصت هایم را با دست خودم قتل عام کنم.
چرا پشیمان نیستم از کارهایی که نباید بکنم و میکنم و کارهایی که باید بکنم و نمیکنم.
من اگر میخواهم کاری بکنم با ابطال وقت که چیزی درست نمی شود.
بدبختی در واقع خود من هستم،مشکل خود منم،و جالب اینکه راه حل هم خ

خاک تو سرم! 
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم  
 
شعری از فاضل نظری...
 
من آسمان پر از ابرهای دلگیرم
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم
 
من آن طبیب زمینگیر زار و بیمارم
که هر چه زهر به خود می دهم، نمی میرم
 
من و تو آتش و اشکیم در دل یک شمع
به سرنوشت تو وابسته است تقدیرم
 
به دام زلف بلندت دچار و سردرگم
مرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم
 
درخت سوخته ای در کنار رودم من
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم
 

اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم 
در خانه ما عشق كجا ضيافت داشت /آخرين نامه  
تو از رنج‌های من برایِ فراموش کردنت چیزی نمی‌دانیهیچ کس نمی‌‌داندهیچ کس جز خودم و همان خدائی که دیگر دوستم ندارد و دیگر دوستش ندارممثلِ یک پلنگِ وحشی با خودم دست و پنجه نرم می‌کنمخودم با خودم حرف می‌‌زنم میگذارم یک دیوانه که خودش را به زور در سرم جا داده نصیحتم کند.
شب‌ها ، این شب‌هایِ تاریکِ طولانیِ بی‌ پدرحرف‌های توآخرین حرف‌های تو شکلِ یک سگِ هار می‌‌شوندسگی‌ که وحشی تر از قبل وجودِ نازکِ مرا می‌‌درد و می‌‌درد و می‌‌درد... و م

در خانه ما عشق كجا ضيافت داشت /آخرين نامه 
ولی به جان خودم خودشون راضی بودن  
بعد از اینکه موهای خودم رو کوتاه کردم به دو تا از دوستای خیلی نزدیکم هم پیشنهاد کردم که موهاشون رو بزنن و کلی تبلیغ کردم که آی کیف داره و اینا . بعد هر دو تاشونو بردم پیش آرایشگاه خودم و کار رو تموم کردیم . خب دوستان به مامان هاشون نگفته بودن که دارن کجا میرن . وقتی مامان هاشون موهاشو نو دیده بودن هر دو تا گفته بودن ما میدونیم کار، کار ِ اون پریشان الملوک گیس بریده س .

ولی به جان خودم خودشون راضی بودن 
سرگشته ام چو باد  
چه کنم من با امسال؟ با تابستان و پاییز و زمستانش چه کنم؟ ما هنوز بهار نداشته ایم، خبرت هست؟می دانی؟ چند روز است دنبال خودم می گردم پیدایم نمی کنم. گم شده ام لابه لای خاطراتت. کمی عقب برو بگذار خودم را پیدا کنم. یک سری ها را دور باید بریزم. خدا را چه دیدی یک وقت تو هم بینشان بودی!

سرگشته ام چو باد 
210  
به خدا دست خودم نیست
حالم از خودم بهم میخوره میام اینا رو اینجا مینویسم
اما خیلی ضعیف و حساس شدم
حسودیم میشه به این دختره، به خیلیای دیگه
من چی کم دارم مگه از همشون؟
چرا نمیتونم خودمو جمع و جور کنم لعنتی
دلم بدجور شکسته
کاش این پستا رو هیچکس نخونه
 

