بی بلاگ

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بی بلاگ هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

***

خیریه مهربانه

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

خرید پستی جا قاشقی داخل کشوی گردان جا قاشقی خرید پستی

این محصول جهت قراردادن قاشق، چنگال، کارد و ... برای نگهداری در کشوی کابینت می باشد. در این محصول به منظور افزایش کاربری و سهولت استفاده در قسمت فوقانی بخشی با امکان چرخش 360درجه در نظر گرفته شده است.همچنین می توان از این قسمت به صورت جداگانه در هنگام سرو غذا روی میز استفاده نمود.

خرید

قیمت : 35,000 تومان



شنیدم بهر هر دردی دوایی تو درمون تموم دردایی

از سفر بازگشته  
خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشو می کردم تموم شد ولی دو تا خاصیت داش :
م رو دیدم
عیدی گرفتم ( و این از همه مهم تَر بود)
بعد از رفتنم هم سیل اشک اونطوری که شنيدم جاری شده و این باعث ناراحتیم شد. 
همیشه خیلی زود تموم میشه چه ٢ روز چه ١٠ روز چه بیش تَر تنها نکته بد تَر این بود که اینترنت خطم اصلا خوب نبود هیییییی البته این یه مورد باعث خشنودی همه شد

از سفر بازگشته 
(:  
سلام.....ببخشید که بعد از بازی ونزوئلا عکس نذاشم آخه وقت نداشتم ولی حالا که امتحانات تموم شده سعی میکنم بیشتر تو وبلاگ فعالیت کنم........راستی تموم شدن امتحانات رو تبریک میگماگر امتحاناتتون هم تموم نشده انشاالله بزودی تموم میشه....امیدوارم نمره های خوبی بگیرید،موفق باشید

(: 
202.کنکور تموم شد همه رفتن خونه (((:  
سلام
صبح عالی متعالی....
ماکه از کنکور جستیم خداروشکر ... انشالله اونایی که هنوز نجستن این اتفاق بیفته و عالی هم بیفته ...
کنکور تموم شد کنکور تموم شد ... لای لای کنکور تموم شد کنکور تموم شد ... لای لای :)
پارسال اینقدر زود برگزار شد امسال هم اینقدر دیر البته خب شرایط ایجاب میکرد ...
ولی عجب دو ماراتن طولاااااااااااااااانی ... 
کنکور تمووووووووووووووووم شد همه رفتن خونه :)))

202.کنکور تموم شد همه رفتن خونه (((: 
after years  
 
+هیچ فکر میکردی اینجا همدیگه رو ببینیم؟
بعد از این همه مدت
.
_هیچ فکر نمیکردم بتونم این همه مدت نبینمت..!
.
+آخرین حرفت یادم نمیره... جروبحثمون که تموم شد گفتی تو میری اما من میمونم تو حس و حال این رابطه.... .
موندی؟
.
_هنوزم همونجوری میخندی
.
+هنوزم همونجوری سیگار میکشی
.
_ما چطور این همه مدت بدونِ هم زندگی کردیم؟
.
+آدم به همه چی عادت میکنه
.
_من به بودنِ تو عادت کرده بودم
.
+پس موندی
.
_میشنوی صدای آسمونو؟
.
+آسمون که میگرفت...صدای رعد و برق که میومد جلو د

after years 
آدم با امید زنده هستش  
السلام و علیکم والرحمه الله و برکاته....نماز عشا ی آخرین غروب اعتکاف هم تموم شده بود، صف های نماز به هم ریخت و بچه ها یکی یکی همدیگرو بغل میکردن و قبول باشه به هم میگفتن !__ بـــه حاج محسن گل، حاجی !__ جون حاجی؟__ تموم شد ؟__ تمومه...!__ اعتکاف تموم شد و آدم نشدیم حاجی !__ ادم با امید زنده هستش حاجی.

