دانلود کرگدن

دانلود رایگان سریال کرگدن 8

بی بلاگ

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بی بلاگ هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

***

خیریه مهربانه

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

همت 110


میگم خانو م

از ماست که بر ماست  
ميگم بهش سیبیل بذار سیبیل داشته باش بعد هی میگه خب که چی بعدش چی؟دوس دارم خفش کنم بگیرمش بزنم تو اون سرش بگم خب احمق دلم میخواد، قبل و بعد داره؟نفس عمیق میکشم و بهش ميگم عکس عکس
 پسر چاقالو باشه هیژده سالش باشه مرد شده باشه بعد سیبیل نداشته باشه؟ 
خو چرا نمیذاره؟ دلم میخواد یه بار که سیبیل گذاشت اووووونقد بگیرم دونه به دونه بکشمشون بیرون که بلند بشن :)آویزونش بشن 
بعد مثلا تا پایین لبش نزدیک اون سوراخه سیبیل داشته باشه بعد هی تو عصبانیت دستی

از ماست که بر ماست  
173-  
چند شب پیش ، دوستم ما رو جایی تگ کرد که از دیدن اون عکس کم مونده بود بال درآرم ...من همیشه واسه خاطراتم ارزش زیادی قائلم ، زمان خاصی از روزام برای فکر به خاطره هام صرف میشه و این بهم انرژی میده !حالا فکر میکنین چی بود اون عکس ؟!یه عکس دسته جمعی از روزهای سال پیش دبستانیمون ...وای خداااا ؛ عالیییی بود عالییییی !!!(از اینکه خودم با اون قد و قیافه دیدم در حالی که برق اتاق خاموش و همه مثلا میخواستیم بخواببم ، بلند زدم زیر خنده و همه یه تکون خوردن و

173- 
سلام!!!  
سلام!!!
سلام به دوستان، آشنایان، برادران، خواهران، خویشاوندان، افراد حقیقی یا حقوقی و حتی مجازی (!)
حالتون چطوره؟ خوب؟ خب خداروشکر چون فکر میکنم که این "حال خوب" حالتی نیست که اغلب اوقات وجود خارجی داشته باشه. منظورم از "وجود خارجی" چیه؟ خب واضحه، انصافا تاحالا چندبار درجواب کسی که حال و احوالتون رو پرسیده گفتید بدم؟؟! رودربایستی نداریم که اینجا، چون فیس توفیس صحبت نمیکنیم پس راحت حرفمون رو میزنیم.
حالا که کار به اینجا رسید یه سوالی پیش می

سلام!!! 
>>> به زنم میگم :  
به زنم ميگم:
« ذکرالله »
لب بر می چینه
ميگم:
« خدا گفته (الا بذکرالله تطمئن القلوب)
آخه آرام قلبم تو هستی ! »
گل از گلش می شکفه
ميگم:
و « نعمت الله »
میگه:
« واقعاً نعمتم؟! »
ميگم:
« اونش بمونه ، منظورم اینه یه اصلاحی بری بد نیست !!! »
نیم نگاهی از سر حیا و می خندد !
+ پیشاپیش روز زن بر همه زنان نجیب سرزمینم مبارک

>>> به زنم میگم : 
تسلیت میگم :|  
سلام ):تسلیت ميگم به خانواده سربازانی که راز بین خانواده رفتند ❤امیدوارم خداوند به بازماندگانشان صبوری دهد :|واقعاً دردناک بود عکسایی که توی دنیای مجازی پخش شده :|دلم میخواست عکسارو بذارم ولی واقعا دیدن چهره هاشون دردناک بود ×_×بار دیگر بهشون تسلیت ميگم :|

تسلیت میگم :| 
بهار وروجک ...  
همکار جدید اومده پیشم واسه کارهاش . میگه خانوم  بهار برام دعا کنید .ميگم کارتون که درست شد واسه چه دعا کنم ؟ میگه واسه ازدواجم گفتم مهم کارت بوده که درست شده ، الان با افتخار هر جا میتونی بری خواستگاری .می پرسم مگه ازدواج نکردی ؟ میگه نه ؟ با لبخند ميگم پس اون دختره که هی تلفن میزد سراغ کارتو می گرفت کی بود؟ چشاش چهار تا میشه و می خنده ... ميگم فکر کردی یادم رفته ؟ این موضوع مال حدود 9 ماهه پیشه ولی چون جالب بود برام تو ذهنم مونده ... میگه همکلاسیم

