بی بلاگ

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بی بلاگ هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

***

خیریه مهربانه

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

خرید پستی جا قاشقی داخل کشوی گردان جا قاشقی خرید پستی

این محصول جهت قراردادن قاشق، چنگال، کارد و ... برای نگهداری در کشوی کابینت می باشد. در این محصول به منظور افزایش کاربری و سهولت استفاده در قسمت فوقانی بخشی با امکان چرخش 360درجه در نظر گرفته شده است.همچنین می توان از این قسمت به صورت جداگانه در هنگام سرو غذا روی میز استفاده نمود.

خرید

قیمت : 35,000 تومان



ع..پسر.و.دختر،عاشق،در،کنار،دریا

دختر باش  
دختر باش! دخترونه ناز کن! دخترونه فکر کن! دخترونه احساس کن! دخترونه استدلال کن! دخترونه زندگی کن! اما بدون غم رو به اشتباه توی فرهنگ دخترونه ی تو جا دادن! عاشق شو، که زندگی کنی! یک عمر، زندگی کنی! اما حواست باشه، با حسای الکی که این روزا به عشق تعبیر می شه، به زندگیت کوچکترین خدشه ای وارد نکنی! دختر باش، و افتخار کن که دختری.

دختر باش 
ماهی  
ماهی قرمز! ماهی قرمزی که میگن حافظه ش سه ثانیه ست ، میخوام بدونم که چیزی از عشق و عاشقی میدونه یا نه!
دلم میخواد اینجوری فکر کنم که عاشق میشن
سه تا ماهی داشتیم
احساس میکنم یکیشون دختر بود و اون دوتای دیگه پسر بودن، ماهی دختر ما عاشق یکی از ماهی ها شده بود، ولی توی دنیای ماهی ها نمیتونست عشقش رو ابراز کنه و مجبور بود با اونی که توی دوئل برنده میشه ازدواج کنه، رسم همین بود و کسی حق اعتراض نداشت ... 
روز دوئل رسید ، متاسفانه ماهی ای که دختره عاشقش ب

ماهی 
دختر یعنی  
♥ دختر ♥ یعنی دوتا دست کوچولو که تو دستای عشقش گم میشن . . .
♥ دختر ♥ یعنی یه عالمه احساس. . .
♥دختر ♥ یعنی وقتی سردش شد بپره بغل عشقش تا گرمش شه . . .
♥دختر ♥ یعنی ظرافت تو رفتارش باشه , نه اینکه ادا پسرا رو درآره . . .
♥دختر ♥ یعنی لبخند دلنشین خدا . . .
♥ دختر ♥ یعنی گرمی بخش خونه . . .
♥ دختر ♥ یعنی دنیای رنگی رنگی . . .
♥ دختر ♥ یعنی دنیاش بغل عشقشه . . .
♥ دختر ♥ یعنی بابایی . . . .
♥ دختر ♥ یعنی هیچوقت فراموش نمیکنه تاریخ تولد! رو . . .
♥ دختر ♥ یعنی کلید

دختر یعنی 
من اگه پسر بودم..  
من اگه پسر بودم شروع می کردم به دوست داشتن دختری که سنش کمه ! قبل از اینکه عاشق بشه ...
قبل از اینکه ... خیابونی ... عطری ... آهنگی ! اسمی ...
دلشو بلرزونه !
می دونین ؟! به نظرم دخترای عاشق ترسناک ترین موجودات زمین ان !
حتی اگه ماجرایی مربوط به گذشته باشه ...
خیلی گذشته ...
بعضی تصویرا برای یه مرد خیلی می تونه غمگین باشه ...
مثل ...
تصویر دختری که توی ماشین کنارته و سرش رو تکیه داده به شیشه و یه آهنگ و با بغض گوش میده ...مثل وقتی که اسم یه مغازه یا کوچه ایی و با حسر

من اگه پسر بودم.. 
واقعا چرا ؟  
نمیفهمم چرا عاشق، همیشه نقش اول نیست
همیشه لیلی و مجنون،مثال عشق آدم نیست
نمیفهمم چرا آنان که جز منطق نمیگفتند
چو معشوقی نزول آید به دام عشق می افتند
چرا عاشق که میبینند میگویند مجنون است؟ 
همان عاشق که جانش را به آن معشوق مدیون است
خداوندا تو شاهد باش،این مردم نمیفهمند
اگر عشقی بمیرد روح آن عاشق درون جسم مدفون است
+jeronimo+