آدم با امید زنده هستش 
بارون امروز خیلی دلگیره...  
دارم به پایان فکر می کنم، به تموم کردن درسمدارم به پایان فکر می کنم، به تموم شدن نامه نگاریهادارم به پایان فکر می کنم، به تموم شدن روزهای خوش 94دارم به پایان فکر می کنم، به پایان وبلاگ نویسیدارم به پایان فکر می کنم، به پایان ماه رمضوندارم به پایان فکر می کنم، به پایان نوجوونی برادرمدارم به پایان فکر می کنم، به پایان این روزهادارم به پایان فکر می کنم، به پایان دلتنگی ها...و چقدر شیرینه آخرین پایان، پایان دلتنگیها... دلتنگیها... چشمهامو می بندم و

بارون امروز خیلی دلگیره... 
تعطیلات تمام میشود  
آقا دیدین تقصیر ما نبوده.
من فکر میکردم چون ما محصل بودیم تعطیلات عید زود تموم میشده. الان چی پس!
اصلا این تعطیلات 13 روزه عید نوروز خودش خرابه و زود تموم میشه
مگه داریم 13 روز مثل برق و باد تموم شه
من کلی برنامه ریزی کرده بودم کتاب بخونم، زبان بخونم، کوه برم، برنام نویسی موبایل یاد بگیرم و ...
ولی حالا که 11 روز از این تعطیلات میگذره هیچ
البته من یه نظریه دارم برای درست شدن تعطیلات عید نوروز
باید ماه رمضان رو عید نوروز فیکس کنن
ببین چه تعطیلاتی میش

تعطیلات تمام میشود 
خواب عمیق  
دنبال چیزیم تسکینم بده مثل والیوم، یا شایدم خوابم کنه ،دلم میخواد بخوابم عمیق ترین خوابی که تا حالا کردم ،دلم میخواد با هیچ صدایی بیدار نشم ،دلم میخواد تو اون همه رویا های ذهنم غرق شم ،وهیچ غریق نجاتی پیدا نشه که منو از این همه توهم بیدار کنه ، فقط میخوام رویا ببینم ،دیگه برام حس کردن مهم نیس دیگه زنده بودن یا مردن تفاوت نداره ، دیگه حتی فرق نمیکنه  طرز تفاوت این همه نگاه ها آخرش به کجا میرسه، داغون تر از اونیم که بخوام یه تفسیر افکار دوباره

خواب عمیق 
تموم دارایی  
تو شمال شهر تهران ،یه قنادی باز شد ..فقط پولدارا میتونستن اونجا خرید کنن ،یه روز که تعدادی از پولدارا تو قنادی در حال خرید بودن یه گدای ژنده پوش وارد شد و تموم جیبهاشو گشت ،یه ۵۰ تومنی پیدا کرد و گذاشت رو میز ،گفت اینو شیرینی بهم بده !!!!مدیر قنادی با دیدن این صحنه جلو اومد و به اون فقیر تعظیم کرد و با خوشحالی و لبخند ازش حال پرسید و گفت :قربان !خیلی خوش اومدید و قنادی ما رو مزین فرمودید ...پولتون رو بردارید و هر چقدر شیرینی دوست دارید انتخاب کنین !!

تموم دارایی 
زمان  
عزیزی میگفت : زمان هوشمنده! وقتی باهاش درمیفتی باهات لج میکنه!!!
مثه وقتی که تو مسیر سفر دوس داری زودتر جاده تموم شه
یا وقتی که هی دلت میخواد این پنج سال زودتر بگذره و قسطات تموم شه
اینجور وقتا بارها بهت ثابت شده که زمان نمیگذره :(
حالا کافیه سه روز تعطیلی باشه
یا لحظاتی همصحبت اهل دلی بشی
انگار هیچکس به گرد پای ثانیه هاهم نمیرسه :ا

زمان 
آخرین مطلب سال نودوچهارم  
سلاام
امسال هم داره تموم میشه. دیگه آخراشه!! سعی کردم که همه ناراحتی ها رو فراموش کنم. ابتدای این سال خیلی برام سخت بود و در ادامه بهتر شد اما .....
اما گذشت!!
دیروز(یعنی جمعه) هم  سرکار بودم. داشتیم انبارگردانی می کردیم. شمارش همه جنس ها تموم شد اما باید یه بار هم چک کنیم. چک کردن هم تا یه جاهایی پبش رفت اما تموم نشد و برای همین هم شاید بین تعطیلات عید دوباره بیایم و کار رو تمومش کنیم. الان همه وسیله هامو جمع کردم تا فردا برم به سمت روستای خودم. دلم ب

