بی بلاگ

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بی بلاگ هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

***

خیریه مهربانه

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

خرید پستی جا قاشقی داخل کشوی گردان جا قاشقی خرید پستی

این محصول جهت قراردادن قاشق، چنگال، کارد و ... برای نگهداری در کشوی کابینت می باشد. در این محصول به منظور افزایش کاربری و سهولت استفاده در قسمت فوقانی بخشی با امکان چرخش 360درجه در نظر گرفته شده است.همچنین می توان از این قسمت به صورت جداگانه در هنگام سرو غذا روی میز استفاده نمود.

خرید

قیمت : 35,000 تومان



کم بیا دنبال من نیا دره خونمون میبینه از پنجره دختر همسایمون

191  
من هیچ وقت یادم نمیره ده یازده سال پیش رو.یادم نمیره اون شب که ریختن خونمون رو.یادم نمیره داد و بیداد ها و تهمت هاشونو.که به آقای پدر انگ دزدی از برادر مردشو زدن.انگ هدفدار رفتن به خونه ی زن برادر بیوه شو.من ده سالم بود ولی یادم نمیره شکستن اون روز های آقای پدر.همه ی اختلاف ها و دعوا های تو خونمون، تیکه کنایه هاشون.نه من، هیچ کس یادش نمیره...واسه همین تلاش دختر عمو، که از اول عید چهار پنج بار به آقای پدر زنگ زده، واسه اولین بار بعد از یازده سال پاش

191 
دختر یعنی  
دختر ♥ یعنی دوتا دست کوچولو که تو دستای عشقش گم میشن . . .
دختر ♥ یعنی یه عالمه احساس. . .
دختر ♥ یعنی وقتی سردش شد بپره بغل عشقش تا گرمش شه . . .
دختر ♥ یعنی ظرافت تو رفتارش باشه , نه اینکه ادا پسرا رو درآره . . .
دختر ♥ یعنی لبخند دلنشین خدا . . .
دختر ♥ یعنی گرمی بخش خونه . . .
دختر ♥ یعنی دنيای رنگی رنگی . . .
دختر ♥ یعنی دنياش بغل عشقشه . . .
دختر ♥ یعنی بابایی . . . .
دختر ♥ یعنی هیچوقت فراموش نمیکنه تاریخ تولد! رو . . .
دختر ♥ یعنی کلید

دختر یعنی 
باز دیدمش  
 سلام حالتون خوبه؟ من ک خوبم دیشب طبق معمول5خوابیدم و 12بیدارشدم وقتی بيارشدم بعدش دیدم مامان محمد اینا اومدن خونمون بعد مامانش بهش زنگ زد ک بياد اونم گف کار داره اما مامانش زیاد بمونه تا بياد ولی نمیدونم چجوری شد ک ب 20دقیقه نکشیده اومدقرار شد برن واحد بقلی مارو ببینن و اگ محمد خواس بخردش و این ب این معنیه ک محمد با زنش میاد میشه همسايمون البته شاید بخره روز خوبی بود چون عشقمو دیدم وقتی میخاس بره ساعتمو برد هیچی نگفتم و اونام رفتن دیدم تقری

باز دیدمش 
105  
همیشه دوست داشتم اتاقم یه پنجره ی بزرگ داشته باشه
رو به حیاط خونمون
لبه ی پنجره ی اتاقمم پر از گلدونای خوشگل باشه...
مخصوصا گلهای شمعدونی
تو حیاطم یه باغچه داشته باشیم پر از گل
با یه حوض فیروزه ای با ماهی های قرمز
یه بوته ی یاسم گوشه ی حیاط باشه
جالبه برام با این همه علاقه ای که به گل دارم
هیچوقت گلدون گل طبیعی ای نخریدم که بخوام بهش برسم
حتی نمیدونم چجوری باید از یه گل مراقبت کرد!
و البته یکی از دلایلی که باعث میشه گلدون نخرم همینه 
چون همیشه می

105 
کاش باران بودم...  
کاش باران بودم...
و غم پنجره را میشستم...
به هر کس که پس پنجره غمگین مانده...
از سر عشق ندا میدادم...
پاک کن پنجره را از دلتنگی...
که هوا دلخواه است...
گوش کن باران راکه پیامی دارد...
دست از غم بردار زندگی کوتاه است...
باز کن پنجره راروز نو در راه است... 