210 
دائما" یکسان باشد حال دوران ، غم بخور!  
به نتیجه ی نا امید کننده ای رسیدم..اینکه انقدر زور زدن برای
تغییر کردن فایده ای نداره... فکر کنم بیشتر باید تلاش کنم تا همین که هستم
رو هضم کنم.. همین ذهن ، بدن ، شرایط ... راه رفتن امروزم تا خونه این رو
بهم گفت.. سریع و فرار گونه... خیلی وقت هست که احساس جذاب نبودن رو دارم..
حتی برای خودم .. جذاب نبودن صرفا" به ظاهر خلاصه نمیشه .. علاوه بر اون
خسته کننده س افکارم ، رفتارم ... تمام این مدت که خودم بودم وخودم .. که
دست خودم رو میگرفتم میبردم اینور اونور

دائما" یکسان باشد حال دوران ، غم بخور! 
دو ساعت برای خودم  
دو ساعت از این جمعه مال من است پدر و پسرک با عموی پسرک رفته اند استخر ومن از صبح که داشتم صبحانه برایشان  اماده میکردم لیست کارهایی را که میتوانم درخلوت خودم بدون حضوراین دو انجام دهم را مرورمیکردم.کتلت مرغ روی اجاق است زعفرانی و خوشمزه با امضای خودم اما یک شکل و هم اندازه نیستند چون هول هولکی با قاشق و چنگال شکل دادمشان مهم نیست .موهایم را در این فاصله رنگ کردم و دوش گرفتم و لباسهای روی تخت که تمام نشدنی هستند را تا زدم و هرکدام را در کمد وک

دو ساعت برای خودم 
غزل ناقص  
دو شب از شب‌های قدر گذشته بود. با خودم گفتم بشینم یه غزل برای حال و هوای این شب‌ها بگم. یک وزن دوست‌داشتنی رو انتخاب کردم، اما از پس‌ش بر نیومدم. غزل ناقص‌م این بود:
دیده‌ی من، از غم تو، تر شده
در نظرم عشق چه بهتر شده!
دفتر اعمال پر از معصیت
هرچه که بوده، همه پرپر شده
از برکات شب قدر است، اگر
جان و تنم از تو منور شده...

مهدی فتاحی
1394/4/17

وقتی می‌خواستم یادداشت‌ش کنم، توی قسمت توضیحات نوشتم:
«گفتم کمی غزل بسرایم، ولی نشد»

غزل ناقص 
.  
*خداوندا به پاهای من قدرتی بده برای رفتن و به دست هام توانی برای ساختن زندگی تازه.مثل همین سه سال پیش.که اگر نبودی،اگر نمی خواستی،امروز جایی بودم که هرگز نمی خواستم!سه سال پیش رفتم،برای احساس خودم،احترام به خودم و رفتن پی آرزوها و خواسته های خودم!این بار باید رفت برای احساس او،احترام به او و آرزوها و خواسته های او.می خواهم و توان ندارم.می روم و به آستانه در نرسیده،بازمی گردم و پنهان می کنم خودم را در آغوشش."از پیش تو پای رفتنم نیست"!جنگ ب

. 
نقد انیمیشن inside out  
سلام خدمت همه ی کاربرای عزیز بعد از مدت ها یه مطلب براتون قرار دادیم در مورد نقد انیمیشن inside out.من خودم این انیمیشن را دیدم ولی الان وقت ندارم که نقد اختصاصی خودم را بنویسم(تواناییشم ندارم D:) بنابراین این مطلب را از منابع مختلف جمع آوری کردم ولی خودم به شخصه دیدن این انیمیشن را توصیه میکنم:
متن نقد ها در ادامه ی مطلب

نقد انیمیشن inside out 
 
دوباره سلام...
اینجا هم كسی نیس ولی واسه دل خودم مینویسم...
خدایا خودت كمكم كن...جز تو پناهی ندارم ...خودم پر دردم ولی باید خودمو قوی نشون بدم..
حفظ ظاهر كنم...خدایا تورو به بزرگیت قسم هرچی خوبه رو واسم پیش بیار..
خدایا تورو خدااا