واقعا چرا ؟ 
322  
جانِ دل، آدما واقعن و عمیقن تنهان، برای همین آرزو میکنند که عاشق بشند، فکر میکنی عاشق شدن آدما رو از تنهایی در میاره؟ یادم نیست کجا بود شاید از بین قصه های مثنوی، یک روز یه عاشق میره در خونه ی معشوقش، معشوق ازش میپرسه تو کی هستی ؟ عاشق جواب میده: من عاشق تو ام، معشوق بهش میگه من تو این خونه برای دو نفر جا ندارم، عاشق میره چند وقت دیگه برمیگرده، دوباره معشوق ازش میپرسه تو کی هستی ؟ عاشق اینبار میگه "من!  تو هستم".فهمیدی میخوام بهت چی بگ

322 
چشم‌هایت  
دو سال است که ما در شهر گراش استان فارس، در ایام نوروز یکی از خانه‌های قدیمی که به سبک معماری سنتی منطقه ساخته شده باشد را احیا می‌کنیم و به آن جان می‌دهیم. خانه‌ای که امسال برای طرح «خونه کدیم» انتخاب شد، دارای عناصر معماری قاجاری بود. یکی از این عناصر، طاق‌هایی‌ست به شکل دم طاووس که اصطلاحا آن‌ها را طاق طاووسی می‌نامند. این غزل در آن حال‌وهواست:
چشم‌هایت چه نجیبانه مرا عاشق کرد
فارغ از قصه و افسانه مرا عاشق کرد
«آسمان بار امانت نتوانس

چشم‌هایت 
پسران بیشتر عاشق می شوند یا دختران؟  
عشق یکی از مهم ترین مسائل در زندگی هر دختر و پسری است. عشق یکی از مهم ترین مسائل در زندگی هر دختر و پسری است که زمان و انرژی بسیاری از هر کدام می گیرد. هر دختر و پسری دوست دارد اول عاشق شود و بعد ازدواج کند، اما آیا این روش درست است یا نه؟اغلب جوانان امروزی بر این باورند که برای داشتن یک زندگی مشترک موفق حتما باید عاشق همسر آینده‌شان شوند تا بتوانند با او خوشبخت شوند و گمان می‌کنند اگر همسر آینده‌شان چندین ملاک را برای ازدواج نداشته باشد اش

پسران بیشتر عاشق می شوند یا دختران؟ 
خانوم ...  
وقتی آن دختر مانتویی میخرد که استین هایش حریر است...
من عاشق پوشیدن ساق دست هایم هستم!
...
وقتی آن دختر موهایش را به هزار رنگ در می آورد و از زیر شالش پریشان می کند...
من روسری ام را لبنانی می بندم!
...
وقتی آن دختر برای جلوه برجستگی های بدنش، جلوی مانتو اش را باز می گذارد...
من مانتویی میپوشم که وقارم را حفظ کند!
...
وقتی آن دختر ساق پایش را با ساپورت بیرون می اندازد...
من برای نجابتی که باید در وجودم باشد لباس مناسب می پوشم!
...
وقتی آن دختر با آرایشی غلیظ

خانوم ... 
هزاران کاربر اینترنتی عاشق این دختر شدند  
 
هزاران کاربر اینترنتی عاشق این دختر شدند 
 
 
 
به گزارش سرویس حوادث "جام نیوز"،کودک مهربان ژاپنی با واکنش جالب خود به سیاستمدار پشیمان ژاپنی و پاک کردن اشک‌های این سیاستمدار روی صفحه تلویزیون هزاران کاربر اینترنتی را شیفته خود کرد.
 
این کودک در حالی که یک برنامه تلویزیونی را تماشا می‌کرد متوجه شد که مرد پشیمان در حال گریه است. به همین خاطر به سمت دستمال کاغذی رفته و با برداشتن یک دستمال اشک‌های او را از روی صفحه تلویزیون پاک کرد.

