بی بلاگ

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بی بلاگ هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

***

خیریه مهربانه

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

خرید پستی جا قاشقی داخل کشوی گردان جا قاشقی خرید پستی

این محصول جهت قراردادن قاشق، چنگال، کارد و ... برای نگهداری در کشوی کابینت می باشد. در این محصول به منظور افزایش کاربری و سهولت استفاده در قسمت فوقانی بخشی با امکان چرخش 360درجه در نظر گرفته شده است.همچنین می توان از این قسمت به صورت جداگانه در هنگام سرو غذا روی میز استفاده نمود.

خرید

قیمت : 35,000 تومان



عمو گورباچف می‌شود تمامش کنی؟

عمو گورباچف می‌شود تمامش کنی؟  
می‌دانی من بیشتر ترسیده‌ام.از گاز‌اشک‌آوری که پشت‌ دیوار مدرسه فرود می‌آید و از‌ مردمی که لباس کسی را به جرم روحانی بودن از تنش‌در می‌آورند.ریش داری پس حتما سپاهی هستی؟!یالا بک‌گراند تلفنت را‌ نشان بده.همکلاسی‌ات هیچوقت از شغل پدرش نگفته.می‌پیچاند.نکند اطلاعاتی‌ست طرف؟پچ‌پچ های نامطمئن همینطور ادامه دارند.اینجا چندین نفر را کشته‌اند.با ضرب گلوله.درست وسط سینه‌شان.وسط سرشان.به قصد کشته‌اند.مردم از خون‌ کشته‌هایشان میگذرند؟د

عمو گورباچف می‌شود تمامش کنی؟ 
خطر جدی «خلاء اعتقادی»  
بسم الله

سیزدهم دی سالروز ابلاغ نامه ی تاریخی حضرت امام است به صدر هیئت رئیسه ی
اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی سابق، آقای گورباچف. می‌توان با این اتفاق
دو نوع مواجهه داشت. یک مواجهه، نگاه تاریخی به قضیه است. یعنی این‌طور که
بگوییم، دیدید چه پیش بینی ای کردند حضرت امام در این نامه!؟ اتحاد جماهیر
شوروی جدی جدی فرو پاشید. و بعدش بنشینیم به به و چه چه بکنیم برای امام و
افتخار بکنیم که انقلاب ما با صلابت، پابرجاست. مواجهه ی دوم اما، این‌جور
اس

خطر جدی «خلاء اعتقادی» 
ٍِDEP TIME  
   بیا تمامش کنیم….همه چیز را….که نه من سد راه تو باشم و نه تو مجبور به ماندن….نگران نباش….قول میدهم کسی جای تو را نمیگیرد…اما فراموشم کن…..بخند… تو که مقصر نبودی…من این بازی را شروع کردم… خودم هم تمامش میکنم…میدانی؟؟؟؟؟؟؟؟گاهی نرسیدن زیباترین پایان یک عاشقانه است….بیا به هم نرسیم…!!!!!

ٍِDEP TIME 
وجود چند ساحتی زن  
پروژه‌یمان تمام نشده و به پیشنهاد رفیق، ساعت نه صبح روز بیست و دو بهمن میرویم سرکار که به تعهد شغلیمان عمل کنیم. نزدیک ظهر هم می‌رویم راه‌پیمایی که به حداقلِ وظیفه اسلامی و انقلابی و اجتماعی‌مان عمل کنیم.ساعت سه هم می‌رویم یکی از فیلم‌های جشنواره فجر را ببینیم که به حداقلی از وظیفه فرهنگی‌مان عمل کنیم.حالا ساعت پنج و نیم است و فقط برای اینکه روی صندلی جلو ماشین بنشینم، نیم ساعت منتظر می‌شوم تا راننده در این روز تعطیل مسافر پیدا کند و من

وجود چند ساحتی زن 
سریع کنترل همه چیز را در دست بگیرید.  
از آدمایی که در در تصمیم ویا سخن گفتن زیاد لفت می دهند
چقدر بدم میاد.
آقا سریع تصمیم بگیر  زود تمامش کن 
حرف آخر را اول بزن!
لزومی ندارد همه را قانع کنی 
ویا همه  راراضی کنی 
ویا همه موافق باشند
روی یک گزینه نچسب
برو سریع روی گزینه بعدی.

سریع کنترل همه چیز را در دست بگیرید. 
چرا نداریم  
از اینکه وارد یک جمع غریبه بشم حالم خوبی ندار م  اگر تو یک شهر غریب هم باشه که بدتر اما چه کنم . چرا نداریم
چند روزی هست که مهمانشونم تا حلا  خنده بوده تا ببین چی میشه اولین کاری که بهم محول کردن تمامش کاغذ بازی منم متنفر بازم چرا ... چرا نداریم.
کاری دارم که چرا نداریم

چرا نداریم 
ناز شست دوستانم  
سلام.اگه من یه کانال تلگرام بزنم گمونم کولاک کنه.روز یکشنبه اولین سیگنال خروج رو دادم.الان تازه با منفی امروز بعضی کانالها اونهم بااحتیاط دارن سیگنال خروج میدن.خب برین حالش رو ببرین وتااطلاع ثانوی نقد بمونید.مگر در سهمهای خاص که ربطی به شاخص ندارد.ناگفته نماند وملت اگر بازار مثبت بشه رشد میکنه.اگه خواستین سهمی بخرین به نظر میدکو جالبه.یا شاملا.هر سهمی تو سود هستین اگه تمامش رو دلتون نمیاد بفروشین لااقل نصفش رو بفروشین.پرسود باد سبدتان

ناز شست دوستانم 
مجموعه مقالات دانشجویی /"استراتژیست های آمریکایی میگویند" / پیرامون «نفوذ»  
در مصاحبه ای با نشریه ایرانی «عصر اندیشه»استراتژیست های آمریکایی میگویندنفوذ کلید واژه ای است که این روز ها از هر سو به گوش میرسد.مقام معظم رهبری بسیار جدی دعوت به بررسی میکند و طی نامه ای تاریخی در مورد برجام،دولت محترم را ملزم به مواردی میکند که ناشی از لحاظ استراتژی پیش روی آمریکا،یعنی نفوذ است.اندیشمندان متعهد و پژوهشگران با سلائق سیاسی گوناگون نیز صحه بر تشخیص ابتدایی سیاست های اتخاذی دولت اوباما میگذارند تا آنجا که برخی مسئله نفوذ

مجموعه مقالات دانشجویی /"استراتژیست های آمریکایی میگویند" / پیرامون «نفوذ» 
مرده...  
‌از نظر من وقتی کسی وجودت را نخواست و رفت..تو هم باید تمام خاطرات را همان جایی که هست بگذاری و بروی...باید او را در دلت بکشی تمامش کنی خاکش کنی،با اینکه شب و روزهایی در سوگش می نشینی و گاه برسر خاطرات خاک شده قطره اشک هایی سرازیر می کنی اما مگر سوگ یک مرده چقدر طول خواهد کشید؟!هفت روز، چهل روز، یک سال چقدر؟!دست آخر به باد فراموشی سپرده می شود و می رود اگر روزی هم برگشت این را فراموش نکن که آدم با یک مرده هرگز هرگز زندگی نمی کند..‌‌ سارا_مستفیدی ‌