کاش باران بودم... 
آی ام عه گود گیرل:-D  
یه زمانی کارم گارد گرفتن بود، اگه بهم میگفتن بيا خونمون..حالا نه واسه کاریا!! مال این حرفا نبودم... اما خوب سریع پاچه میگرفتم که چیییییی؟؟!!! اصلا به چه دلیلی من باید بيام خونه ات؟؟ هان هان؟؟؟ 
پریروز که قرار شد بریم خونه شون اونقده خونسرد بودم که از اون دختر قبلی اثری نبود... با خودم میگفتم برو بابا،حالا مثلا مگه چی میخواد بشه!! بعد یکسال و نیم و شناختی که ازش دارم و اعتمادم بهش خداییییی خیلی ضایع بود میگفتم که نههههههه،نمیام... و کلی دلیل دیگه که

آی ام عه گود گیرل:-D 
(نام همه شعرهای من...)  
*****************************کفتار *شوم مزرعه بیدارفانوس های فاصله روشنکلبه سکوت کرده و دختراز پشت شیشه های مه آلودهر روز رد پای کسی را اندازه میزنداندازه صداقت یک مرد...معشوق ؟ دیگر منمبی شک نگاه نافذ عاشق معشوق هر دلی ستدختر گل سپید سرش را از روی موجواره مشکی وا میکندآنگاه با سری که گرفته در بین دست هاوانگاه با دلی که نشانده در چارچوب پنجره هشیارتکرار میکندباید گذشت ، باید رسید باید ..."دختر!در عمق سرد این شب دلگیر با ساق های نازک ع

(نام همه شعرهای من...) 
" جوک زنان "  
دختر یکی از اقوام بعد از بیست سال دوباره اومده خونمون
میخاست نماز بخونه گفت قبله کدوم وره نشونش دادم
خیلی جدی گفت
وااااااااااای هنوز قبلتون همینوره
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ولی کار سختو دخترا دارن که جمعه بعد از رای دادن
 
باید یجوری عکس بگیرن بذارن اینستا
 
که هم استامپ اینور انگشتشون بیفته
 
هم طرح لاک رو ناخونشون
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
حمید طالب زاده یه اهنگ خونده
 
اسمش دختره متنش اینه: یکی یدونه دختر چراغ خونه دختر
گلابتونه دختر ماه آسم

" جوک زنان " 
دلُم رنجوره...  
بند رختی وسط طوفانم،دستم از پیرهنت کوتاه است
ابرها پشت سرم میگریند،اتفاقات بدی در راه است
لب یک پنجره ی لیمویی باد و بوران گره میخورد بهم
شهر همسفره ی طوفان میشد،حالم از پنجره میخورد بهم
...
از همین پنجره ی لیمویی میتوانم به جهان اخم کنم
می‌توانم بزنم زیرِ تگرگ...صورتِ پنجره را زخم کنم
+ دم عید خوب نیس این حرفا ولی حال و روز آدم میطلبه گاهی.
+ شعر از من نیست.لااَدری.
+ راجبه چیزای دیگه حرف زیاد دارم اما فعلن وقتی نیست.و دوروبرم یه سری عزیزن که هرک

دلُم رنجوره... 
کبوترهای سقاخانه ی «اسمال طلا»  
هنوز مشق های مدرسه‌اش تمام نشده که مادر، چادرِ سپیدِ گلداری که برای جشن تکلیفش دوخته را می‌دهد دستش و دوتایی راه می‌افتند به سمت حرم تا از امام رضا بخواهند کمکشان کند.
وقتی به صحن «اسمال طلا» می‌رسند اشک در چشم‌های مادر جمع می‌شود و می‌نشیند روبروی «پنجره فولاد» و با خدا درددل می‌کند؛ از پول کرایه خانه می‌گوید که چند ماهیست عقب افتاده و از ماشین اصغرآقا _پدر دخترش_ که به روغن سوزی افتاده و نمی‌شود دیگر با آن مسافرکشی کرد... از دست‌های خ

کبوترهای سقاخانه ی «اسمال طلا» 
روی این بلندی غم وایسادم،شاید بیفتم(2)  
فک میکنم اول دبیرستان بودم که کتاب استخوان های دوست داشتنی رو خوندم. میشه خیلی سال پیش. مثلن ده،دوازده سال.
یه عمره!!
نمیدونم خوندینش یا نه، کتاب خوب و متفاوتیه. از زبان روح یه دختر نوجوون روایت میشه، از بین همه ی چیزایی که ازش یادمه، یه تیکه شو هیچ وخت یادم نمیره، توی پرانتز بگم که دختره، بعد از اینکه توسط مرد همسایه مورد تجاوز قرار میگیره، کشته میشه، پرانتز بسته،
وختی داره اولین رابطه ی خواهرش با دوست پسرشو ميبينه، در توصیفش میگه: "اولین تجر