هزاران کاربر اینترنتی عاشق این دختر شدند  
ایران جوک98  
یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد.پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابیدو خوابش برد. ولی پ

ایران جوک98 
دختر...  
فلانی پسر زاس.....
اولین فرزندش پسر است
پسر پسرقند عسل
فلانی زایمان کرد....شکم اولش است؟....دختر؟....وای دختر؟‌
وهیچ کس ندانست دختری که دیگران برای ورودش به این دنیا از واژه ی(وای)استفاده کردند
 
یار و یاور مادر است,اولین خمیدگی کمر پدر به چشم دختر می آید,دختر غم خوار برادر است,دختر چین و چروک های اطراف چشم مادر را از بر کرده
مادر امروز یک چین,بر گوشه ی چشمان معصومت اضافه شده است
ترس از جدایی از پدر,دوری از مادر,غم برادر وجود یک دختر را هزاران بار می

دختر... 
وقتی لباسش بوی عطر دیگری دارد  
وقتی لباسش بوی عطر دیگری داردباید بفهمم عشق هم آخر سری دارد من عاشق او می شوم ! او عاشق عشقش...عاشق همیشه قصه ی زجر آوری دارد بوی تبانی می دهد جای تعجب نیستقلبی که عاشق می شود نا داوری دارد جنجال مویش را تمام شهر می بیننداما کنار من همیشه روسری دارد از پچ پچ همسایه ها در کوچه فهمیدمدلشوره هایم ماجرای بدتری دارد دلواپسی دیوانه ام کرده چرا گفتند:دیوانه بودن حس و حال محشری دارد "دیوانه بودن عالمی دارد" حقیقت نیست!وقتی رقیبت ع

وقتی لباسش بوی عطر دیگری دارد 
زیبا ترین دختر ایران  
The most beautiful Iranian girl
Cute photos most Iranian girl
Mannequin
Stylish
Appealing
Most models Iranian girl
The most handsome Iranian girl
Most Attractive Iranian girl...
زیبا ترین دختر ایران
عکس ناز ترین دختر ایران
مانکن
خوش اندام
جذاب
مانکن ترین دختر ایران
خوش اندام ترین دختر ایران
جذاب ترین دختر ایران
عکس زیباترین دختر ایرانی
این دختر امروز زیباترین و مانکن ترین دختر ایران شناخته شد
نام این دختر سولماز و دوست دختر مهدی انصاری هست
این دختر جذاب ترین دختر شیراز هست
نام اون در کتاب رکورد ها ثبت شده
این دختر خوش

زیبا ترین دختر ایران 
عشق فرهاد- عاشقانه  
حالا دیگر تو هستی و یک مجنون !
 
قصه من و تو اگر قصه است ، به این خاطر است که مثل من و تو کسی نیست عاشق
 
 
 
باشد و دیوانه !
 
یک عشق پاک ، دو قلب ساده و یکرنگ سرگذشت دو عاشق از امروز تا لحظه مرگ
 
 
 
قصه ایست از من و تو !
 
بهتر است که در پایان این کتاب نوشته شود ::: این داستان تا ابد ادامه دارد !
 
تا ابد ، با تو ، در کنار تو ، به عشق تو ادامه دارد  قصه من و تو!

عشق فرهاد- عاشقانه 
روزی که من عاشق شدم  
روزی که من عاشق شدم
نی های عالم ساز شدمجنون دهانش باز شددنیا پر از آواز شدروزی که من عاشق شدمخورشید تاول زد دلشماه از زمین ما گریخت در دور ها شد منزلشروزی که من عاشق شدم عالم سراسر رشک شدبغضی گلویش را گرفتچشمان گیتی اشک شد


روزی که من عاشق شدمروزی که من عاشق شدم پروانه ها رنگی شدندآتشفشان فواره زدکوه ها همه سنگی شدندروزی که من عاشق شدمروزی که من عاشق شدمدریا به دریا باز شدسیمرغ هم بالی گشودپرواز ها آغاز شدروزی که من عاشق شدم رنگین کمان ها ب

