بی بلاگ

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بی بلاگ هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

***

خیریه مهربانه

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

خرید پستی جا قاشقی داخل کشوی گردان جا قاشقی خرید پستی

این محصول جهت قراردادن قاشق، چنگال، کارد و ... برای نگهداری در کشوی کابینت می باشد. در این محصول به منظور افزایش کاربری و سهولت استفاده در قسمت فوقانی بخشی با امکان چرخش 360درجه در نظر گرفته شده است.همچنین می توان از این قسمت به صورت جداگانه در هنگام سرو غذا روی میز استفاده نمود.

خرید

قیمت : 35,000 تومان



شنیدم بهر دردی دواییست

صبح پرامید18  
 زمان متعلق به حضرت علی ع است بزرگ مردی که تاریخ به خود ندیده است علی بازوی توانای اسلام ، علی الگوی اخلاق، علی  یاری رسان تهیدستان ،علی  رحم کننده ترین انسانها (حتی به ابن ملجم) ،علی عادلترین،خاضع ترین ،عالمترین و.... چه سخت است علی وار زندگی کردن و علی وار مردن در این دنیای پر از هیاهو ودکتر شریعتی می گوید:... درد علی دو گونه است :یک درد. دردي است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می‌کند. و درد دیگر دردي است که او را تنها در نیمه‌ش

صبح پرامید18 
مروارید-داستان کوتاه  
صدفی به صدف مجاورش گفت:در درونم درد بزرگی احساس میکنم ،دردي سنگین که سخت مرا می رنجاند.صدف دیگر با راحتی و تکبر گفت: ستایش از آن آسمان ها و دریاهاست.من در درونم هیچ دردي احساس نمیکنم.ظاهر و باطنم خوب و سلامت است.در همان لحظه خرچنگ آبی از کنارشان عبور کرد و سخنانشان را شنید.به آن که ظاهر و باطنش خوب و سلامت بود گفت:آری ! تو خوب و سلامت هستی اما دردي که همسایه ات در درونش احساس میکند مرواریدی است که زیبایی آن بی حد و اندازه است.برگرفته از: کتاب سرگش

مروارید-داستان کوتاه 
هر دلی دردی داره...  
تو زندگیت هیچ موقع حسرت زندگی کسایی که از درونشون خبرنداری نخور ...هر دلی دردي داره!فقط ...شاید نحوه بیان اون درد فرق داره!بعضی هادرد دلهاشون رو توی چشمهاشون پنهان می کننوبعضی ها هم توی لبخندهاشون...بگذریم... خنده را معنی به سرمستی مکنآنکه میخندد غمش بی انتهاست

هر دلی دردی داره... 
گرفتم بعد عمری مدرکی چند و اینجانب شدم حالا مهندس  
گرفتم بعد عمری مدرکی چند و اینجانب شدم حالا مهندس ندانستم که ریزد از چپ و راست ! ز پایین و از آن بالا مهندس غضنفر گاری اش را هول نمیداد! دِ یالا هول بده یالا مهندس تقی هم چونه میزد کنج بازار ! نمی ارزه واسم والا مهندس! به مرد قهوه چی میگفت اصغر !دو تا چایی قند پهلو مهندس شنيدم کودکی میگفت در ده !به مردی با چپق خالو مهندس ز جنب دکه ای بگذشت مردی !صدا آمد ” آب آلبالو مهندس “ خلاصه میخورد خون جماعت !همیشه بدتر از زالو مهندس ! شنيدم با تشر میگفت معم

گرفتم بعد عمری مدرکی چند و اینجانب شدم حالا مهندس 
دارو و دوست  
«دارو» و «دوست»...
هر دو دردها را تسکین می‌دهند...
با این تفاوت كه «دوست»...
نه قیمت دارد؛
نه نیاز به بیمهٔ حمایتی ؛
چون خودش حمایت است...!
نه مقدار دارد ؛
نه تاریخ انقضا ،
بلكه هر چه قدیمی‌تر باشد ، اثرش عمیق‌تر و شفابخش‌تر است...!
هر دارو برای دردي مؤثر است ، و برای یک درد دیگر مُضِر...؛
اما دوست ، بر هر دردي دواست...! هر چی بهترینش اینجاست!!

دارو و دوست 
خاطره بازی  
بسم الله
دوم راهنمایی که بودم ...
دعوت بودیم کنسرت آقای عصار ...
هیجان زیادی داشتم چون...
خلاصه یه ماشین بزرگی بود دراش سفت بود
..اومدم درو ببندم روی دستم بستم...
انگشتم کبود شد...خون زیرش جمع شد تا یکی دوماه عذاب بود آخرش ناخنم افتاد جاش یکی دیگه در اومد...
اصن هیچ کس نفهمید چه دردي کشیدم ...
فقط چون عاشق مترو بودم از این شکلاتا داداشم روزی چهارتا میخرید برام تا گریه نکنم...
حالا مامانم بهم میگه چه دردي کشیدی هاا...
منم همدردي میکنم باهاش .
پ.ن:سخت ترین چ

خاطره بازی 
چه باشد عاشقی؟خودرابه غم هامبتلا کردن  
چه باشد عاشقی؟خودرابه غم هامبتلا کردن
به صد خون جگر بیگانه ای را آشنا کردن
چه حاصل زینهمه افسانه مهر و وفا یارب
چو نتوان در دل سنگین او یک ذره جا کردن
اگرصد سال افتم چون گدایان برسر راهش
هم او دشنام خواهدداد ومن خواهم دعا کردن
من و دردي بروی درد و داغی برسر راهی
که بی دردي بود در عشق تدبیر دوا کردن
به جای قطره گوهر در کنارم ریختی دیده
اگر ممکن شدی از گریه تغییر قضا کردن
فغانی کمترین بازیست در عشق نکو رویان
جفا از بیوفایان دیدن و نامش وفا کردن

چه باشد عاشقی؟خودرابه غم هامبتلا کردن 
در خیابان نویسی!  
خم امیدان شکسته، به دردي خواهد پیچید که تیر از کمانش و نخ از گره اش خواهد گرفت. درد می پیچد بر فراسوی امید، می پیچد و مرا به کام خواهد کشید. من بی امید که به نوش کشیده می شوم، نوش سکوت و مکیدن عمیق خفتگی و روحی که نمی لرزد دیگر از عبوری که طعم ماندن دهد حتی!می دوم، تند تند از خودم به خودم می دوم. که عبث است این تواری مسموم، که عاید گریختن باز رسیدن است و رسیدن، طعم گنگ آغوش خود.فرار می کنم دوباره، که این تواری و توالی یگانه مرهمی است که هیچ دردي

در خیابان نویسی! 
سینه مجروح  
دلا امشب هوای شب نشینی با قلم دارم هوای جرعه ای از شعرهای تازه دم دارم
من امشب از ردیف و وزن و از مصراع بیزارم میان دفتر شعرم، فقط یک عـشق کم دارم
سکوت خفته ی شب را به آه سینه بشکستمکه اندر سینه ی مجروح ، دردي صد رقم دارم
ندانستم که دل بندم بچشمان تو محکوممبه خود تا آمدم دیدم كه قلبی متهم دارم
محال است در جدال عشق محکوم و فنا گردممن اندر کار و زار عشق هم ، خیل وحشم دارم
امانم ده شبی دیگر ، ای آقای عزرائیلکه در سر آرزوی وصل یاری محترم دارم
گره خورد