مرده... 
حرمت  
 
بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتمکه نه اسمش خاطرم است نه قیافه اش،اما حرفش هیچ‌ وقت از یادم نمی رود، می گفت:زندگی مثل یک کلاف کاموا است،از دستت که در برود می شود کلاف سردرگم،گره می خورد، می پیچد به هم، گره گره می شود،بعد باید صبوری کنی، گره را به وقتش با حوصله باز کنی،زیاد که کلنجار بروی، گره بزرگتر می شود، کورتر می شود،یک جایی دیگر کاری نمی شود کرد، باید سر و ته کلاف را برید،یک گره ظریف کوچک زد، بعد آن گره را توی بافتنی یک جوری قایم کر

حرمت 
خریت  
کدام دوست داشتن؟؟؟وقتی نمی داند دقیقاحال الان من چیست؟    فکرم کجاست؟    دلم در چه حالیست؟کدام دوست داشتن ؟وقتی نمی داند من به کدام پهلو می خوابم...از دکتر رفتن بدم می آید...    ته چین دلم را می زند...و صبح ها قبل از صورت شستن دوست دارم آب سرد بخورمکدام دوست داشتن ؟؟؟وقتی جمعه ها تمامش را دلم گرفته...شعرهایم تمام زمانش آیندست...كدام دوست داشتن؟؟؟وقتی شب ها زود می خوابمبدون حتی انتظار برای شب بخیر!!!کدام دوست داشتن ؟؟؟دست از سرم بردارید..........من دو

خریت 
جلسه نقد و بررسی کتاب پنج پیام تاریخی حضرت امام خمینی ره در کتابخانه عمومی امام خامنه ای برگزار شد.  
کتاب پنج پیام تاریخی امام خمینی ره در جلسه نقد کتابی که در محل کتابخانه امام خامنه ای  با حضور اعضا برگزار شد مورد بررسی قرار گرفت.
کتاب پنج پیام تاریخی کاری از رسول سعادتمند است  که انتشارات تسنیم در سال 1389 و در 174 صفحه آن را به چاپ رسانده است.
کتاب حاضر در حقیقت مجموعه ای است از پنج پیام مهم و تاریخ ساز امام خمینی (ره) که هرکدام تأثیرات داخلی و بین المللی ویژه ای برجای گذاشته است. منشور روحانیت که دستورالعملی برای امروز و فردای حوزه های

جلسه نقد و بررسی کتاب پنج پیام تاریخی حضرت امام خمینی ره در کتابخانه عمومی امام خامنه ای برگزار شد. 
به رنگ عشق آخر  
فکرش هم نمی کردم...
وعده ای که به دلم داده بودم پوچ شود؟!
فکرش هم نمی کردم که اینگونه بزاری و بروی !
به دلم وعده داده بودم تو برای من می مانی و من برای تو...
امروز بار دیگر در ذهنم تولدت را تصورت می کنم، تولدی که قرار است من خانم خانه ی تو باشم ، مراسم را میهمان ها !!!
 و به دل سرخوشم وعده میدهم ، حتما یادش مانده ! 
باید تا 12شب منتظر بمانم !
الان که اشک هایم برصورتم می لغزد و شانه ام را خیس می کند می فهمم که شروع نکرده باید تمامش کنم.
الان که 45 دقیقه از سا

به رنگ عشق آخر 
error 404  
تمام حس ها و حال ها و نشانه ها و آدم ها و بمبست های دنیا زبان گشوده اند به نصیحت. به: نمی شود. به: ممکن نیست و دست بردار و تمامش کن. این طرف اما تو و بی خبری ات و خاطرِ امیدوار و شریفت دارید آرام و در لفافه ی زمزمه و نجوا می گویید: می شود. بخواه. شاید هم حتم داشته باشید به شدن، به خواستن. این وسط منم با طوسیِ استیصالی که مانده است روی دستم. با دستی که برده ام به گریبان خودم که دست به یقه بشوم با خودم. این وسط منم با یک فرصت و حسرت آرزوی عمیق و معصومِ خوش

error 404 
 
نمیدونم چی بگم
فقط از همینجا اعلام میکنم
پدر گرامی
اگه من زندگیمو -کارامو-حرفامو و .....
از شما مخفی میکنم
تمامش مقصر خودتونید
فقط بلدید مسخره کنید آدمو
به جای اینکه امید بدید
تشویق کنید
پشت و پناهم باشید
حمایتم کنید
همیشه جبهه مخالف منو گرفتید و
میخواین هر جور شده منو ضایعم کنید
نه تنها وقتی  بین خودمون حرف میزنیم
بلکه جلو بقیه هم همیشه خدا اینجوری بوده
و الله اعلم که تا کی خواهد بود
----
واسه همینه میخام برم
میرم ی جایی باشم ک خودم باشم و خودم
ج

 
«دوگین» و یک پرسش مهم  
    اندیشگرد/ رضاکریمی: این روزها الکساندر دوگین در ایران حضور پیدا کرده است و بیش از گذشته شناخته شده است . در برنامه تلویزیونی «عصر»[1] از قول آمریکایی ها شنیدیم که خطرناکترین آدم روی زمین است. اما خودش در پاسخ این اتهامات گفت هرگز کاری انجام ندادم که به خاطر آن تحت تعقیب قرار بگیرم. او مشاور رئیس جمهور روسیه است و برخی او را «عقل پوتین» نام گذاری کرده اند. اما او چیزی بیش از یک مشاور سیاسی نشان می دهد و خود تلقی فکری و معنوی را ترویج می کند ام

«دوگین» و یک پرسش مهم 
فراموشی های تاریکی  
اتاق کاملا سفید
با رنگ رگ هایم ست
روزها به این فکر میکنم که چرا اتاق پرده ندارد
و یادم میرود
و شب به این را میفهمم که چون اتاق من پنجره ندارد
و یادم میرود
و صبح دوباره....
در میان تمام سفیدی ها
یک لیوان پر از فراموشی های تاریکی خود نمایی میکند
اسمش این نیست ولی من اسمش را گذاشته ام : فراموش های تاریک!
این صد و یکمین لیوانی است که باید سر بکشم
چون دکتر ها میگویند این تو را از ذهن من دور میکند
من که باور ندارم
اما سر میکشم
تمامش را
یک جا و یک نفس
باز

فراموشی های تاریکی 
بازی هیتمن ۳ قراردادها | HITMAN 3:CONTRACTS + بدون نیاز به نصب + با حجم کم  
 
 
 HITMAN 3:CONTRACTS سومین بازی از سری بازی های هیتمن است که دارای ویژگی های هیجان انگیز و سبکی جالب می باشد و در آن ماموریت های نیمه تمام هیتمن (یک قاتل حرفه ای) را باید به پایان برسانید. هیتمن در این بازی درشهر پاریس دچار مخمصه بزرگی شده است و به دلیل قتل ۴۷ نفر بازداشت می باشد اما به دلایلی در یک بیمارستان روانی نگه داری می شود. وظیفه شما فراری دادن هیتمن و کمک به او در پایان دادن به کارهای نیمه تمامش استای تی گیمز