بهار وروجک ... 
21  
بعضی وقتها دلم میخواد از اتفاق های کوچیک یا حتی از روز مره هام بنویسم بعد به خودم ميگم که چی ؟ حالا فرض هم کنیم که نوشتی ، واقعا تاثیری توی حالت داره ؟ یا به خودم ميگم الان مثلا این خزعبلات رو چرا نمیری توی یه دفترچه بنویسی ؟ چرا ادم وار کار هات رو نمیکنی ؟ الان مثلا اینجا مینویسی واقعا منتظری کسی بخونه این چرت و پرت ها رو ؟ تازه کلی هم زحمت رمزی نوشتن رو هم به خودت میدی! اخه مگه مریضی ؟ اینا رو دقیقا هر دفعه که میام اینجا یا به این وبلاگ فکر

21 
 
از یه طرف ميگم کاش بوسیده بودمش کاش درست بغلش کرده بودم یا حتی کاش صکث کرده بودیم ولی از یه طرف دیگه هم ميگم اون طوری چه قدر همه چیز سخت تر می شد. (ولی مگه سخت تر از الآن هم می شه؟) ولی حسرتش همیشه می مونه. حسرت عشق بازی با تنها کسی که دوسش داشتم و می شد.

 
شهر من...  
پامو که تو حیاط میزارم  و توت های تازه رسیده رو روی درخت تو باغچه میبینم با خودم ميگم انگار خدا خورشید رو تو دست راستمون گذاشته و ماه رو تو دست چپمون.ميگم خدا میخواد خوشبخت باشیم.
حالا تهران هرچی ام که امکانات و تئاترهای جذاب و موسیقی و ..و...و...داشته باشه,تو حیاط چندتا از خونه هاش توت سیاه داره؟یاکریم ها بالای سقف چندتا از ساختموناش بالا و پایین میرن؟باغچه های چندتا از خونه هاش تو این فصل مملوء از گل شدن؟
ميگم یه وجب از کرمان عزیزمو با هیچ کجای

شهر من... 
جواب های مامان  
به مامان ميگم حالم خوب نیست درد دارم میگه منم که مامانتم درد دارم و حالم اصلا خوب نیست...یعنی هروقت بهش ميگم جوابم این رو میده نمیدونه که من فقط ۲۷ سالمه و این همه درد کشیدم و پنجاه و خورده ای سالشه...لعنت به این زندگی نکبتی 

جواب های مامان 
گنداب دنیا  
میگه ۲۴ نفر تو نیشابور از آنفولانزا مردن. باید حواسمون باشه نگیریم. ميگم من چیزی برای از دست دادن ندارم. میگه پس چرا انقد تلاش میکنی واسه زندگیت؟ ميگم گه بودن دنیا دلیل خوبی واسه غرق شدن تو گه نیست!
تا کجا میتونم به این دست و پا زدنا ادامه بدم؟!

گنداب دنیا 
سلامي به گرمي مرداد ماه 95 تا 51 درجه  
بعد از شكر خدای بزرگ و منان بخاطر این همه زیبائی  و سلامتی از آرین عشق من ميگم براتون كه بزرگ شده دومین دندون شیریش هم دیروز افتاد خیلی زود میگذره انگار دیروز تازه دندون درآورده بود ما از داشتن آرین خوشحالیم الان هم كه دراه بزرگتر میشه لجبازی و سرتق بازی داره ولی خوبه و میگذره .
دوستون دارم :
 
 

سلامي به گرمي مرداد ماه 95 تا 51 درجه 
من حاضرم باهات شرط ببندم جناب!  
میگه آقا اصلاً عکس آ برای خودت من که خاطره باز نیستم.
ميگم خاطره ها مهم ً باید یاد آدم باشن...
میگه نخیــــر آدم خاطره باز بازنده است،گذشته بی گذشته.
فقط حال و آینده.من فقط رو به جلو حرکت میکنم...
ميگم جناب، آدمی که خاطراتُ میبوسه میزاره کنار نمیره یه دوربین بخره که هرجا میره دنبالش بکشونه تا همه چی ثبت بشن که خاطره بشن.
میگه یه عکاس اولا عاشق هنرِ
سکوت.سکوت.سکوت
ميگم منتظر بعدیاشم!!
میگه بقیه اش هم همون عاشق هنر بودنِ
ميگم ببین آقا من حاضرم باها