 
یادداشت شب بیست و نهم ماه مبارک رمضان  
ماه رمضان امسال را هم در حالی به پایان می برم که با دست خالی آمدم و با همین وضعیت خواهم رفت. این روزهای آخر وقتی از فشار تشنگی و گرسنگی می گویم خدایا پس کی این ماه ... ، انصافا بعدش پیش خودم شرمنده می شدم و به خودم نهیب می زدم تو چقدر بی معرفتی؟، بنده خدا این از جهل توست که این حرف را می زنی، تو چه کارهایی می توانستی بکنی و نکردی، چه قرار و مدارهایی می توانستی با خود و خدای خود ببندی که نبستی و... صحبتهایی از دست ناشی از شرمندگی
فراز های دعای ابوحمزه

یادداشت شب بیست و نهم ماه مبارک رمضان 
سنگر خاطرات ۸۳  
[ سنگر خاطرات ]
~~ مثل بچه های خودم هستم
∞ شهید مهدی باکری
شهردار که بود٬ به پرورشگاه بچه های بی سرپرست خیلی اهمیت می داد.
هفته ای یک بار می رفت به آن جا سر می زد.
چند ساعتی با بچه ها می گفت و می خندید.
یک بار حرف پیش آمد از ازدواج بچه های پرورشگاه و این که مهدی هر کاری از دستش برآمده برایشان کرده.
خودش زیر بار نمی رفت.
می گفت: کاری نکرده ام!
بالاخره گفت: این بچه ها مثل بچه های خودم هستند. اصلا دختر و پسرهای خودم هستند. اگر دختری را می فرستم خانه ی بخت٬

سنگر خاطرات ۸۳ 
مهسا ناوي  
 (نوازش) 
چشمایه بسته تو رو با بوسه بازش میكنم قلب شكسته تو رو خودم نوازش میكنم 
نمیزارم تنگ غروب دلت بگیره از كسی تا وقتی من كنارتم به هر چی میخوای 
میرسی خودم بغل میگیرمت پر میشم از عطر تنت كاش كه تو هم بفهمی كه 
میمیرم از نبودنت خودم به جای تو شبا بهونه هاتو میشمرم...
من عاشق این موسیقی هستم

مهسا ناوي 
تو و دوستی خدا را  
شاید باید گاهی از خودم هم رد بشم از خودم بی رحمانه و از دیگران مهربانانه !گفتم بعد تو توکل به خدا فکر میکردم جانانه تر از اینا پای رفاقت بایستهکسی که جانانه باهات نیست و رها کن شاید جانانه بتونه جای دیگه ی بدرد بخورههمیشه گذز های زندگیم سخت بوده

تو و دوستی خدا را 
اشتباه من  
سال پیش این موقع،این روزا
چه روزای متفاوتی بود برام
هنوز از خاطرش هم کلی ذوق می کنم
خودم با دست خودم همه چی رو خراب کردم
پس کی می خوام یاد بگیرم که لحظه ای تصمیم نگیرم؟
خب اگه بیشتر صبر می کردم،
شاید همه چیز یه جور دیگه میشد..
+ نمیدونم..!
گاهی میگم " الخیر فی ما وقع"
حتما صلاح بود.. شاید...

اشتباه من 
21  
بعضی وقتها دلم میخواد از اتفاق های کوچیک یا حتی از روز مره هام بنویسم بعد به خودم میگم که چی ؟ حالا فرض هم کنیم که نوشتی ، واقعا تاثیری توی حالت داره ؟ یا به خودم میگم الان مثلا این خزعبلات رو چرا نمیری توی یه دفترچه بنویسی ؟ چرا ادم وار کار هات رو نمیکنی ؟ الان مثلا اینجا مینویسی واقعا منتظری کسی بخونه این چرت و پرت ها رو ؟ تازه کلی هم زحمت رمزی نوشتن رو هم به خودت میدی! اخه مگه مریضی ؟ اینا رو دقیقا هر دفعه که میام اینجا یا به این وبلاگ فکر