بازی هیتمن ۳ قراردادها | HITMAN 3:CONTRACTS + بدون نیاز به نصب + با حجم کم 
اتاق های فکردرکاخ سفیدقسمت سوم  
تمام حرف دونالداین بودکه جای زن درعرصه سیاست نیست.زن یک موجودسست عنصرهست وبایک انگولک اذهان عمومی جهتش عوض میشود.این اتفاق درباره فدریکاموگرینی صداق بودواواین اتفاق رابرای همه زن هاعمومیت بخشیده بود.
جنس مونث احساساتی ترازجنس مذکرهست.اواین راخوب میدانست وازاحساسات زن هابعنوان اهرم فشاربرجغرافیای بزرگ سیاست واقتصادروبه افول جهان استفاده مینمود.ساده بودانگلیس واتحادیه اروپاوروسیه وکشورهای دیگرمیامدندمیگفتنددنبال کاهش تنش هستنددرک

اتاق های فکردرکاخ سفیدقسمت سوم 
دوستش داشتم  
دوستش داشتم اثر آنا گاوالدا.
زنی که همسرش بهش خیانت کرده و اون و دوتا دخترشو ترک کرده. حالا پدرشوهرش چند روزی رو باهاش میگذرونه و تلاش میکنه تسکینش بده. با تعریف ماجرای عاشقانه ی زندگی خودش!
خیلی کتاب قشنگی بود. واقعا دوسش داشتم. پر از احساس بود و البته احساسات کاملا واقعی و قابل درک.
چندتا جمله از کتاب:

به خودم گفتم:« بجنب، یک بار برای همیشه از ته دل گریه کن. بعد اشک هایت را خشک کن، دستمالت را کنار بگذار،هیکل بزرگ ماتم زده ات را تکانی بده و تمام

دوستش داشتم 
سرانجام خوابالودگی ها  
بعد از بیداری ها، تفکر ک صبح ها با گشودن چشم ها، چنین تجربه ی شیرین و رویایی، بوسه بزنم پوستت را بسیار، و سر از خواب های ـت بیرون بیاوری و ببینی من را، و رویا وار چشمانت ببینند مرا، چ شیرین صدایم می کنی. صدا کن مرا، ک شعر می کند هر چ از دهان تو برون آید ای یار. و می چرخم و می رقصم و می نوشم از این جام. ای کاش، هر بار زندگی بیدار شدن از خوابی بود ک سرانجامش بیدار کردن تو باشد و غرق در محبت شدن ها. و بعد، ببندیم چشم ها را و دوباره بیدار شویم. و باز هم کنی

سرانجام خوابالودگی ها 
آقـــآ پَـــرَم بده .... به سمت ِ کـــربلآ ....  
با او شروعش کردم....با او هم باید تمامش کنم ...درست فاطمیه بود که پشت درهای حرم 94 را تحویلم داد ........نوی نو .....94 را قشنگ نقاشی کردم.....خییلی قشنگ ......زیارت چند باره ی 8 امام .....رسیدن به بزرگترین آرزوهایم ........یاد گرفتن خیلی درس ها ....رفتن به خیلی سفر ها ......تجربه ی خیلی چیز ها .......اتفاقاتی که طعم تـــلــخ و شـــــیرینـــشان زیر دندان های روحم مانده هنوز ..........حال این تابلوی رنگارنگ 94 که امانتی بیش نبود باید به صاحبش تحویل دهم و 95 را تحویل بگیرم ......تا 9

آقـــآ پَـــرَم بده .... به سمت ِ کـــربلآ .... 
بیمه هنرمندان قسمت دوم  
این جمله رهبرفرزانه بود.حرف از چیزی بزن که توان انجامش راداری گر نداری جایت رابه دیگری بده.این اتفاق در انتخابات ریاست جمهوری رخ میداد.افراد به شخص الف اعتمادمیکردنددرانتهاآراشخص الف به شخص ب منتقل میگردیدوچون احزاب هریک میبایست یک کاندیدمیداشتنددرحزب اصلاح طلب و حزب اصولگراواعتدال گراهرکدام یک کاندیدابالامیامد.آیا تمام کاندیداهاتوان کنترل فسادسیستماتیک درشهرداریهاراداشتند.یامیتوانستندبودجه ای رابه بخشی دهند که دراثرآن چرخ صنعت

بیمه هنرمندان قسمت دوم 
ماجرای من و حافظ و قبولی دکترا  
در تمام دیوان حافظ تنها یک غزل است که ابیاتش با ردیف «برود» تمام می شود: از سر کوی تو هر کو بملالت برود نرود کارش و آخر به خجالت برود دو غزل هم هست که با ردیف «نرود»تمام می شود که یکی از آنها این است: خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود به هر درش که بخوانند بی خبر نرود
به فال چندان اعتقادی ندارم اما گاهی محض سرگرمی و از سر تفنن و گاه برای
این که تقصیر انجام دادن یا ندادن کاری را گردن حافظ بیندازم فال می گیرم!
عجیب است که بارها طوری جوابم را داده که خو

ماجرای من و حافظ و قبولی دکترا 
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند  
مهمترین پیغامی که از این کتاب گرفتم این بود (البته از زبان نویسنده ) :
کسانی که ساختارشکن هستند و حاضر نبودند وضع موجود را بپذیرند و در یک شرایط خاص همه چیز را زیر پا می‌گذاشتند، با تلاش و کوشش خودشان به جایی رسیدند و موفق شدند. 
اینقدر این کتاب معروف است و دست نوشته ی یک مرد بزرگ جغرافی دان است که نیازی به توصیه کردن خواندن این کتاب نمیبینم ، دوست ندارم در مورد کتاب هم بنویسم فقط از عمو جان محمد آقای عزیزم و همچنین عمو حسن دوست داشتنی ام تشکر م

واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند 
برگشتن به همان دره ای ک از آن آمده ایم.  
و من دیوانه تر از هر روز، توی روز .. تنها توی شب، دیوانه زیر آسمان شهر .. ستاره های قهوه ای بد رنگ و هزران جسم مریضِ بد حال و ذهن های خالی از حس فهم. و نمی توان ماندن به این شکل سالم، و نخواهم خواستن ک بمانم و ببینم و بخندم، و بخواهم آینده ای را بهتر از قبل، ک زندگی مریض است و مریض تر می شود و آخرش هم گوشه ای .. دست به بطری شراب از میزی آویزان و آب دهانش از گوشه ی لب لیز می خورد و جان می دهد و می میرد. مثلِ من. و مانع نخواهم شد، بگذار ک بشود. و تمامش نمی کن

برگشتن به همان دره ای ک از آن آمده ایم. 
وقتی گیجِ گیجی!  
بسم الله...گاهی از دستِ خودم حرصم می گیرد! از این که ناگهان در حینِ راه رفتن می ایستم و فکر می کنم خب، حالا چه باید بکنم؟بعد دورِ خودم می چرخم و کف زمین و سقف را نگاه می کنم و هی به دل و مغزم اشاره می زنم که یک کار پیشنهاد بدهید!و هیچ کاری عملا یافت نمی شود.از بیکاری متنفرم و اغلبِ روزم به بیکاری می رود...شاید تمامش به خاطرِ پشتکاری باشد که همیشه نداشتم و تلاشی که همیشه نکردم!اصلا انگار روحیه ی جنگنده ی لعنتی درون من مرده یا به طور کامل تشکیل نشده...