آخرین مطلب سال نودوچهارم 
تموم شده ترین  
تموم شد تموم کردن تموم شد تموم کرد 
حالم داره از این کلمه به هم میخوره
کاش میشد خودشو تموم کرد 
عقل قلب عقل چى خلق کردى خدا
تضادى تو درون انسان که تموم شد
من تموم شدم اینو حس میکنم 
ذره اى تو بدنم نمونده که نفس بکشه
همه چى خاموش شده اینجا ادما 
تموم کردن رفتن من مردم مردم
کشت منو برگردى که مهر نــــه بهش خورد

تموم شده ترین 
تابستون  
همیشه وقتی تابستون تموم میشد میگفتم چقد زود میگذره..
ولی امسال خیلی دیر گذشت زودتر از اینا باید تموم میشد
اول مهر سوم مهر جالبه...
پس فردا ساعت 6:30 دوباره باید از خواب بیدار شم
شانس اوردم تابستون و هر روز صب زود بیدار میشدم الان عادت کردم..
وگرنه دهنم صاف میشد...
امروز و فردا اخرین روزایی که تو باشگاه کار میکنم..

تابستون 
8  
خیلی از دانشجوها (مث دختر عمه م) تعطیلات بین دو ترم رو زندگی میکنن... زندگی هااااااااابعضیام هستن (مث من) تعطیلاتشون با کارهای دانشگاه تلف میشه
آخه این زندگیهههههههههههههههههه.... نه واقعا این زندگیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از وقتی امتحانات تموم شده دارم خیر سرم گزارش کارورزی ترم 6 رو مینویسم... تموم شدنی هم نیس... هی کش میاد لامصب
هعییییییی خدا دلم خونه از دست کارورزی
باز ترم داره شروع میشه و کارورزی هم دوباره شروع میشه و باز باید هفته ای یه روز برم کارورزی..

8 
خانوم !!! زیپتو نکش هنوز کارم تموم نشده !!!!!  
خانوم !!! زیپتو نکش هنوز کارم تموم نشده !!!!!
یکی از دوستان که مدتی پیش به عنوان مدرس در یکی از دانشگاه ها مشغول به کار شده بود از خاطرات دوران تدریسش نقل میکرد:
سر یکی از کلاس هایم  توی دانشگاه ،  دختری بود که دو ، سه جلسه اول ،ده دقیقه مانده بود کلاس تموم بشه ، زیپ کوله اش رو میکشید و میگفت :
 
بقیه در ادامه مطلب ...
 

خانوم !!! زیپتو نکش هنوز کارم تموم نشده !!!!! 
::242::  
وقتی وبلاگ مورد علاقم آپدیت میشه و شروع میکنم به خوندن نوشته ی جدیدش، یه حسی هم توی دلم نمیخواد که ادامه بدم به خوندن چون دلم نمیخواد اون نوشته رو تموم کنم... دلم میخواد نوشته های اون وبلاگ هیچ وقت تموم نشن! ... مثل همین الان که وسط نوشته ش همون حس به من دست داد! وبلاگی نیست که زود به زود آپدیت بشه، گاهی روزها یا هفته ها باید صبر کرد تا نوشته ی جدیدی بیاد...الان که فکر میکنم میبینم من تو این چندسال اخیر زمان زیادی رو به صبر کردن و منتظر بودن پرداختم!