روی این بلندی غم وایسادم،شاید بیفتم(2) 
شعر نو  
بگشایم پنجره ها را
تا که از باران 
قطره ای نصیب ما گردد
شای آنجا ، پشت آن پنجره ها
شاپرکی خواب باشد
شاید پشت آن شیشه ی بخار زده
پسرکی نقش اشکی از دل ما میکشد
بگشایم پنجره ها را
تا که از باران 
قطره ای از نصیب ما گردد
شاید آنجا پشت آن پنجره ها
پسرکی شعر می گوید
شاید که با عطر باران و خاک
شاید با صدای پرنده ها
شاید با هوای عاشقی
شاید....
شاید می توان با صدای باران هم عاشق شد
پس!
بگشایم پنجره ها را
تا که از باران
قطره ای نصیب ما گردد
(ابراهیم زلفی)

شعر نو 
غلبه بر چشم  
مغازه ای که در آن کار می کردند هم مشرف به پنجره همسایه روبه رویی شان بود.
 یک روز
مادر دید تمام پنجره های مغازه را با روزنامه پوشانده. 
گفت: چرا این طوری کردی؟ 
 حسین جواب داد: همسایه ما با دخترانش جلوی پنجره آرایش می کنند. 
من هر چه سعی کردم
که چشمم به آنها نیفتد؛ نمی شود.
 به همین دلیل تمام پنجره های مغازه را روزنامه زده
ام! 
  ❀شهید حسین خلخالی ❀ 

غلبه بر چشم 
آگهی ازدواج  
1-پسری موفرفری با سیبیل های قتور  شغل قصاب سیکل دارم دنبال یه دختر خوشگل ومامانی (ترجیحا دکتر) برای ازدواج هستم .
2- مهندس ابوذر هستم 35ساله یه دختر بااختلاف سنی 10ساله میخوام .
3- مجید هستم از تهران بیکار زن میخوام .
4- برزو هستم کسبی هست زنم شه .
حالا جوابهارم داشته باشید.
ناشناس :  موفرفری خجالت نکشی ها واقعا که.....
س : خیلی رو دارن .
جوانمرد : مگه میخواین عروسک بخرین ....
یه دختر : روکه رو نیست سنگ پای قزوینه ...
منفور: دختر خشگل و مامانی ؟!!!! دکتر؟ اینو با

آگهی ازدواج 
کوررنگی  
پنجره ها عینک خورشیدند
و ما عید امسال شیشه ها را پاک نکردیم
دیگرخورشید،
عقده اش را  روی بند رخت
خالی می کرد
و تمام رخت هامان از ترس
رنگ باخته بودند
اواخر زمستان ،
مهمان ها به خانه آمدند
و خورشید در جیبشان پنهان  بود
مجبور شدیم 
شیشه پاک کن بخریم
و با دستمال عینک
پنجره ها را پاک کنیم
دیگر مادرم برای نخ کردن سوزن
پشت پنجره می ایستاد
و برادرم 
عینک آفتابی نمی زد
من هم مورچه ها را
پشت پنجره می سوزاندم
آفتاب آنقدر واقعی بود
که دود از کله مورچه ه

کوررنگی 
اموزش gui در پایتون با کتابخانه tkinter این قسمت toplevel  
با سلام بهنام صباغی هستم با اموزش gui در پایتون با کتابخانه tkinter توی این قسمت میخوام براتون در مورد پنجره ها اضافی صحبت کنم که بهشون Toplevel میگند خب اول اینو بگم که این ابزار رو ttk پشتیبانی نمیکنه مثل پنجره ی روتمون درواقع همه چیزش شبیه اونه بجر ایجاد کردنش خب برای ایجادش اینطوری عمل میکنیم window=Toplevel(root)دقت کنید این ابزار مثل همه ی ابزار های دیگه یه parent (خانواده ) داره که اینجا همون روت نوشتم یعنی پنجره ی اصلی که همیشه ایجاد میکنیم این دقیقا یه پنج

اموزش gui در پایتون با کتابخانه tkinter این قسمت toplevel 
زیبا ترین دختر ایران  
The most beautiful Iranian girl
Cute photos most Iranian girl
Mannequin
Stylish
Appealing
Most models Iranian girl
The most handsome Iranian girl
Most Attractive Iranian girl...
زیبا ترین دختر ایران
عکس ناز ترین دختر ایران
مانکن
خوش اندام
جذاب
مانکن ترین دختر ایران
خوش اندام ترین دختر ایران
جذاب ترین دختر ایران
عکس زیباترین دختر ایرانی
این دختر امروز زیباترین و مانکن ترین دختر ایران شناخته شد
نام این دختر سولماز و دوست دختر مهدی انصاری هست
این دختر جذاب ترین دختر شیراز هست
نام اون در کتاب رکورد ها ثبت شده
این دختر خوش

