بی بلاگ

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بی بلاگ هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

***

خیریه مهربانه

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

خرید پستی جا قاشقی داخل کشوی گردان جا قاشقی خرید پستی

این محصول جهت قراردادن قاشق، چنگال، کارد و ... برای نگهداری در کشوی کابینت می باشد. در این محصول به منظور افزایش کاربری و سهولت استفاده در قسمت فوقانی بخشی با امکان چرخش 360درجه در نظر گرفته شده است.همچنین می توان از این قسمت به صورت جداگانه در هنگام سرو غذا روی میز استفاده نمود.

خرید

قیمت : 35,000 تومان



دنیای وارونه ی بعضی آدمها

نوشته‌هایی از مرحوم قیصر امین‌پور  
بعضي از آدمها را بايد چند بار خواند تا معني آنها را فهميد و
بعضي از آدمها را بايد نخوانده دور انداخت..
بعضي آدمها جلد زرکوب دارند٬بعضي جلد ضخيم،
بعضي جلد نازک وبعضي اصلا جلد ندارند.
بعضي آدمها با کاغذ کاهي نا مرغوب چاپ مي شوند و
بعضي با کاغذ خارجي.
بعضي آدمها تر جمه شده اند و
بعضي تفسير مي شوند.
بعضي از آدمها تجديد چاپ مي شوند و
بعضي از آدمها فتوکپي آدمهاي ديگرند.
بعضي از آدمها داراي صفحات سياه وسفيداند و
بعضي از آدمها صفحات رنگي و جذاب دارند.
ب

نوشته‌هایی از مرحوم قیصر امین‌پور 
قیصر_امین_پور  
بعضي از آدم ها زيادي غلط دارن و بعضي غلط هاي زيادي!از روي بعضي از آدم ها بايد مشق نوشت و از روي بعضي آدم ها بايد جريمه نوشت!با بعضي از آدم ها هيچ وقت تکليفمون روشن نيست،بعضي از آدمها رو بايد چند بار بخونيمتا معني آنها رو درک کنيمو بعضي از آدمها رابايد نخوانده دور انداخت...!
 

قیصر_امین_پور 
وارونه  
وارونه
اين دنيا وارونه است ، خوبي کني و مهربون باشي سرت رو مي برن ،
بدي کني همه بهت خوبي مي کنن...
-- بعضي وقت‌ها زندگي مثل سنگ توي سر شما مي‌کوبد ولي شما ايمانتان را از دست ندهيد. اين اتفاق مثل داروي تلخي بود که به يک مريض مي‌دهند ولي مريض واقعاً به آن احتياج دارد.من مطمئن هستم تنها چيزي که باعث شد من در زندگي ام هميشه در حرکت باشم اين بود که من کاري را انجام مي‌دادم که واقعاً دوستش داشتم...(استيو جابز)

وارونه 
510اُمین  
بعضي آدمها خيلي نااميدند .. نااميدي نه از جهتِ اينکه وقتي دوست پسر / دوست دخترشان ترکشان کرد، تارک دنيا شوند .. يا با والدينشان که دعوايشان شد ، مست کنند .. نااميدي از نوع به ته خط رسيدن .. مثل وقتي که دهانت را باز کني و حجمي از سياهي را بيرون بريزي، طوري که جمع کردنش کار هيچکس نباشد .. اين بعضي آدمها از خدا نااميد مي‌شود، مي‌زنند زير کاسه کوزه همه چيز .. اين بعضي آدمها هميشه يک پوزخندِ اضافي گوشه لبشان دارند براي وقتهايي که براي وضو گرفتن بلند مي

510اُمین 
نگاهی به خانه ی وارونه در پوکت  
پوکت جزيره اي در کشور تايلند است . بان تيلانکا (Baan Teelanka)  سه طبقه اي با حياتي پر از درختان سر سبز، محيطي متفاوت را براي گردشگران تدارک ديده است. مي توان گفت بان تيلانکا  تنها خانه ي وارونه اي در تايلند و حتي در دنيا است. در اين مقاله به معرفي بيشتر اين خانه وارونه خواهيم پرداخت. [ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد ...]

نگاهی به خانه ی وارونه در پوکت 
من و ناشناس 1  
يکي رهگذري ناشناس در ميان انبوه حرف نگاهها نوشت :
آدمها 
آدمکهايي شده اندپوشالي از جنس آهن و سنگ
آدمها 
چهره زشت و بي روحشان را پشت نقابي از مهر پنهان کرده اند
آدمها    
ديگر آدم نيستند
خنجري شده اند تا روحت را 
ناجوانمردنه بدرند
وتو نداني 
اعتماد يعني چه 
آدمها 
چقدر بد شده انددر جوابش آهسته نوشتم :

در ميان اين همه بي اعتمادي جاي مهر کجاست ؟جاي مادر ،جاي آغوش گرمش ؟؟ جاي شب تا صبح بيدار ماندنش ... در ميان اين همه ناجوانمردي جايپهلوانا

من و ناشناس 1 
 
ارامش
روزهاي رفته زندگي را ورق ميزنم چه خاطراتي که زنده نميشوند چه روزها که دلم ميخواست تا ابد تمام نشود چه روزها که هر ثانيه اش يک سال گذشت چه فکرها که ارامم کرد چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود چه لبخندهايي که بي اختيار برلبانم نقش بست چه اشکهايي که بي اراده از چشانم سرازير شد چه آدمها که دلم را گرم کردند وچه آدمها که دلم را شکستند چه چيزها که فکرش را هم نميکردم وشد چه آدمها که شناختم و چه آدمها که فهميدم هيچگاه نميشناختمشان وچه........ وسهم من

 
ارزش زندگی  
با ارزش باش
با ارزش زندگي کن
براي خودت خط هايي داشته باش
روي بعضي چيزها
زير بعضي چيزها
و دور بعضي چيزها
خط قرمز هايي
خط سبزهايي
و خطوطي,زرد
دور بعضي آدمها را خط بکش
,قررررررمز...
آنها  که هميشه سهمي از حس خوبت را به تاراج ميبرند.
حسودها را..
خودبين ها را
و مهمتر از همه آنها که هميشه بتو دروغ گفتند......
زير بعضي ها را خط زرد بکش.
آدمهايي که تکليفت را با آنها نميداني.
مثل فصلها رنگ عوض ميکنند و اعتباري نيست نه به تحسين و نه به تکذيبشان..
روي بعضي چيز

ارزش زندگی 
حکایت غریب آدمها...!  
 
دوستي برايم تعريف مي کرد: از کودکي هربار اين جمله را مي شنيدم که «کوه به کوه نمي رسه اما آدم به آدم مي رسه!» از خودم مي پرسيدم مگر کوهها چه گناهي کرده اند که نمي توانند بهم برسند و چون هرگز پاسخي نيافتم، با خودم گفتم لابد بعضي آدمها هم که مثل کوه بلند و پرصلابت و سرسخت و دست نيافتني اند و براي رسيدن به قله وجودشان بايد مدت هاي مديدي تلاش کرد و کوشيد، به يکديگر نمي رسند!