روزی که من عاشق شدم 
دخترونه  
دختر با رژ لب زندگی میکنه

دختر با لاکای جیغ زندگی میکنه

دختر با کفشای پاشنه دار زندگی میکنه

دختر با شالای رنگیش زندگی میکنه

دختر با تفریح کردن زندگی میکنه

دختر با دامنای خوشگلش زندگی میکنه

دختربا دنیای صورتیش زندگی میکنه

واگه حتی یه دونه ازاینا رو ازش بگیری یعنی زندگیشو ازش گرفتی

پس مواظب باش زندگی یه دخترو به همین سادگی ازش نگیری

دخترونه 
دانلود رمان بادیگارد  
دانلود رمان بادیگارد,دانلود رمان بادیگارد عاشق من,دانلود رمان
بادیگارد برای کامپیوتر,دانلود رمان بادیگارد من,دانلود رمان بادیگارد عاشق
من Pdf,دانلود رمان بادیگارد برای جاوا,دانلود رمان بادیگارد
اندروید,دانلود رمان بادیگارد عاشق,دانلود رمان بادیگارد جاوا,دانلود رمان
بادیگارد عاشق من برای موبایل,دانلود رمان بادیگارد عاشق من,دانلود رمان
بادیگارد عاشق من برای کامپیوتر,دانلود رمان بادیگارد عاشق من برای موبایل
جاوا,دانلود رمان بادیگارد

دانلود رمان بادیگارد 
مادرانه 213  
دختر نازنینم ستایش : 
زمان!
یا همه چیز را ثابت می کند
یا یک چیزهایی را حل می کند ...
زمان کمک می کند به رنجهایت عادت کنی ...
زمان کمک می کند صبور باشی ...
زمان ثابت می کند که
برای چه کسانی
ارزش واقعی داشته ای . . . !
و چه کسانی ماندند با تو 
اگرچه بارها رنجاندی و رنجاندند ...!
در این عصر یخبندان
و زمانه ی مصلحت ها و منفعت ها و
کسالت ها و بی حوصلگی ها
اگر کسی در کنارت ماند ، فرشته ای ست
که از سوی خداوند برای آرامشت آمده است .!
اگر بود ، اگر داشتید ،
روی چشمانتا

مادرانه 213 
داستان  
جوان کافری عاشق دختر عمویش شد. عمویش پادشاه حبشه بود . جوان نزد عمو رفت و گفت:عمو جان من عاشق دخترت هستم. آمده ام برای خواستگاری . پادشاه گفت: حرفی نیست ولی مهر دختر من سنگین است. گفت: هرچه باشد من میپذیرم.شاه گفت: در شهر بدی ها (مدینه) دشمنی دارم که باید سر او را برایم بیاوری، آنوقت دختر از آن تو. جوان گفت: عمو جان این دشمن تو نامش چیست؟گفت: بیشتر او را به نام علی بن ابیطالب می شناسند. جوان فوراً اسب را زین کرده با شمشیر و نیزه و تیر و کمان و سنان راه

داستان 
دختر شینا  
هر چه می نویسم بد می شود. یعنی آن طوری که باید بشود نمی
شود. درخور و شایسته نمی شود. زیبا و تو دل برو نمی شود. در تمام مدتی که
کتاب را می خواندم به جان نگارنده اش غرولند می کردم که چه بد نوشته است.
اصلا متن خوبی نداشت. ویرایش خوبی نداشت. طرح جلد خوبی نداشت. جز قصه هیچ
چیزش خوب نبود اما حال همه چیز عوض شده است. خودم که دست به قلم شده ام
فهمیده ام که نوشتن از بعضی ها سخت است. نمی شود روح بلند بعضی ها را به
قلم کشید.وقتی می خواندمش فکر می کردم صمد چقدر

دختر شینا 
صداقت-داستان کوتاه  
دویست و پنجاه سال پیش از میلاد؛ در چین باستان؛ شاهزاده ای تصمیم به ازدواجگرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند، تا دختری سزاوار را انتخاب کند.وقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید غمگین شد چون دختر او هم مخفیانه عاشق شاهزاده بود. دختر گفت او هم به آن مهمانیخواهد رفت.مادر گفت: تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد: می دانم که شاهزاده هرگز مرا انتخاب نمی کند، اما فرصتی است که دست کم یک با