من حاضرم باهات شرط ببندم جناب! 
عاشقانه  
بهش ميگم وای شلوارم سفیده... میگه زود از تیپت برام عکس بفرست چرا من نمیتونم ببینم تو امروز چی پوشیدی ؟ميگم همون مانتوی آبی گل گلی را پوشیدم با شلوار سفید روسری صورتی(گلهای مانتوم سفید صورتی هست) میگه کاش من الان میدیدمت...اولش خندیدم بعدش بغض کردم بعدش اشکم دراومد....

عاشقانه 
آپــ20ـ  
رفته بودم حموم بابام اومده پشت در صدام میزنه ميگم:بله
میگه:حمومی
ميگم:نه اینجا لندنه صدای منو از رادیو بی بی سی دارید
میگه:در زدم بهت بگم خانمت اومده رفته سر گوشیت داره تلگرام و لاینت رو نگاه میکنه

آپــ20ـ 
برگی از عید  
دایی ِ بابا زنگ زد که بیان، کسی نیست خونه . من و مامان
بزرگیم. وقتی گفتم بهش، عین همون شکلکی که چشاش قلبه شد، برق میزد.  چقد
داداششو دوس داره... پا میشه، ميگم کجا؟ میگه : برم آینه نگاه کنم. ميگم
بشین بیارم برات. یه نگاه به آینه میکنه یه نگاه به من یواشکی میگه خوبم؟
لبخند میزنم منم یواشکی ميگم: آره . بعد هی میپرسه چای آماده س؟ پیش دستیا
تمیزن؟ میوه کم نیست؟ فلان چیز سرجاشه؟ بعد با همون چشمایی که توش لبخند
داره نگام میکنه و آروم صدام میزنه . سرمو ن

برگی از عید 
سی و هشت  
سرمو تکیه میدم به سرش ...
ميگم مگه بده یکی شوهرشو دوست داشته باشه؟ اونقدی که بهش بگن پاچه خواری شوهرشو میکنه و ...
میگه نه .. ميگم پس چرا بعضیا اینفکرو میکنن و اون حرف زشت رو به زبون میارن ؟ میگه نفهمید چی از دهنش بیرون اومد ، تو ببخشش عزیزم ... اون سکته کرده و خیلی رفتاراش دست خودش نیست ! ميگم اتفاقا میدونه داره چی میگه
سکوت من و ریختن اشکام ، کوهنورد رو به خودش میاره و میگه بخدا دیگه نمیزارم بهت حرف بزنه تو گریه نکن ... ميگم اصلا نمیخوام در مورد این ق

سی و هشت 
>>> به زنم میگم :  
زنم رو صدا می زنم:
« ذکرالله! »
لب بر می چینه
ميگم:
« فرمایش خداست (الا بذکرالله تطمئن القلوب)
آخه آرام قلبم تو هستی ! »
گل از گلش می شکفه
و صدا می زنم:
« نعمت الله! »
میگه:
« واقعاً نعمتم؟! »
ميگم:
« اونش بمونه ، منظورم اینه یه اصلاحی بری بد نیست !!! »
نیم نگاهی از سر حیا و می خندد !
+ پیشاپیش روز زن بر همه زنان نجیب سرزمینم مبارک

>>> به زنم میگم : 
فقط یک قدم  
یک قاری قوز نمیشینه! !
سریع صاف میشینم ! توی دلم ميگم منکه قاری نیستم ..شاگردم نیستم الکی ماروبزرگ نکن. ..به جماعت قاری هم توهین نکن...
یک قاری باید پررو باشه 
تودلم ميگم که من هستم:دی
یک قاری باید با اعتماد به نفس باشه 
تودلم ميگم ازمن که به عرشه:دی
بخون :
میخونم.....
درست صداتوازاد کن.
ازاول شروع میکنم ..صدامو آزاد میکنم 
احسنت احسنت ...
توی دلم ميگم چرا الکی میگی من اصلا تمرین نکردم وبعضی جاها آهنگ روهم یادم نمیومد:/
آفرین صدات بمش عالیه  تمرین کنی د