حکایت غریب آدمها...! 
افسردگی ناشی از نبود اینترنت!  
طوري ناراحتم که قشنگ ميل به خودکشي دارم تو اين نبود اينترنت...امروز به دوستي ميگفتم حس ميکنم چيز مهميو از دست دادم...و منتظرم که دوباره به دستش بيارم...ولي اين به دست آوردنه دست خودم نيست متاسفانه...و همين موضوع انگيزه ي انجام خيلي از کارهارو از من گرفته...
با تمام اين ناراحتيهاي عميقم...اين نبود اينترنت برام يک مزيت داره...اينکه منو از دنياي آدمي که تحقيرم کرد دور ميکنه...از تمام دنياش...و هر روز دارم نسبت بهش بي خيال تر ميشم...و اين اتفاق خوبيه... 
مي

افسردگی ناشی از نبود اینترنت! 
آدمها رااز روی عکس هایشان نشناسید…  
خودت را
به هيچ زباني
براي كسي
ترجمه نكن
آنكس كه دوستت دارد
بايد همه آنچه كه هستي را
از لا به لاي حرف هاي نگفته ات
از عمق نگاه ساده ات از
حسادت دستهاي مهربانت
بفهمد
آدمها رااز روي عکس هايشان نشناسيد…
آدمها ازبي حوصلگي هايشان…
ازخستگي هايشان…
ازدلتنگي هايشان ...
ازغصه هايشان…
عکس نمي گيرند!
قـــــــــــاطي پــــــــــــــاتي

آدمها رااز روی عکس هایشان نشناسید… 
61  
آدمها جوري غرق در گذشته هاي حتي تلخشان ميشوند ، که گويي گلستان ابراهيمي بوده براي خودش ، 
جوري ناملايماتش را از ياد ميبرند گويي که همه شهد بوده و عسل ، 
جوري ياد رفتگانشان را نيک ميدارند ،که گويي همه فرشته بودند و ملک .
آدمها ، مرکبات تلخِ در قند مانده اند ؛ که #گذر_زمان ، شيرينيشان ميکند .

61 
از واقعیت تا مجاز  
دنياي مجازي همانطور که از اسمش پيداست دنياي مجازهاست! دنيايي دور از واقعيت! دنيايي که بيشتر به توهمي مي‌ماند که راه به واقعيت يافته و سعي مي‌کند در دنياي واقعي سر ريز شود! اما حقيقت با آنچه واقع مي شود متفاوت است!!!! دنياي مجازي وزن آدمها را به هم مي ريزد!!! آدمها به صرف توان ارائه ي خود در رسانه ي شخصيشان دچار اعتماد به نفسي مي شوند که سر به فلک مي‌زند! هرکس با توجه به فالوورهايش دچار اين توهم مي‌شود که آدم مهمي است! شاعر بزرگي است! خواننده ي بز

از واقعیت تا مجاز 
بیچاره پاییز...  
بيچاره پاييز دستش نمک ندارد، اين همه باران به آدمها ميبخشد اما همين آدمها تهمت نارواي خزان را به او ميزنند.
خودمانيم،تقصير خودش است.
بلد نيست مثل بهار خودگير باشد تا شب عيدي زير لفظي بگيرد و با هزار ناز و کرشمه سال تحويلي را هديه دهد...
سياست تابستان را هم ندارد ،که در ظاهر با آدمها گرم و صميمي باشد ولي از پشت خنجري سوزناک بزند....
بيچاره بخت و اقبال زمستان هم نصيبش نشده که با تمام سردي و بي تفاوتيش اين همه خواهان داشته باشد....
او پاييز است ، رو ر

بیچاره پاییز... 
بوی بغض میدهی...  
نبينم اشکهايت را حرام کساني کني که بي ارزشند...احساست را خرج آنهايي کن که قدر بدانند...روحت را اسير آدمها نکن،اين آدمها آدمهاي سابق نيستند.بوي گرگ ميدهند!!!...روحت را ميدرند...احساست را زخمي ميکنند...آدمهاي اينجا امين نيستند...چاره اي نيست...دنيا همين است...

بوی بغض میدهی... 
دور و بر همه ی ما ، آدمای گمنامی هستن که فراموش شده اند  
دور و بر همه ي ما ، آدماي گمنامي هستن که فراموش شده انداطرافمون رو که دقيقتر   ورق بزنيم،  افرادي رو ميبينيم که ناگفته مانده اند و ناگفته رفته اند. و اين روال هميشه ادامه داشته و دارد و خواهد داشت. فقط هم يه گمنام ميتونه بفهمه که به سر بقيه گمنامها چي اومده و چي نيومده.در واقع فراموشي، روايت همه ي ماهاست، ماهايي که حرفمون در جايي نوشته نشده . ماهايي که حرفمون در گوشي ، گفته نشده. ماهايي که حرفهامون رو بايد از چشامون خوند. حرفها هم که چهار

دور و بر همه ی ما ، آدمای گمنامی هستن که فراموش شده اند 
روزمرگی  
امروز اولين شنبه ماه شهريور هستآخرين ماه از تابستونخاطرات خوب و بد هميشه وجود داره اما من از شهريور يه جفت خاطره حک شده تو دلم دارمتولد دوستي...و مرگ همون دوست... بهترين دوست زندگيم بود و البته زماني که بود منم مثل همه آدمها از وجودش غافل بودمو بعد از فوتش فهميدم چه نعمتي رو از دست دادم!راست گفتند که دو چيز باعث ميشه ما قدر آدمها رو بيشتر بدونيمجدايي و مرگ

روزمرگی 
زندگیتان پر از آدمهایی با خط سبز .......  
با ارزش باش
با ارزش زندگي کن 
براي خودت خط هايي داشته باش
روي بعضي چيزها 
زير بعضي چيزها
و دور بعضي چيزها 
خط قرمز هايي
خط سبزهايي 
و خطوطي,زرد 
دور بعضي آدمها را خط بکش
,قررررررمز...
آنها  که هميشه سهمي از حس خوبت را به تاراج ميبرند.
حسودها را..
خودبين ها را 
و مهمتر از همه آنها که هميشه بتو دروغ گفتند......
زير بعضي ها را خط زرد بکش.
آدمهايي که تکليفت را با آنها نميداني.
مثل فصلها رنگ عوض ميکنند و اعتباري نيست نه به تحسين و نه به تکذيبشان..
روي بعضي

زندگیتان پر از آدمهایی با خط سبز ....... 
منگ و مبهوتم و با طفلکی ام میل سخن هست...  
من خيلي جاها توي خيلي از زمان هاي مهم زندگي ام وارونه بودم...وارونه رفتم...وارونه نگاه کردم...وارونه خنديدم...براي همين آدم هايي که ميان لحظه هايم جوانه مي زنند،يا از من متنفرند يا بسيار دوستم دارند.فکر نکنم تا به حال حد وسطي بوده باشد! به نظرم وارونه بودن خيلي بهتر است...مثلا ما روي زمين زندگي مي کنيم...اگر کله مان را از مبل و تختمان آويزان کنيم مي فهميم خدا از توي آسمان چگونه به مورچه هاي روي فرش نگاه مي کند....البته اگر خدا بخواهد از توي آسمان نگا

منگ و مبهوتم و با طفلکی ام میل سخن هست... 
بیا برویم جایه دیگری دله ساده ی من....  
.ساده که باشي.....
آدما خيلي زود دوستت ميشوند وتو خيلي دير مي فهمي دشمنت بودند...
ساده که باشي.....
آدمها با همه ي کمبودهايشان به غرورت حمله مي کنند و با همه ي غرورشان مچاله ات مي کنند
ساده که باشي....
تو هميشه رو بازي ميکني و آدما هميشه بازيگران پشت پرده مي مانند....
ساده که باشي....
اوقات بيکاري آدمها را با سادگي ات پر ميکني و خود در لحظه هاي اندوه، تنها مي ماني....
ساده که باشي.....
سادگي ات را حماقت مي خوانند و کسي نمي فهمد که تو از فرط " آدم بودن " ساده اي...