زیبا ترین دختر ایران 
روزنه رهایی ...  
پنجره ای باز کرده ام
در جست و جوی رهایی
و به حیات مینگرم
و به هیچ چیز می اندیشم
و گه گاهی رد عبور بادهای عشق و نفرت را
بر تنم حس میکنم
و گه گاهی از پشت پنجره به سقوط می اندیشم
و گاهی چشم هایم را میبندم
و به رهایی مینگرم
و به پنجره می اندیشم
من باید این روزنه را بسته یا شکسته برجای بگذارم
زندگی واقعی تر از اندیشه ها و تصورات من است ...

روزنه رهایی ... 
یک داستان واقعی  
حدودا دوساعتی مونده به افطار.دیرینگ دیرینگ(صدای تلفن خونه)._بله بفرمائید؟+سلام منزل آقای فلانی؟_عیلک سلام. بله امرتون؟+شماره شما رو خانوم بیساری دادن برای امر خیر._بسلامتی در خدمتیم+پسر من متولد اردیبهشت 63 هست. کارشناسی ارشد مکانیک داره و توی فلان شرکت مشغول بکار. خونه و ماشین هم داره. یه خواهر و برادر هم داره کوچکتر از خودش. سه سال از همسرش جدا شده. بچه هم نداره. پدرش هم بازنشسته فلان جاست. خونمون هم بیسار جاس. میشه شما هم مشخصات دختر خانومتون

یک داستان واقعی 
دخترونه  
دختر با رژ لب زندگی میکنه

دختر با لاکای جیغ زندگی میکنه

دختر با کفشای پاشنه دار زندگی میکنه

دختر با شالای رنگیش زندگی میکنه

دختر با تفریح کردن زندگی میکنه

دختر با دامنای خوشگلش زندگی میکنه

دختربا دنيای صورتیش زندگی میکنه

واگه حتی یه دونه ازاینا رو ازش بگیری یعنی زندگیشو ازش گرفتی

پس مواظب باش زندگی یه دخترو به همین سادگی ازش نگیری

دخترونه 
قسمت اول داستان دختری که لال نبود اما نمی توانست عشق خود را به پسر جوانی که خوابش را دیده بود بیان کند  
باسلام 
 
از دختری صحبت می کنم که الان 35 سالشه واون پسر الان نامزد کرده اگه دوست دارید داستان رو بخونید با من همراه باشید
پیدا کردن کار :
سال 1378 بود دختر نوجوانی که تمام اطرافیانش رفته بودند سرکار واون پارتی نداشت جز خدا دنبال کار می گشت از لحاظ مالی هیچ مشکلی نداشت اما دوست داشت روی پا های خودش بیستد تا اینکه به همه برای کار می گفت اما جالب اینجا که پدر دختر راضی نبود دختره سرکار بره با رضایت مادر شروع به کار کرد حالا بشنوید از اینکه چه طوری ا

قسمت اول داستان دختری که لال نبود اما نمی توانست عشق خود را به پسر جوانی که خوابش را دیده بود بیان کند 
بهار  
همیشه هراسم آن بود
که صبح از خواب بیدار شوم
با هراس به من بگویند
فقط تو خواب بودی
بهار آمد و رفت...
از خواب بیدار می شوم 
می پرسم بهار کجا رفت؟
کسی جواب مرا نمی دهد
سکوت می کنند!
در پشتِ اتاقم باران می بارد
می پرسم شاید این باران ِ بهار است
کسی جوابِ مرا نمی دهد
سکوت می کنند!
پنجره را که باز می کنم
باران تمام می شود
در آینه 
چهره ام را نگاه می کنم
آرام آرام چهره ام پیر می شود
از پنجره 
زمین را نگاه می کنم
خیس است و ساکت
بر تن  لباس می کنم
به کوچه می آی

بهار 
داستاݧ عشـــــقولانہ و یـــــہ پـــــرستار...!‌⇨  
دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم ؟
 
پسر: آره عزیز دلم . . . 
دختر: منتظرم میمونی ؟ 


دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم ؟
 
پسر: آره عزیز دلم . . . 
دختر: منتظرم میمونی ؟ 
پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند و گفت ، منتظرت میمونم عشقم . . 
دختر: خیلی دوستت دارم . . 
پسر: عاشقتم عزیزم . . 
بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت ، 
به هوش می آمد ، به آرامی چشم باز کرد و نام پ