21 
آیا این پدیده زندگی شما را فلج کرده؟  
قطعا برای همه ما اتفاق افتاده است؛
قرار است کاری را انجام دهیم ، اما خیلی ساده آن را انجام نمی دهیم !
یک سال پیش تصمیم گرفتم کسب و کار خودم رو راه بندازم اما تا حالا کاری انجام ندادم
دو سال پیش به خودم قول دادم روابط اجتماعی ام رو تقویت کنم اما هنوز تو تنهایی خودم دست و پا می زنم
یک سال پیش با خودم عهد بستم تا 6 ماه بعد بهترین کارمند و فروشنده شرکت باشم اما تو این 12 ماه اتفاقی نیفتاده
اطمینان داریم نتیجه مفیدی از انجام دادن آن عمل و برنامه عاید

آیا این پدیده زندگی شما را فلج کرده؟ 
معجزه  
خدا معجزه نمیکند!
نمیدانم چرا من به دنبال اتفاق خارق العاده ای هستم که من را از این وضع فلاکت بار و ترحم برانگیز نجات دهد.
چرا خدا باید برای من معجزه ای کند؛در حالی که من با دست خودم گور خودم را به تدریج میکنم.
خدا بزرگ است،ما فوق تصور من حتی،ولی خدا چه کاره است این وسط،
دقیقا وقتی که من عمرم را به بطالت میگذرانم،وقتی که هدفی ندارم،
وقتی که در مقابل خواسته های بی موردم،نمیتوانم به خودم نه بگویم.
ببین،نمیدانم که خدا معجزه ای برای من دارد یا نه؛


معجزه 
ناخوانده  
سرما بدی خوردم ،از صبح گلو درد و الان هرچی پیش میره حالم بدتر میشه به حدی که مامان ایناهم بیرون رفتنشون  بخاطر من  کنسل کردن .احتمالا آخرشب با بابا برم اورژانس .چون الان خیلی شلوغه. دکتر نمیرم و خودم برای خودم دارو تجویز کردم.

ناخوانده 
یادداشت پنجم : بد احوال  
سلام بر مولای غریب ..
سلام بر مولای ِ غریب ِ غربا ..

آقا جان . حال و روزم که بر شما پنهان نیست ... بد خلقی ها ... به گریه افتادن های شبانه ... پشیمانی های هر روزه و هر روزه ...
این که چه شد که به اینجا کشیده شدم را نمی دانم ، این که چه کنم که از این جا بیرون بروم را هم نمی دانم ...
نمی دانم بابا جان !
نمیدانم راه نجاتم را ... نمی دانم ...

راستی حضرت پدر ؟ این حکم که گریه نماز را باطل می کند را کجای دلم بگذارم آخر ؟ چون منی که در پهنه ی دنیا جز خدای خود احدی را ندا

یادداشت پنجم : بد احوال 
روز گند  
خیلی بیشعور بازی در میارم جدیدا و آدم پستیم و خودم هم حالم از خودم به هم میخوره اما دلیل اینهمه ناهنجاری چیه و چه چیزی توی رفتار عادی
خلل ایجاد میکنه ؟ تنها نتیجه ای که به اون رسیدم ، جذبه های این دنیا بود که داره منو از دنیای واقعی دور میکنه و معلوم نیست آخرش سر از کجا دار میاره.
ولی باورم به اینه که خودم همچین چیزیو نمیخوام و احتیاجی هم به مشاوره و درمان اینچیزا ندارم و همه چیزش دسته خودمه فقط باید به خودم بیام و همه چیزو درست کنم و طرز حرف زدن

روز گند 
تعطیلات تابستانی  
هنوز تابستون نیومده که خودشو ولو کنه توی شهر و گرماش طاقتمون رو بگیره و  رفت و آمدهامون مختل بشه ولی من تصمیم گرفتم برم یه مدت در گوشه عزلت خودم برای خودم تعطیلات. تعطیلی از همه چیز فعلا. دیگه وب رو آپ نمی کنم تا کی نمی دونم شاید تا وقتی که نسیم خنک پاییزی دوباره بوزه. خدانگهدار همه 