وقتی گیجِ گیجی! 
یک زن گرانبهاترین اعجاز خداست  
 
یک زن گرانبهاترین اعجاز خداست
برای داشتنش باید وضوی باران گرفت
و به نام عشق، شبنم وار بر عطر او سجده کرد
و هزار هزار گل سرخ را تسبیح لحظه هایش نمود
او اجابت میکند، عشقی بالاتر از خورشید
و زیباتر از مهتاب را
و تنها یک زن میداند آیین دوست داشتن را
و آنقدر زیبا هدیه میکند این عشق را که سیراب شوی
آری میدانی که او
الهه ی عشق است
و بهشت کمترین سرزمین اوست
تقدیم به همه ی مادران، زنان و دختران سرزمینم
 
.
.
.
.
“زن”
بام نیست
تا برای هواخوری به سراغش ب

یک زن گرانبهاترین اعجاز خداست 
141-  
اوضاع جسمی  و بالطبع اون ...وضعیت روحیم خیلی بهم ریخته ... باید هرچه زودتر فکری به حال سلامتیم بکنم ... وگرنه  کارم به جاهای باریک میکشه!... هر روز و هر ساعت دارم این موضوع را با خودم مرور میکنم اما .... زمان اقدام که میشه ... تنبلی نمیذاره!... همیشه میگم از فردا و خوب میدونم که  هیچ فردایی هرگز حال نمیشه!... از خودم و این همه تنبلی و اهمال کاریم ...متنفرم ........... متنفر ......  هیچکسی را جز خودم مقصر مشکلاتم نمی دونم و .... این تنبلی تنها باعث چاقی و درد

141- 
فاجعه ی گردی با نام تجاری خمیرآوران  
جونم براتون بگه که چندروز پیشا بسته بندی خوشکل یک مارک خمیر پیتزا تو مغازه ای نظرمونو جلب کرد.. قیمت نسبتا بالاتر این محصول نسبت به مارکای شناخته شده تر نوید اینو بهمون داد که با محصول بهتری طرفیم و وسوسه شدیم این خمیر رو بخریم و امتحان کنیم.. 4 تا خمیر پیتزای ایتالیایی کریسپی به قیمتی نزدیک 6000 تومن.
همین اول بگم که تمامش رو ریختیم بیرون.. حالا چرا؟
سری اول این خمیر رو همونجور که خودش رو بسته بندی نوشته بود درست کردیم.. 2 تا خمیر رو استراحت دادیم

فاجعه ی گردی با نام تجاری خمیرآوران 
بازم از پای در انداخته ای یعنی چه؟  
شده ام شبیه خانم معلم 60 ساله ای که دکتر و مهندس شدن شاگردان ِ کلاس اولیش را میبیند و بین ِ حس ِ لزج ِ رشک و افتخار میماند ! یک عمر است در قهرمان بودنش مانده اما ، ...نه بیشتر از قهرمان ِ اجاره نشین ِ فرسوده ی ِ  کلاس اولی ها بودن! 
شده ام شبیه  مادر ِ زمینگیری که نشسته و خنده ی نوه نتیجه ها را نگاه می کند و میداند که ساعت که بشود 9 ،دوباره اوست و خانه ی خالی و درودیوارهایی که مرگش را روزشماری می کنند ...
شبیه چرخ و فلک ِ کوچک ِ عاقای ِ چرخو فلکی ِ گوشه ی

بازم از پای در انداخته ای یعنی چه؟ 
شهر دزدها، عجایب شهر  
تو گروه کتاب‌خوانی با رفقای بلاگر سر این بحث می‌کردیم که چطوری میشه یه کتاب فوق‌العاده رو کشید بالا و معروفش کرد تا به حقش برسه! حقی که داره توسط کتاب‌های سطح‌پایین و آبکی مثلاً روان‌شناسی و بازاریابی و موفقیت و رمان‌های درِپیت ضایع میشه! قرار بر این شد که بهترین کار معرفی شاهکارهاییه که مطالعه می‌کنیم و در سکوت و تنهایی، ازشون لذت می‌بریم که این بدترین ظلم در حق یک کتابِ فوق‌العاده‌س! 
حدود چهار ماه پیش بود که شهر دزدها رو خواندم و ت

شهر دزدها، عجایب شهر 
عشق نام کوچک توست...  
روزهایی بود که گمان می کردم دیگر هرگز نمیتوانم بخندم،نفس بکشم،باشم و درمیان مردم قدم بزنم...گمان میکردم دیگر نمی توانم حتی زنده باشم... اما عشقت همچون دم مسیحایی دوباره زنده ام میکرد،درست به وقتش دستم را می گرفت و بلندم میکرد و گرد اندوه را از تنم پاک میکرد و هربار هم عاشقانه تر...وبه من یاد داد می شود حتی مرد ولی با تو دوباره زنده شد و بهتر زیست...
حالا روزهای زیادی گذشته از آن زمان و تمامش با عشق تو که بند بند وجودم را فراگرفته ،در خونم جریان دا

عشق نام کوچک توست... 
اینستا هیچ وقت شکل وبلاگ نخواهد شد!  
نوشته که: "بعضیا با خوب بودناشون، حال آدمو تغییر می دن...ولی بعدش با تغییر کردنشون، حال آدمو بد می کنن"(تناقض جالبی داشت جمله:دی)این اواخر به کپشن های پست های اینستا اهمیت بیشتری می دم به نسبت قبل تر ها! ولی خب باز هم به قول خاهرجانمان که: وبلاگ یه حال دیگه داره، باید جدی خوندش!...این یکی کپشن ولی به دلم می شینه یه جور هایی؛ شبیه پست های وبلاگ ها!
پس از اینستاگردی های طولانی، دوباره بر می گردم و نخونده از صفحه گوشیم عکس میگیرم...و برای صدمین بار عکس

اینستا هیچ وقت شکل وبلاگ نخواهد شد! 
من مانده ام مهجور از او  
 آن روزهای قبل از رسیدن به شما از چند نفر شنیده بودم بهتر است یک چیزی جا بگذارم پیش‌‌تان که اگر یک چیزی جا بگذارم برمی‌گردم. بنظرم تقلب بود که از قصد یک چیزی را بگذارم، جاگذاشتن باید خودش اتفاق می‌افتاد، بدونِ قصد. پیشِ خودم می‌گفتم اگر دوست داشته باشید بیایم خودتان یک چیزی را نگه می‌داشتید. چند نفر هم سفارش کرده بودند اگر درِ حرم را چند بار بکوبم هر سال روزی ام مي‌شود بیایم ‌ببینمتان. 
 یادم می آید که یک گردنبد پر از سنگ های عقیق ریز و در

من مانده ام مهجور از او 
Where are you*  
آفتاب، دوباره با چهره‌ی اتاقت آشنا شده‌است. دوباره خودش را به زور از کنار پرده‌ی اتاق آورده تو و انداخته روی میز شلوغت که قرار بوده است برای عید تمیز شود و اما هنوز عید نیامده‌است، روی تار هم سایه‌اش را انداخته. دستش را به زور به پای کرگدن چوبی هدیه‌ی رفیق هم رسانده و جلد کوچک نمایشنامه‌ی «اسب‌های پشت پنجره» را هم بریده - که هدیه‌ی رفیق دیگر است -. آفتاب، خودش را لم داده‌است روی شکلات‌های مغز تهی و خش خش کنانِ روی میز، که اگر اتاق کودک ۱۰