بیا برویم جایه دیگری دله ساده ی من.... 
رد پای خوبان  
يصر امين پور"ميگويد:
 آدمهايى هستند در زندگيتان؛ 
نمي گويم خوبند يا بد..
چگالى وجودشان بالاست...
افکار، 
حرف زدن، 
رفتار،
محبت داشتنشان 
و هر جزئى از وجودشان امضادار است...
يادت نمي رود 
"هستن هايشان را.."
بس که حضورشان پر رنگ است.
ردپا حک مي کنند،اينها روى دل و جانت...
بس که بلدند "باشند"...
اين آدمها را، بايد قدر بدانى...
وگرنه دنيا پر است از آن ديگرهاى 
بى امضايى که شيب منحنى حضورشان، هميشه ثابت است. . .
بعضي از آدم ها ترجمه شده اند
بعضي از آدم ها ف

رد پای خوبان 
154_  
خيلي ازآدمها وقتي بفهمند که دوستش داري دُوْر برش ميدارد!خيلي از آدمها هم وقتي بفهمند که دوستش داري،خيالش راحت ميشود و با خيال راحت کمتر بهت ميگويد که او هم دوستت دارد!و اندکي از آدمها هم هستند که وقتي بفهمند دوستش داري بيشتر تر بهت توجه ميکند و بيشترتر دوستت ميدارد!

154_ 
عبدالله گنجی نعل وارونه رئیس‌جمهور به رانت اطلاعات  
 

تعبير رانت اطلاعات در اطلاع‌رساني مفهوم عجيبي است که مي‌خواهند با آن رانت‌هاي اقتصادي که يک شبه فرش را به عرش مي‌رساند مخفي کنند.
 

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، عبدالله گنچي مديرمسئول روزنامه جوان طي يادداشتي در کانال تلگرامي خود نوشت:
رئيس‌جمهور در مراسم افتتاحيه نمايشگاه مطبوعات رانت اطلاعات را بلايي براي کشور دانستند. اصل اين موضوع درست اما آنچه ايشان وارونه کردند اينکه رانت‌هاي اقتصادي که معمولا اصحاب قدرت به آْنان

عبدالله گنجی نعل وارونه رئیس‌جمهور به رانت اطلاعات 
آدرس غلط دادن دولت تدبیر درباره مذاکرات هسته ای !  
وارونه 

آدرس غلط دادن دولت تدبیر درباره مذاکرات هسته ای ! 
تو مال منی  
يک جايي در سريال شهرزاد قباد زل ميزند توي چشمهاي شهرزاد و ميگويد "تو مال مني!". "تو"ي اين جمله را طوري ميگويد که انگار يعني تو برو به ليمو بريزم توي قوري، من در بالکن را باز کنم. بعد با هم بنشينيم توي اتاق.پاهايمان را دراز کنيم توي خنکي بالکن. تو يکي يکي قصه هاي پيچيده لاي برگهاي چاي را برايم بگو. من بخندم و آن سه تا خط مورب کنار چشمم همه قندهاي عالم را توي دل تو آب کند. يعني دنيا مثل فنجانهاي کمر باريک چاي دم کشيده توي دستهاي ما باشد. قباد توي اين س

تو مال منی 
خطوط سبز  
خطوط رنگي@faatehanخوب مهربون سلام با چشمهاي ورم کرده و قرمز وارد دفتر شد ، به سختي ميتونست نگاه کنه ، اينقدر اشک ريخته بود که پلکاش ورم کرده بود . توان حرف زدن نداشت ، فقط ميگفت شما بگيد چيکار کنم ، به من بگيد چيکار کنم ...کمي قربون صدقه اش رفتم و از در شوخي باهاش وارد شدم ، يه شربت خنک براش آوردم تا کمي حال و هواش عوض شه و بتونه حرف بزنه ، خلاصه با لبخند شروع به حرف زدن کرد و ماجرا رو تعريف کرد ...تو ارتباطاتش کلي دچار مساله شده بود ، ميگفت به هر کس م

خطوط سبز 
۴۴  
داشتم فکر ميکردم - اخيرا زياد فکر ميکنم. از اين نوع فکر کردن لذت ميبرم. افکاري منظم و سازماني. - هر کس يک من دروني دارد و يک من بيروني. و اين جداي از بحث دورويي است. - دورويي در نظر عموم آدمها و يا احتمالا همه آدم ها عملي نکوهيده است. سعي کردم براي دورويي تعريفي پيدا کنم و تا اينجا به اين نتيجه رسيدم که دورويي آن است که آدم در برخورد با بقيه آدمها هرجا طوري رفتار کند که به هر صورت به نفعي برسد. - و چيزي که بقيه آدمها با آن در ارتباط اند فقط من بيروني آ

۴۴ 
همدیگر را پیر نکنیم  
کاري به کار همديگر نداشته باشيمباور کنيد تک تک آدم ها زخمي‌اندهرکس‌ درد خودش را دارددغدغه‌ي خودش را داردمشغله‌ي خودش داردباور کنيدذهن‌ها خسته‌اندقلب‌ها زخمي‌اندزبان‌ها بسته‌اندبراي ديگران آرزو کنيمبهترين‌ها را...راحتي را...همه گم شده‌ايمياري کنيم همديگر راتا زندگي برايمان لذتبخش شودآدم ها آرام آرام پير نميشوندآدمها در يک لحظه با يک تلفنبا يک جمله با يک نگاه با يک اتفاقبا يک نيامدنبا يک دير رسيدنبا يک "بايد برويم"و

همدیگر را پیر نکنیم 
اسمکدان 4 اکتبر 2016  
اسمکدان لايو 4 اکتبر ؛ در ابتداي شو #بري_وايت وارد ميشه براي مسابقه دادن با #کين، در اواخر مسابقه از صفحه نمايش سالن #رندي_اورتن وارونه ظاهر ميشه و ب بري ميگه ک بري جهان رو وارونه ميبينه و در نومرسي راه درستو نشون ميدم رندي ادامه ميده ميگه ميتونه بهتر از بري در اين بازي، بازي کنه اگ فک ميکني درنده هستي تو رينگ پيداش کن، ک کين بلند ميشه و ميخاد ب بري چوک اسلم بزنه و بري ميره دنبال رندي و مسابقشو فالز کانت اوت ميشه. در بکستيج هم بري دنبال رندي هس ک

اسمکدان 4 اکتبر 2016 
کندوی حافظ،در پردیس زندگی  
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است/شمشاد خانه پرور من از که کمتر است
اي نازنين صنم تو چه مذهب گرفته اي/که خون ما حلال تر از شير مادر است
***
پنهان کردن،
دروغ گفتن،
عادت هميشگي ما آدمها 
_درون،بيرون،ميانه_
***
هميشه دلم  يک پدر منظم مي خواسته
***
دلم بوي قهوه،
يک رهبر دلسوز. منظم.  گاها عصباني.حواس جمع و دقيق 
در يک کافه نسبتا منظم ميخواسته.
***
کيف پول جديدي خريدم.
***
از دلهره هايم گم شدن در عصر تجربه هاي غريبه ايست که هر بار با ديدنشان، قدم ميگذاري در يک خ

