بی بلاگ

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بی بلاگ هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

***

خیریه مهربانه

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

خرید پستی جا قاشقی داخل کشوی گردان جا قاشقی خرید پستی

این محصول جهت قراردادن قاشق، چنگال، کارد و ... برای نگهداری در کشوی کابینت می باشد. در این محصول به منظور افزایش کاربری و سهولت استفاده در قسمت فوقانی بخشی با امکان چرخش 360درجه در نظر گرفته شده است.همچنین می توان از این قسمت به صورت جداگانه در هنگام سرو غذا روی میز استفاده نمود.

خرید

قیمت : 35,000 تومان



داستان م به کارگرای خونمون

داستان ها و نقش آن در یادگیری بهتر زبان  
داستان ها می توانند ما را در تمام مراحل زندگی هدایت ‌کنند. از همان لحظه‌ای که به دنیا آمدیم تا وقتی‌ که به سن نوجوانی و بزرگ‌سالی می‌رسیم با داستان ها سرورکار داریم. وقتی بچه هستیم، پدر و مادرمان برایمان داستان می گویند. وقتی بزرگتر میشویم، داستان‌ها را در رادیو، تلویزیون یا اینترنت می‌بینیم. وقتی […]

داستان ها و نقش آن در یادگیری بهتر زبان 
191  
من هیچ وقت یادم نمیره ده یازده سال پیش رو.یادم نمیره اون شب که ریختن خونمون رو.یادم نمیره داد و بیداد ها و تهمت هاشونو.که به آقای پدر انگ دزدی از برادر مردشو زدن.انگ هدفدار رفتن به خونه ی زن برادر بیوه شو.من ده سالم بود ولی یادم نمیره شکستن اون روز های آقای پدر.همه ی اختلاف ها و دعوا های تو خونمون، تیکه کنایه هاشون.نه من، هیچ کس یادش نمیره...واسه همین تلاش دختر عمو، که از اول عید چهار پنج بار به آقای پدر زنگ زده، واسه اولین بار بعد از یازده سال پاش

191 
گلچین بهترین داستان های کوتاه و خواندنی  
داستان کوتاه و آموزنده
گلچین بهترین داستان های کوتاه و خواندنی 
 
برای ورود به بخش داستان های کوتاه و آموزنده اینجا کلیک کنید
 
 
داستان کوتاه و آموزنده , داستان زیبا , داستان کوتاه , داستان تاثیرگذار , داستان آموزنده , گلچین داستان کوتها , مجموعه داستان کوتاه , گلچین داستان کوتاه و خواندنی , داستان زیبا و آموزنده ,

گلچین بهترین داستان های کوتاه و خواندنی 
داستان کوتاه زری خانوم یزدی  
ازری خانوم داستان خواندنی سرگذشت یک بانوی ایرانی از کتاب شازده حمام    جامعه داستان همه مطالب 

داستان کوتاه زری خانوم یزدی 
داستان ناز کردن بعد از زایمان و زن دوم  
بعد از این که زایمان کردم 40 روز خونه مادرم موندم روز چهلم همسرم تماس گرفت و گفت میخوام بیام دنبالت برای این که خونه بدون تو هیچ ارزشی نداره خواستم ناز کنم 4 تا خواهر مجردم هم تشویقم کردن بنابراین گفتم نه نمیام میخوام دو هفته بیشتر بمونم البته این حرف خواهرام بود منم حرف گوش کن ناراحت شد و تلاش کرد قانعم کنه ( این جمله رو نمیدونم چیه ) عصر دوباره زنگ زد و ازم خواست که برگردم خونه اما من بر نظر خودم اصرار کردم دیگه با من حرف نزد و سراغمو نگرفت ت