داستاݧ عشـــــقولانہ و یـــــہ پـــــرستار...!‌⇨ 
 
شوخی بد
ﺩﺧﺘﺮ : ﺑﺮﻭ ﺩﻳﮕﻪ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﻣﺖ ﺩﻳﮕﻪ ﺗﻤﻮﻣﻪ ﭘﺴﺮ : ﻋﺸﻘﻢ ﻣﻦ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ ﺑﺨﺪﺍ ﻣﻴﻤﻴﺮﻡ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﻴﻔﻬﻤﻲ ﺩﺧﺘﺮ : ﺩﻳﮕﻪ ﺍﺯﺕ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ﻋﺸﻘﺖ ﺑﺮﺍﻡ ﺗﮑﺮﺍﺭﻱ ﺷﺪﻩ... ﻭ ﺗﻠﻔﻦ ﻗﻄﻊ ﺷﺪ ﭘﺴﺮ ﺧﻴﻠﻲ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﻴﺮﻩ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﺶ ﭼﺸﻤﺶ ﻣﻴﻮﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻴﺘﻮﺭ ﮐﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮ ﻋﮑﺲ ﻋﺸﻘﺸﻮ ﻣﻴﺒﻴﻨﻪ... ﺍﺷﮏ ﺗﻮﭼﺸﺎﺵ ﺣﻠﻘﻪ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﺁﻫﻨﮓ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﻱ ﻋﺸﻘﺸﻮ ﻣﻴﺬﺍﺭﻩ ﻭ ﮔﻮﺵ ﻣﻴﺪﻩ ﺩﻳﮕﻪ ﺍﺷﮑﺎ

 
♥ دختر یعنی... ♥  
 
            ♥ دختر ♥ یعنی دوتا دست کوچولو که تو دستای عشقش گم میشن . . .
              ♥ دختر ♥ یعنی یه عالمه احساس. . .
                ♥دختر ♥ یعنی وقتی سردش شد بپره بغل عشقش تا گرمش شه . . .
                  ♥دختر ♥ یعنی ظرافت تو رفتارش باشه , نه اینکه ادا پسرا رو درآره . . .
                    ♥دختر ♥ یعنی لبخند دلنشین خدا . . .
                      ♥ دختر ♥ یعنی گرمی بخش خونه . . .
                        ♥ دختر ♥ یعنی دنيای رنگی رنگی . . .
 

♥ دختر یعنی... ♥ 
احتمالا تا چندوقت دیگه عکس بذارم بگم من و جنِّ خونمون همین الان یهویی :|  
تقریبا 30 ساله توی این محله زندگی میکنیم و خداروشکر تاحالا مواردی مثل دزدی ، تجاوز و سایر خلاف های اخلاقی و اجتماعی مشاهده نشده ولی نمیدونم چرا سالهاست که از نظر بابام تمامیِ دزدها و از نظر مامانم تمامی متجاوزینِ به عنف پشت در و پنجره های خونه ی ما به کمین نشستن :|
پنجره ی اتاقم به حیاط عقبیِ خونه باز میشه که این حیاط عقبی به یه خونه و کوچه ی مشکوک راه داره. چندروز پیش با صداهای عجیبی از خواب بیدار شدم..رفتم توی حیاط و دیدم یک عدد جوشکار ایستاده

احتمالا تا چندوقت دیگه عکس بذارم بگم من و جنِّ خونمون همین الان یهویی :| 
قلعه دختر برجک و سفر جزیزه قشم  
با عرض سلام و خداقوت خدمت دوستان عزیز برنامه گروه کوهنوردی دوستداران طبیعت در این هفته ( جمعه 30 بهمن 94 ) قلعه دختر برجک واقع در ارتفاعات این روستا و در 20 کیلومتری غرب شهرستان بردسکن بود . با توجه به اینکه بنده این جمعه به همراه همسرم به سفر قشم رفته بودم گزارش و تصویری از این برنامه قلعه دختر برجک را در اختیار ندارم . شما می توانید برای شناخت قلعه دختر برجک از طریق سایت آوای بردسکن اینجا کلیک کنید و اطلاعات قلعه دختر برجک به همراه تصاویر را دنب

قلعه دختر برجک و سفر جزیزه قشم 
ماجرای پنجره فولاد  
وقتی صحن عتیق(انقلاب) در دوره صفوی و با طرح «شیخ بهایی» ساخته شد، «ملا محسن فیض کاشانی» که حکیم، فیلسوف ، عارف و شاعر  ان دوره بود، پیشنهاد داد برای کسانی که به هردلیل نمی توانند وارد حرم مطهر شوند و کنار ضریح بایستند، فضایی طراحی شود که بتوانند در نزدیک ترین فاصله از ضریح مطهر، بایستند وبتوانند ضریح امام رضا “ع”را ببینند و زیارتنامه بخوانند. بنابراین پنجره ای فولادی در محلی که مشرف به ضریح مطهر بود نصب شد و  از آن به بعد به «پنجره فولاد» م