کندوی حافظ،در پردیس زندگی 
بیشترین ضربه ها رو خوبترین آدمها می خورند  
بيشترين ضربه ها رو خوبترين آدمها مي خورند
براي خوبيها تون حد تعيين كنيد و هر كس را به اندازه لياقتش بها دهيد
نه به اندازه مرامتان ، زندگي كردن با مردم دنيا همچون دويدن در گله اسب است
تا مي تازي با تو مي تازند
زمين  كه خوردي آنهايي كه جلوتر بودند هرگز براي تو به عقب باز نمي گردند
و آنهايي كه عقب بودند به داغ روزهايي كه مي تاختي تو را لگد مال خواهند كرد
در عجبم از مردمي كه به دنبال دنيايي هستند كه روز به روز از آن دورتر مي شوند و غافلند از آخرتي كه

بیشترین ضربه ها رو خوبترین آدمها می خورند 
155_  
ديشب وقتي فکر کردم که تبلتم رو دارم از دست ميدم و همه برنامه هاش و محتويات داخلش هم حذف ميشود،بغضم شکست و گريه کردم!حسِ وابستگي ام به تبلتم درست مثلِ  حس وابستگي به يک انسان بود!اينکه فکر کردم بدونِ تبلتم من چقدر تنها ميشوم! اينکه بدونِ تبلتم بيشتر اوقاتم را چگونه بگذرانم!واينکه داخل تبلتم انگار همه زندگيم ذخيره شده بود!آخرين باري که آنطوري بخاطر حس از دست دادن چيزي و کسي گريه کردم پارسال بود!براي ثانيه اي احساس کردم نفسم گرفته و دست و پ

155_ 
دروغ  
كمي دروغ بگو پينوكيو....
دروغ هاي تو قابل تحمل تر بود !
به خاطر کودکي بود و شيطنت ...
به خاطر اين بود که دنياي آدمها را تجربه نکرده بودي
که ببيني يک دروغ ،چه ها ميکند !
اين جا آدمها دروغشان به بهاي يک زندگي تمام ميشود !
... ... به بهاي يک دل شکستن !
اينجا دروغ ها باعث مرگ عشق و اعتماد ميشود !
اين جا آدم ها دروغ هاي شاخ دار مي گويند
بعد دماغ دراز خود را جراحي پلاستيك مي كنند !!!.......

دروغ 
"خورده شیشه اند...!!!  
دلــــــــــم مي خواهد از ديد بعضي آدمــــــــــها پنهان بمانم...آدمــــــــــهايي که مــــــــــدام توي زندگيت ســــــــــرک ميکشند !و با ژست صميميت...داشته هايت را مي شــــــــــمارند!احساساتت را خط کشي ميــــــــــکنند!اشتباهاتتان را سر زنش ميــــــــــکنند!به چيزهايي که خود ندارند حســــــــــادت ميکنند!دست مي گذارند روي نقطه ضعف هايت و آنها را بزرگــــــــــتر ميکنند !هر کاري که لازم باشد مي کنند تا تو را کوچک و بي رنگ و کــــــ

"خورده شیشه اند...!!! 
روزها میگذرد...  
روزهــــــــــا ميگذرنـــــد
و من هر روز...
دنيا را بيشتر ميشناسم
عاقل تر مي شوم
و محتاط تر
ديگر کمتر رويا ميبافم
ديرتر آدمها را باور ميکنم
کمتر از زشتيها تعجب ميکنم
بيشتر احساساتم را ناديده ميگيرم
روزهــــا ميگذرنــــــد
و من هر روز...
بيشتر از دنياي سادگي ام فاصله ميگيرم.

روزها میگذرد... 
باور تو...  
چہ در دڸ‌ مڹچہ در سر تومڹ ازتو رسيدمبہ باور تو …تو بودے و مڹ …بہ‌ڪَريہ نشستم برابر توبخاطر توبہ‌ڪَريہ نشستمبگو چہ ڪنم …!.....................................................همديگر_را_پير_نکنيمباور کنيد تک تک آدمها زخمي اند.هرکس‌ درد خودش را دارد،دغدغه‌ و مشغله‌ خودش را دارد.باور کنيد ذهنها خسته اند،قلبها زخمي اند،زبانها بسته اند.براي ديگران آرزو کنيم بهترينها را، راحتي را.ياري کنيم همديگر را تا زندگي برايمان لذتبخش شود.آدمها آرام آرام پير نميشوند. آدم را آد

باور تو... 
فرودگاه،شاید جایی برای فرود بعضی فکر ها.شاید هم اوج گرفتن بعضیشان  
ميان ما آدمها،
چيزهاي خيلي زيبايي است که اگر داشته باشيشان،برايت گنج نامبدل مي شوند.خاطره هايي ابدي و شيرين
گاهي فقط،گاهي،با يک جمله، اين را در دل يک نفر ميکاري که
"هنوز هم قلب ها نفس ميکشند."
گاهي هم حتي با يک نگاه،
تمام آن گرماي طپش يک قلب را سرد ميکني،
ميشوي ظالم ترين شاعر ها.
آدم ها هر روز براي هم شعر ميگويند،
از عشق، محبت،توجه..
واي به حال روزي که بشوي يک شاعر ظالم.

فرودگاه،شاید جایی برای فرود بعضی فکر ها.شاید هم اوج گرفتن بعضیشان 
504اُمین  
ــ آدمها از هم دورن و بهم نزديک! .. يکم سخته درک کردنش .. ولي من درکش مي‌کنم .. وقتي کنار يه بچه نشستي که فال توي دستشه و زل زده به بادکنک‌هاي روبروش .. يعني هم نزديکشي و هم ازش دوري .. يا وقتي به کسي فکر مي‌کني و بالاي خونه دلت واسش يه پُشتي گذاشتي و جاش محفوظه ولي امروز نمي‌بينيش، يعني هم نزديکشي هم ازش دوري .. سخته .. که به جاي صداي خودت، تکون خوردن‌ گلبرگ‌هاي مصنوعي يه گلِ شقايق بخواد تو گوشش بپيچه .. کاش آدمها زبون گلها رو بلد باشن .. کاش .. کاش که

504اُمین 
معنی محتمل ماد  
 
 
ماد را قبلاً به معاني نجيب، دانا، ماه، مياني، سازنده مِي، بزپروران و کشور گرفته ام ولي از اين ميان با توجه به کلمۀ سانسکريتي مادَ (شراب و الهه شراب) اکنون بدين نظر رسيده ام که نام ماد نشانگر ايزد شراب و شادي و آسمان آريائيها (وارونه، اهورمزدا) بوده است که در اساطير با اسامي کولاکسائيس (فرمانرواي قوم) و اسکيت (جام) و جمشيد (پادشاه صاحب جام) و هوم (شراب مقدس) ظاهر شده است و معبد ارکائيم مدور شمال درياي خزر (به معني مسکن آسماني) يا همان ورجمکرت ب