تعطیلات تابستانی 
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود  
 حرف های زیادی برای گفتن هست قلم بر میداری و می نویسی به نظرت خوب نیست   وباز می نویسی و این دور نابودی وتولد همچنان ادامه دارد فقط برای اینکه میخواهی بگویی دلم برای خودم بدجور تنگ شده کل کاغذ را پر میکنی از گاهی دلم برای خودم تنگ می شود گاهی دلم برای خودم تنگ می شود گاهی دلم برای خودم تنگ می شود  گاهی دلم برای خودم تنگ می شود گاهی دلم برای خودم تنگ می شود و وقتی به خودت می ایی می بینی چند صفحه پر از  گاهی دلم برای خودم تنگ می شود جلوی

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود 
*کار لعنتی  
وقتی تمام عصر جمعه غم عالم می افته تو دلم که واااای خدا فردا شنبه س، اصلاً عجیب نیست که دیگه هیچ انگیزه ای برای کار کردن نداشته باشم.باید با خودم حرف بزنم.باید توانایی هام رو به خودم یادآوری کنم،باید ترس هام رو بذارم کنار و دنبال کار جدید باشم.اینجا هر روز دارم افسرده تر می شم...

*کار لعنتی 
تنهایی  
باید به فکر تنهایی خودم باشم
دست خودم را می‌گیرم و
از خانه بیرون می‌زنیم 
در پارک
به جز درخت
هیچ‌کس نیست
روی تمام نیمکت‌های خالی می‌نشینیم
تا پارک
از تنهایی رنج نبرد
دلم گرفته
یاد تنهایی اتاق خودمان می‌افتم
و از خودم خواهش می‌کنم
به خانه باز گردد
محمدعلی بهمنی

تنهایی 
عکس کارتونی خودم  
اینم عکس کارتونی من هست.
شباهت زیادی داره.همسرم گفت فک کرده من عکس خودم رو تو سایت آپلود کردم و سایت این عکس رو بهم داده در حالیکه اینطور نبود و خودت شکل کارتونی خودت رو میسازی..البته خواهرم گفت شباهت زیادی بهم نداره.خودم که فکر میکنم خیلی شبیه من شده.غیر ازینکه چشمهای من تیره  تر هست و اون خال کنار صورتم کوچیکتره و کمی زیر چشمم هست!
                                                                  ممنون از یاشل عزیز برای مطالب مفیدش!!!

عکس کارتونی خودم 
*چهارشنبه های دوست داشتنی  
*به طرز عجیبی نسبت به همه کارهاش بی تفاوت شدم.*موقع بیدار شدن، قراری با خودم گذاشتم!عصر اگر کاری رو انجام بدم، دو روز با خودم قهر می کنم.*برای آخر هفته هام یه کاری دست و پا کردم که اگه از پسش بر بیام، جدای از مسائل مالیش، یه تجربه کاری خوب میشه برام.سخت هست، اما من می تونم.*چهارشنبه بهترین روز هفته س. مخصوصاً از ظهر به بعدش

*چهارشنبه های دوست داشتنی 
فایل لایه باز لوگو شبکه نسیم  
سلام دوستان گلم امروز لایه باز هدر شبکه نسیم رو براتون آماده کردم من از این ایکن برای هدر چت روم خودم استفاده کردم اگه شما هم خواستین بگین تا خودم براتون بسازم طراحی با خودم بوده و از جایی کپی نکردم زیباسازی چت روم : پازل طرحآیدی تلگرام مدیر پازل طرح : telegram.me/chatsuport
زیبا سازی چت روم | پازل طرح