Where are you* 
دانلود نرم افزار محی الدین ابن عربی برای اندروید  
                                                                                             
شیخ اکبر عارف نامدار محیی الدین بن عربی:
همو که خداوند به ایشان فرمود بندگانم را نصیحت نمای .
همو که پیامبر ختمی مرتبت به قلب مطهرش فصوص الحکم را برای راهنمایی عباد القاء فرمود .
همو که به فرموده ی خودش جوامع الکلم به حضرتش داده شد .
همو که اولین استادش به فرموده ی حضرتش حضرت عیسی روح خداست .
همو که معلم توحید است و بالاخره همو که شیخ اکبر است

دانلود نرم افزار محی الدین ابن عربی برای اندروید 
محرم و صفر و روزهای دلتنگی  
بسم رب الحسین ع

عقل زوار در رفته کجا درک می کند عشق و محبت را؟!!
کجا فهم می کند آنچه راکه در حدود و ثغور حقیر ش جا نشود؟!!!
باید کناری گذاشت این نقیصه را و پای دلِ بی انتها ونا محدود را به عرصه وجود باز کردو سکان کشتیِ قلبِ حرم اللهی خویش را به دستان سکان دار کشتی نجات عالم سپرد و این بر عقل عدد بین بشری بس کاری مشکل است اما مگر فقط عقل عدد بین، بشر را اداره می کند!!؟؟ عقل نابی که آدمی را به سمت حسین بن علی ع سوق می دهد پس چه کاره است؟؟!!
من می فهمم که

محرم و صفر و روزهای دلتنگی 
221  
امروز رفتیم جلسه ی دفاع دکتری اولین دانشجوی رشته ی تاریخ و نظریه ی دین، آیدوگان، که دوست عزیزمون هم هست. موضوع رساله ی آیدوگان الهیات سلبی در تصوف قرن 13 میلادی بود. بسیار مشتاق بودم برم و یک جلسه ی دفاع رو اینجا ببینم. جلسه توی یکی از کلاس های دانشکده برگزار شد. هیچ آگهی یا اعلامیه ای به در و دیوار نزده بودن، بجاش واسه دانشجوها ایمیل روز و ساعت و مکان اومده بود. یه کلاس کوچیک بود با میزی که مثل میز کنفرانس دورتا دور چیده شده بود. عملا هیچ شنونده

221 
برای ماندن، گریه می کنیم.  
از چ باید نوشت؟ چگونه، چرا .. و چطور. آخر ک چ، و سر انجامش به کجا. در پاسخ به همه ی این سئوال ها، انگشت های دست روی صفحه کلید قفل می شوند و اینطور می شود ک از آخرین نوشته هایم یک ماه می گذرد. نثرم خشک می شود، فراموش می کنم ک چطور بوده ام. چرا ک سئوال بنیادین این است، ک چ می خواستم باشم. و تا کجایش رفته ام. می شود نشست، گوشه ای و ساعت ها، بعد از آمدن و رفتن بسیار خورشید و ماه، غرق در این فکر بود و به نتیجه ای هم نرسید در انتها. اینکه، آخر خودمان را در چ بب

برای ماندن، گریه می کنیم. 
بهانه  
۱. یه زمانی به شدت اهل فیلم‌دیدن بودم؛ فلش می‌بردم طرف پُر می‌کرد نگاه می‌کردم. همون زمان وقتی یه کتاب حجیم و کَت و کُلفت می‌دیدم با خودم می‌گفتم کی حال و حوصله داره اینا رو بخوانه؟! فیلمم رو نگاه می‌کردم و حالشو می‌بُردم. گذشت تا اینکه "ناطوردشت" خورد به تورم. دو‌-سه روزه تمامش کردم و از ورقه به ورقه‌ش لذت بردم. حجمش زیاد نبود؛ غرق شدم تو ماجراجویی "هولدن" و از جسارت و صراحت و خودش‌بودنش لذت بردم. افتادم دنبال کتاب‌های دیگه و هی اشتیاق و

بهانه 
بوی عید  
نمی دانم چرا نوروزهای  سال های خیلی خیلی گذشته  را به یاد ندارم : سالهای پیش از دهه ی شصت. تنها نماهایی گنگ از چند نوروز به یادم مانده یکی لحظه هایی نزدیک به تحویل سال با صدای رادیو زمانی که از تلویزیون خبری نبود یا ما نداشتیم شاید سالهای نخست دهه پنچاه و دیگری زمانی که تلویزیون آمده بود یکی دو سال پیش از انقلاب . همین و همین و دیگر هیچ حالا که فکرش می کنیم می بینم که تا هفده هیجده سال پیش سفره ی هفت سین هم نمی انداختیم و گاهی حتی از سبزه هم خبری

بوی عید 
علل فروپاشی اتحادجماهیرشوروی  
فروپاشی شوروی با ایراد ضربه‌ای هولناک همه دست‌آوردها را نابود کرد. در پی این حادثه، خصومت میان ملت‌ها رواج یافت و جدایی‌طلبی و مرکزگریزی به درگیری‌های مسلحانه منجر گردید به نحوی که دامنه این تنش‌ها به اروپای شرقی و شبه جزیره بالکان نیز کشیده شد.پایان دسامبر سال 1991 و با ایجاد کشورهای هم‌سود بود که عمر اتحاد جماهیر شوروی رسماً پایان یافت. فروپاشی شوروی هنوز یکی از پدیده‌های اصلی مورد مطالعه در روابط بین الملل است. شاید به جرات بتوان گفت

علل فروپاشی اتحادجماهیرشوروی 
به نام مادر  
به گمانم غروبِ روزِ سومِ پیاده‌روی بود، هوا به سمتِ تاریکی می‌رفت و من و سادات از قافله عقب مانده بودیم. اما خیالم راحت است. هم‌قدم کسی شده‌ام که خودش بارها و بارها پیش‌رو و پیش‌تاز گروه‌های مختلف بوده و از آن مهمتر، عربی زبان عشقش شده است... فقط باید حواسم باشد او را گم نکنم. میدانید؟ اینجا گم شدن با همه گم‌شدن‌های جاهای دیگر فرق دارد. اینجا گم شدن، گم کردنِ راه نیست. راه که مشخص است، همه به یک سمت میروند. آری! اینجا گم شدن، گم‌کردن همراه

به نام مادر 
لبخند بزنیم به جهان :)  
بـسم الله..البته گمان نکنم ساعت نه و خورده را بشود کله ی سحر خواند...اما برای کسی که در ایامِ عید ساعت خوابش تا دوازده ظهر هم رفته بود گامِ بزرگی در جهت سحرخیز شدن به حساب می آید!چون حال و حوصله ی مرتب سر کردنِ روسری را ندارم، زیر گردن گره می زنم و بیشتر از همیشه جلو می کشمش تا عدمِ وجودِ هد بند سببِ بیرون آمدگیِ موهایم نشود. رنگِ کرمیِ روسری را در آینه می بینم و به خودم لبخند می زنم. شبیه دخترهای نقشِ مثبتِ فیلم ها شدم :)چادرم را سرم می کنم و فکر می

لبخند بزنیم به جهان :) 
رو سیاه  
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
 