معنی محتمل ماد 
آن که اول خشت عالم چیده است  
عاشقانه هميشه با تو
آن که اول خشت عالم چيده است نسخه ي آن را غلط پيچيده است
کارها بسپرده براکوان ديو ناکسان برجاي کس بگزيده است
کار دنيا را همه وارونه کرد نظم عالم را زهم پاشيده است
سنگ را بست اوو سگ را کرد رها برخلاف عقل ها کوشيده است
از ازل کار فلک وارونه بود رود چوازسرچشمه اش خشکيده است
مي کشد برخاک فلک آزاده را جاي نامردان ولي بر ديده است
جز جفا در کار دنيا کس نديد کي فلک بر کام ما گرديده است
جز غم و اندوه نصيب ما نگشت کس نيارد ياد لبم خند

آن که اول خشت عالم چیده است  
وجوه محرمه و بیان بعضی اسباب ملاهی‌  
گاه مي‌شود که در مزرعه چند نفر تحصيل‌دار از مالو جهات و غيره وارد مي‌شوند و به قدر دو
هزار دينار طلب دارند، و هر شب قريب هزار دينار خرج ايشان است، آيا اگر کسي از شرکا يا
غيره وجه مطالبه آن جماعت از خود بدهد تا ايشان حرکت کرده اخراجات کمتر واقع شود و
باعث نفع شرکاء شود، و بعد از آن از شرکاء متفرقه يا مجتمع الاجزاء ...
 نومک|معرف بهترينها

وجوه محرمه و بیان بعضی اسباب ملاهی‌ 
نظر من درباره سیاست  
سياست نياز زندگي کسي نيست! خدا کسي را به علت سياست خلق نکرد و در دي ان اي و کروموزوم کسي هم در مورد سياست چيزي نيست! سياست يک ضرورت اجتماعي براي جوامع بزرگ است، که بعضي آدمها مجبور ميشوند به آن اهميت دهند، نه من! من کلا اشتباه است اگر به سياست اهميت بدهم، چون کسي از من چيزي در زمينه سياسي خواسته نيست! من مسووبيت سياسي ندارم، من اهداف سياسي ندارم، من خواسته سياسي ندارم!

نظر من درباره سیاست 
اگر در دل کسی...  
 اگر در دل کسي جايي نداري، فرش زير پايش هم نباش... جايي که بودن و نبودنت هيچ فرقي ندارد، نبودنت را انتخاب کن. اينگونه به بودنت احترام گذاشته‌اي... محبوب همه باش، معشوق يکي.مهرت را به همه هديه کن، عشقت را به يکي... با هر رفتني اشک نريز و با هر آمدني لبخند نزن؛شايد آنکه رفته باز گردد و آنکه آمده برود...و آنقدر محکم و مقتدر باش که با اين محبت‌ها و بي‌مهري‌ها زمين‌گير نشوي... لازم است گاهي در زندگي، بعضي آدمها را گم کني تا خودت ر

اگر در دل کسی... 
بوسیدنی ترین دستهای دنیایم...  
خدايا به صاحب اسمم قسم ميدمت، دلش رو آروم کن و غم هاش رو کم... + يکي از سخت ترين شبهاي عمرم رو گذروندم امشب، اگر زندگي آرومي داريد، اگر محتاج کسي نيستيد، اگر پدر با ايمان، تحصيل کرده و روشن فکري داريد، اگر مادر صبور، دوست و خيلي به روزي داريد، زياد خيلي خوشحال نباشيد. چون آدمها در کمينند که بدبختي هاشون رو سرتون آوار کنن...چون آدمها خيلي دردشون ميشه از زندگي آروم و خونه ي پر از مهر شما، چون آدما دردشون ميشه از داشتنهاي شما و از نداشتن هاي خودش

بوسیدنی ترین دستهای دنیایم... 
چرا عاقل کند کاری....  
آخرش شد آنچه نبايد...دوست عزيزتر از جانم ، للي بانو سرش به سنگ خوردصبح زنگ زدصلوات شمار را دست گرفتم و شروع به دعا کردمدو ساعت بعد زنگ زدبا گريه ي بسيارشديدو من که جلوي پدرم هيچ عکس العملي نميتونستم نشان بدهمسکوت کردمگريه کرد و ....هيچ کاري هم از دستم بر نمي آيد برايش...روابط غلط ... رفتار غلط ... و حالا ....پ ن 1: امروز را چندين و چند بار به للي بانو تذکر داده بودمپ ن 2 : ديروز که من بسيار نگران بودم با خنده مساله را لوث ميکردپ ن 3 : دوره و زمانه عوض شده.. آ

چرا عاقل کند کاری.... 
.......  
نگرانم واسه فاصله اي که ميگيريواسه سکوتي که نبايد بکني ميکنينگرانم واسه روزايي که ميدونمهم از من هم از خودت ميگيرينگرانتمتو همه مني تمام چيزي که از من موندهمنو از من دريغ نکن=)
 
آدمهافراموش نمي کنند.فقط ديگر ساکت مي شوند!
 
+آسمونو نگا کن-

....... 
157_  
ديروز سعي کردم به س. بفهمانم که سوئ تفاهم شده و فلاني از کامنتي که گذاشته بود در فلان شبکه اجتماعي ،منظوربدي نداشته...اما او گوشش به حرف من بدهکار نبود و اصلا توجه نکرد و مدام حرف خودش را زد...او با دليل هاي خودش حکم کرد که بايد فلاني را بلاک کنم .و من هم بايد او را درک کنم که نگران هست!او به خواسته من توجه نکرد! برايش مهم نبود که من چقدر براي فلاني احترام قائلم و مدت هاست که ميشناسمش...او به عقل داشتن و فهم داشتنم احترام نگذاشت و به خودم نسپرد مش

157_ 
بدون شرح...  
نگرانم واسه فاصله اي که ميگيريواسه سکوتي که نبايد بکني ميکنينگرانم واسه روزايي که ميدونمهم از من هم از خودت ميگيرينگرانتمتو همه مني تمام چيزي که از من موندهمنو از من دريغ نکن=)
 
آدمهافراموش نمي کنند.فقط ديگر ساکت مي شوند!
 
+آسمونو نگا کن-

بدون شرح... 
یک آسمان خورشید  
آدمهاي زيادي را در طول زندگي مان مي شناسيم و خواهيم
شناخت - بسياري از اين آدمها موقتي بوده اند و هستند - آدمهايي که قرار نبوده
هميشگي باشند چرا که فلسفه وجود آنها در زندگي شما ريشه هاي کم عمقي دارد که به
اندکي نسيم متلاطم مي شوند - اينها دانه هاي سر در گمي هستند که در کولاک زمستان
هايشان به شما پناه آورده اند - بهارشان که سر برسد خود را مي سپارند به دست نسيم
و مي روند پي سرنوشت سبزشان - هم کولاک و هم کهنه درخت سالخورده انيسشان را از ياد
مي برند - ول

یک آسمان خورشید 
 
خسته ام ، ناراحت، عصبي، بي حوصله ، بي انگيزه
مثل پيرمردهاي تو پاركها شدم،
ميرم پياده روي همش فكر، به خودم كه ميام تو راه برگشتم و نزديك خانه،ورزش كه مي كنم بعضي مواقع ميبينم كلا ترتيب رو اشتباه زدم،
وقتي ميشينم فكر مي كنم به خودم كه ميام ١ يا ٢ ساعت گذشته،
مني كه همه مي گفتن نكته مثبتت برخورد و احترامت به بقيه هست با همه دعوا دارم،به خيليها بي احترامي كردم ، دست خودم هم نيست، كلمه ها غير ارادي ميان...
تو اين يكسال كه حواسم جا ديگه بود رفيقام هم