سینه مجروح  
 
شنيدم كه چون قوی زیبا بمیرد                                  فریبنده زاد و فریبا بمیردشب مرگ تنها نشیند به موجی                                  رود گوشه ای دور و تنها بمیرددر آن گوشه چندان غزل خواند آن شب                                  كه خود در میان غزل ها بمیردگروهی بر آنند كاین مرغ شیدا                                  كجا عاشقی كرد ؛ آنجا بمیردشب مرگ از بیم آنجا شتابد                                  كه از مرگ غافل شو

 
پاسخ شهید  
                                                   بسم رب الشهداء
امروز مهمان منزل شهید تورجی زاده بودیم .یه سوال پرسیدم .یه جواب شنيدم.
سوال:از کسایی که به انقلاب خیانت میکنن به هر نحو چه سیاسی چه اجتماعی میگذرید.
جواب:از حق خودم شاید بگذرم ولی به خاطر خون شهید نه.
راستش امروز قبل مهمونی حرف چرت سیاسی زیاد سر کلاس درباره انقلاب شنيدم.
شهید جواب سوالاتمو محکم و کوتاه داد تا دلم قرص باشه .
وسلام

پاسخ شهید 
دفاع به سبک مازیار ناظمی از علیفر/دلم گرفت متلک عادل به سرهنگ را شنیدم!  
مازیار ناظمی در نوشته ای به حمایت از علیرضا علیفر پرداخته است.علیرضا علیفر در یکی از بازی های یورو 2016 که همین چند شب پیش برگزار شد، اشتباه بزرگی انجام داد که هم زیاد سر و صدا به پا کرد و هم حالا دیگر همه در جریان آن قرار گرفته اند. بعد از این اشتباه هم خود علیفر و هم مردم واکنش های زیادی نسبت به گزارش سرهنگ داشته اند. از حمایت جواد خیابانی تا کنایه های عادل فردوسی پور. حالا آخرین واکنش مربوط به مازیار ناظمی است. او این متن را برای سرهنگ علیفر در

دفاع به سبک مازیار ناظمی از علیفر/دلم گرفت متلک عادل به سرهنگ را شنیدم! 
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد  
شنيدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنده زاد و فریبا بمیردشب مرگ تنها نشیند به موجیرود گوشه ای دور و تنها بمیرددر آن گوشه چندان غزل خواند آن شبکه خود در میان غزلها بمیردگروهی بر آنند که این مرغ شیداکجا عاشقی کرد آنجا بمیردشب مرگ از بیم آنجا شتابدکه از مرگ غافل شود تا بمیردمن این نکته گیرم که باور نکردمندیدم که قویی به صحرا بمیردچو روزی ز آغوش دریا برآمدشبی هم در آغوش دریا بمیردتو دریای من بودی آغوش باز کنکه می خواهد این قوی زیبا بمیرد

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد 
نمی دانی چه دردی دارد...  
نه فرهادم که از شدت دلتنگی دل کوه بشکافم!نه مجنونم که توان آن داشته باشم سر به بیابان بگذارم!تمام این دلتنگی ها را همین جا در قلبم فرو می ریزیم و در اشک هایم خلاصه می کنم .نمی دانی چه دردي دارد  چه سخت استتیشه به دل کوبیدن و آواره شدن در هیچ مکانی و هیچ بیابانی!!!

نمی دانی چه دردی دارد... 
پارکور به چه دردی می خورد؟  
اختصاصی پارکور کلاب
آیا پیش خود فکر کرده اید که پارکور برای چه هدفی ساخته شده است یا برای چه باید این ورزش پر ریسک را آموخت؟در این مطلب از پارکور کلاب ، میخواهیم به شما بگوییم که پارکور به چه هدفی ساخته شده یا به چه دردي میخورد. مثلا تا حالا پیش آمده که از مکان خلوتی عبور میکنیم که ناگهان به چند زورگو که تعدادشان از ما بیشتر است برخورد کنیم که قصد آزار رساندن به ما را دارند و میخواهند هر چیزی که همراه ماست را از ما بگیرند و ما هم نمیتوانیم در مق

پارکور به چه دردی می خورد؟ 
"تو زنده ای یا من؟"  
من یک شهیدم!سلام مرا به خانواده ام برسانید و بگویید:اگر چه لحظه ی تحویل سال,کنارتان نبودم اما خدا میداند که چقدر دوستتان دارم...من یک شهیدم!آیا می شود کسی دلش نخواهد که شیرین زبانی های دختر 3 ساله اش را بشنود?!من یک شهیدم!از عاطفه ها دل بریدم برای انقلاب اسلامی و دل دادم به امام خمینی(ره).من هم عاشق شده ام,من هم با همسرم همچون لیلی و مجنون بودیم.اما وقتی ندای امام را شنيدم خجالت کشیدم که جسمم سالم باشد و به روز مرگی زندگی خو کنم...رفتم و تنها سرمایه

"تو زنده ای یا من؟" 
 
به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن ، واژه ای در قفس است . . . ! خیلی قشنگه که در مملکتی با تمدن چند هزار ساله ، دغدغه مون (بعضیها ) ، هنوز حجابه!!! خوب ما ملت بی دردي هستیم و اینم از سعادتمونه!!!! دل خوش .. سیری چند!!؟؟

 
درد عصب سیاتیک  
سیاتیك، نام یك عصب است
اصطلاح سیاتیك در حقیقت مربوط به دردي است كه در طول عصبی به همین نام انتشار‌می‌یابد. این عصب طولانی‌ترین عصب داخل بدن شما است كه از لگن تا انتهای پا ادامه دارد و در طول مسیر خود به شاخه‌های متعددی تقسیم می‌شود. هرگونه فشار بر روی این عصب می‌تواند باعث ایجاد درد در تمام طول عصب شود (یعنی مسیری كه از كمر شروع می‌شود و از پشت پا پایین می‌آید و تا پاشنه پا می‌رسد.) البته علائم ممكن است از یك درد خفیف تا ناتوانی و از كاراف

درد عصب سیاتیک  
فلسفه به چه دردی می خوره؟!!!  
چند وقت پیش توی یه وبلاگِ شخصی می خوندم که از فلسفه به عنوان
چیزی یاد شده بود که به هیچ دردي نمی خوره و مثل یک دورِ پوچ و بی مفهومه. بعد تو
ادامه چیزی نوشته بود که مضمونش این بود «من اصلا خدا رو از درون میکروسکوپ می
بینم. نیازی هم به فلسفه و این جور چیزا نیست ... چه فایده ای داره که ما نظرات
افلاطون و ارسطو و کانت و دکارت و این جور آدما رو در مورد ماده و این جور چیزا بدونیم».
واقعیت اینه که تو جوامع جهان سومی نباید همیشه تصور اینو داشت که مردمی رو بب