صداقت-داستان کوتاه 
♥ دختر یعنی... ♥  
 
            ♥ دختر ♥ یعنی دوتا دست کوچولو که تو دستای عشقش گم میشن . . .
              ♥ دختر ♥ یعنی یه عالمه احساس. . .
                ♥دختر ♥ یعنی وقتی سردش شد بپره بغل عشقش تا گرمش شه . . .
                  ♥دختر ♥ یعنی ظرافت تو رفتارش باشه , نه اینکه ادا پسرا رو درآره . . .
                    ♥دختر ♥ یعنی لبخند دلنشین خدا . . .
                      ♥ دختر ♥ یعنی گرمی بخش خونه . . .
                        ♥ دختر ♥ یعنی دنیای رنگی رنگی . . .
 

♥ دختر یعنی... ♥ 
ماجرای تجاوز به دختر 13 ساله در هواپیما  
ماجرای تجاوز به دختر 13 ساله در هواپیما
تجاوز به دختر 13 ساله در هواپیما
، چاد کامرون 26 ساله به جرم آزار و اذیت دختر 13 ساله بازداشت شد. 
او با وجود صندلی‌های خالی زیادی که در هواپیما وجود داشت او بر روی صندلی‌ای که در کنار دخترک بود نشست.
به گزارش دیلی‌میل، چاد حدود نیم ساعت دختر را آزاد می‌داد تا اینکه یکی از مهماندارن متوجه می‌شود دختر در حال اشک ریختن است و به چاد اعتراض می‌کند اما او به کارهای پلید خود ادامه می‌دهد، درنتیجه جای او را عوض

ماجرای تجاوز به دختر 13 ساله در هواپیما 
 
صداقت
دویست و پنجاه سال پیش از میلاد؛ در چین باستان؛ شاهزاده ای تصمیم به ازدواجگرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند، تا دختری سزاوار را انتخابوقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید غمگین شد چون دختر او هم مخفیانه عاشق شاهزاده بود. دختر گفت او هم به آن مهمانیخواهد رفت.مادر گفت: تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد: می دانم که شاهزاده هرگز مرا انتخاب نمی کند، اما فرصتی است که دست کم یک

 
معمولی  
سلام من یک دختر معمولیم که یک روز معمولی را شروع کردم با هیجان های معمول یک روزبا دلخوشی های معمولی من یک دختر معمولیم که امروز هم میخوام کارهای معمولی هر روز را انجام بدم دوستای معمولی ای دارم که دلم براشون تنگ شدهآرزوهای معمولی دارم که حتی برای رسیدن بهشون تلاش هم نمیکنم حرفهای معمولی میزنممعمولی فکر میکنماماعاشق یک عشق ماورایی و بی نظیرم در درونم چیزی ورای تمام چیزهای معمول در حال جوشش هستچیزی که هدیه خداونده و به من قدرت بودن میده پ ن 1

معمولی 
دختران گل آهنگ زیبای دختر با صدای حمید طالب زاده  
دختران گل آهنگ زیبای دختر با صدای حمید طالب زاده
روی پیشونی ِ فرشته ها نوشتههرکی دختر داره جاش وسطه بهشتهاز آسمون میباره دُر و طلا و گوهرزر و سیمو نقره وقتی میخنده دختریکی یدونه دختر چراغ خونه دخترگلابتونه دختر ماه آسمونه دخترقندو نباته دختر همیشه باهاته دختراسم قشنگو نازش ورد لباته دخترتو شبای تاریک ماه و ستاره دخترکوچیکو بزرگش فرقی نداره دختردختر کوه نمک دختر عزیزهچشماشو میبنده میخنده ریزه ریزهشاخه نبات دختر ، آب حیات دختروقتی که غم

دختران گل آهنگ زیبای دختر با صدای حمید طالب زاده 
قلعه دختر برجک و سفر جزیزه قشم  
با عرض سلام و خداقوت خدمت دوستان عزیز برنامه گروه کوهنوردی دوستداران طبیعت در این هفته ( جمعه 30 بهمن 94 ) قلعه دختر برجک واقع در ارتفاعات این روستا و در 20 کیلومتری غرب شهرستان بردسکن بود . با توجه به اینکه بنده این جمعه به همراه همسرم به سفر قشم رفته بودم گزارش و تصویری از این برنامه قلعه دختر برجک را در اختیار ندارم . شما می توانید برای شناخت قلعه دختر برجک از طریق سایت آوای بردسکن اینجا کلیک کنید و اطلاعات قلعه دختر برجک به همراه تصاویر را دنب