فایل لایه باز لوگو شبکه نسیم 
شونزدهم  
انقد حرف از همه چیز برای زدن هست که این ننوشتنه و سکوته رو مخم رفته دیگه .. دست خودم نیست که این روزا دلم سکوت میخواد .. و این امتحانا رو حتی نمیخواد! امتحان اولی خوب گذشت و از همه طرف همکاری شد! ولی روزِ نحس و بدی بود که بیشترش بازم تقصیر خودم بود :) فردا امتحان دوممه و خب .. گذاشتمش شب بخونم چون فکر می کردم سادست و شب که شد دیدم اونقدرام ساده نیست! پس فعلا جزوه بسته شد تا صبح توی آژانس یه مروری بشه در حد قبولی .. امتحان اسمش برای آدم استرس میاره حتی ب

شونزدهم 
شروعی دوباره ... !  
درود به شما دوستای عزیزم
می دونم می دونم !!! 
قبل از هر چیزی ببخشید :(
آره حق با شماست ! مدت زیادی بود که نبودم . اون هم اول کاری :| اما خب می دونید فازم با خودم معلوم نبود !‌ یعنی انقد از این شاخه به اون شاخه رفتم که خودم خسته شدم (البته شاخه به شاخه کردن در زمینه کامپیوتر و نه مثل ... اره :)) )  در آخر کار به این نتیجه رسیدم که برم سر وقت موضوعی که بهش علاقه دارم . درسته . می خوام در زمینه بازی سازی کار کنم . تا اونجا که یادمه همش بازی کردم و گفتم حالا وقتشه

شروعی دوباره ... ! 
دلم میخواد کتابمو بکوبم به در و دیوار !  
اعصابم بسی داغونه....پیش یک هیچی بلد نیستم....این زیست چیه با این مسائله کراسینگ اور ؟! اصن چی میگه ؟! من واقعا چرا زیست رو نمیفهمم ؟! به خدا از 100 تا مسئله حرکت و نیروی فیزیک سخت تره....من حاضرم بشینم 10 ساعت ریاضی و فیزیک بخونم ولی یه تست زیست نزنم !دلم میخواد کتابو بکوبم به در و دیوار...حتی یه مسئله هم خودم حل نکردم...همه رو از روی پاسخ نامه خوندم...اینجور مواقع واقعا عصبی میشم...
خیلی بد شدم :((....بابام میگه باید با بسم الله بسم الله از کنارت رد شیم...خودم

دلم میخواد کتابمو بکوبم به در و دیوار ! 
مسیر بی باز گشت  
هزار بار لعنت به من....هر روز هزار بار این سوال رو از خودم میپرسمهر روز هزاران بار میمیرم و زنده میشم... که چه کردم من دستی دستی با خودم....!چرا کردم؟ چرا اینکار رو باخودم کردم؟؟ اون موقع که سر بله گفتن اشک میریختمو همه فکر کردن از خوشحالیه... اون موقع چرا اینکارو باخودم کردم؟؟ چرا فرار نکردم از همه چیز...؟بهم گفتی کاش نرفته بودی این مسیر بی بازگشت رو....  آره منم روزی هزار بار به خودم لعنت میفرستم که چرا چرا چرا رفتم این مسیر بی بازگشت رو....خیلی

مسیر بی باز گشت 
خریدممبرفیک تلگرام  
افزایش ممبر رایگان
افزایش ممبر کانال بدون محدودیت
اضافه کردن خودکار ممبر بدون دخالت شما
ساخت کانالهایی با اعضای بالا بدون هیچ گونه محدودیتی !!
داشتن ممبرهایی که قابلیت لفت ندارن و همیشه ثابت هستند
اضافه کردن ممبر بدون نیاز به ادمین بودن در کانال
قابلیت فروش ممبر برای کانال های دیگران

فروش ممبر فیک

خریدممبرفیک تلگرام 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام

جدیدترین مطالب

خرید مستقیم فرش از کارخانه !!
تفاوت قیمت با فروشگاه های سطح شهر 30 الی 50%