::242:: 
6 ماه با تو  
میترسم بازیم بده.میترسم خیانت ببینم... میترسم از ترس قایم کنه و نتونه کارا و زندگی قبلش رو ترک کنه...
باید تو ذهنم تموم کنم شک و شبه رو ولی اگر هم چیزی دیدم بتونم رابطه رو تموم کنم.
من قوی و باهوشم و به خودم افتخار میکنم و اعتماد دارم.دارم از رابطه ام لذت میبرم و نباید با نگرانی خرابش کنم.
ولی خوب حساس و نگرانم که دل شکسته شم...
دوسش دارم و میخندم باهاش. خداجونی خودت دستم رو بگیر

6 ماه با تو 
13به در (این عید هم تموم شد )  
سلام    سلام  دوستان   چشم به هم زدیم   این عید هم تموم شد 
  اما  یه خواهش دارم از همه دوستان   امروز که به طبیعت میرید  خواهش میکنم   زباله نریزید  و فراموش نکنید که زباله های خودتون را   هم جمع   کنید  اگر دیدید  چند زباله در اطرافتان هست  خواهش میکنم جمع کنید  تا  از این طبیعت زیبای خدا لذت کافی را برده  و از همه مهم تر تمیز و پاکیزه  نگهداریم .

13به در (این عید هم تموم شد ) 
خسسسسسسه شدم دقیقا با همین غلظت  
یه بریدا با چشمای خسته و پف کرده موهای فر به هم ریخته ای که صورتشو قاب گرفته تصور کنید هی به سمت یخچال میره هی بازش میکنه هی آه میکشه :|هی به خودش بد و بیراه میگه که ای کاش اون دو سه تا لقمه ی مونده ته بشقاب سحریمو میخوردم :/+چراااااااااا منه کنکوری رو تنها میذارید و میرید بیرون؟!!! واقعا که :|+دلم چیز میخواد! چیز دیگه! چیز! خب اگه بگم شما هم دلتون میخواد پس نمیگم :|+این کنکور فلان فلان شده هم نمیاد بدیمش تموم شه بره یه نفس راحت بکشیم:| خب خبر مرگت تموم

خسسسسسسه شدم دقیقا با همین غلظت 
دفاع مقدس  
این پست صرفا جهت نشان دادن علائم حیاتی می باشد!
 آتچه گذشت:
:دی
اون موقعی ک یه توکه پا اومدم حرفامو بزنم و برم گفتم تو موود وای وای بودم!
قسمت جدید:
:دی
الان تو موود های هایم :)))
ابن پست را مثل رزمنده ی دلاور(!!) از جنگ برگشته ای می نویسم ک خسته جنگ و خسته راهه!
ب حول و قوه الهی دیروز از بلای جونم ، پایان نامه نچسبم ، دفاع کردم. حالا از اینکه تو چه وضعی و با چه مصیبتی این دفاع رو انجام دادم و باز بدشانسی پشت بد شانسی بود ک برام از زمین و هوا می رسید ؛ بگذ

دفاع مقدس 
[ و ساکنانِ روزهایِ خوشحآل شویم ]  
دخترِ ساکنان اتاق ۲۰۲ هتل سه سال و نیمه بنظر می رسد. دیشب بَند کرده بود که : «بابایی نخواب، بابایی نخواب» و باباش نخوابید، رفتند یک ساعتی گشتند و خندیدند و دخترک که خسته شد خودش خوابش برد. همان دیشب که از اصرار دخترک به نخوابیدن پدرش بیخواب بودم، فکر کردم چه خوب میشد به روزهایِ شاد و مهربان زندگی بگوییم:« تموم‌ نشو دیگه، تموم نشو» و روزهای خوشحآلمان هی کِــش بیایند و به شب نرسند.

[ و ساکنانِ روزهایِ خوشحآل شویم ] 
تموم شد فعلا  
این ترم هم تموم شد.
خیلی چیزها رو یاد گرفتم و درس هایی شد که سودمندن.
 چیزایی رو از دست دادم که مهم بودن و چیزهایی یاد گرفتم که توی زندگیم خیلی بهم کمک میشه.
دوستام و هم اتاقیام با اینکه 4 ماهه همو میشناسیم ولی از بدو ترک کردنشون دلم براشون تنگ شده با اینکه یک ماه دیگه بازم میبینمشون.
اصولا دلم برای کسایی که باهاشون خو میگیرم خیلی تنگ میشه.
ترک کردن اتاق هم خیلی سخت بود برام ولی باید عادت کرد و این روزا میگزره.
زیاد عوض شدم و تو این دوران نسبت به ز