 
کابوس های بیداری  
پنجره ها با صداي طبل مي رقصند، بهتر است همين طور باشد، اين جوري پنجره ها از يک نواختي در مي آيند. موضوعي امشب مرا وادار به نوشتن کرد: آدم ها؛ اين آدمهايي که خودم هم جزو يکي از آنها هستم؛ گاهي سخت وجودم از سرماشان به لرزه مي افتد، آن موقع ها، مثل آدم جن زده اي مي مانم که ديگر نمي تواند حتي به چشمانش اعتماد کند: قضيه اين طور آغاز مي شود، ابتدا اتفاقي يا پرتوي از آگاهي، تو را متوجه اشتباهاتت در روابطتت با آدمها مي کند:
مثلا متوجه نکته اي به نام عزت ن

کابوس های بیداری 
از دنياي هکرها بيشتر بدانيم  
دنياي تکنولوژي هر لحظه در حال پيشرفت است و با پيدايش يک صنعت يا علم جديد بلافاصله محصولي عليه آن عرضه مي‌شود. با پيشرفت دنياي کامپيوترها و آغاز نسل اول ارتباط‌هاي شبکه‌اي کم‌کم نفوذ و هک شکل گرفت. امروز در تک نيوز قصد داريم تا نگاهي به هک و تاريخچه آن بيندازيم. در ادامه با ما همراه باشيد.
 

از دنياي هکرها بيشتر بدانيم 
متن نوشته های خاص و زیبا  
متن نوشته هاي خاص و زيبا
خيلي وقتا آدم نمي دونه چه مرگشهآدم دلش مي خواد درباره ش با يکي حرف بزنه ولي نمي دونه با کياگرم يکي پيدا بشه آدم نمي دونه از کجا شروع کنه . . .
چيستا يثربي.
.
.
نشانه ي دوستي،دوست داشتن يکديگر به دليل تفاوت هاست،نه آنچه که ميانشان مشترک است . . .اريک امانوئل اشميت.
.
.
دعا مي کنم هيچوقت بي صدا اشک نريزين …دعا مي کنم مبتلا به اون گريه هايي نشين کهگاهي سبب ميشه بغض خفتون کنهاما تو خودتون آروم بشکنينو دم نزنيد …دعا ميکنم بال

متن نوشته های خاص و زیبا 
سی ویژگی افراد ضعیف  
۱-به ندرت سؤال مي‌کنند؛
۲-تفاوت ميان تدبير و حيله را نمي‌دانند؛
۳-قابل پيش‌بيني نيستند؛
۴-به ندرت فرد توانمندي اطرافشان پيدا مي‌شود؛
۵-نهايت تلاش خود را مي‌کنند تا نگويند: اشتباه کردم؛
۶-خيلي سريع مي‌خواهند به پول برسند؛
۷-خيلي اصرار دارند آدم‌هاي خوبي هستند؛
۸-تصور مي‌کنند سر همه را کلاه گذاشته‌اند؛
۹-دائما روش و فکر و حلقه تغيير مي‌دهند؛
۱۰-شخصيت داشتن و ثبات شخصيتي براي منافع آنها، آفت است؛
۱۱-به ندرت به پي‌آمد‌هاي کارهاي خود اهم

سی ویژگی افراد ضعیف 
106-  
براي اولين بار درطول عمرم،خواستم برم يک رِژ لب(امروز فهميدم که درستش،رُژ ه!) بخرم،ولي قيمت هاش از قيمت يک کتاب خوب هم بالاتر بود !! دست و دلم به خريدنش نرفت و همان لبهاي بي رنگ و خشکم را ترجيح دادم!! **يک بار يه جمله شبيه اين خواندم:آدمها تا زماني که ازشان سوال نشود داناست!و من ازهمين جا با صداي بلند اعلام مينمايم که ازمن سوالي نشود!!زيرا هيچ نميدانم و غلط بکنم که ادعاي دانايي بنمايم! و درحد گذر روزگارخودم فقط بلدم و همين!!(اين را ازآن جهت ميگم ک

106- 
آدمهای مجازی  
اين روزها خيلي ها تو محيط هاي مجازي زندگي مي کنند - خودشون رو قايم مي کنند پشت شکلک هايي که واگويه احساساته - خنده هاي الکي دوست داشتن هاي الکي بوسه هاي الکي ... و خيلي ها قلب ها شون رو نگه مي دارند براي خودشون - پنهانش مي کنند - چون کسي مشتاق ديدن احساس واقعي نيست - گويي ادم هايي هستند که به اين دنياي الکي خو کردند- هر کسي مي تواند شادي هايش را تقسيم کند ولي دردهايش مال خودش - دردهايت را که ببينند فرار مي کنند خودشان را پنهان مي کنند - تا همان جا به د

آدمهای مجازی 
احتضار انسانیت  
انگار در اين شهر، نمک اشک کودکان، دل را نمي سوزاند رگ غيرت آدمها با ديدن چهره غمگين مادران دست فروش به جوش نمي آيد ديگر دستها به گرفتن دست نيازمندان عادت ندارند و ميله هاي زندان، ديوارهاي فراموشي اند انگار در اين شهر، بني آدم اعضاي يک پيکر نيستند انسانيت به سختي نفس مي کشد خداکند که نفسهاي احتضار نباشد

احتضار انسانیت 
new life  
آدمها فکر مي کنند اگر يک بار ديگر متولد شوند جور ديگري زندگي مي کنند،
شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود،
فکر مي کنند مي توانند همه چيز را از نو بسازند،
محکم و بي نقص!
✘ اما حقيقت ندارد ... ✘
اگر ما جسارت طور ديگري زندگي کردن را داشتيم،
اگر قدرت تغيير کردن را داشتيم،
اگر آدم ِ ساختن بوديم،
از همين جاي زندگيمان به بعد را مى ساختيم....
 
 

new life 
بعضی ها عجیب خوبن  
آدم هايي هستند که دلبري نميکنند،
حرفهاي عاشقانه نميزنند، چيز خاصي نميگويند که ذوق کني آدمهايي که نميخواهند عاشقت کنند.. اما عاشقشان ميشوي! ناخواسته دلت برايشان ميرود… اين آدمها فقط راست ميگويند راست مي گويند با چاشني قشنگ ” مهر” لبخند ميزنند نه براي اينکه توجهت را جلب کنند، لبخند ميزنند چون لبخند جزئي از وجودشان است… لبخندشان مصنوعي نيست، اجباري نيست در لبخندشان خدا را ميبيني…. اينها ساده اند حرف زدنشان… راه رفتنشان… نگاهشان…. ادعا

بعضی ها عجیب خوبن 
یا رب ان لنا فیک رجاء عظیما :) فحقق رجائنا مولانا  
زندگي بعضي از آدمها دشت است. دشت‌هايي فراخ و سرسبز، با گل‌هايي رنگ رنگ که آسمان آبي دارد.زندگي بعضي‌هاي ديگر کوه است. دامنه و قله دارد. ازش بالا مي‌روند و فتح‌اش مي‌کنند . زندگي بعضي‌هاي ديگر بيابان است. باير، بي آب و علف. زندگي بعضي‌هاي ديگر کوير است. ظاهري خشک دارد اما درونش پر از قنات است و نقب‌هايي که به آب مي‌رسد. و شبها هزار هزار ستاره‌ي درشت مي‌ريزد توي دامن‌شان. زندگي بعضي‌ها درياست. پر از ناشناخته‌هايي که نو به نو کشف مي‌شود