قلعه دختر برجک و سفر جزیزه قشم 
دخترونه هامو با هیچی عوض نمی کنم  
من عاشق این دخترونگی کردنامم...عاشق این دنیای صورتیم ...عاشق دغدغه های دخترونم ...ست کردن تاپ و دامنام...گشتن تو صد تا مغازه و خرید کردن از همون اولی...جیغ های بنفش از ته دل تو ترن شهربازی...چیدن لاک های رنگو وارنگم ... بهم ریختنشون .. چیدنشون... و باز دوباره!!!دور همی هام با دخترای فامیل پچ پچ های در گوشیمونو یهو بلند خندیدنامون ..حرفای دخترونه و فحشای پاستوریزه نثار مخاطب خاص کردن...کلکسیون ساختن از رژ لبای رنگارنگم...سر گذاشتن رو شونه ی دوستمو های های

دخترونه هامو با هیچی عوض نمی کنم 
جیرجیر عاشقانه  
صدای جیرجیرک ها که از لابه لای شاخه های سبز درختان تنومند می آید عاشق ترم می کند. آن وقت یادم می رود که برای چه لباس گلدارم را به تن کرده ام، شال صورتی را دور گردنم پیچیده ام و از خانه و آدم هایش فرار کرده ام. یادم می رود که می خواستم خودم را بیرون بکشم و بیرون کنم این عشق نوظهور خوفناک را اما مگر می شود؟! مگر می شود صدای جیرجیرک های عاشق را شنید و عاشق تر نشد؟! جیرجیرک ها عاشق باشند و تو عاشق نباشی؟! عاشق نمانی؟! از دنیا و آدم هایش فرار کنی؟! یا از خ

جیرجیر عاشقانه 
داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و پنجم )  
هیون به سارا اجازه توضیح نداد و به سمت یونگ سنگ رفت و مشتی رو حواله ی صورتش کرد. یونگ سنگ پخش زمین شد. بعد از چند ثانیه سر جاش نشست و در حالیکه خون جاری از گوشه لبش رو با دستش پاک می کرد پوزخند زد. از سر جاش بلند شد.
-          با چه حقی به دوست دختر من نزدیک شدی ؟
-          دوست دختر تو ؟ حرفای خنده دار می زنی هیون .... یه نفر تو این مدرسه بیار که ندونه دوست دخترت عاشق دلخسته ی منه

داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و پنجم ) 
حاج خانوم  
تو قبل از اینکه بری حج حاجی شدی. قبل از اینکه اعتراف کنی عاشق شدی. تو قبل از پذیرفتن مرگ بهشتی شدی. فقط آقا، حاج آقا، سرتو بگیر بالا، تماشا کن، چشم های دختر غریبه ای سرخ شده، لبخندهاش گم شده، دلش از تنگ مشتش تنگ تر شده... حاجی! نمیخوای قهوه ای تیره موهاشو قبل سپیدی کامل تماشا کنی...؟

حاج خانوم 
اخر خنده  
قبل از ازدواج
پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.

دختر: می خوای از پیشت برم؟

پسر: حتی فکرشم نکن!

دختر: دوسم داری؟

پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!

دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟

پسر: نه! برای چی میپرسی؟

دختر: منو می بوسی؟

پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.

دختر: منو میزنی؟

پسر: دیوونه شدی؟ من همچین  آدمی ام؟!

دختر: میتونم بهت اعتماد کنم؟!

پسر: بله

دختر: عزیزم!
 
پس از ازدواج

کاری نداره! از پایین به بالا  بخون

اخر خنده 
از من که گذشت...  
از من که گذشت
اما به او بگویید
این بار که عاشق شد
عاشق آدم هایی نشود
که کتاب می خوانند
شعر می خوانند
داستان می خوانند
این آدم ها تخیل شان قوی است
بلند بلند فکر می کنند
بلند بلند حرف می زنند
به چیزهای کوچک راضی نمی شوند
و رگه هایی از جنون را با خود دارند.
از من که گذشت
اما به او بگویید
این بار که عاشق شد 
دل به دیوانه ها نسپارد . . . 
#محسن_احمدوندی

از من که گذشت... 
 