 ترى یا إلهی، فیض دمعی من خیفتک، و وجیب قلبی من خشیتک، وانتقاض جوارحی من هیبتک،
کل ذلک حیاء منک لسوء عملی، ولذاک خمد صوتی عن الجأر إلیک، وکل لسانی عن مناجاتک.
یا إلهی فلک الحمد...
ای خدای من بی‌شک نگاه می‌کنی که از خوف تو اشکم جاری است و قلبم از ترس تو پریشان است و از هیبتت اعضای بدنم می‌لرزد.
ااین همه از شرمسارى من به خاطر سوء رفتار من است، و به همین خاطر از شدّت زارى به درگاهت صدایم فرو خفته، و زبانم از راز و ن

رو سیاه 
هدیه ای از نور  
به نام الله بهترین نام ها
آمدم بعد مدتی اینجا بنویسم....دستم رفت به سمت دکمه فهرست مطالب اما منصرف شدم....فهرست مطالب را ببینم که چه؟ دیدنشان باعث می شود حرف هایی که الان در سر دارم تغییر کنند و تحت تاثیر نوشته های قبل قرار بگیرم.....یادم نمی آید پست قبل په بود و احتمالا اگر چنین رویه ای رو در پیش بگیرم ممکن است در دراز مدت نوشته هایم غیر منسجم به نظر برسند اما یک مزیت بزرگ خواهد داشت آن هم صداقت حال و احوالم است و این مطلب کمی نیست به نظرم.
فکر و ذکر

هدیه ای از نور 
نود و چهار خوب / یک  
(31) یَا عَزِیزاً لا یُضَامُ یَا لَطِیفاً لا یُرَامُ یَا قَیُّوماً لا یَنَامُ یَا دَائِماً لا یَفُوتُ یَا حَیّا لا یَمُوتُ یَا مَلِکا لا یَزُولُ یَا بَاقِیا لا یَفْنَى یَا عَالِماً لا یَجْهَلُ یَا صَمَداً لا یُطْعَمُ یَا قَوِیّاً لا یَضْعُف
نود و چهار اولش خوب بود و ساده و عادی،از بعد دیدار همه چیز هی زیاد و عجیب و فشرده شد،همه چیز،انقدر که شش ماه آخر نود و چهار قدر شش سال گذشت،قدر شش سال خنده،شش سال گریه،شش سال اتفاق،شش سال سوال،شش سال تجر

نود و چهار خوب / یک 
نکته 334 : رحمت - زحمت  
سلام
1- رابطه ی متعادل
سازنده
هم شما و هم طرف مقابلتون درک درستی از رابطه دارند،
به هم کمک می کنند تا باهم رشد کنید. این رابطه می تونه ازدواج باشه، می تونه
دوستی باشه، می تونه همکاری باشه و .... . بهتر است قدر این رابطه را بدونید و کمک
کنید به طرف مقابلتون تا رشد کنه زیرا بعدا اون موجبات رشد شما را فراهم خواهد
کرد.
2- رابطه ی متعادل
مخرب
هر دوطرف از این رابطه ضرر می کنند فقط بنا به دلیلی
به این رابطه ادامه می دهند [که مطمئنا این دلایل هم اشتباه می باش

نکته 334 : رحمت - زحمت 
سیار 4  
عروسک ها ...امشب هم آرام آرام به سپیده صب متصل می شود و انگار برای شبهای متصل به سپیده صبح خط پایانی را معنا نکرده اند...دوباره فکر های بی رحمانه به سمتم هجوم آورده اند همه چیز با یک تلنگر شروع شد با یک جرقه ، با یک گفتگو رقم خورد ( گفتگو همان روی یک سکه است که بشر را به چنین جایگاهی کشانده جایگاهی که اگر نطق نبود بارها و بارها آرامشش بیشتر بود، نطق همان پدیده ای می باشد که بشر با اختراعش روز به روز گام به سمت دنیای بی رحم گذاشت فقط برای دقایقی اندک

سیار 4 
ناطور دشت  
از کتابخانه کتاب ناطور دشت سلینجر را دوباره امانت گرفتم. چند سال پیش آن را خوانده بودم. راستش را بخواهید خیلی برایم ماندگار نبود. گو اینکه نیمه کاره هم ولش کردم. من همیشه وقتی کتابی میلم را به خودش نکشد نصفه رهایش می کنم. جدیدا دیگر تصمیم گرفته ام این اخلاق را کنار بگذارم. پسر فقط  یک کتاب را توانستم به زور و شکنجه اینطور بخوام.آن هم« شرق بهشت» اشتاین بک بود. اصلا نتوانستم با شخصیت هایش ارتباط بگیرم. سه کتاب دیگر از اشتاین بک خوانده بودم و قلمش

ناطور دشت 
تفکرات عصر یک روز در کنار جیسون  
نشسته ام روی تپه ی مورد علاقه ام به اسم جیسون توی آخر دنیا.سر ِ کوه های البرز را می بینم که از دود بیرون زده و نفس می کشد.تنه اش  لای دود غرق شده.صورتم لای دود غرق شده.یکی از پوتین هایم را درآورده ام و گذاشته ام کنارم.من هر چهار فصل سال را پوتین می پوشم.اگر هفت  تا هم فصل داشتیم باز هم هفت تایش را پوتین میپوشیدم.پوتین تبدیل به یکی از ویژگی های من شده.مثل کک و مک های ریز روی صورتم.مثل خال کوچولوی زیر گردنم.مثل خواب های بد هر شبم. مثل تنها تار م

تفکرات عصر یک روز در کنار جیسون 
31 روش برای خلاق بودن  
برای خلاق بودن باید خلق کرد. چطور؟ هر چیز را خلق کنید. یک طعم، یک حرکت، یک حماقت، هر چیزی….. عنصر مشترک در تمام اینها “دست به عمل زدن” است.
شما می توانید هر کاری انجام بدهید مگر این که مطلقاً نخواهید کاری بکنید. شاید در شروع آنچه انجام می دهید خیلی موضوع مهمی نباشد و آغاز کردن و مصمم بر انجام بودن از اهمیت بیشتری در مسیر حرکت خلاقانه برخوردار است. برخی از راه های بروز حس خلاقانه و خلاقیت حتی در زمانی که شما به شدت دچار شک و تردید در انجام یک کا

31 روش برای خلاق بودن 
بالاخره ترجمه بکنیم یا نکنیم؟!  
هر چقدر می گذرد بیشتر می فهمم چقدر مهم است دانستن یک یا دو زبان دیگر بجز زبان مادری. یک یا دو زبانی که متعلق به کشورهای دیکتاتوری نباشند البته. برای آنچه که منظور منست بعنوان مثال چینی و عربی به درد نمی خورند. هر بار کتابی را به دست می گیرم که ترجمه اش متعلق به دوران بعد از انقلاب است حالم خراب می شود. البته در دوران قبل از انقلاب هم گاهی پیش می آمد اما همیشه مترجم در مقدمه اشاره می کرد به تغییر ایجاد شده و اشاره می کرد که حذف، با توجه به فرهنگ مر

بالاخره ترجمه بکنیم یا نکنیم؟! 
بعد از کلی وقت نوشت!  
به نام خداتقریبا بعد از 20 روز دارم باز مینویسم! تو این مدت بجز این حدودا 8 روز ماه رمضان برنامه طبق روال پیش میرفت.. پیاده روی و انجام کار پروژه و کتاب خوندن و زبان خوندن.. اما با اومدن ماه رمضون تقریبا کارام تعطیل نشد! البته نه که حالا فک کنی به خوابیدن و استراحت در منزل گذشته باشه، خیر.. تمامش از صبح تا غروب در آزمایشگاه و مشغول ریسرچ بودم. بعدم که خونه میرفتم تقریبا دیگه افطار بود تا یه تکونی میخوردم! همچنان صبح ها و عصر ها پیاده میرم و میام..