فلسفه به چه دردی می خوره؟!!! 
تولد حضرت معصومه سلام الله علیها مبارک باد  
یاد مدینه كردم       باگوش جان شنيدم لبیك را زبالا           تا در حرم رسیدم آیا شد آشكارا        قبر نهان زهرا؟ یا فاطمه زهرسو    با گوش جان شنيدم بنت امام كاظم        اخت امام هشتم باشد شفاعتش را    روز جزا امیدم یا بضعه ‏الرساله،      ما را مران زدرگه گشتم گداى كویت   از غیر، دل بریدم بر زاده برادر،           جان جواد سوگند رحمى، اگر چه زیر   بارگنه خمیدم یافاطمه، شفاعت    از روسیاهى ‏ام كن
 

تولد حضرت معصومه سلام الله علیها مبارک باد 
بی کسی بد دردی ست ..  
بدتر از درد دندان و یا درد سوختگی، بدتر از درد بی پولی
و یا تنهایی، یا حتی بدتر از درد زایمان، خیلی بدتر از درد زایمان، خیلی
خیلی بدتر
از درد زایمان، درد بی کسی است. اگر دست بی کسی را نمی گیرید، پناهی
بر بی پناهی اش نمی شوید، از بی کسی اش نجاتش نمی دهید، رهایش کنید.
کسی که بی کس است را رهایش کنید. دردي روی دردهایش نشوید. کسی که بتواند
بی کسی اش را تحمل کند مثل آن است که شق القمر کرده باشد. شق القمر می کند.
شما دیگر زخم زبان نزنید. بی کسی اش را توی

بی کسی بد دردی ست .. 
ستاره ای که درخشید...  
بسم الله النور...
چندین سال بود که سکوت
بر زمین حاکم بود!
سکوتی که سردی‌اش پشت بشر را میلرزاند...
سکوتی از جنس تاریکی..
تاریکی‌ از جنس جهل
جهلی از جنس عدم...
زمانه سیاه بود!
همان طور که سواد ، بی‌علم!
همان گونه که آتش ، بدون شعله...
در این زمان...
ستاره ای درخشید...
و خورشیدی شد در آسمان بی ستاره ی حجاز
خورشیدی که از نور پرفروغش
آتش کده ای به قدمت فارس شرمگین شد!
و از سنگینی وجودش ، پشت طاق کسری خم!
مردی بود
از جنس درد
نه دردي که روح را میکشت!
بل دردي که ر

ستاره ای که درخشید... 
مدح خاتم الانبیاء(عبداللہ رئیسی)  
مدح خاتم الانبیاء-اثر عبدالله رئیسی
 
بیاور مسلمان تو شکر خدارا
که پیغمبری نیک عطاکرده مارا
 
وچون درقیامت به فکرمن است
بیارم مدح آن خاتم الانبیا را
 
به دست کریمش شکافته قمر
منور کرده او به نورش سمارا
 
یتیمی که او کشته آتش درایران
به هیبت نگون کرده روم و صبارا
 
چو آورد برای شما دین اسلام
ز دینش زهق شد یهود و نصارا
 
به پیغام صلح و نکویی و دوستی
چو باغی دمید گل ز آن سنگ خارا
 
ز آزار مشرک برون شد ز مکه 
به نور عبادت

مدح خاتم الانبیاء(عبداللہ رئیسی) 
مدح خاتم الانبیاء(عبداللہ رئیسی)  
مدح خاتم الانبیاء-اثر عبدالله رئیسی
 
بیاور مسلمان تو شکر خدارا
که پیغمبری نیک عطاکرده مارا
 
وچون درقیامت به فکرمن است
بیارم مدح آن خاتم الانبیا را
 
به دست کریمش شکافته قمر
منور کرده او به نورش سمارا
 
یتیمی که او کشته آتش درایران
به هیبت نگون کرده روم و صبارا
 
چو آورد برای شما دین اسلام
ز دینش زهق شد یهود و نصارا
 
به پیغام صلح و نکویی و دوستی
چو باغی دمید گل ز آن سنگ خارا
 
ز آزار مشرک برون شد ز مکه 
به نور عبادت

مدح خاتم الانبیاء(عبداللہ رئیسی) 
تحول  
مثل روشنی رسیدی ، تو چو رود جاری هستیکه به خاک خشک و تشنه مثل زندگی نشستیتو همان تحولی که رنگ اعجاز شکوفهتب بی کسی بریده و به این خانه رسیدهشب آینه سحر شد ، همه غمها پشت سر شدتو بیا که با تو پرواز ، به سرور مستمر شدنه دگر خیال و دردي ، رفته از من هرچه سردیهمه عاشقانه ها را ، تو به شور دوره کردی

تحول 
قانون چسبندگی!  
بچه تر که بودیم می رفتیم توی مغازه برای خرید،اگر از بزرگترهایمان جدا می افتادیم،صاحب مغازه بلافاصله می پرسید "بچه اینجا چیزی می خوای؟" و ما هول می شدیم،می دویدیم سمت پدرمان،خودمان را میجسباندیم بهش..پدر دستمان را محکم می گرفت،رو می کرد به مغازه دار که "با من ست"...آرام می گرفتیم...احساس بزرگی می کردیم...مطمئن بودیم که کسی با ما کاری ندارد....
دیروز،زخم های همسرم را شنيدم(ندیدم،فقط شنيدم)...بی عدالتی و وحشیگری را شنيدم...بغض کرده بودم..اجازه ندادم ا

قانون چسبندگی! 
خداحافظ ..................  
     بازرگانی را شنيدم که صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل بنده خدمتکار. شبی در جزیره کیش مرا به حجره خویش آورد. همه شب نیازمند از سخنهای پریشان گفتن که فلان انبازم به ترکستان و فلان بضاعت به هندوستان است و این قباله فلان زمین است و فلان چیز را فلان ضمین. گاه گفتی: خاطر اسکندریه دارم که هوایی خوش است. باز گفتی: نه، که دریای مغرب مشوش است ؛ سعدیا، سفری دیگر در پیش است، اگر آن کرده شود بقیت عمر خویب به گوشه بنشینم. گفتم: آن کدام سفرست؟ گفت: گوگرد پارسی

خداحافظ .................. 
سرقفلی ( طنز )  
(( سرقفلى )) طنزشنيدم كه فیش حقوق مدیرگرفتار دلال بازى شدهبه هنگام تنظیم ، در متن آنبه طرز بدى دست یازى شدهدرین برگه ، با كوشش دوستانمزاج حقیقت ، مجازى شده به یارانه ، رایانه پاتك زدهكلیك ، موجب صحنه سازى شدهعدد هاى موجود در متن فیشمجهز به برق سه فازى شدهنباید گمان كرد این كارهاهمه باعث دلنوازى شدهغلط مى كنم من بگویم مدیربه این قسمت كار راضى شدهو یا بعد از آن رویداد شگفتنیاز طرف ، بى نیازى شدهخدایا نگهدار این میز باشكه سرقفلى اش امتیازى شدهم