فقط یک قدم 
آدم هایی از جنس امید  
چرا بعضیا اینقدر دیدشون مثبته؟ چرا اینقدر به آدم انرژی میدن؟!!!!!!!!!به همسر ميگم هر وقت خواستی با استادت صحبت کنی به منم بگو تا بیام گوش بدم! ميگم میدونم کارم زشته اما خیلی استادت رو دوست دارم وقتی صحبت میکنه انگار تمام مشکلات آدم حل میشه پ.ن: ماهی کجایی؟ چرا وبلاگتو رمزی کردی؟

آدم هایی از جنس امید 
راه دست  
میگه: ایشالله جنگ بشه این جوونای غیور و غیرتمند مملکت صف بکشن و برن بزنن خارمادر هرچی تکفیری و آل سعود و صهیونیست و آمریکاییه (چیز) کنن.
ميگم: خوب تو چی کار میکنی?
میگه: همون کاری که بابا خدابیامرزم عرضه نداشت بکنه
ميگم: چه کاری?
میگه: دزدی . از آب گل آلود ماهی گرفتن. سرقت از خونه های جنگ زده. و خیلی کثافت کاری های دیگه. اونوخ بعد از جنگ واسه خودم میشم کسی. سری تو سرا درمیارم.
مروز همش تو فکرش بودم. عجب نکات ظریفی رو میبینن این رفقای ما)

راه دست 
شیرازگردی  
تازه فهمیدم من کپی بابامم
ساکت و کم حرف بودنم.
خجالتی بودنم
به خاطر آبرو و حرف مردمو این مزخرفات از خوشیا گذشتنم
.....به بابام ميگم خپب به جهنم ک مردم‌ فک کنن خونواده ما از هم پاشیدس ک دوتایی پا شدیم اومدیم.‌‌سلیقه ها متفاوته دگ
میگه نهههه!مهمه
ميگم شما منو اینجور بار آوردین ک هر حرف مردم برام مهم باشه و له خاطرش از خوشیام بکذرم...میگه میشه در چارچوبی عملکرد ک نه مردم حرف دربیارن و هم خوش بگذره!
میگه مگه نه!؟
نیگم نه!
میگه پس بیخیال دعوا نکنیم:-\

شیرازگردی 
دانلود آهنگ جدید مهرزاد امیرخانی – میگیری چی میگم  
<div class="single_post">
<p style="text-align: center;"><a title="دانلود آهنگ جدید" href="http://behmusic.com/" rel="nofollow">دانلود آهنگ جدید</a> <strong>مهرزاد امیرخانی و آرمان امامی</strong> به نام <strong>میگیری چی ميگم</strong></p>
<p style="text-align: center;">Download New Music <strong><a rel="nofollow" href="http://behmusic.com/artist/mehrzad-amirkhani/" rel="tag">Mehrzad Amirkhani</a></strong><strong> Migiri Chi Migam</strong></p>
</div>
<div class="post_img" style="text-align: center;"><a href="http://behmusic.com/46824/%d8%a2%d9%87%d9%86%da%af-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%a7%d9%85

دانلود آهنگ جدید مهرزاد امیرخانی – میگیری چی میگم 
خونه پدر بهشت دنیا  
دلم میگیره 
روزها دارن تند تند میگذرن
هر کاری میکنم ميگم نکنه این اخرین باری باشه که تو خونه حاجی انجام دادم؟:(
اگر حاجی موقع خداحافظی صداشون بلرزه با همون لباس عروسی میشینم وسط خونم زار میزنم:((((
خداکنه خدافظی نکنن اصن نیان تو خونه که من طاقت ندارم رفتنشونو ببینم:|
هعی ميگم به خودم پاشو این لوس بازی ها رو جمع کن مگر  بیست سالته؟!
اما چند روزه حاجی هم وقتی نیگام میکنه نگاهاش معنی داره ،پر از حرفه.....

خونه پدر بهشت دنیا 
رسم حماقت  
میگه :
« تو منطقه ی ما ، داماد یه بسته ی اسکناس تا نخورده از جیب مبارکش در میاره و زیر کف و سوت ممتدّ تماشاگرا ، دونه به دونه میده دست عروسش.
به آخرین قطعه که رسید ، ریز ریز می کنه می پاشه رو سر و کله ی او ! »
ميگم :
« خوب بچرخونه دور سرش و بندازه صندوق صدقات بهتر نیست؟! »
میگه :
« خوب رسمه! »
ميگم :« حماقتم مگه رسم میشه ؟!! »+ چیزی تا رسم چهارشنبه سوری نمونده ها !