داستان ناز کردن بعد از زایمان و زن دوم 
داستان دیوانه از کتاب خدایان زمین و سر گشته  
به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ دلم برای كتابی كه لحظاتی با آن به محیط پیرامون خود و درونم بیندیشم تنگ شده بود، ناخودآگاه به سراغ «خدایان زمین و سرگشته» اثر «جبران خلیل جبران» با ترجمه «مهدی سرحدی» رفتم. در میان انبوه داستان‌های كتاب، داستان‌هایی چون «اشك و لبخندها»، «غزل عشق»، «در بازار»، «دو ملكه»، «روح و جسم»، «پادشاه»، «صلح و جنگ» و «عشق و نفرت» دیده می‌شود.در این میان داستان «دیوانه» به نظرم جذاب بو

داستان دیوانه از کتاب خدایان زمین و سر گشته 
گذشته...  
بعداز چن روز تازه نت گیرآووردم....این چن روز خوش گذشت...البته یه سری اعصاب خوردیهایی بود ک مهم نیس...امروز روز مادر هس و من پیش مامانم نیستم...مریم اومده خونمون ولی من پیشش نیستم...بعدا مفصل مینویسم...________برای اونی ک ب نام یه دوست نظر گذاشته بود:درمورد نظری ک گذاشتی فک میکنم..

گذشته... 
داستانی در دل هزاران تردید  
هفته گذشته استادم جناب آقای سیامک گلشیری خواست داستان کوتاهی بنویسیم.
طبق معمول من مراجعه کردم به یادداشتهایی  که در دفتر همیشه همراهم نوشته بودم.
نتوانستم از میان آن هم سوژه که داشتم یکی را برای داستان کوتاهم انتخاب کنم.
تا اینکه کودتای نافرجام ترکیه جرقه اولیه را در ذهنم شعله ور ساخت. کودتایی که باعث شد تا من یک داستان را از دل آن بنویسم.
داستان مربوط به کودتای 1980 ترکیه است و من درون مایه داستان را بر اساس این کودتا شکل داده‌ام.
تا یک هفته

داستانی در دل هزاران تردید 
یک داستان واقعی  
حدودا دوساعتی مونده به افطار.دیرینگ دیرینگ(صدای تلفن خونه)._بله بفرمائید؟+سلام منزل آقای فلانی؟_عیلک سلام. بله امرتون؟+شماره شما رو خانوم بیساری دادن برای امر خیر._بسلامتی در خدمتیم+پسر من متولد اردیبهشت 63 هست. کارشناسی ارشد مکانیک داره و توی فلان شرکت مشغول بکار. خونه و ماشین هم داره. یه خواهر و برادر هم داره کوچکتر از خودش. سه سال از همسرش جدا شده. بچه هم نداره. پدرش هم بازنشسته فلان جاست. خونمون هم بیسار جاس. میشه شما هم مشخصات دختر خانومتون

یک داستان واقعی 
رنگها روزنه ای برای جذب مخاطبان فراموش شده !  
مجموعه داستان های کوتاه با نام "رنگها"  نوشته ی خاتول مهمند که شامل 11 داستان کوتاه است . از نخستین تجربه های  او در عرصه ی داستان نویسی به شمار می رود. در داستان اول این مجموعه زیر عنوان سفر رنگها روایت ساده از زندگی دو مرد مهاجر است  با دو دنیای جداگانه ، که  تجربه ی مشترکی از جنگ ، مهاجرت و زندگی در سرزمین دیگری دارند. اما این داستان با فضای کاملا بومی شروع می شود که خاطرات  دور محمد شخصیت داستان است.در نخستین سطرها ، ساده نویسی داستان و موفق

رنگها روزنه ای برای جذب مخاطبان فراموش شده ! 
معرفی کتاب هفته ی ۵  
کتاب داستان راستان
این یکی از آسار ارزشمند -استاد متفکر شهید علامه مطهری است- که داستان های
اسلامی را بدون هیچ تغییر و کاهش و افزایش به زبان ساده برای تمام سنین
قرار داده اند و داستان هایی که در این کتاب آمده اند داستان هاییست که خود
شامل یک تفسیر و اصول دین است و در زیر نویس ها و خود کتاب هم این
توضیحات قابل مشاهده اند..
ادامه مطلب