سرقفلی ( طنز ) 
"سنگ چهره (لیلی)"  
سلام دو ست ان!
این وب موضوعش fun هست و مطالبش هم در همین مورده. ولی این پست خیلی fun نیست.
 بحث خودخواهی آدمیه که همه چیز رو برای خودش میخواد و کاری به عواقبش و دیگران نداره.
این ویژگی در همه مورد صدق میکنه ولی الان منظورم تخریب یه اثر طبیعی و تاریخیه(بدتر شد!)
 این اثر فقط یه سنگه، سنگ... ولی وقتی این سنگ رو از نزدیک ببینید، ناخواسته شیفته ی
بزرگی و شگفتی اون میشید.
این سنگ تو استان کهگیلویه و بویراحمد و در 45Km  شهرستان کهگیلویه ، در روستای سرفاریاب
(

"سنگ چهره (لیلی)"  
ایت ایگرگ...خیلی غمگینم  
اون کف میزنه و من آب کشی میکنم...اوشون_شاسی بلندشو فروخت!! دیگه دخترمونو بهش نمیدیم!(همیشه میگه خب چی میشه ما هم یه فامیل پولدار داشته باشیم؟!!!)من_کی؟یه جوری نیگام میکنه که یعنی خر خودتی :/من_آهاع اونو میگی...من به خاطر ماشینش جواب رد دادم :))اوشون با قیافه ی آویزون_چرااااااا؟من تو فکرم:زندگی یعنی عاشقش بودنبا همین حس و حال معمولیتوی این خونه زندگی کردنفیلم و سیگار و خواب و بی پولی:))+خب من از مرد پولدار مسلمون یا مسلمون نما میترسم :/ میگم یا چون نمی

ایت ایگرگ...خیلی غمگینم 
آی هو سام نیوز...  
الان در نهایت خستگی شب امتحانی ایمیلمو چک کردم...دیدم استادی که باهاش مصاحبه کردم بهم ایمیل زده و یکی از بزرگترین خبرهایی که تاحالا شنيدم و بهم داده!لبخند گنده م از رو صورتم محو نمیشه...حیف دیره و مامان و بابام خوابن....بارها شکر...

آی هو سام نیوز... 
امان از من...  
من خیلی گه و تلخ شدم،گه و تلخ و افسرده...تو تنهاییم غم هست...نمیتونم بنویسم،نمیتونم برم،نمیتونم باشم،نمیتونم...لعنت به این سینه که بار غم رو تاب نمیاره...لعنت به این آدم خراب شده...لعنت لعنت لعنت،هزار بار لعنت...این بار اگه سینمو بشکافن «غم» و نفرته که دنیا رو تو خودش غرق میکنه...آخ که زندگی زهر هلاهله...من معذرت میخوام که انقدر دردي و احمق شدم...

امان از من... 
.  
می بینی؟زندگی خیلی سخت شده.هیچ لحظه ای در بیست سال گذشته،فکر نمی کردم روزهایی باشند که انقدر غم را یک جا بگذارند روی شانه هام.در حالی همه چیز سخت تر شد که من امید به بهتر شدن اوضاع و روزهای خوب و آفتابی داشتم!صبر می کنم و خب!جز صبر چاره ای هم هست؟زور من که به دنیا نمی رسد!گفتم دری ز خلق ببندم به روی خویشدردي ست در دلم که ز دیوار بگذرد "سعدی"+ما بیچاره های تنهای درمانده،شعر را  اگر نداشتیم چه می کردیم؟!

. 
زندگی  
گرگ خسته است
از دردي هماره!
خستگی از نوع طبیعی
از نوع زندگی!
گرگ خسته است 
از انکار این واقعیت
که زندگی میون یه مشت قالتاق پفیوز آی کیو بالا
راحت تره
تا وسط یک عده آدم دوست داشتنی و صمیمی
با آی کیوی عادی...
 
پ.ن: و انکار این حقیقت، که نه تو برای زندگی ساخته شدی ، و نه زندگی برای تو...

زندگی  
کمک علامه حسن زاده آملی به سگی بیمار در جنگل  
بسم الله الرحمن الرحیم
حقیر شنيدم از یکی از شاگردان بزرگوار استاد علامه حسن زاده آملی که فرمودند:
فرزند حضرت استاد علامه حسن زاده آملی برایم تعریف کردند وقتی که با پدر خواستیم از قم به آمل یا ایرا برگردیم در بین راه حضرت علامه حسن زاده آملی دستور توقف دادند و نزدیک یک قصابی توقف کردیم ! و حضرت علامه حسن زاده آملی پیاده شدند و رفتند از قصابی مقداری گوشت و .. خریدند . و سوار ماشین شدند و به سمت مقصد حرکت کردیم...
در بین راه که حالت جنگل مانند داشت ح

کمک علامه حسن زاده آملی به سگی بیمار در جنگل 
بشیرا و نذیرا  
وقتی حالت خوب نیست و گرفته ای همیشه محبت ها و هم دردي های دیگران نیست که میتونه خوبت کنه گاهی فقط با دعوا شدن و داد زدن سرته که آروم میگیری گاهی یکی باید باشه یه چیزایی رو یادت بندازه و سرت داد بکشه تا تو هم پقی بزنی زیر گریه شاید آروم بشی......پ.ن:تو رو هر کی دوست داری نپرس:" اصلا آروم بشی که چی بشه؟"

بشیرا و نذیرا 
پی ام اس رو جدی بگیرید.  
شاید اوایلش هیچ دردي نداشته باشید.شاید در حد یه دل پیچه ی ساده درد داشته باشید.شاید از همون روز اول میفتید توی رخت خواب و از شدت درد نمی تونید تکون بخورید.شاید از چند ساعت قبل یا چند روز قبل دردایی داشته باشید یا حال روحیتون بد باشه یا افسرده یا عصبی باشید.به هر حال باااااید از روز اول مراقب خودتون باشید.منظورم از روز اول اولین باریه که این اتفاق طبیعی براتون میفته.اگه درداتون زیاده و دکتر بهتون دارو داده از دارو خوردن فراری نباشید.دیدم که می

پی ام اس رو جدی بگیرید. 
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد / فریبنده زاد و فریبا بمیرد  
 
 
شنيدم که چون قوى زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجى رود گوشه اى دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهى بر آنند کاین مرغ شیدا کجا عاشقى کرد، آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم ندیدم که قویى به صحرا بمیرد
چو روزى ز آغوش دریا برآمد شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریاى من بودى آغوش وا کن که می خواهد این قوى زیبا بمیرد

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد / فریبنده زاد و فریبا بمیرد  
بغض هایم بوی پدر می دهد..............  
این روزها بغض هایم بوی پدر می دهد
قدم که برمی دارم تا راه بروم میل رسیدن نیست مگر وصال پدر
چشم هایم انگار می خواهند ببارند برای کسی که هر لحظه می گفت دخترم بنشین تا دورت بگردم.......
کاش می بود تا من  یک عمر دورش می گشتم
کاش می شد صدای نفس هایش را بار دیگر می شنيدم
کاش یکبار صدایم می کرد فقط یکبار دیگر............
وای بر من وای بر من........................

بغض هایم بوی پدر می دهد.............. 
موقعی که شنیدم سیگار کشیدن تو را می‌کُشد در سهام مارلبو و دانهیل شریک شدم.  
امروز بعدازظهر قشنگی داشتم با"ب کم خواب"،دختر خوبیه که همش فکر میکنه چاقه ولی به نظر من نیست.رفتیم سفره خونه و قلیون کشیدم بعد از سالهای طولانی.جون نداشتم قلیون رو چاق کنم.ولی کلا خوب بود و خوش گذشت.باید دید به کجا میرسه.