بعد از کلی وقت نوشت! 
وابکنیم پنجره ها را یانه ؟  
(1 )
 
سلام ... حالت را نمی پرسم که خوب هست حتما و خوب هم اگر نباشد کسی بهتر از خود آدم نمی تواند راههایی را پیدا کند که حالش را خوب کند بپیچ سمت خودت دوباره بخند و نیرویت را جمع کن برای خوشحال کردن آدمهایی که دوستشان داری که دوستت دارند ...نمی پرسی از این روزها ودلیل نمیشود که من هم نخواهم حرف بزنم برایت ازشان ... بهار دارد می آید وخب خبر تازه ای نیست بهار انگار معشوقه ای که سالی یکبار با لباس های دلفریبش می آید ودلبری اش را می کند وآغوش پر میکند و وم

وابکنیم پنجره ها را یانه ؟ 
جلاد استالین چه کسی بود  
ژوزف استالین - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزادhttps://fa.wikipedia.org/wiki/ژوزف_استالین... با ممنوع کردن ایجاد فراکسیون، نفع بسیاری برد زیرا عملاً دیگر کسی ... استالین بود ... چه ...کودکی و ... · ازدواج‌ها ... · عروج به قدرتاز زمستان استالین تا تهران؛ آخماتوا و روزگار ماwww.radiozamaneh.com/156504اما دو سال بعد استالین می‌گوید چه کسی این ... بود که استالین برای ... به پای جلاد ...تاریخ ایرانی - تحلیل روان‌شناختی استالین/ تقاص …tarikhirani.ir/fa/files/59/bodyView/612/...یوگنی که ستای

جلاد استالین چه کسی بود 
هشتمین نشست کتاب خوان شهرستان درمیان  
هشتمین نشست کتابخوان  شهرستان درمیان در کتابخانه امام حسین (ع) بورنگ در روز پنجشنبه 20 خرداد 95 برگزار گردید.در این نشست 1 نفر کتابدار و 6 نفر از اعضای کتابخانه به معرفی کتابها به شرح زیر پرداختند:1- محمد رضا صحرانورد  کتاب :حدیث نور خاطراتی آموزنده از امام خمینی (ره)متن معرفی :  
این
کتاب مجموعه خاطراتی است  درباره ی اخلاق و
سیره­ی زندگی امام خمینی (ره) از زبان نزدیکان، خانواده، شاگردان و دیگران ... که گردآوری
شده است .در پایان نیز فهرس

هشتمین نشست کتاب خوان شهرستان درمیان 
آغازِ دردِ زایمانِ جمهوریِ دوم  
آغازِ دردِ زایمانِ جمهوریِ دوم
در شرایطی که اصولگرایان با علم کردن مترسک خاتمی و اصلاح طلبان راست با دست گرفتن لولوی احمدی نژاد به مدیریت افکار عمومی، استحاله حزب الله به بدنه اصولگرایی و استحاله سبز به بنفش فائق آمده اند؛ و در شرایطی که دوگانه داعش-ترامپ یا اسلام سیاسی-غرب ستیزه‌جو جهانیان را سخت به وحشت انداخته است؛ بار دیگر 25 سال پس از فروپاشی شوروی آخرین مراحل استقرار مطلق نظم نوین جهانی در حال وقوع است. نظمی که از زمان کلید خوردنش پس

آغازِ دردِ زایمانِ جمهوریِ دوم 
چرا دولت بازرگان استعفا داد؟/ بازخوانی ماجرای مک فارلین  
در سال 1364(1985م) گروهی از مقامات بلند پایه شورای امنیت ملی آمریکا نظیر رابرت مک فارلین با همکاری سازمان سیا به سرپرستی ویلیام کیسی اجرای سیاست نزدیک سری به ایران را آغاز کردند. زمینه شکل گیری تمایل به نزدیکی مخفی و مذاکرات پنهانی در مقامات آمریکایی برای توافق با عناصر ایرانی از طریق مبادله قطعات نظامی به ایران در مقابل آزادی گروگان های آمریکایی در لبنان، متعاقب بروز بحران ناشی از تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان و ظهور پدیده گروگان گیری غربی ها و

چرا دولت بازرگان استعفا داد؟/ بازخوانی ماجرای مک فارلین 
بیژن و مایکل  
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام .
دکتر یاسمن فرزان رو میشناسین ؟ از فیزیک پیشگان و نخبگان این مملکت هستند . خوشبختانه وبلاگ هایی دارند و در اون ها تجربیات و دیدگاه های شخصی شان را منتشر میکنند . این داستان را از وبلاگ ایشان انتخاب کردم ، داستانی به نام " بیژن و مایکل " درباره تفاوت های ما ایرانیان با آمریکایی ها که به نظر نگارنده باعث پیشرفت آنها و درجازدن ما شده . قسمت هایی از داستان را که به نظرم مهم تر هستند را اینجا نوشتم . برای دانلود کل داستان ک

بیژن و مایکل 
اسب تروای مک دونالد و kfc  
فرض کنید این خبر منتشر شود: «فردا ده‏ها شعبه از رستوران‏های زنجیره‏ای مک دونالد و kfc در حالی در سراسر کشور به صورت همزمان افتتاح خواهد شد که وعده‏ی تخفیف 30 درصدی برای اولین روز فروش توسط مالکان آنها داده شده است.»
تصور اتفاقی که خواهد افتاد، دشوار نیست. طبیعتاً افراد زیادی علاقمند خواهند بود تا یک بار هم که شده طعم این سوغات غرب را بچشند و ببینند طعم غذای این رستوران‏های معروف جهانی چگونه است. ولو آنکه این غذاها چندان با فست‏فودهای ایران

اسب تروای مک دونالد و kfc 
هرچه سکوت می کنیم که جواب ابلهان خاموشی باشد هی سکوتمان را بر رضایت تلقی می کنند  
چند روزگاریست که عکس نوشته ای در فضای مجازی دست به دست می گردد :هرچه سکوت می کنیم که جواب ابلهان خاموشی باشد هی سکوتمان را بر رضایت تلقی می کنند .باید در جواب فتنه گر بگوییم که حضرت آقا در فکر تعیین جانشینی برای امام یک امت بزرگ بودند و نه مثل شما کور دلان معاویه صفت به فکر مقام دنیوی . به فتنه گر کوردل بگویید آقا اگر حرف رفتن می زند ، در حال روشنگری مجلس خبرگان اند و همه ما فتنه گر را شناخته ایم که همیشه در حال سیاه نمایی بوده و هست ، این را گفتم