معرفی کتاب هفته ی ۵ 
کارتون و انیمیشن «آخرین داستان»  
انیمیشن سینمایی آخرین داستان با موضوع یکی از داستان های شاهنامه، ضحاک و آفریدون در سال 96 به پایان میرسد، این انیمیشن در مرحلۀ تولید در دو سال مختلف جزو برترین پروژه های جهانی قرار گرفته است، هر چند این انیمیشن در خارج از کشور مورد ستایش و تقدیر زیادی واقع شده اما این طور به نظر میرسد که اخبار موفقیت های این انیمیشن در ایران چندان منعکس نشده. همچنین در سالهای گذشته ارگان ها و نهاد های مرتبط حمایتی از «آخرین داستان» نکرده اند. (پاورپوینت را بب

کارتون و انیمیشن «آخرین داستان» 
داستان  
روزنامه : روحانی " هرچه برای حل مسائل پیش می رویم، یک داستانی درست می کنند."
ذره بین باشی : واقعاً که این داستان درست کن ها خیلی بد هستند

داستان  
تاثیر داستان س*ک*س*ی  
داستان خواندن هنگام خودارضایی تاثیر مستقیم بر روان فرد میزاره ، مخصوصاً این داستان هایی که سایت های مستهجن قرار میدن که همشون برای بی غیرت کردن جوانان ایرانی گذاشته میشوند ، دوستان این رو دوباره بگم خود ارضایی نکنید ، یا اگر میکنید با داستان خودارضایی نکنید تاثیرات خیلی منفی زیادی روی شما خواهد گذاشت !

ادامه مطلب

تاثیر داستان س*ک*س*ی 
دونه ی بیست و هشتم  
خیلی خوابم میاد ولی نمیتونم بخوابم . فکر های زیادی توی سرمه . فکر امتحان فردا ، فکر جمع  کردن وسایل هام، فکر فروش خونمون، فکر صبحانه ی فردا ، فکر دوستای دوران مدرسه ، فکر رفتن به خونه ، فکر دراز کشیدن تو بالکن خونمون ، فکر تابستون ، فکر مامان ، فکر کنکور ، فکر دعای ربنا ی ماه رمضون ، فکر رفتن از خونه ، فکر جیم .... این جیم از کجا پیداش شد نصف شبی . نمیخواستم بهش فکر کنم  . این همه فکر چجوری تو این مغز جا میشن ؟ از کجا میان ؟ چرا میان ؟ چرا نمیزارن

دونه ی بیست و هشتم 
متن آهنگ انگار نه انگار از آلبوم عشق همیشگی امین حبیبی  
متن آهنگ امین حبیبی انگار نه انگار
 
سر تو انداختی پایین راه تو کشیدی و می ریانگار نه انگار، که یه روز می گفتی بی من می میریداری ازم دور می شی و نگاهمم نمی کنیاین دفعه راس راسی داری می ری و ترکم می کنینرو ، نرونمی تونم بی تو دووم بیارمنرو ، نروکه بی تو من سیاه روزگارمنرو ، نرونمی تونم بی تو دووم بیارمنرو ، نروکه بی تو من سیاه روزگارمقول و قرارمون چی شد؟ رویای عاشقونموناون همه عطر عشقی که پیچیده بود تو خونموناون همه حرف های قشنگ که واسه ی

متن آهنگ انگار نه انگار از آلبوم عشق همیشگی امین حبیبی 
اسباب کشی  
سلام دوستای گلم...اینقد اینجا نمینویسم که فکر کنم کسی دیگه اینجارو نخونه.........پریروز اسباب کشی کردم...آخیش راحت  شدم...این یک ماه اخیر همش درگیرش بودم...هی خورد خورد بردم چیدم.....پنجشنبه هم که دیگه آخرین سری رفت.....خونمون خیلی خوشگل  شده...راضیم...خدایا هزار بار شکر........سعی میکنم دوباره نوشتن و شروع کنم...همه شما رو خیلی خیلی دوست میدارم...همیشه میخونمتون