موقعی که شنیدم سیگار کشیدن تو را می‌کُشد در سهام مارلبو و دانهیل شریک شدم. 
یار قدیمی  
دل‌گیر شدم در عطش یار قدیمی
در حسرت آن دامن گل‌دار قدیمی
یادش به دلم تازه شده، ریشه دوانده
وقتی که شنيدم نفس تار قدیمی
هی خاطره... هی واهمه... هی دلهره... هی شور
دیوانه شدم چشمه‌ی اشعار قدیمی
ابری‌ست هوای دل تنگم و چه خوب است
یک بارش از این پهنه‌ی سرشار قدیمی
.
.
اشغال مبادا بدنت ای گل بی‌خار!
دل صید نکن! مرز گهربار قدیمی

مهدی فتاحی
1394/12/6

یار قدیمی 
آب گندیده نمی شود!  
به نام خدای مهربان
سلام
امروز خبری شنيدم که در این بیمارستان اردکان گروه خونی اشتباه به مریض زده اند!
بعدش یادم آمد که مدیر این شبکه سالهاست که راکد ایستاده یا نشسته و یا خوابیده و فهمیدم که آب در اردکان اگر سالها هم در یک جا بماند گندیده نمی شود!

آب گندیده نمی شود! 
از سفر بازگشته  
خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشو می کردم تموم شد ولی دو تا خاصیت داش :
م رو دیدم
عیدی گرفتم ( و این از همه مهم تَر بود)
بعد از رفتنم هم سیل اشک اونطوری که شنيدم جاری شده و این باعث ناراحتیم شد. 
همیشه خیلی زود تموم میشه چه ٢ روز چه ١٠ روز چه بیش تَر تنها نکته بد تَر این بود که اینترنت خطم اصلا خوب نبود هیییییی البته این یه مورد باعث خشنودی همه شد

از سفر بازگشته 
عید غدیر بر همه مبارک باد - کیوکوشین کاراته تزوکا مازندران  
 
سلام ای دل ز ولایت علی شادی كن
احساس غرور و فخرو آزادی كن، بادسته گلی پراز درود و صلوات
از روز غدیر شادیش یادی كن
على معناى دریا در كویر است. نفوذش در عدالت بى نظیر است. من از هر كاروان این را شنيدم. مسیرعشق، قربان تا غدیراست
عید غدیر بر شما مبارک
 

عید غدیر بر همه مبارک باد - کیوکوشین کاراته تزوکا مازندران 
 
من مدت هاست که یقین حاصل کرده ام که در زندگی به چیزی به نام "آرامش مطلق" یا حتی "ارامش" نخواهم رسید. اما چیزی که امشب به آن فکر میکنم این است آیا اساسا آرامش داشتن انسانی  و اخلاقی ست ؟ آیا درست این نیست که روحم همیشه در تلاطم و آشوب باشد ؟ چرا که یقینا دائم غم وجود دارد. آیا آرامش تعریف دیگری از بی دردي نیست؟
شاید هم مشکل و تناقض در تعاریف آرامش و غم و وجدان باشد. باید بیشتر فکر کنم !

 
سفره  
امشب وقتی شروع کرد به غیبت و توهین چند روحانی سرشناس کشور و تذکرات هم مانعش نشد، بلند شدم و آمدم اتاقم. با گوشی ور میرفتم که شنيدم گفت:از من به شما نصیحت، سر سفره آخوندی نشینید که همشون ...خنده م گرفت. نه از توهین سنگینش. بلکه از اینکه اگه بالاخره به جای نه در جواب یکی از این سوالهای با طلبه ازدواج میکنی بگم بله ...

سفره 
ولیکن تو نیستی ...  
..
"یاد تورا چگونه ز خاطر برم که عشق
نامت به برگ برگ درختان نوشته است
در هر بهار با نگه جستجو گرم
می جویمت میان گل و رقص برگ ها
من مانده ام به یاد تو در باغ خاطرات
گریان میان خنده ی نقل تگرگ ها
آن کوچه باغ و نسترن و مخمل نسیم
با هر بهار هست ولیکن تو نیستی
اردی بهشت هست هوای بهشت هست
گل بی شمار هست ولیکن تو نیستی .."
..
.
پ.ن۱: ‌‌‌‌‌‌و شبانگاهان که زمزمه می کردم در گوش او از پس فراق با دردي مهلک..
پ.ن۲: ولیکن تو نیستی.

ولیکن تو نیستی ... 
توچه کردی  
سر سبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟
افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟
من شور و شر موج و تو سر سختی ساحل
روزی که به سوی تو دویدم، تو چه کردی؟
هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی         (( نه نگفتی!!!!!)
من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی
مغرور، ولی دست به دامان رقیبان
رسوا شدم و طعنه شنيدم، تو چه کردی؟
«تنهایی و رسوایی»، «بی مهری و آزار»
ای عشق، ببین من چه کشیدم تو چه کردی...
#فاضل_نظری

توچه کردی 
چگونه در windows 7 یک internet shortcut بسازیم ؟  
internet shortcut اصلا چیست و به چه دردي می خورد؟
از اسمش معلوم است که به اینترنت ربط دارد. internet shortcut یک آیکون یا یک shortcut است که با وارد شدن به آن ما را به یک صفحه ی اینترنتی هدایت می کند.
معمولا internet shortcut در فایل های دانلود شده قرار می دهند تا بازدید خود را بالا ببرند.آموزش ساخت internet shortcut ادامه مطلب...
ادامه مطلب

چگونه در windows 7 یک internet shortcut بسازیم ؟ 
آرامش روح  
آرامش یکی از زیباترین پدیده های خلقت است. شاید اصلا هدف غایی بشریت ناآرام هم رسیدن به همین سرچشمه، یعنی آرامش باشد. تلاشمان این باشد که در راه رسیدن به آرامش دست یکدیگر را بگیریم و برای هم عصای خوبی باشیم. صرف حرفهای زیبا زدن هیچ دردي را دوا نمی کند. مثبت بودن یعنی در پیچ و خمها و گردنه های سخت زندگی خود را نباختن و بهترینها را جستجو کردن. دلتان شاد و افکارتان مثبتحس نااااب

آرامش روح 
اذان زیبای شهید امین باوی شهید منی  
بسم رب الشهدا
استان خوزستان 6 شهید در فاجعه منی قربانی داشت که هر 6 نفر از آبادان بودند و سه نفر از این 6 نفر هم اعضا تیم قرانی بودند که در میان این سه نفر من آشنایی اندکی با یکی از آنها داشتم به نام محمد امین باوی ، و ای کاش نداشتم از روزی که خبر شهادتش را شنيدم تا الان حالم هیپ خوش نیست .