هرچه سکوت می کنیم که جواب ابلهان خاموشی باشد هی سکوتمان را بر رضایت تلقی می کنند 
خاطرات یک زن (۴)  
مری با خشنودی گفت:- بله من ترجیح میدم اینجا کار صورت بگیره چون این اولین کتاب من هست و تجربه ای در نوشتن ندارم... فکر می کنم شما رو کمی گیج کنم و به وجودم در کنارتون نیاز باشه.آنجلا لبخندی زد و گفت:- میشه الآن من کمی از نوشته هاتونو بخونم؟مری در حالیکه بلند می شد تا به طرف جعبه ها برود گفت:- البته!و اولین دفتر را در اختیار او گذاشت.آنجلا در حالیکه دفتر را از او می گرفت، چشمش به جعبه ها افتاد و پرسید:- اینها همون داستانند؟- بله، همینطوره.آنجلا دفتر را

خاطرات یک زن (۴) 
یک مصاحبه عالی  
 

گروه امنیتی-دفاعی خبرگزاری فارس- هاجر تذری و امیر توانا: حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حضور در تحریریه خبرگزاری فارس، طی گفتگویی تفصیلی به برخی موضوعات مهم روز کشور ازجمله قراردادهای نفتی،برجام، عهدشکنی آمریکایی‌ها پس از مذاکرات و نحوه تعامل دولتمردان با این کشور، خطر نفوذ استراتژیک در لایه‌های حاکیمت و توان بازدارندگی نیروهای مسلح از جمله سپاه پاسداران در برابر تهدیدات پردا

یک مصاحبه عالی 
عکسهای جدید لی مین هو در فیسبوک  
عکسهای جدید لی مین هو در فیسبوکkd-download.r98.ir/post/17عکسهای جدید لی مین هو در فیسبوک . 2 0. admin بازدید : ... عکسهای فیسبوک لی مین هو, لی مین ...لی مین هو - مطالب فیسبوک لی مین هوlmhloves.mihanblog.com/post/category/64/page/7... مطالب فیسبوک لی مین هو ... اخبار جدید 2015 لی مین هو عکسهای ... عکسهای لی مین هو در ...لی مین هو - مطالب ابر عکسهای لی مین هو در سریال …lmhloves.mihanblog.com/post/tag/عکسهای لی مین هو در...... مطالب ابر عکسهای لی مین هو در ... ال جی اخبار جدید 2015 لی مین هو ... فیسبوک فروشگاه ...Images of عکس

عکسهای جدید لی مین هو در فیسبوک 
عکسهای جدید لی مین هو در فیسبوک  
عکسهای جدید لی مین هو در فیسبوکkd-download.r98.ir/post/17عکسهای جدید لی مین هو در فیسبوک . 2 0. admin بازدید : ... عکسهای فیسبوک لی مین هو, لی مین ...لی مین هو - مطالب فیسبوک لی مین هوlmhloves.mihanblog.com/post/category/64/page/7... مطالب فیسبوک لی مین هو ... اخبار جدید 2015 لی مین هو عکسهای ... عکسهای لی مین هو در ...لی مین هو - مطالب ابر عکسهای لی مین هو در سریال …lmhloves.mihanblog.com/post/tag/عکسهای لی مین هو در...... مطالب ابر عکسهای لی مین هو در ... ال جی اخبار جدید 2015 لی مین هو ... فیسبوک فروشگاه ...Images of عکس

عکسهای جدید لی مین هو در فیسبوک 
شجره طیبه  
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام. سال نو همه تون مبارک. این روزای قشنگ، این ماهای قشنگ و این اعیاد قشنگ هم مبارکتون باشه. ان شاالله به برکت همین روزا و صاحبانشون از سیل امسال خیلی زود فقط آبادی بیشتر و درس خدمت و همدلی بمونه برای همه مردم عزیزمون. 
نمیدونم کامنت های پست قبل رو خوندید یا نه. من نرسیدم بیشترش رو جواب بدم اما خیلی درس و حرف داشت برام. تو این اوضاع اقتصادی و خبر گرونی ها و ... گاهی که به هم ریخته میشم یاد جمله های بعضی از شما تو کامنت های پ

شجره طیبه 
قسمت اول از تفسیر سوره مومنون(جلسات ماهیانه تفسیر)  
قسمت اول از تفسیر سوره مومنون(نظام فکری طرح بنیان مرصوص)
انسانی
که به فلاح و توسعه نرسیده باشد ویز ویز مگسی او را غرق می کند و به اسارت در می
آورد اما انسانی که به فلاح و توسعه رسیده باشد حتی اگر او را اسیر کنند، آزاد است
و در حادثه ها غرق نمی شود و با صدا بلند و مسلط می گوید: ما رأیت الا جمیلا!


مشروح بحث در ادامه مطلب


سوره مومنون(سیاق اول)


قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ (1) الَّذینَ هُمْ فی‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ (2) وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغ

قسمت اول از تفسیر سوره مومنون(جلسات ماهیانه تفسیر) 
رمان‌های خواندنی از نگاه رهبر معظم انقلاب  
کتابی از سوی نشر «کتاب فردا» در قم با عنوان «کتاب کتاب» منتشر شده است که چاپ چهارم آن در سال۱۳۹۷ اتفاق افتاده است. این کتاب ۶۱۰ صفحه‌ای در حقیقت، «رهیافتی به منظومه فکری رهبر معظم انقلاب درباره کتاب» است که به تبیین و تشریح دیدگاه‌های ایشان در حوزه فرهنگی کتاب می‌پردازد. پدیدآورنده این اثر (مجید تقی‌زاده) در مقدمه آغازین کتاب این چنین توضیح می‌دهد:«چند سال قبل، در انجام پروژه‌ای، حدود سیصد جلد کتاب منتشر شده از بیانات رهبر معظم انقلاب ت

رمان‌های خواندنی از نگاه رهبر معظم انقلاب 
یک داستان  
این داستان در
مورد شماست، شمایی
که بخت آن‌قدر یارتان بوده که چشمتان به این جمله‌ها و کلمات افتاده. شمایی که از
سر کار، کلاس، مدرسه یا از صف نانوایی، در شهری شلوغ یا روستایی خلوت، بعد از
ساعت‌ها جابه‌جا کردن کیسه‌های سیب‌زمینی از جلوی انبار به انتهای آن یا پس از زدن
پک‌های عمیق به سیگارتان و ذهنی درخشان از مصاحبت دوستانتان به خانه برگشته‌اید،
به ظرف‌های تلنبار در ظرف‌شویی بی‌اعتنایی کرده‌اید، لباس‌ها را به گوشه‌ای از
اتاق پرتاب کر

یک داستان 
رسالت مطبوعات و رسانه‏ ها در کلام امام خمینی (ره)  
 رسالت مطبوعات و رسانه‏ ها در کلام امام خمینی (ره) حرکت در مسیر خواست ملت، اساس کار مطبوعات و رسانه‏ها به طور کلی در هر کشوری مطبوعات آن کشور و تلویزیون و رادیو آن کشور باید در مسیر آن ملت و در خدمت ملت باشد. مطبوعات باید ببیند که ملت چه می‏خواهد، مسیر ملت چیست، روشن‏گری از این طریق داشته باشد و مردم را هدایت کند.(۱) شغل نویسندگی برای افراد شایسته یک واجب کفایی است گویندگانی که هر جا ما داریم، در سرتاسر کشور، چه گویندگانی که از طبقه روحانی

رسالت مطبوعات و رسانه‏ ها در کلام امام خمینی (ره) 
    

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام

جدیدترین مطالب

جستجو ها

هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)