ماجرای پنجره فولاد 
دختران گل آهنگ زیبای دختر با صدای حمید طالب زاده  
دختران گل آهنگ زیبای دختر با صدای حمید طالب زاده
روی پیشونی ِ فرشته ها نوشتههرکی دختر داره جاش وسطه بهشتهاز آسمون میباره دُر و طلا و گوهرزر و سیمو نقره وقتی میخنده دختریکی یدونه دختر چراغ خونه دخترگلابتونه دختر ماه آسمونه دخترقندو نباته دختر همیشه باهاته دختراسم قشنگو نازش ورد لباته دخترتو شبای تاریک ماه و ستاره دخترکوچیکو بزرگش فرقی نداره دختردختر کوه نمک دختر عزیزهچشماشو میبنده میخنده ریزه ریزهشاخه نبات دختر ، آب حیات دختروقتی که غم

دختران گل آهنگ زیبای دختر با صدای حمید طالب زاده 
یک شعر جالب  
همیشه هراسم آن بود

که صبح از خواب بیدار شوم
با هراس به من بگویند
فقط تو خواب بودی
بهار آمد و رفت...
از خواب بیدار می شوم می پرسم بهار کجا رفت؟
کسی جواب مرا نمی دهد
سکوت می کنند!
در پشت اتاقم باران می بارد
می پرسم شاید این باران ِ بهار است
کسی جواب مرا نمی دهد
سکوت می کنند!
پنجره را که باز می کنم
باران تمام می شود
در آینه چهره ام را نگاه می کنم
آرام آرام چهره ام پیر می شود
از پنجره زمین را نگاه می کنم
خیس است و ساکت
بر تن لباس می کنم ، به کوچه می آیم
ا

یک شعر جالب 
ای حال نامعلوم...آروم باش آروم...  
اینکه پنجره ی همسایه تان با فاصله ی یک و نیم متری و ارتفاع تقریبا دو متری بالای سرتان باشد هیچ مشکلی ندارد!اما اینکه همسایه تان تلپی بنشیند کنار پنجره و انگاری که جلویش سواحل هاواییست،نیم ساعت فقط به سمت و سوی خانه تان نگاه کند یعنی مجبوری از روی صندلی بلند شوی...بروی پرده را بکشی و دوباره بنشینی روی صندلی و با خودت بگویی:«همسایه ی خوب و بی سروصدا هم آرزوست.» نام برده یک دختر دو ساله دارد که از بس جیغ می کشد همیشه ی خدا صدایش گرفته و خش دار است...

ای حال نامعلوم...آروم باش آروم... 
یک شیطنت تیمی ! D:  
امروز از صب خالم اومده بود خونمون به مامانم کمک کنه واسه مهمونی ، خالم رفت ولی پسرخالم موند ،
مهمونا اومدن و این صوبتا ، همه چیز خوب بود ولی عروس جدید عمم (عمه ام) خیلی رو مخ هممون بود !
من و پسر خالم و دختر عموم و یکی از پسر عموهام تو فکر بودیم حالِ اینو یه جوری بگیریم !
یکی از دختر عموهام مثل نخاله ها نشسته بود بغل دستش دری وری میگفت ، حال اونو اول به صورت وحشتناکی گرفتیم که دیگه حوصله نداشته باشه بفهمه ما داریم چیکار میکنیم !
فکر اصلی نقشه از من

یک شیطنت تیمی ! D: 
شبگیر (سیاوش کسرایی)  
دیگر این پنجره بگشاى كه من
به ستوه آمدم ازاین شب تنگ
دیرگاهی­ست كه در خانه همسایه من خوانده خروس.
وین شبِ تلخِ عبوس
مى‏فشارد به دلم پاى درنگ.
دیرگاهی­ست كه من در دلِ این شام سیاه،
پشت این پنجره، بیدار و خموش،
مانده‏ام چشم به راه
همه چشم و همه گوش:
مست آن بانگ دلاویز كه مى‏آید نرم
محو آن اختر شتاب كه مى‏سوزد گرم
مات این پرده شبگیر كه مى‏بازد رنگ.
آرى، این پنجره بگشاى كه صبح
مى‏درخشد پس این پرده تار.
مى‏رسد از دلِ خونین سحر بانگ خروس.
وز رخ آین

شبگیر (سیاوش کسرایی) 
اخر خنده  
قبل از ازدواج
پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.