اذان زیبای شهید امین باوی شهید منی 
مُسَکِّن  
مانند کسى که مانده در بندِ ساواک /من منتظر تیر خلاصت هستمهر بار که از تو "نه" شنيدم، بَعدَش/با حال بدى پاى غزل بنشستمتقصیر تو نیست که اینقدر بى رحمى/تقصیر من است که اینقدر دل بستممن عاشقمُ ، عاشقمُ ، می دانم /تو خسته شدى خسته شدى از دستماوزان غزل زِ درد من کم میکرد /از بس که نوشته ام مُسَکِّن خستمشاکی ٩۴/٠٩/٠۶ ده دقیقه تا اذان صبح

مُسَکِّن 
 
 

برای کفشی کههمیشه پایت را می زندفرقی نمی کندتو راهت را درست رفته باشی یا اشتباه.هر مسیری را با اوهم قدم شویباز هم دست آخربه تاول های پایت می رسی
آدم ها هم به کفش ها بی شباهت نیستندکفشی که همیشه پایت را می زندآدمی که همیشه آزارت می دهدهیچ وقت نخواهد فهمیدتو چه دردي را تحمل کردیتا با او همقدم باشی ... !

 
ازدواج بنیامین بهادری با بهاره افشاری حقیقت دارد؟  
پاسخ بنیامین بهادری در مورد فرد انتخاب شده برای ازدواجش:
بنیامین بهادری در این مورد در صفحه شخصی اش نوشت:
در مورد اون پست سى و سه سالگیم ، مثل قبل خواهشم اینه كه به حاشیه و كنجكاوى هاى دیگران و شایعات عجیب و غریب توجه نكنید # در این رابطه اسم چند نفر از چهره هاى سرشناس رو این روزها شنيدم كه واقعاً هم خنده ام گرفت و هم دلم # یعنى با خودم فكر كردم اگه همین جور پیش بره دیگه هیچ كدوم از دختران و بانوان هنرمند جرأت نمى كنند كه در كنسرت ها حضور پیدا كن

ازدواج بنیامین بهادری با بهاره افشاری حقیقت دارد؟ 
دستهایم به سوی توست-مناجات  
بار الها در پیشگاه تو ایستاده ام!دست هایم را به سوی تو بلند کرده ام،آگاهم که در بندگیت کوتاهی نموده و در فرمانبریت سستی کرده ام...ولی پرور دگارم!آنگاه که شنيدم گناهکاران را به درگاهت فرا میخوانی،و آنان را به بخشش نیکو و ثواب وعده میدهی برای پیروی ندایت آمدم...و به مهربانی های مهربان ترین مهربانان پناه آوردم...رمضانتان پربرکت

دستهایم به سوی توست-مناجات 
دلنوشته ی حضرت مهدی  
می دانم درد کشیده ای،می دانم...می دانم چشمانت پر از خون است،می دانم...می دانم حرف ها برای گفتن داری،می دانم...می دانم بودن و سکوت چه دردي دارد،می دانم...می دانم صدایت خش دارد، می دانم...می دانم،گریه هایت را می دانم... می دانم از تو دور شده ام، می دانم...چونکه من بویت را می شنوم، صدای غمگینت را می بینم...می دانم با اینکه هیچ چیز نمی دانم...بغض صدایت را می دانم،غمگینی نگاهت را می دانم... و این را هم می دانم که می دانی...می دانی،می دانی،تو همه چیز را می دانی...

دلنوشته ی حضرت مهدی 
صدا ی مهراد (حکیم)  
از لقمان حکیم نقل می کنند که فرمود:من سیصد سال با داروهاث مختلف ،مردم را مداوا کردم.و در این مدت طولانى به این نتیجه رسیدم که:هیچ دارویی بهتر از صدای #مهراد_هیدن  نیست؛پرسیدند:و اگر این دارو هم اثر نکرد چى؟لقمان حکیم لبخندى زد و گفت..چاقالا اگر اثر نکرد مغرتان ایراد دارد و مردم که حیرت زده شده بودند شروع کردن به مهراد گوش دادن و بسیار خوششان آمد و از آن پس هر وقت دردي میگرفتن با صدای مهراد هیدن خوب میشدند

صدا ی مهراد (حکیم) 
از دست رفته  
گمگشته گام برمیدارم بانوی مناز میان مردمانبی توبی منبی وجودبی خدابی هستیبی توز آنسو که تو را با من کاری نبودبی منز آنسو که جایت در برم خالیستبی وجودز آنسو که در نبودتبرای بدرود خواندن حتی ، هیچ نیستبی خداز آنسو کز فرط جستنت ، روحم خدا را ز یاد بردبی هستیز آنسو که بر آنچه زیسته ام ، هزار مرگ مرا به باشدکه هیچ دردي نبوده است ، چنین جانکاه و غریبز تو ، به چه بندی آمده امزین بند ، چه جانی سپرده امو زین جان سپردن ، تو چه بی ملال رفته ایفرانسیسکو فیگ

از دست رفته 
از پنج شنبه ها متنفرنبودم اما شدم ...  
خیلی بد است که آدم به آخر خط برسد . خودت می دانی تمام شده و دیگر پیشروی ممکن نیست . حسی از درون وجودت به تو می گوید باور کن .باور کن این اتفاق افتاده  و عجیب این جاست که درست قبل از همه ی اینها ، تو باورت شده خودت می دانی که از دستش داده ای ...قسمتی از کتاب از پنج شنبه ها متنفرم....................................................................................................نوشتن از چیزی که بعد یک سال باورش نکردی خیلی سخت است خیلی سخت نمیدانم چه بگویم تمام این یکسال علامت سوال های زیادی در

از پنج شنبه ها متنفرنبودم اما شدم ... 
خوابـــــــــ  
"خواب"مکبث: شنيدم که صدایی فریاد کرد «دیگر مخواب!مکبث خواب را کشت!» خواب بی گناه راکه چون خیاط آستین ژندۀ غم را رفو می کندهمان خواب که مرگ روزانۀ آدمیانو درمان جسمهای خستهو مرهم دلهای آزردهو مائده اصلی برخوان طبیعتو بهترین میزبان در ضیافت زندگی است.#ویلیام_شکسپیر✿♫❤قـصــــــه هـا✿♫❤

خوابـــــــــ 
تولد عطش  
هر آدمی یه موقع وا میده... نه اینکه همه اش محیط هولش میده. خودش دیگه نمیتونه متفاوت بودن تحمل کنه. ایا گناه آخرین سربازی با وجود دیدن فداکاری تمام دوستانش باز شمشیرش رو بنداز پایین قابل بخششه؟
دارم وا میرم ... چیزی که در پس سالها من رو من کرد داره آب میشه. دردي تا مغز استخوان روحم را پاره پاره میکنه.
کاش یکی که قبولش داشتم بهم میگفتم که چشمه؟
درد نابودیه؟ یا درد یک تولد؟
نمیدانم چرا همیشه با خودم در جنگم. جنگی میان خون و آتش. مگر جنگ بی قربانی میشه

تولد عطش 
ارسالی از حمزه ( به جن اعتقاد نداشتم)  
ارسالی از حمزهسلام دوستان اسمم حمزه من مثل بعضی ها اعتقادی به اجنه نداشتم.الان 24سالمه یک سال پیش درست ساعت 3:45صبح بود احساس کردم یکی منو بیدار میکنه بیدار شدم ولی کسی نبود گفتم شاید خواب بود خوابیدم فرداش درست همون اتفاق افتاد من نترسیدم تا این که این حس عجیب تا یه ماه طول کشیدبعد یه ماه من صدای لالای از پشت بوم خونمون شنيدم داداش کوچیکمو بیدار کردم ولی اون گفت توهم زدی بعدش خوابیدم بعدش یه دفعه یه حسی اومد سراغم انگاری یکی میگفت بیا بیرون بر