قبل از ازدواج
پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار
کشیدم.
دختر: می خوای از پیشت
برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از
دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت
کردی؟
پسر: نه! برای چی میپرسی؟
دختر: منو می بوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که
بتونم.
دختر: منو میزنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین
آدمی ام؟!
دختر: میتونم بهت اعتماد
کنم؟!
پسر: بله
دختر: عزیزم!

پس از ازدواج
کاری نداره! از پایین به بالا بخون

 
عشق ودریا  
در کتاب فیه ما فیه مولوی داستان بسیار تأمل‌برانگیزی به صورت شعر درباره جوان عاشقی است که به عشق دیدن معشوقه‌اش هر شب از این طرف دریا به آن طرف دریا می‌رفته و سحرگاهان باز می‌گشته و تلاطم‌ها و امواج خروشان دریا او را از این کار منع نمی‌کرد. دوستان و آشنایان همیشه او را مورد ملامت قرار می‌دادند و او را به خاطر این کار سرزنش می‌کردند اما آن جوان عاشق هرگز گوش به حرف آن‌ها نمی‌داد و دیدار معشوق آنقدر برای او انگیزه بوجود می‌آورد که تمام سخ

عشق ودریا 
آخه چرا شما مردا این جوریین ؟  
یکی دوبار زنگ زد بهم دوستم منم داشتم میرفتم خرید
آخری گفت دارم میام پیشت
وقتی اومد من کارم تموم شد و با هم سوار شدیم تا ما رو برسونه
خیلی ناراحت بود
جلوی خونه زد زیر گریه 
داشت بچه شیر میداد همش گریه می کرد
با شوهرش رفته بودن یه سفر یه روزه و از اول تا آخر با هم دعوا کردن
شوهره سر کوچکترین موضوعات گیر میده 
یه اتفاقی واسه خاهر دوستم افتاده  و بعد کلی جدال دختر و پسره با هم ازدواج کردن حالا منت و سرکوفتش رو به دوستم می زنه 
خب میشه بگی چرا ؟؟؟؟؟؟

آخه چرا شما مردا این جوریین ؟ 
خیلی گرمه هوااا  
دارم آهنگ من مرد تنهای شبم گوش میدم .اگه از دنیا نمیرفت من نمیدونستم همچین آهنگی هم داره!همهیشه همین بوده تا یه چیزیو از دست دادیم فهمیدیم اوه این خصلت و اون خصلت های خوبی هم داشته سریع زوم میکنیم روشون !!حالا میاید میگید حتما پسری تو !!والا تا حالا 3 نفر بهم گفتن تو پسری که خودتو جای دختر جا زدی اونم بخاطر نوع حرف زدنمه !حالا من که به فلانم هم نیست که بقیه چه فکری میکننشماها فیلم شهرزادو دیدید ..من تازه تمامشو دیدم .فیلم خوبی بود .بنظرم قباد عاشق

خیلی گرمه هوااا 
دریا می زد  
از درد مسیر، کم به دریا می زد
این بود که عکس غم به دریا می زد 
شاید که نشسته در اتاقی، اما
در فکر خودش قدم به دریا می زد
هرگاه بهانه ی سفر کم می کرد
با سابقه ی حرم به دریا می زد
دیوانه شده از این دل لامصب. 
در شهر کویر هم به دریا می زد
وقتی که نم شروع باران می زد
ای وای که دم به دم به دریا می زد
دو لنگه ی کفش و یک عدد نامه ی خیس
آن روز چه شد قسم به دریا می زد
احمدعلی رسولی 