دختر: می خوای از پیشت برم؟

پسر: حتی فکرشم نکن!

دختر: دوسم داری؟

پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!

دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟

پسر: نه! برای چی میپرسی؟

دخترمنو می بوسی؟

پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.

دخترمنو میزنی؟

پسر: دیوونه شدی؟ من همچین  آدمی ام؟!

دختر: میتونم بهت اعتماد کنم؟!

پسر: بله

دختر: عزیزم!
 
پس از ازدواج

کاری نداره! از پایین به بالا  بخون

اخر خنده 
بـــــــــــــه سلامتی...  
به سلامتی پسری که دختر خانوم با حجاب ميبينه میگه ان شا الله
 
خوشبخت بشه
به سلامتی دختری که سنگین و با شخصیت تو خیابون راه میره نشونه یه
 
دختر ایرونیه
به سلامتی دخترای با حجاب که کسی نمیتونه بهش بی احترامی کنه
به سلامتی پسری که ناموس مردم ناموس خودشه سر به زیر راه میره
به سلامتی پسری که دختر آرایش کرده ميبينه سرشو میندازه پایین
 
چشماشو درویش میکنه
سلامتی دختری که برای چادر بی بی فاطمه زهرا احترام قائله
 
به سلامتی پسری که سینش مهر سینه زنی

بـــــــــــــه سلامتی... 
 
قبل از ازدواج
پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار
کشیدم.
دختر: می خوای از پیشت
برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از
دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت
کردی؟
پسر: نه! برای چی میپرسی؟
دختر: منو می بوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که
بتونم.
دختر: منو میزنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین
آدمی ام؟!
دختر: میتونم بهت اعتماد
کنم؟!
پسر: بله
دختر: عزیزم!

پس از ازدواج
کاری نداره! از پایین به بالا بخون

 
دختر افغانستانی به فضا می‌رود (+عکس)  
میزان - «تمنا سروری» یکی از اعضای سازمان فضایی ناسا است که در آینده‌ای نزدیک به فضا سفر می‌کند.خبر سفر به فضا این دختر افغانستانی، خوشحالی کاربران فضای مجازی را به دنبال داشته است.عده‌ای از فعالان شبکه‌های اجتماعی افغانستان ضمن ابراز خوشحالی از این موضوع، نوشتند: سروری یک زن افتخار آفرین برای ملت و مردم افغانستان است که نشان داد که یک دختر افغانستانی نیز می‌تواند به اوج قله‌های موفقیت برسد.
چندی پیش سازمان فضایی ناسا از دریافت نزدیک به

دختر افغانستانی به فضا می‌رود (+عکس)  
هوووم ، چند وقتیه عنوانم نمیاد :|  
دیروز و پریروز من خونه داییم بودم که قرار بود دیروز بيایم خونه ما عید دیدنى D: 
خلاصه رسیدیم خونمون وارد خونه شدم مامانم با یه شمع جلو خونه میگفت تولدتت مباررررک و تولد یهویی گرفتن چون خودم قبلا  گفته بودم نمیخواد و یادم رفته بود کلا...
خلاصه بعدش با پسر دایى و دختر دایى و خود دایى و برادر و خاله و دختر خاله که حدودا شیش هفت نفرى بودیم رفتیم توى اتاق برادرم که فک کنم مشاحتش پونزده متر هست کلا پارتى گرفتیم و عین چى عر میزدیم با این آهنگه  D:
واى چق

هوووم ، چند وقتیه عنوانم نمیاد :| 
اذان در اسارت  
حسن ناجی راد - وقت نماز مغرب بود .موصل سه قدیم .آسایشگاه شش .ارشدحسن رجایی .سال ۱۳۶۲یکی از برادران موقع نماز شروع کرد به اذان گفتن .عراقی پشت پنجره صدایش کرد .موذن گوش نداد .و ادامه داد به اذان گفتن .عراقی پشت پنجره صدایش را بلند ترکرد تا اینکه فردی که اذان می گفت اذان را رها کرد ه و به سمت پنجره که عراقی ایستاده بود رفت .در همین زمان فرد دیگری شروع به ادامه اذان داد .عراقی نفر دوم را نیز صدا زد .و بسیار عصبانی از این رخ داد .فرد دوم که اذان را رها کر

اذان در اسارت  
دل من  
ﺷﯿﺸﻪﺍﯼ ﻣﯿﺸﮑﻨﺪ!ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﻣﯿﭙﺮﺳﺪﮐﻪ ﭼﺮﺍﺷﯿﺸﻪ ﺷﮑﺴﺖ؟ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ:ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺭﻓﻊ ﺑﻼﺳﺖ!ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﯿﭙﺮﺳﺪ:ﺷﯿﺸﻪ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﺎﺩ ﺷﮑﺴﺖ؟ﺩﻝ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﺷﮑﺴﺖ!ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻫﯿﭻ ﻧﮕﻔﺖ...ﻏﺼﻪ ﺍﻡ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪ!ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﭙﺮﺳﻢ:ﺍﺭﺯﺵ ﻗﻠﺐ ﻣﻦﺍﺯ ﺷﯿﺸﻪ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﻢ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﻮﺩ..