ارسالی از حمزه ( به جن اعتقاد نداشتم) 
رب الشرح صدر من است خنده های تو  
هنوز هستم؛ ولی در وهم، در خیال. قلبم هنوز می تپد؛ ولی از درد، از غم.
نه ورزش دوای درد من است، نه تو.  نه عبادت آرامم می کند، نه تو.
بدم می آید که ترحم به حالم کنند اما باید بکنند و نمی کنند. و نمی خواهم.
خدا بزرگ است و گناهان من. و دردهایم بیشتر.
روزگارم می گذرد، می گذرم. عشق اما، کجاست؟ کو؟
بدم می آمده از اینها که خرج می کنند که بگویند دیگران نمی توانند خرج کنند؛ حتی اگر نخواهند. و می آید هنوز.
و این روزها پراست همه جا از خرج عشق با همین مضمون. که بگو

رب الشرح صدر من است خنده های تو 
2 روز تا ولادت  
مادر از نگاه امام حسن مجتبی (ع) :
امام حسن(ع) در موارد بسیاری از مادرشان سخن گفته‏ اند. من جمله:
«شبی دیدم مادرم در محراب به نماز ایستاده است و تا طلوع خورشید مشغول رکوع و سجود بود و شنيدم برای یکایک مردان و زنان دعا می‏کرد و آنان را نام می‏برد ولی برای خود چیزی نخواست. عرض کردم: مادر! چرا همان گونه که برای دیگران دعا می‏کنی، برای خود دعا نمی‏کنی؟ فرمود: فرزندم! اول همسایه بعد از آن خانه.»
 

2 روز تا ولادت 
حکایت غریب آدمها...!  
 
دوستی برایم تعریف می کرد: از کودکی هربار این جمله را می شنيدم که «کوه به کوه نمی رسه اما آدم به آدم می رسه!» از خودم می پرسیدم مگر کوهها چه گناهی کرده اند که نمی توانند بهم برسند و چون هرگز پاسخی نیافتم، با خودم گفتم لابد بعضی آدمها هم که مثل کوه بلند و پرصلابت و سرسخت و دست نیافتنی اند و برای رسیدن به قله وجودشان باید مدت های مدیدی تلاش کرد و کوشید، به یکدیگر نمی رسند!

حکایت غریب آدمها...! 
پاسخ به سوال جناب آقای کیان در مورد انگشت کج و زاویه دار  
                                                                  بنام خدا 
 
قبل از هرچیز پوزش می طلبم که سوال جناب آقای کیان عزیز رو بخاطر مشغله زیاد دیر جواب دادم.
سوال جناب آقای کیان عزیز :من انگشت کوچیکه ی دست راستم خیلی کج وزاویه دار هستش....ناخن همان انگشتم هم خیلی دیر رشد میکنه .....اصلا یادم نمیاد انگشتم شکسته باشه یا دردي احساس کرده باشم لطفا راهنماییم کنید....

پاسخ به سوال جناب آقای کیان در مورد انگشت کج و زاویه دار 
فریاد کن فریاد  
اگر دیدی که دردي در درونت جا گرفته
اگر دیدی که گرگی آهوی زیبا گرفته
اگر شادی برفت و جای آن را غم گرفته
اگر دیدی ز مجنون یک کسی لیلا گرفته
اگر خاموش و سرد است عاشق رسوای درمانده
تو فریادی بزن، فریاد کن فریاد ما رفته
اگر خاموش بنشینی چونان چوپان بی گله
مثال دلشده کز آن دلش نامی فقط مانده
بخواهی گشت، پس فریاد را، فریاد را سر ده 
م.فاضل

فریاد کن فریاد 
مش حسن  
محمد رضا:مش حسن مش حسن جان سلام امیدوارم حالت خوب وخوش وخودت سرحال وقبراق باشی خداراشکرمن خوبم امسال اینجا باران خوب بارید علوفه فراوان شد وگوسفندهای.ماچاق وچله شدند اکثرا زایمان خوبی.داشتند چندتایی هم چند قلو زاییدند یک بز دارم که ماشاالله چهارقلو زایید, شکرالله می گوید در دهات شما باران نباریده وخشک سالی شده است گوسفندهایتان اکثرا مریض هستندولی خودت هزار ماشاالله چاق وچله وسر حالی و اصلا به فکر گوسفندهای بیچاره ات نیستی که هر روز.چندت

مش حسن 
انگشت ماشه ای یا تریگر فینگر trigger finger  
 
انگشت ماشه ای یا تریگر فینگر trigger finger میتواند خود را به اشکال گوناگون نشان دهد. در مراحل ابتدایی بیمار ممکن است فقط دردي در محل اتصال انگشت به کف دست داشته باشد. در این مرحله تشخیص بیماری مشکل است. در مراحل پیشرفته تر انگشت گیر میکند. به این معنی که وقتی بیمار میخواهد انگشت خم کرده خود را راست کند با یک گیر مواجه میشود. با کمی فشار گیر رد میشود و انگشت هم صاف میشود. در حین صاف کردن انگشت ممکن است یک صدای تقه احساس شده یا شنیده شود.

انگشت ماشه ای یا تریگر فینگر trigger finger 
گر چه دوری می‌کنم بی‌صبر و آرامم هنوز  
گر چه دوری می‌کنم بی‌صبر و آرامم هنوزمی‌نمایم اینچنین وحشی ولی رامم هنوزباورش می‌آید از من دعوی وارستگیخود نمی‌داند که چون آورده در دامم هنوزاول عشق و مرا سد نقش حیرت در ضمیراین خود آغاز است تا خود چیست انجامم هنوزمن به سد لطف از تو ناخرسند و محروم این زماناز لبت آورده سد پیغام دشنامم هنوزصبح و شام از پی دوانم روز تا شب منتظرهمرهی با او میسر نیست یک گامم هنوزمن سراپا گوش کاینک می‌گشاید لب به عذراو خود اکنون رنجه می‌دارد به پیغامم هنوزو

گر چه دوری می‌کنم بی‌صبر و آرامم هنوز 
درد دل های نگفتنی  
 ۱- وقتی کانالی پیدا میکنی که پست های قدیمی گودر را ری شیر میکنند؛ از نعمات بهشتی ست. اصلن نوستالژی دان آدم باد میکند !
۲- وقتی خودت را میکشی تا دهان بی صاحابت را ببندی که این دلخوری ای که تو بی تقصیری در آن تبدیل به دعوا نشود .
۳- وقتی که هیچ وقت طرف دوم دعوا مقصر نیست و تو همیشه جلوی زبانش و منطق ت... اش و دلت کم می آوری و دعوا را میبازی و مجبوری عذرخواهی کنی 
۴- وقتی اتفاقات ِ به غایت بی اهمیت و غیر قابل طرح ِ موضوع حتی، در دلت ته نشین میشود و تا سا