رسم حماقت 
بس که همش حرف نمی زنیم....  
  چقدر از حرفایی که میزنیم داره نشون میده دقیقا چی میخوایم؟ واقعیت اینه که اصن نشون نمیده...بعضا انگار اصن زبون به اختیار ما نمی چرخه....  من میخوام بگم : دلم میخواد بیشتر با هم باشیم، اما ميگم : من میخوام برم خونه.   من میخوام بگم : دلم میخواد الان گریه کنم، اما ميگم : حالم خوبه، بریم پاستا بخوریممن میخوام بگم : تو چرا اینطوری شدی، اما ميگم : .... هیچـی نميگم.  بعدتر شایدم یه روز اومد از نگفتن، از درست نگفتن پشیمون شدیم، حتما هم می شیم. حداقل من یک

بس که همش حرف نمی زنیم.... 
من اومدم  
اول از تعطیلات عید ميگم که خیلییی خوب بود. با وجود اینکه بارهااااا بهم اس دادو رو اعصابم راه رفت ولی خوب بود.من واقعا نمیدونم باید باهاش چیکار کنمبعضی وقتا ميگم کاش بمیرم راحت شم از این وضعیتامشبم که حسابییییی بحث کردیم منم بلاکش کردمخسته شدم از کاراش. الکی بهانه گیری میکنه. حرفایی میزنه فحش هایی میده که تا اسمون دلتو میشکنه حق اعتراض هم نباید داشته باشم. بعضی وقتا حس میکنم برده میخاد که فقط بهش بگه چشم. که منم عمرااااا از این جور ادمای چشم گ

من اومدم 
فقط میتونم بگم قیافه ش آشنا بود :دی  
رفتیم خونه داییم عید دیدنی
یه ساعتی گذشت...از فامیلای اون یکی خونوادشون اومدن خونشون...
ما اومدیم پاشیم و اونا تازه وارد شدن که برخورد و رو در رویی و سلام و علیک رخ داد... یه دختره رو میبینم که خیلی قیافه ش آشناس... باهاش دست میدم و یکم فکر میکنم و ميگم: اسمت زینبه؟! میگه آره! ميگم من تورو کجا دیدم؟! میگه همکلاس بودیم! با یه خنده ی تصنعی ضایع ميگم آهااا آره راس میگی!
+اصن یادم نمیومد خب! فک کنم فقط سال پیش دانشگاهی همکلاس بودیم و از همونایی بود که ردیف

فقط میتونم بگم قیافه ش آشنا بود :دی 
پی ام های منوتو.بهش گفتم باسهام حرف زدم  
سلام سهام چیزی نگفت+سلام نه چطورمگه+دیروزباهاس حرف زدم دل که نیست سنگه ولک چطوری به رحم بیادحق باتوبود+چی بگم والا(برام استیکرناراحتی فرستاد)+عیب نداره تسلیم نمیشیم تومال خودخودمی عمرابزارم کسی توروازم بگیره+(استیکرکف زدن ونگاه باعشق فرستاد)+ میخای صدای ضبت شده روبرات بفرستم بشنوی هرچندبینتیجه بود+بفرست+خب نظرت درباره حرفاش چیه؟منکه ميگم وقتی دلش برای پسرس نسوخت ماکه جای خودداریم نظرمنوبخای ميگم بایدازرضایت سهام قطع امیدکنیم وبه یه را

پی ام های منوتو.بهش گفتم باسهام حرف زدم 
 
سلام عید خوبیش اینه كه اینترنتم خلوته خونه هام خلوته اصن همه جا ساكته آروومه خوبه خیلی
امروز فك كردم همسایه هامون هیشكدوم خونه نیستن بعد داشتم توی حیاط سربه سر دخیم مرغم میذاشتم و میخندیدم بلند بلند كه عصری فهمیدم همه خونه بودن امروز
میدونید واقعا الان كاملا دستم اومده كه چطوری چیزی بكارم بهتون گفتم گردو هم كاشته بودم دراومده الان یه بادووم یه گردو یه آلبالو و یه انگور دارم بادووم خیلی سریع رشد میكنه واقعا اگه میخواید از چیزی كاشتن لذت