تموم شد فعلا 
این نیز بگذرد  
چند روزه که این زبونم اذیت میکنه،،،این از عوارض داروی شیمی درمانی جدیده اس که این دو سری اخیر،تزریق داشتم،،،اون سری بعد از تزریق ، حال و روز زبونمو توصیف کردم که چطوره، الان هم مثل اون سری شده،،،، خداروشکر تموم شد،،،، ما که همه چی رو تحمل کردیم، این هم تحمل میکنیم،،، تازه این در مقابل اون تهوع ها، هییییییییچه،،،،خدایا شکرت که همه چی به خوبی تموم شد،،،23 خرداد اولین چکاپ بعد این شیمی درمانیمه،،، من خودم الان نتیجه رو پیشاپیش میگم،،، همه چی

این نیز بگذرد 
ماست مالی...!  
می گه تاحالا یه گندی زدین ولی تونسته باشین خوب ماست مالیش کنین؟! می گم من اصولا نمی تونم چیزی رو درست درمون ماست مالی کنم.شاید تمیزترین نمونش وقتی بود که داشتم شیرکاکائو درست می کردم به جای اینکه کاکائو رو با قاشق بریزم تو شیر،با لبه ی قوطیش هی ضربه می زدم به سر ظرف که کاکائو بریزه توش،یه دفعه شدت ضربه بالا رفت کلی کاکائو خالی شد تو شیر.شیرکاکائو تبدیل شد به کاکائو شیر!! همون موقع بابام از جلوم رد شد،شاهکارمو دید،یه ظرف کوچیک شیر با یه تپه کاک

ماست مالی...! 
نجوای اول : حرکت  
سلام .
از ساعت 12 ظهر امروز _ یعنی همین چند ساعت پیش _ ترم سه کارشناسی ارشد تموم شد و رسما وارد مرحله حساس پایان نامه شدیم . به فکر خودم که خیلی سخته . باید تموم آموخته هامو جمع کنم و بریزم وسط ببینم چی دارم .
خدایا !
از ابتدا تو بودی
در انتها تو هستی
امضا : بانو

نجوای اول : حرکت 
فکر کردید اَلکیه؟!  
فکر کردید اَلکیه؟! برای امام حسین سینه زدم تموم شد رفت! محبّیم تموم شد رفت! امیرالمؤمنین فرمود: برخی از محبّین ما هستند که ۳۰۰ هزار سال از عذابشون در جهنّم میگذره، تازه به منِ علی اجازه شفاعت میدن. فکر کردید این عمری که به من و شما دادن، اون دنیا پوستمون را نمیکنن؟! شیعه امام زمان از نظرِ منِ نوعی اگر در اثر کشیدن قلیان عمرش کم بشه اون دنیا پوستشو میکنن. میگن با چه حقّی ۵ سال از عمرتو کم کردی؟ مگه نمیدونستی مُضرّه؟
جبهه فرهنگی و مذهبی

فکر کردید اَلکیه؟! 
فاجعه عاشقی وتنهایی  
عشق شش ساله به پایان امد 
عجب پایانی 
کی فکرشو میکرد تو صفحه اینستاگرام عشقت بعد از کلی جستو جو برا پیدا کردن پیجش پستاشو که ببینی بفهمی اونا رو برای تو ننوشته اره توعشقش نبودی گرفتنش ازات 
دیگه همه چیز تموم شد اما یه چیزو متوجه شدم هرچه قدرم از تنهایی تنفرداشته باشی نخوای تنهابمونی اما اون چیزی که اخرش پیشت میمونه تنهایی هیچی مثل تنهایی وفادار نیس حتی کسی که شش سال تموم میگفت دوست دارم اره تنهات نمیزارم هه خندداره کجاس الان 
لطفا عاشق نشو