یا رب ان لنا فیک رجاء عظیما :) فحقق رجائنا مولانا 
آدمای خوب ...  
بعضي آدمها مثل برکه مي مانند.آرام و با وقار.
سنگشونم که بزني دلشون براي تو مي لرزه وباز صاف نشونت مي دهند .
خوبان عالم اينچنينند. 
بدي هم که مي بينند دست بدعا مي شوند.صدا مي زنند يا رحمان،
 بخشايش از توست، بگذر.
الهي جهلشان را ببخش.
خدايا هادي تويي هدايتشان کن.
مهربان خدا، خوبي تماما از توست بر آنان که بايد،بتاب تا از پيله بدي رها شوند.
خدايا همه سنگها را برکه کن.
صاف و زلال....
پيرو مهرباني خوبان عالم باشيم.تمام کينه ها را دور بريزيم.بدي ها را ببخ

آدمای خوب ... 
داستان باز کردن بخیه در بیمارستانی در خمینی شهر  
سلام دوستان
وقت به خير
احتمالا قضيه بيمارستاني در خميني شهر که در ان بخيه يک کودک را به عدم تمکن مالي براي پرداخت هزينه هاي درمان توسط والدين کودک شنيده ايد.
برخي شروع کردند و کلي شايعه مطرح کردند و سعي کردند تا عواطف مردم را تحريک کنند،
برخي هم شروع به ماست مالي کردن موضوع کردند و اصلا گفتند واقعيت وارونه بوده و ...
ادامه مطلب

داستان باز کردن بخیه در بیمارستانی در خمینی شهر 
برگشت  
سلام باباي خوبم،
فکر مي‌کنم دوباره بايد همه‌ي حرفام رو به خودت بگم... خودم و خودت و خدا بخونه فقط..
تو دلم غوغاست ميدوني؟
بابا تو رو خدا از کسي ناراحت نشيا، من واسه هيچي دلم‌ نگرفته فقط دلم برات تنگ شده...
فقط.
نميدونم قسم ميدم درسته يا نه، تو رو خدا بيا به خوابم. تو رو خدا بابا.
اگه بياي خوابم واقعا حالم خوب ميشه، مگه جمعه نيست؟ مگه نميبني؟ مگه نمي‌شنوي اين همه‌ي صدا تو دلم رو؟
آخه من خيلي وقته نديدمت بابا، حتي تو خواب هم.
آخه هر وقت خيلي دلم بر

برگشت 
دریایی از پولاد و سنگ  
اونروز يه توئيت ميخوندم به نظرم به صورت ابلهانه اي واضح و درست ميومد. نوشته بود که همين که از خانواده ي يکي که خودکشي کرده ميپرسن : "چه مشکلي داشت؟" و  اونها جواب ميدن: " والا هيچي، اصلا ما نميدونيم چرا خودکشي کرد!" نشون ميده که چقدر از حال نزار اون بيخبر بودن اطرافيانش. بعضي شيشه ها هست، نبايد بشکنن. نبايد اون بکارتي که پشت خودشون دارن رو از دست بدن. چون که با شکستنشون، ديگه هيچ راهي نيست. هيچ روشي نيست غير از عادت کردن به دردي

دریایی از پولاد و سنگ 
آرایش  
موهاي شانه نشده مان ميرود زير روسري، لبهاي سفيد خشکيده مان رنگي ميشود نرم ميشود، گونه هاي يخزده مان گل مي اندازد، چشم هاي خمار خسته پف کرده مان آرايش ميشود. ما زنهاي غمگين دروغگوترين مردمان جهانيم. کاش نقش زن خوشحال کات شود، بگويند خانم جان گريه کن. موهايت را پريشان رها کن. نعره بزن ناله کن. ولي براي روبرو نشدن با سوالهاي آدمها نقش بازي نکن. خانم جان اينقدر تلمبار نشو. خالي شو...

آرایش 
158_  
مدت زيادي نمي گذرد از آن همه دوست داشتن ََ آقاي قافِ دوست داشتني ِِمجازي!اما وقتي س. برايم از دوست داشتن زيادي اش نسبت به من ميگويد و من ميبينم که نميتوانم درکش کنم فقط دلم ميخواهد اشک بريزم!آدمها تا چه اندازه فراموشکارن خالقا!!

158_ 
شهری پر از تنهایی  
روزهاي سرد زمستان هنوز پاييز نيمه نشده از راه رسيده اندهوا بس ناجوانمردانه سرداستمثل تصوير شعر اخوان ، اين روزها خيلي کم خستند کساني که تمايل پاسخ سلامت را داشته باشند.بسياري از آدمها حوصله خودشان را هم ندارند.همه چيز انگار دست به دست هم داده اند که تنها تر شويم.چه جمعيت عظيمي از انسانهاي تنها دارد اين شهر !

شهری پر از تنهایی 
 
 
آدمها فکر مي کنند اگر يک بار ديگر متولد شوند جور ديگري زندگي مي کنند، شاد وخوشبخت و کم اشتباه خواهند بود، فکر مي کنند مي توانند همه چيز را از نو بسازند، محکم و بي نقص. اما حقيقت ندارد، اگر ما جسارت طور ديگري زندگي کردن را داشتيم، اگر قدرت تغيير کردن را داشتيم، اگر آدمِ ساختن بوديم، از همين جاي زندگيمان به بعد را مى ساختيم. منتظر دوباره زندگي کردن نباشيد.
https://telegram.me/joinchat/Btb6IDw0bZgIyL5BztJfiQ

 
هایکا  
اسمش را گذاشتم "هايکا"
يعني آرام و مرموز! 
اولين روزي که خواستم شهر را نشانش دهم،
شلوغي را،
رنگ را،
آدمها را...
تو را ديد، درست وقتي که خواست دنيا را بشناسد،
مثل من،
که تو را ديده بودم،
درست روزهايي که از پيله ي کودکي بيرون مي خزيدم،
تو را ديد و  يادش رفت بايد شات بزند
مثل من 
تو را ديده بودم و يادم رفته بود دوستت نداشته باشم،
آرام نبود،
مرموز هم!
هايکا...

هایکا 
عاقلانه‌ترین برنامه «ترامپ دیوانه» پاره کردن برجام است  
شريعتمداري: عاقلانه‌ترين برنامه «ترامپ ديوانه» پاره کردن برجام است شريعتمداري
اظهارات ترامپ مبني بر پاره کردن برجام در صورت پيروزي در انتخابات را نعل
وارونه دانست و گفت: اين اظهارات بر خلاف ظاهر آن، با هدف اميدوار کردن
ايران به برجام صورت مي‌پذيرد.
صراط: مديرمسؤل
روزنامه کيهان اظهارات يکي از کانديداهاي انتخابات رياست جمهوري آمريکا
مبني بر پاره کردن برجام در صورت پيروزي در انتخابات را نعل وارونه دانست و
گفت: عاقلانه‌ترين ب

عاقلانه‌ترین برنامه «ترامپ دیوانه» پاره کردن برجام است 
روشنان  
شال وکلاه ميکرديم که برويم يک جايي.انگار ميخواستيم برويم بيرون، اما فقط مي رفتيم روي پشت بام خانه.بابا جدي ميشد.مامان جدي ميشد.هر دو تا جدي جدي فرياد ميزدند.بابا مي گفت: الله اکبر!مامان جواب مي داد: الله اکبر!و غريبه هاي دور جواب مي دادند.دوردست ها خاموش نبود.صداها، آدمها بودند.با داستان خودشان.ما هم صدا شده بوديم.شب صدا شده بود.جامعه داشت شکل ميگرفت.