 
جنتی  
بعد از انتخاب شدن جنتی به ریاست خبرگان .. یکی ا ز روزنامه های  جناح اصول گرا خیلی بزرگ تیتر  زده بود                                 ««  تکرار کنید، جنتی »»با این تیتر اشاره کرده بود  به پیام خاتمی که گفته بود تکرار می کنم به تمام لیست امید رای  دهید ... اصلا کاری به مسائل سیاسی و تحلیل های اون ندارم  ... دیروز بکی از دوستان  دو آتیشه اصلاح طلب می گفت  اگه یه بار مردم بریزن   اون روزنامه &nbs

جنتی 
بدون امضا  
مدام ساعتمو نگاه میکنم و می سنجم چقدر دیگه میرسم به ایستگاه . ساعت 5:57 و سه دقیقه وقت که باید خودمو به قطار برسونم وگرنه دیر میرسم و حوصله اخم و تخم مدیرو ندارم. ار تاکسی که پیاده میشم کیفمو سفت می چسبم و د بدو که رفتی . میرسم به سالن مترو. از شدت درد تو قفسه سینه یه لحظه وامیستم و نفس میگیرم. به خودم ميگم بدو، الاناس که بره 5:59 .... تموم پله ها رو میدوم. تا پام میرسه جلوی در بوووووق. در قطار بسته میشه. دیگه نفس ندارم. جون ندارم. تموم تنم درد گرفته. انگار

بدون امضا 
ما را همه شب نمیبرد خواب...  
ساعت 12نشستیم سر امتحانی که فقط چهل تا سوال داشت و ساعت دو بعدازظهر بلند شدیم.و این یعنی اونا فقط چهل تا سوال تنها نبودن بلکه چهل تا سوال المپیادجراحی بودن.دکتر میم علی رغم اینکه تو مهربونی زبانزد کل بیمارستانه ولی امروز با مهربون نبود و من مطمئنم اگه نتونم از امتحان بعدی جراحی که یک هفته دیگه ست نمره به دردبخوری بگیرم قطعا برای اولین بار تو دوره تحصیلم درسی رو میفتم!پناه برخدا!.....پ.ن:گفته بودم موفقیت هاتون قند تو دلم آب میکنه?میرزاده خاتون ع

ما را همه شب نمیبرد خواب... 
 
+من به این مبینا ميگم این خلجی (رجوع كنید به گوگل)تورو دوس داره میگه نه:/
آخرش محنا(مهنا)به زور تو مخش كرد كه خره از چشاش معلومه میخوادت!
هیچی دیگه:)
رفتم تو اینستاش ،نوشته بود بی تو ای دریا ،منِ قطره چیكار كنم و از این حرفا!
گفتم مبینا بیا اینم سند!
یهو خلجی اومد تو كلاس خندمون گرفت!
پ.ن:اون شعری كه خلجی گذاشته بود تو اینستاش این بود (فریدون مشیری):
میروم،شاید كسی پیدا شود
بی تو كی این قطره دل دریا شود؟:))
 
 
 

 
گارد  
به یکی ميگم میای بریم فلان پارک؟ مراسم دارن خیلی باحاله ^_^ بعد همچین با هول میگه نه قربونت برم من حوصله ی دعا ندارم که من رفتم تو کما :| من حرف دعا زدم آیا؟ o_O من ميگم مراسم الزاما منظورم مراسم دعاست؟ بعد که از کما در اومدم و توضیح دادم بهش :) میگه اه اه نه من تلویزیون رو نگاه نمیکنم حالا بیام کمدی خیابونی رو ببینم؟ :| یعنی گارد گرفتن در حد تیم ملی -_- خلاصه که آخر بهش توضیح دادم فقط اون نیست که توی پارکش کافی شاپ هست موزه هست زمین ورزش هست ^_^ که دیگه ب