فاجعه عاشقی وتنهایی 
خداحافظ 94!!!!!!!  
سلووووووم
اینم از اخرین پست سال94!!!!!
سال 94 سال خوبی نبود ,سالی پراز دغدغه بود....
بهارش با دعوال شروع شد و با دعواهم تموم شد
تابستونش پرازغم بود پراز طعنه پر از کناینه پراز گریه....
ازاومدن پاییزش برخلاف سالای پیش خوش حال نشدم 
محرمش پراز لجبازی و تنفر....
تو مهمترین روزاهم باز خوشحال نبودم همه چیز با لبخندای زورکی تموم شد
تولدا ...
ولنتاین....
همه چیز دست به دست هم داد تا این سال یکی از بدترین سالای عمرمون بشه.
طلاق من
بغضای نصفه شبم
گریه های پشت چر

خداحافظ 94!!!!!!! 
چالوس  
روسریش قرمز و آبی بود و روی گونه ی راستشش یه خال کوچیک داشت موهاشو از بالا سفت بسته بود و کنار من نشسته بود . خیلی گرم بود و هر از چند گاهی با گوشه ی روسریش خودششو باد می زد و همون موقع سینه بند درشت گلش رو می دیدم که رنگش نقره ای و خاکستری بود
 دست برد تو کیفش و یه کتاب کرم درآورد باز که کرد برگشتم طرفش و دو سه خطی خوندم , به قسمتیش رسید که عرب و انگلیس داشت و درباره ی به رسمیت شناختن پادشاهی با چوپان ها و سنگ های بی ارزش کریستالی داشت فهمیدم کیم

چالوس 
عرض ادب  
با سلام خدمت دوستای گلم و همراهان همیشگی این کلبه ی کوچیک 
من بالاخره خدمت سربازیم دو-سه ماه پیش تموم شد و برگشتم به آغوش این فضا
البته الان که سربازیم تموم شده بار مسئولیت زندگی بیشتر سنگینی میکنه رو دوشم ،
اما سعی خودمو میکنم که بی تفاوت نباشم ... امیدوارم زندگی پر از شادی و جیبای پر پول 
داشته باشید . مخلصم 

عرض ادب  
به پایان آمد این دفتر  
 بعد از 12 سال بالاخره دفتر مدرسه بسته شد
   و بالاخره 4 سال خواستن و نخواستن تموم شد
 بقول " زهرا " اصلااااا ناراحت نیستم ... ولی دلم برا بعضی روزا تنگ میشه
برا دوستای خوبی که داشتم و لحظاتی که با هم گذروندیم
زنگای ناهار و 206نقره ای فاطمه
املت خوردنمون .. سفارش دادن غذا یواشکی ...آب دوخیار خوردنمون ..
برا کامیار و ادبش
برا معلم خوب هندسم ... رمضان پور :)
خیلییییی خاطره دارم که نمیشه همشو نوشت .. خاطره هایی که مختص خودمه و دوستام
گرچه همه از این دست خاطر

به پایان آمد این دفتر  
دلنوشته یه دانش آموز  
بچه ها مدرسه تموم شد

دلنوشته یه دانش آموز 
SmackDown Live | اسمکدان لایو  
در اسمکدان 13 سپتامبر شاهد حضور #رندی_اورتن بودیم ک او وارد شد و گفت بری دیشب میخاست کرییر منو تموم کنه ولی اون هم مثله بقیه کارش نیمه تموم موند و البته اخرین تلاش ها بود و تمام حرفای بری رو در بکلش دیدیم اون گفت ک چهره جدیده ترسه ولی فقط در واقع نشون داد ک چقد از اورتن میترسه ک از پشت حمله کرد بهم و الان من اماده ام تا بری رو ب پایین بکشم .ک بری توسط ی ویدیو گفت ک دیشب من ب رندی راه فرارو نشون دادم و تموم کاری ک رندی میتونس انجام بده این بود ک اروم ب