روشنان 
20 سالگی  
"گاهي به نظرم مي رسد ماجراهاي روز تولد بيست سالگي ام توهم بود.انگار اتفاقي افتاد تا من را به اين فکر بيندازد که اتفاق افتاده، اتفاق هايي که در واثع اتفاق نيفتاده ولي يقين دارم که اتفاق افتاده.چيزي که آن روز اتفاق افتاد واقعي بود و براي من اهميت زيادي داشت."
 "مهم نيست آدمها چه آرزويي دارند، مهم نيست که تا کجا پيش مي روند، هرگز نمي توانند جز خودشان باشند.همين."
20 سالگي _ موراکامي

20 سالگی 
نگارنده اعصاب ندارد  
اصلا خوشم نمياد هر کس و ناکسي احساس صميميت کنه اسممو مخفف کنه!اسم مخفف منو فقط دوستهاي صميميم ميتونن بگن.نکنيد اين کارو. اسم آدمها رو سرخود عوض نکنيد. مخصوصا اگه باهاشون صنمي نداريد. هرکسي رو هرطوري که دوست داره صداش بزنيد.اگر اسمش محمدرضا ست و دوست داره محمدرضا باقي بمونه، محمد يا رضا يا ممد يا ممدرضا يا هر اسم نصفه نيمه ديگه اي صداش نکنيد. زشته!

نگارنده اعصاب ندارد 
غزل آخر  
يک غزل مانده به پايان تنم ميدانم
و من آنم که از در اين فاصله سرگردانم
پشت هر شعر که گفتم،من و اين پنجره ها
بغض کرديم و شکستيم دراين زندانم
تو نباشي چه کنم  با غزل و شعر سپيد
عشق داند که دراين معرکه سرگردانم
من همه راز دلم را که نوشتم به شعر
وتوکه خوب شنيدي که چه حرفي دارم
مدتي هست غريبيم. من و اين آدمها
برسردار جنون است که آويزانم
خسته از گفتن شعر و حرف از عشق زدن
يک غزل مانده به پايان تنم ميدانم

غزل آخر 
دنیای حیوانات  
داستان اول:
از گورخري پرسيدم: تو سفيدي، راه راه سياه داري؛ يا اينکه سياهي، راه راه سفيد داري؟ گورخر به جاي جواب دادن پرسيد:
تو خوبي فقط عادت هاي بد داري، يا بدي و چندتا عادت خوب داري؟
ساکتي بعضي وقت ها شلوغ مي کني، يا شيطوني و بعضي وقتها ساکت ميشي؟
ذاتا خوشحالي بعضي روزها ناراحتي، يا ذاتا افسرده اي و بعضي روزها خوشحالي؟
لباس هات تميزن فقط پيراهنت کثيفه، يا کثيفن و شلوارت تميزه؟!
و من ديگه هيچ وقت از گورخرها در باره ي راه راهاشون چيزي نپرسيدم!

دنیای حیوانات 
 
بعضي از اين متنها كه تو اينترنت هست آدم بدون توجه زياد 
ازشون رد ميشه، اما براي بعضيها كه اتفاق افتاده معني زيادي داره.
مثلا يكيش كه زندگي بعضي از انسانها به ٢ بخش 
تقسيم ميشه: قبل از يك اتفاق و بعد از آن،
زندگي منم دقيقا همينجوره، دو زندگي كاملا متفاوت،
بعد از ان اتفاق كلا نابود شد زندگيم....
واقعا فكر نمي كردم روز به روز هم بدتر بشه حالم...

 
سبک زندگی (تأثیر دروغ های کوچک در زندگی مشترک)  
بعضي‌ها به سادگي دروغ مي‌گويند، دروغ‌هايي کوچک که ظاهرا آسيبي به کسي
نمي‌زنند و حتي براي پيشگيري از ناراحتي خيلي هم خوب و مفيد هستند اما
دروغ‌هاي کوچک يا پنهان کردن بخشي از حقيقت به اين دليل که شايد بيان حقيقت
باعث ناراحتي شريک زندگي‌تان شود کاري منطقي و اخلاقي نيست.دروغگويي
مي‌تواند تبديل به يک عادت شود و شما را در موقعيت‌هايي قرار مي‌دهد که
بي‌دليل و ناخواسته نيز دروغ بگوييد. اما اين بيشتر از آنچه درباره‌اش دروغ
گفته ايد براي ر

سبک زندگی (تأثیر دروغ های کوچک در زندگی مشترک) 
54th  
يادِ تمام مکالمات مهم دونفره مان ميفتم که اغلب توي ماشين و پشت ترافيک سنگين اتوبان بوده. يادِ آن هزار باري که من با حرف هايم وانمود مي کردم که هيچ وقت خودم را نمي بازم و بعدترش که تو مي گفتي " من به تو ايمان دارم. "
حالا دوست دارم خودم را در بغلت جا کنم، بزنم زير گريه و حقيقت را بگويم؛ اين که سردرگم وسط زندگي وارونه ام ايستاده ام و به آپشن هاي وحشتناکش چشم دوخته ام. اين که کم آورده ام. اين که ديگر آدمِ روزهاي سخت زندگي نيستم، بابا.
+ Anathema - Angelica

54th 
"نماینده ولایی یا واویلایی؟"  
دنياي انتخابات,دنياي عجيبي است.بعضي ميدوند براي گندم هاي ري...بعضي عکس ميگيرند با امام خامنه اي که بگويند ولايي اند!اما خدا ميداند که واويلايي اند...فاصله ي بين نماينده ولايي تا واويلايي ،فقط يک"واي" بلند است...تک راي ما به "آيت الله سعدي" کانديداي نمايندگي مجلس خبرگان رهبري استان گلستان
ستاد انتخاباتي افسرمولا

"نماینده ولایی یا واویلایی؟" 
عادت میکنیم  
اوّل هرچيزي سخته... اما کم کم عادت ميکنيم... لامصب همين عادت کردن هم سخته خو :/+فردا اولين امتحان عملي باليني ما هست... برامون دعا کنيد... مطمئنم از پسش به خوبي بر ميايم :) +نميدونم چرا من و بانو هيييييييچ وقت حرفهامون تمومي نداره :/ :)) +دلم کم کمک داره تنگ ميشه... فکر کنم تنگ شده عصن :(، کاش حداقل ميشد يه پيامي يه تصويري چيزي رد و بدل شه :(( ... کاش ميشد آدمها رو از پشت تلفن بيرون کشيد ... حتي براي يک لحظه...+دقيقا  دارم به 42 ماه آينده فکر ميکنم... ک

عادت میکنیم 
    

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام

جدیدترین مطالب

خرید مستقیم فرش از کارخانه !!
تفاوت قیمت با فروشگاه های سطح شهر 30 الی 50%