گارد 
پ ن پ  
به بابا بزرگم ميگم داروهاتو سر وقت میخوری؟گفت پـَـــ نــه پـَـــ نا منظم میخورم میکروبا غافلگیر شن ( یعنی پ ن پ تا این حد پیشرفت کرده ها )
......................................................................................................................................
رفتم فروشگاه خریدامو کردم میخوام حساب کنم..کارت اعتباریمو در میارم..میگه عابر بانکه؟ميگم پـَـــ نــه پـَـــ علامت مخصوص حاکم بزرگ احنرام بگذارید!
........................................................................................................................
رفیقم اومده خونم

پ ن پ 
آزمون دکترا  
برای کنکور دکترا شرکت کردم. هیچی هم نخوندم. با خودم ميگم حالا فردا بلند شم برم الکی ببینم چی میشه. بعد دوباره به خودم ميگم مگه تو نمیخوای اپلای کنی؟
روی اول: چرا میخوام اپلای کنم ولی برم ببینم نخونده رتبه ام چند میشه؟
روی دوم: خب شنبه باید مقالتو تحویل بدی هنوز آماده نیست، همین 9-10 ساعت هم خیلیه؟
روی اول: خب مقاله رو شنبه نیمه کاره تحویل بده؟
روی دوم: گیریم که رفتی و رتبه ی یک آوردی!
روی اول: خب تو رزومه ای که میخوام باهاش اپلا کنم می نویسم!
روی دوم

آزمون دکترا 
 
سلام بر عچقان نوروزی و بانوان عزیزدل سال نو نه ببخشید قاتی كردم شب میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و میلاد امام رو تبریك ميگم میدونم شمام بهم تبریك میگید نوموخواد بنویسید چون میدونم پیام نوشتن چقد سخته
بعد دیگه اینكه سلامتی خبری نیس اااااااااااا حرفی ندارم شبتون بخیر باشه

 
بیا دمی کنارم  
واقعا خیلی خود دوستم که پا میشم واسه خودم افطاری عدس پلو مخصوص درست میکنم در صورتی که چلو مرغ خوشمزه هم برام کنار گذاشتن فنچول میگه کاش من جای ویدا بودم ميگم چرا میگه چون خیلی ریلکس و هیجان داره !!!!چه تناقضیمیگه وقتی کسی خونه نیست هیجان داره ميگم مثلا چطوری میشم میگه یهو داد میزنی ملق میزنی به در آویزون میشی شرف منو جلو همه برد :|دوست دارم از دهنم دا های مختلفو در بیارم بیکار و الاف هم خودتونید :))

بیا دمی کنارم 
وبلاگ‌های برتر سال  
بسیار بسیار بسیار خوشحالم از این‌که دیدم توی لیست «وبلاگ‌های برتر سال 1394» اسم تعداد زیادی از دوستام هست و به خودم افتخار می‌کنم که رفقای وبلاگ‌نویسم، از برترین‌ها هستن و بهشون تبریک ميگم، ایشالا این موفقیت رو در سال‌های بعد هم به دست بیارن و واقعاً حقشون بود، نوش جون همه دوستای عزیزم؛ ولی از مدیران بیان دلخورم بابت تمام وعده‌هایی که طی سال گذشته دادن و جز دو تاش (وبلاگ دوستان و اصلاح قسمت نظرات) بقیه‌اش اجرایی نشد.
(روز مادر رو به تمامی

وبلاگ‌های برتر سال 
این روزهای من  
این روزا به کارهایی که نتونستم انجامش بدم خیلی فکرمیکنم. کارهایی که تو سالهای قبل میتونستم ولی نشد. یه لیستی واسه خودم تهیه کردم و اون کارها رو لیست کردم. همش هم با خودم ميگم نکنه عمرم به بطالت گذشته باشه. نکنه از عمرم مفید استفاده نکرده باشم. خیلی راحت بگم شک دارم که از خودم راضی هستم یا نه.
خیلی دلم میخواد کارای پژوهشی بکنم. یه مقاله. یه چیزی که موثر باشه. که حس مفیدبودن رو در من برانگیزه.
دلم یه استراحت چندماهه میخواد که فقط فکرکنم. فکرکنم به

این روزهای من 
تابستون، قورباغه، جوجه تیغی!  
دوباره اومد. تابستونو ميگم.
نمیدوم شاید بخاطر گرما باشه اما خیلی ها سخته براشون این فصل سال قورباغه شون رو قورت بدن!
حالا ميگم بیاید ایندفعه قبل از اینکه مستقیم برید سراغ قورباغه، سعی کنید اول جوجه تیغی خودتون رو بغل کنید!
کلا خودتون رو دوست داشته باشید دیگه:) قورباغه هِ اینقدر کوچیک میشه که نگو!
 