SmackDown Live | اسمکدان لایو 
هرچیز، مدت(پایان) دارش خوب است؛ حتی حال بد.....  
بعضی روزها، دلتنگی ها و نگرانی ها هست که دلیل داره، تاریخ و زمان داره و میدونی کی به سر میاد. مثلا مسافری توی راه داری که منتظر به سلامت رسیدنش هستی و نگران. میدوتی که با اومدنش تموم میشه.  اما بعضی وقتها این طور نیست؛ دلیل و بهانه ای برای اضطراب و دلتنگیت نداری و طبیعتا نمیتونی هیچ ذهنیتی نسبت به تمام شدنش داشته باشی. نمی دونی چرا شروع شده و کی و‌چطور ممکنه تموم بشه: امروز هم یکی از همون روزهاست......یعدا نوشت: وقتی پایین این چند خط تاریخ زدم،

هرچیز، مدت(پایان) دارش خوب است؛ حتی حال بد..... 
دوباره خراب  
اینم از امشبمون!
در اوج نا امیدی بی خوابی زده به سرم.
اصن معمولا هر چند وقت یه بار اینطوری نا امید میشم،مثه یه سردرد دوره ای.
چیزایی میبینم و چیزایی می‌شنوم که نا امیدم می کنه به شدت و افسرده میشم.متاسفانه الان،یعنی ۱.۵ شب حالم خوب نیست.
از کی شکایت کنم?! همین که کاری نمی تونم بکنم،اوضاع رو بدتر میکنه. دو سه تا درد ناجوره که می دونم تموم میشه اما پدرو در میاره و تموم میشه
خدایا شکرت،دمت گرم برای همه چی.از ته دلم گفتم اینو پس از مدتها،لازم نیست که

دوباره خراب 
تموم شد رفت  
میگن چرا درس نمیخونی . .!
 
 
 
الان عرض میکنم خدمتتون:
 
یه سال 365 روزه . . .!
 
بگو خب . .
 
52روزش جمعه است، میمونه 313 روز . .
 
بگو خب . .
 
حدقل 50 روز تعطیلات تابستانی داریم، میمونه 263 روز . .
 
بگو خب
 
میانگین هر روز 8 ساعت میخوابیم . .
 
این میشه 122 روز و باقی میمونه 141 روز . .!
 
بگو خب
 
هر روز یک ساعت برا خودمون وقت بزاریم . .
 
این میشه 15 روز و باقی میمونه 126 روز . .!!
 
روزی 2 ساعت خورد و خوراک این میشه 30 روز و باقی میمونه 96 روز . .
 
 
 
میانگین روزی 4 ساعت گشت و گذ

تموم شد رفت 
بدون امضا  
مدام ساعتمو نگاه میکنم و می سنجم چقدر دیگه میرسم به ایستگاه . ساعت 5:57 و سه دقیقه وقت که باید خودمو به قطار برسونم وگرنه دیر میرسم و حوصله اخم و تخم مدیرو ندارم. ار تاکسی که پیاده میشم کیفمو سفت می چسبم و د بدو که رفتی . میرسم به سالن مترو. از شدت درد تو قفسه سینه یه لحظه وامیستم و نفس میگیرم. به خودم میگم بدو، الاناس که بره 5:59 .... تموم پله ها رو میدوم. تا پام میرسه جلوی در بوووووق. در قطار بسته میشه. دیگه نفس ندارم. جون ندارم. تموم تنم درد گرفته. انگار

بدون امضا 
میرم اما با اش مرا همراهی نکن  
نمیدونم یه بسته کامل کلونازپام 1 با چند تا قرص دیگه جواب گو هست یا نه. به شدن دلت میخواست یه شیشه سیهاه نور جلو دستم بود امسب جرات همه چیزو دارم. ولی نبود. امیدوارم همین قرصا خلاصم کنه و راحت شم از این زجر مداوم....
واسه من که پنجره یه ارزوی مبهم بود ولی تو پنجره باشه تموم دیوارت
دیگه صدای گریه ی بیوقتم نمیکشه سکوت پر از انبظلط افکارت
تعبیر یه خوابی ک تو ذهنی خستسسسس اون اخرین در نجاتی ک همیشه بستس
میروم اما مرا با اش همراهی نکن
من که راضی نیستم ای