دل من 
حسرت باز نیامدن دیروزها  
پرسه زدن در شهر گذشته
حوالی میدان خاطره ها
سرگردان دنبال یک آدرس خاص
طی کردن کوچه های غریب
خودم را بعد از ساعت ها زمزمه کردن شعرهای دبستان
جلوی همان در قدیمی پیدا میکنم ، لا به لای رنگ های رفته اش
روی کلید زنگی که پوسیده
سکوتی خاص
مثل گرد و غبار روی طاقچه های مادربزرگ
همه جا نشسته
اتاق های خالی
صدای خنده های شلوغ را میدهد
اشک های سرد و یخ زده ام روی آینه تکه تکه شده روی زمین مینشینند
صدایی می آید ، سرم را برمیگردانم
کبوتری میپرد
روی چوب های قدی

حسرت باز نیامدن دیروزها 
کلیدهای میان‌بر ویندوز 10 با استفاده از دکمه‌‌ی ویندوز  
 
در ویندوز 10 به مانند ویندوزهای قبلی، کلید Win نقش اساسی را در کلیدهای ترکیبی و میان‌بر ایفا می‌کند. در ذیل لیست کامل کلیدهای میان‌بر ویندوز 10 با استفاده از دکمه‌ی ویندوز را مشاهده می‌‌کنید:
 
Win: نمایش منوی استارتWin+I: گشودن پنجره‌ی تنظیماتWin+X: گشودن منوی Administrator در پایین سمت چپ صفحه‌ی نمایش Win+A: باز کردن مرکز اطلاعیه‌ها Win+Tab: نمایش تمام پنجره‌های باز Win+Ctrl+D: ساخت یک دسکتاپ مجازی جدید Win+Ctrl+F4: بستن دسکتاپ مجازی فعال Win+Ctrl+دکمه‌ی جهت‌دار

کلیدهای میان‌بر ویندوز 10 با استفاده از دکمه‌‌ی ویندوز 
قسمت نود و نه  
اصلا نفهمیدم زمان چطور گذشت ... تمام روز رو خوابیده بودم ... با یه کش و قوس حسابی به بدنم، همه عضلات رو از توی هم بیرون کشیدم و نشستم ... آسمان بیرون از پنجره هم مثل داخل اتاق تاریک شده بود ... بلند شدم و از پنجره به بیرون نگاه کردم ... چقدر رفت و آمد بود، حتی توی اون خیابون باریک ... 
ادامه مطلب

قسمت نود و نه 
با تغيير تنظيمات پهناي باند اينترنت خود را 20 درصد افزایش دهید  
مایکروسافت نزدیک به ۲۰٪ از پهنای باند اینترنت کاربر را برای فعالیت‌هایی مانند بروز رسانی ویندوز رزرو کرده است. شما می‌توانید این ۲۰٪ را به پهنای باند خود بازگردانید. برای این کار کافی است مراحل زیر را دنبال کنید:
گام نخست: بر روی استارت کلیک کرده و Run را اجرا نمایید.
 
گام دوم: در پنجره Run، عبارت gpedit.msc را تایپ نموده و کلید اینتر را بفشارید. با این دستور، پنجره ویرایش پالیسی‌های ویندوز باز خواهد شد.
 
گام سوم: در پنجره پالیسی، مسیر زیر را دنبال

با تغيير تنظيمات پهناي باند اينترنت خود را 20 درصد افزایش دهید  
خریدممبرفیک تلگرام  
افزایش ممبر رایگان
افزایش ممبر کانال بدون محدودیت
اضافه کردن خودکار ممبر بدون دخالت شما
ساخت کانالهایی با اعضای بالا بدون هیچ گونه محدودیتی !!
داشتن ممبرهایی که قابلیت لفت ندارن و همیشه ثابت هستند
اضافه کردن ممبر بدون نياز به ادمین بودن در کانال
قابلیت فروش ممبر برای کانال های دیگران

فروش ممبر فیک

خریدممبرفیک تلگرام 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام

جدیدترین مطالب

هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)