+احتمالا 3-4 هفته ای نیستم. کلا نمیشه که بشه.

تابستون، قورباغه، جوجه تیغی! 
یه بز کوهی واسه شون پیدا کنین...  
زل زده تو جشم من میگه آدم با بز کوهی دوست باشه با شماها دوست نباشه.... ميگم چرا چی شده؟ جواب نمیده.میگه سارا وقتی کلاس هفتم بود یه کلمه غیبت نمی کرد ولی حالا واداده! ميگم خب سر صبحی ناراحت بودم اعصابم خورد بود میگه آهان یعنی ناراحت باشی اشکال نداره هان؟ سارا فتوا میده همینطوری!
انگاری خودش قدیسه. خب من با کیا گشتم که حالا اینجوری شدم و به قول شما وادادم؟!
همش باید مواظب باشی بهشون برنخوره اون وقت خودت...
البته نه که بگم خیلی دوست بودیم ولی خب بین ب

یه بز کوهی واسه شون پیدا کنین... 
03:26  
یه حس بد :|وقتی نمیتونم هییییچ کاری کنم در برابر بی عدالتی هایی ک میبینم...خودمو آروم میکنم که آخرتی هست...خدایی هست...اونجا ازششون نمیگذرم....و بعد...ميگم نکنه خدا هم بگه کارشون درسته؟؟؟نکنه خدا بگه هیچ بی عدالتی نبوده...به این حد از جنون رسیدم...:(..هی به خودم ميگم بیخیااااااااالگور باباشونبرن همشون به درررررکفقطفقطفقطمن نمیگذرم ازشوننمیگذرمممممم...

03:26 
با آهنگ الهه ناز  
دارم رام میشم، خیلی نرم و آهسته.
دارم از کوچیکی دنیا خفه میشم، یعنی کجا میشه رفت؟ یه وقتی آدم فکر میکنه همه چی درست میشه، همه چی خوب میشه. 
اما همیشه زندگی چیزی تو چنتش هست که تو فکرشو نمیکنی. همیشه یه درد هایی هست که از دورن میفته به جونت و مثل یک کرم (از همون نوعی که چند سال قبل اول این وبلاگ در موردش نوشتم) می خوردت. من نا امید نیستم، هر چند که تو همه نوشته هام یاس بیداد میکنه! فقط زود دلم میگیره.
با خودم ميگم آخه این زندگی لعنتی چرا باید انسانی

با آهنگ الهه ناز 
مشتری های ما  
یکی از فامیلامون زنگ زده علائم یه مریض رو میده.اولش میگه:"دکتر خون میتونی برام نوبت بگیری؟"ميگم:"اول باید بره داخلی اون بنویسه خون بعدش بره خون. مشکلش چیه؟"میگه:"خونریزی شدید روده داره. برا همین کم خون شده."ميگم:"خوب اول باید عامل خونریزی کشف بشه. خوب بشه. بعدش بریم سراغ دکتر خون."میگه:"آره. روده اش خونریزی شدیدی داره. متوقف هم نمیشه. دکترش میگه من نمی دونم چرا خونریزی داری."خلاصه که قرار شد نوبت دکتر متخصص کولون بگیرم ب

مشتری های ما 
برو  
به نفع دوتامونه این فاصله،باید بی تو بودن رو تمرین کنم... قبل از اینکه بغضت شکستم بده، باید دل بریدن رو تمرین کنم...روی آیینه پر غبار اتاقم ، بیا عکستو جا بذارو برو...بیا پنجره هارو محکم ببند، بوی عطرتو جا بذارو برو...ترک خورده احساس وابستگیم، یه جای رد پا بذارو برو...فکر اینکه میخوای از اینجا بری، میبینی که از پا درآودرتم،ولی چاره ای نیست بجز فاصله، وقتی باتو غروب یه غربتم!
دوباره نذار که چشمات خیس بشه، میدونی که اشکات، تنها ضعف منه!
 
من اینجا ب

برو 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام

جدیدترین مطالب

ربات تلگرام چت ناشناس
پیدا کردن افراد نزدیک با GPS
( اسنپ گرام )