اسباب کشی 
قرص های مادربزرگ 7 !  
بسم الله 
ساعت 15:16 روز 11 فروردین 94 
خونه عموم که شهید شدن :)
خب فکر می کردم که این چندروز اخر تکراریه ولی تکراری نبود 
پریروز که از خونه عمه ام اومدم خونه مامان بزرگم ، زن عموم زنگ زد و گفت فردا شب بیاید شهر شام خونمون 
ماهم قبول کردیم .
اون شب ساعت 1:56 دقیقه خوابم برد 
تازه اون شب رفیقم هم پیام داد که سلام از فلان عکست می تونم استفاده کنم منم پنج شیش ساعت بعد سین کردم و گفتم سلام استفاده کن 
دقیقا به همین خشکی

قرص های مادربزرگ 7 ! 
آب یا او  
میگن حالت خوشحالی و ناراحتی هر کسی باید درونی باشهیعنی وابسته به اتفاقات خارجی نباشههر چه کردم نشدالان احساس دپرسی دارمپمپ خونمون سوختتا ۲ روز احتمالا. آب قطعو من کلافه هستمحالا هی بگین احساسات وابسته به عامل بیرونی نباشهاخه این یه عالمه کار مگه با اب معدنی میشه انجام داد اصلا تکلیف غذا چی میشههی دپسرده بر وزن افسرده می باشمبعد نوشت: دلم میخواد جمع بشم مثل حالت جنیندیگه حالم از اینکه به بقیه بگم یه جاییم درد می اد بهم می خورهمیخوام درام به

آب یا او 
یک حرف از هزاران...  
اومدم بنویسم تا تیر تموم نشده و اون بغل تو آرشیو "تیر 1395" باشه!
بزرگ که میشی دغدغه ها و مشکلات هم با تو رشد میکنن و اصلاً ازت عقب نمیمونن. دیروز که داشتیم با هم تو پیاده رو میرفتیم میگم علی یادته چن سال پیش آخرِ مشکلاتمون چی بود؟ سر یه اس ام اس دعوا میکردیم که چرا لحنت اینطوری بود و به هم توضیح میدادیم که از پشت گوشی لحن معلوم نمیشه که! :)) الان داریم برا خونمون تلاش میکنیم که اگه خدا بخواد یه مدت دیگه عروسی هست!
نمیگم نمیشه سر پا و فوری بیای و چند خ

یک حرف از هزاران... 
تازه های نشر مجموعه داستان های عزیز نسین  
بازگشت یك نویسنده محبوب به بازار كتاب ایرانفرهنگ > كتاب - نویسنده‌ای كه داستان‌های طنزش طرفداران زیادی در بین مردم ایران داشت، حالا دوباره به بازار كتاب ایران بازگشته‌ است.مهری سادات صفوی: عزیز نسین برای بسیاری از ایرانیانی كه به ادبیات و كتاب علاقه دارند، نامی آشناست. نویسنده‌ای اهل كشور تركیه كه زبان طنز را برای روایت داستان‌هایش انتخاب كرد.او با همین زبان و نگاه بود كه توانست شهرتی فراتر از مرزهای سرزمین خودش بیاید و خیلی زود آوازه‌

تازه های نشر مجموعه داستان های عزیز نسین 
شیرین زبونی (4)  
من خطاب به بابایی : از این مسیر بریم بهتره. تو : مامانی مسیر رو ببریم توی پارک بعد روی مسیرمون غذا بخوریم ( مسیر = حصیر )  از نونوایی داریم برمی گردیم... تو : هرچقد راه میریم به خونمون نمی رسیممنم باهات همدردی می کنم و میگم : آفتابش هم چه داغه! تو : آره آفتابش بده، نمیذاره به خونمون برسیم.    تو : بابایی همسرت اسمش چیه؟ بابایی : صبا خانوم. تو : عه مامان صبا همسرته؟!!!   من : لنگه دمپایی ت کجاست؟ تو : دمپایی پشت تو