درد دل های نگفتنی 
شروعی دوباره برای حل مسئله اضطراب اجتماعی (۱)  
همانطور که میگن حرف باد هواست، کم کم دارم به این باور می رسم که فکر هم باد هواست. ایده باد هواست. شما هر چقدر هم فکرت بزرگ باشه و ایده های فوق خفن داشته باشی، اگه توی عمل نتونی پیاده شون بکنی، به هیچ دردي نمی خوری. دقیقا مثل خری که کتاب و دفتر بارشه.
در واقع دریافت اطلاعات با فهمیدن و درک کردن چیزی فرق دارد. همه می دانند سیگار بد است، ورزش خوب است، فست فود زیادش خوب نیست و و و. ولی این ها از جنس اطلاعات هستند. دقیق تر اینه که بگیم ما مطلعیم که ورزش خ

شروعی دوباره برای حل مسئله اضطراب اجتماعی (۱) 
دردی که درمان نداره  
دنبال متن و عکس بودم اینجا بنویسم ولی دنبال هر متنی رفتم دنبال هر تصویری رفتم نتونستم حرف دلمو پیدا کنم توش. اومدم اینجا بنویسم اگه ی روز اومدی و خوندیH. بدون که Aخیلی دوست داره .عاشقتم.ولی هیچ وقت دیگه نمیشه بهت برسم .این درد دلمه که هیچ درمانی نداره.خدایا یا عاشق نکن اگه عاشق میکنی برسون خیلی گله مندم ازت خدایا.یه ساله این دردم فروکش نکرده.عاقبتم چه میشه خدایا.خیلی میخامشوقتی عشقی رو میگیری حداقل خاطره ها و عشق ته دلشم بگیر ازش

دردی که درمان نداره 
دلم حرم میخواد  
خدایا چقدر دعا
چقدر التماس
شکست خورده ام
دلم شکسته خریداری نداره
دلم آرام و قرار نداره
خسته ام از روز های تکراری
دلم امام رضا میخواد و بس
میخوام دردامو با آقا وا بکنم و امام رضا دردامو تسکین بده تا بیش از این درد نکشم
درمان میخوام برای دلی که از عالم و آدم بی وفایی و بی محبتی دیده
تو هم زیارت ندی خیلی دلم میشکنه
حالم قابل توصیف نیست
میگن از همه چی خبر داری ولی انگار درباره ما فرق میکنه
کاش هیچ کس درد ما رو نداشته باشه چون احساس میکن

دلم حرم میخواد 
رفتار خدا با شخص آلوده به استمناء در روز قیامت  
ابو بصیر گوید از امام صادق (علیه السلام) شنيدم که فرمود: خداوند در روز قیامت با سه گروه حرف نمی زند و به آنان نظر نمی کند و آنان را از گناهان پاکیزه نمی سازد و برای آنان عذابی دردناک است ، یکی از آن گروه کسانی هستند که با خود نکاح ( استمناء ) کرده اند.
 بحار الأنوار: 79/ 95/ 1.

رفتار خدا با شخص آلوده به استمناء در روز قیامت 
نوش دارو بعد از تحریم سهراب  
سالیان سال بود که نقل محافلمان شده بود، وقتی بود نفهمیدم چه بود وقتی رفت دردش ماند، درست مثل بیرون کشیدن یک شمشیر از جسم نحیف جوانان وطن ...
همین امروز که شنيدم پرونده ی بلند و بالایش بسته شد بیشتر از پیش جای زخم هایش روی جسمم احساس شد. چندین سال جسم ضعیفمان را زخمی کرد و حالا تا سالیان سال باید به دنبال مرهمی برای زخمش باشیم.
 به گذشته که نگاه می کنم دلم برای خودم و هم نسل هایم داغ می شود. من از آنچه می گفتند هیچ نمی دانستم ولی بهترین سال های جوا

نوش دارو بعد از تحریم سهراب 
نمیزارن که......  
امشب یه دیالوگ آشنا شنيدم اما از زبون بزرگ آقا(همون پیرمرد توی سریال شهرزاد). اونجایی که به شهرزاد گفت: اگه من 40 سال دیرتر به دنیا اومده بودم ، اون وقت 40 سال دیرتر توی این شهر........منم این جمله رو شنیده بودم خیلی قبل ترها."اگه من 20 سال دیرتر به دنیا اومده بودم" تعجبی که توی چشام پیدا شد هیجانی که توی قلبم به وجود اومد و آهییییی که از نهادم برخاست.

نمیزارن که...... 
شبی که آوای نی تو شنیدم  
شبی که آوای نی تو شنيدمچو آهوی تشنه پی تو دویدمدوان دوان تا لبه چشمه رسیدمنشانه ای از نی و نغمه ندیدمتو ای پری کجائی ؟ که رخ نمینمائیاز آن بهشت پنهاندری نمیگشائیمن همه جا پی تو گشته اماز مه مهر نشان گرفته ام بوی ترا زگل شنیده ام دامن گل از آن گرفته امتو ای پری کجائی ؟ که رخ نمینمائیاز آن بهشت پنهاندری نمیگشائی دل من سرگشته ی تو نفسم آغشته ی تو به باغ رویاها چو گلت بویمبر آب و آئینه چو مهت جویمتو ای پری کجائی ؟در این شب یلدا ز پی ات پویمبه خواب و

شبی که آوای نی تو شنیدم 
ای جون...  
پیرمرد موتورگازی آبی رنگش را جلوی درب مغازه روی جک گذاشت و وارد شد ،سلامی کرد و رفت به سمت گونی های برنج ،گونی به گونی مشتی برنج برمیداشت میاورد بالا یه نگاهی می انداخت ، اگر باب میلش بود "ها" می کرد و بعد دوباره میریخت سر جای اولش،به گونی آخری که رسید"ها" کرد، اما این بار بعد دمیدن ،سینه اش را از عطر بوی برنج پر کرد؛ انگار صحبتی هم با دانه های برنج میکرد، " ای جون..." گفتنش را شنيدم!حساب و کتابش را که کرد موقع رفتن به مغازه دار گفت به بچه ها بگ

ای جون... 
داستانهاي واقعي بيمه- وقتي که ديگر دير شده بود  
یکی از دوستان تعریف می کرد اوایل سال 90 که وارد کار بیمه عمر شده بودم، رفتم میان دوستان همبازی دوران نوجوانیم شروع کردم به توضیح دادن درباره فواید بیمه عمر. یک از آنها که با هم بیشتر صمیمی بودیم شروع کرد به مسخره کردن گفته هایم. دو روز بعد هم آنها را دیدم و این بار مصمم تر برای آنها از فواید بیمه گفتم، اما باز هم آن رفیقم مرا مسخره می کرد و بعضی دیگر از مسخره بازیای او لذت می بردند. چون در یک محل زندگی می کردیم هر از گاهی آنها را می دیدم و حرفهایم

داستانهاي واقعي بيمه- وقتي که ديگر دير شده بود 
    

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام

جدیدترین مطالب

خرید مستقیم فرش از کارخانه !!
تفاوت قیمت با فروشگاه های سطح شهر 30 الی 50%