میرم اما با اش مرا همراهی نکن 
متن آهنگ عزیزم ۲ برای عزیزم  
هنوزعاشقتم هنوزم واسه تو می میرم
می میرم اگه باز یه روزی تو رو من نبینم
اگه میشه با اون دلت معجزه کن
بمونو منو باز یه کم حوصله کن
عزیزم عزیزم
بیا دوباره با این دلم عاشقی کن بگو عاشقمی دلتو یکی کن
با دلم بمونو منو باز یکم حوصله کن
همه احساسمو پای تو ریختم از اینکه نباشی کنارم مریضم
نگو ازم بریدی نگو خسته شدی عزیزم
تنهایی سخته اینو هیچ کس نمی فهمه
اونی که عاشق باشه باز اینو خوب می فهمه
که تنهایی درده وقتی که درمون دردت حال خرابتو دیدو آرومت نکردت

متن آهنگ عزیزم ۲ برای عزیزم 
آی وانت تو استارت دِ وبلاگ نویسی :)  
خیلی وقت بود میخواستم بیام بنویسم ولی خسته بودم
الان اومدم ببینم میتونم پشت کار داشته باشم ادامه بدم یا نه
فردا آخرین روز المپیاده
با مستر اسب شناسیان :|
بعدش تموم میشه دیگه ب حول قوه الهی
امروزم آخرین روز ایروبیک بود :(
دوزش داشتم :(
ولی کلاسای تند خوانی و مهارتم ک تموم شد خداروشکر :))))
مردک عن مارو خنگ فرض کرده:|
آخه برو اینارو ب کسی بگو ک هیچی از نرم افزارای نوشتاری و اینا ندونه بعد بگو همه اینا از منه :|
ساعت دومم ک رفتیم واسه پیرامید :
کلی خندید

آی وانت تو استارت دِ وبلاگ نویسی :) 
خنده هایی از جنس روزنه.............  
پسر داییم رو (۶سالشه) بردمش مسجد
وقتی نماز تموم شد

خنده هایی از جنس روزنه............. 
آجی جونیم زمینی شدنت خیلی مبارک.....فائزه  
در آخرین لحظات تیرماه یکی از بهترینام بدنیا اومد... 
31تــیرما سالروز میلاد النــــاز عزیــــزم   
 ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
گاه یک سنجاقک به تو دل می بند 
و تو هر روز سحر می نشینی لب حوض 
تا بیاید از راه ، از خم پیچک نیلوفرها 
روی موهای سرت بنشیند 
یا که از قطره آب کف دستت بخور  
گاه یک سنجاقک 
همه معنی یک زندگی است 
تولــدت مـــبارک سنجاقک زیبای من...  
 
 ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
آجی نآزم اول اول آرزو میکنم همیشه سلامت باشی  
ا

آجی جونیم زمینی شدنت خیلی مبارک.....فائزه 
امروز  
امروز از صبح داشتم لازانیا و کرم کارامل درست میکردم... لازانیا رو یه ربع قبل سرو شام میذارم تو فر فردا... هر فرصتی هم گیر میاوردم بینش اون کتاب من پیش از تو رو میخوندم... این هورمون ها هم دارن برای خودشون جولان میدن و حالم بده ، دلم میخواد گریه کنم موقعیتش نیست... یعنی کافیه من یه قطره اشک بریزم حتی تو حموم ، مامان بابام همون لحظه میفهمن و هزااار تا داستان میبافن :))  مطمئنم اولین داستانشونم آقای جیمه :)) گویا دیشب قضیه ی پسرخاله تموم شده و

امروز 
موهای کوتاه  
سلام
دیروز بعد از گذشت دو سه ماه بابا محمود موهای شما رو کوتاه کرد. کل مدت زمان کوتاه شدن مو جیغ زدی  و گریه کردی ولی تکون نمیخوردی :)
این هم از  ژست امروز شما برای عکس گرفتن قبل از رفتن به مهمونی. دیگه نمیشه یه عکس درست و درمون از شما گرفت انقدر که شکلک درمیاری :)

موهای کوتاه 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام

جدیدترین مطالب

خرید مستقیم فرش از کارخانه !!
تفاوت قیمت با فروشگاه های سطح شهر 30 الی 50%