دریا می زد 
سلام عزیزم :))  
سلام مرد من :)))روزها می رند و میاند و من نبودت رو کاملا حس می کنم.عزیزم این درد فقط درد من نیست. دوستای نازنینی دارم که مثل من مجرد هستن و از من بزرگتر با خودم فکر می کنم چند سال دیگه منم مثل اونا می شم.مثل مریم همیشه خنده روی مهربونم که سعی می کنه خودش رو. با خیاطی و باغبانی و گردش و تفریح سرگرم کنه و به ذات زندگی بپردازه و همیشه بخنده.:)) اینکه خودم رو جای دوستام می ذارم یا جای دخترای مجرد فامیل و گذر عمر رو بیشتر ا ز اینکه الان هستم حس می کنم

سلام عزیزم :)) 
(نام همه شعرهای من...)  
*****************************کفتار *شوم مزرعه بیدارفانوس های فاصله روشنکلبه سکوت کرده و دختراز پشت شیشه های مه آلودهر روز رد پای کسی را اندازه میزنداندازه صداقت یک مرد...معشوق ؟ دیگر منمبی شک نگاه نافذ عاشق معشوق هر دلی ستدختر گل سپید سرش را از روی موجواره مشکی وا میکندآنگاه با سری که گرفته در بین دست هاوانگاه با دلی که نشانده در چارچوب پنجره هشیارتکرار میکندباید گذشت ، باید رسید باید ..."دختر!در عمق سرد این شب دلگیر با ساق های نازک ع

(نام همه شعرهای من...) 
آناکارنینا  
یکی از رمانهای بزرگ تولستوی که همیشه در کنار جنگ و صلح قرار میگیره رمان آناکارنینا است.

آنا یک زن زیبا است که شوهری مکانیکی و بی احساس دارد. در اثر ساده گیری های روابط زن و مرد در مهمانی های اشراف و تجملات ارباب ها ، آنا، عاشق یک افسر ارتش می شود و افسر ارتش هم عاشق او و خیانت رخ می دهد. زندگی خانوادگی آنا از هم می پاشد و آنا با آن افسر که ورونسکی نام دارد به خارج فرار میکند و حتی از جامعه فاسد آن زمان هم طرد می شود.
ادامه مطلب

آناکارنینا 
قطره ای، که دلش دریا می خواست  
قطره ، دلش دریا می خواستخیلی وقت بود که به خدا خواسته اش رو گفته بودهر بار خدا میگفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری ... هر قطره را لیاقت دریا نیست!قطره عبور کرد و گذشتقطره پشت سر گذاشتقطره ایستاد و منجمد شدقطره روان شد و راه افتادقطره از دست داد و به آسمان رفتو قطره ، هر بار چیری از رنج و عشق و صبوری آموخت ...تا روزی که خدا به او گفت : امروز روز توست، روز دریا شدن!خدا قطره را به دریا رساندقطره طعم دریا را چشیدطعم

قطره ای، که دلش دریا می خواست 
قسمت چهارم دیدن مردی در رویا  
سلام
تا اینجا رسید داستان که آقای عالی مقام با ما رفت وآمد خانوادگی پیدا کرد ولی یک جای داستان هنوز مونده اون هم جایی که این دختر خانم علاقه شدید به دین داشته ویک روزی که مفاتیح را می خونه می بینه در فهرست مفاتیح چیزی بنام دیدن خواب همسر خود در رویا ویا آینده وجالب اینجاست که این دختر این نماز را می خونه وشاید چند روز بعد اون خواب پسری جوان رو می بینه وجالب تر از اون هم این است که این جوان یک روزی همکار همین دختر خانم می شه خوب حالا دیدین خدا بخ

قسمت چهارم دیدن مردی در رویا 
خریدممبرفیک تلگرام  
افزایش ممبر رایگان
افزایش ممبر کانال بدون محدودیت
اضافه کردن خودکار ممبر بدون دخالت شما
ساخت کانالهایی با اعضای بالا بدون هیچ گونه محدودیتی !!
داشتن ممبرهایی که قابلیت لفت ندارن و همیشه ثابت هستند
اضافه کردن ممبر بدون نیاز به ادمین بودن در کانال
قابلیت فروش ممبر برای کانال های دیگران

فروش ممبر فیک

خریدممبرفیک تلگرام 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام

جدیدترین مطالب

خرید مستقیم فرش از کارخانه !!
تفاوت قیمت با فروشگاه های سطح شهر 30 الی 50%