شیرین زبونی (4) 
موراکامی وارد میشود !  
موراکامی نویسنده ی ژاپنی معروفی که سبک خاصی در نوشتن دارد . منتقدان ژاپن او را به خاطر غربگرایی در داستان هایش سرزنش میکنند. 
بله حالا نمیخواهم درباره ی خود ایشان حرف بزنم چون زنده هستند ( هر چند در ژاپن که خیلی از ما دوره و برای رفتن به اونجا باید از کل چین یا از کل آمریکا رد بشی !!) یه جور پرش از مانعه انگار !
در باره ی داستان های کوتاهش ... که از کتابخونه مدرسمون گرفتم . تابحال 3 جلد ازش خوندم که تو هر کدوم چهار پنج تا داستان کوتاه محشر وجود داره ...

موراکامی وارد میشود ! 
به مناسبت ولادت امیرالمومنین نضرت علی (ع) و روز پدر  
به مناسب ولادت با سعادت امیرالمومنین حضرت علی (ع) و روز پدر این داستان زیبا از کتاب داستان راستان رو براتون قرار میدم امیدوارم لذت ببرید،همچنین تبریک بنده حقیر رو بپذیرید

به مناسبت ولادت امیرالمومنین نضرت علی (ع) و روز پدر  
بزارش سر طاقچه  
بسم الله الرحمن الرحیم


تصمیم گرفتم تجربیات خودم رو در برخورد با نوجوان ها از این به بعد در وبلاگ بنویسم.


دوستان در حلقه
دبستان در بحث قرآن ، حفظ کار میکنند ، یه مدتی چند تا جذب داشتیم به حلقه و
اون ها هم باید کم کم شروع به حفظ میکردند . روال کار رو که براشون گفتیم
یکی از چه ها بلند شد و گفت :"آقا ما نمیتونیم حفظ کنیم" بهش گفتیم خوب
چرا؟! جوابی که بهمون داد اونقدر سنگین بود که واقعا بدجوری تا مدت ها فکرم
رو مشغول کرده بود.گفت که : "آخه ما تو خونم

بزارش سر طاقچه 
50  
رفتیم ونه مکادر شوهری افطار...شهریار روزه میگیره...من نمیتونم سفره افطاری بندازم..کتلت درست کردن سبزی خوردن و فرنی کار من نیست..پارسال مادر شوهر افطار و سحر میفرستاد خونمون ..امسال تصمیم گرفتم خانوم باشم برم خونشون...البته ظرفارو میشورم..کلی ظرف...ازم کلی تشکر میکنه میبوستم...کلی لوسم میکنه ولی نمیتونم بدیهاشو فراموش کنم.  بدی که نه...حرفاشو....کینه ای بودن خیلی بده اول از همه خودم اذیت میشم...چکار کنم بدیهارو زود تر فراموش کنم..

50 
زیباترین داستانها کدامند؟  
به نظر من زیباترین داستانها ، آنهایی است که در حافظه مان می
ماند و سالها از یادمان نمی رود. وقتی کتابی را به پایان می بریم بعضی از
داستانها اثری جاودانی بر روحمان دارند؛ اگر  داستان ،پلیسی، ترسناک و پر
حادثه باشد مثل آثار آگاتا کریستی ، سرشار از وحشت و اضطرابمان می سازند،
این اضطراب معمولا کمی خوشایند است و انگار خواننده دوست دارد که بترسد! اگر
داستان عاشقانه است که عشق دو محبوب ما را تحت تاثیر قرار می دهد و سعی می
کنیم به پایان ماجرا بر

زیباترین داستانها کدامند؟ 
در حد تیم ملی خسته ام  
سلام.  سلام رو با لحن خسته بخونین. یک عدد جنازه همین الان از بیرون رسیدم خونه . خیلی خسته اممرم داره از وسط دونیم میشه به حدی که تو راه پله ها نزدیک بود سکندری بخورم بیفتم از رو پله ها . از هشت صبح تا الان بیرون بودم . وای خدایا   !راسش برای اینکه یکم سرگرم بشم رفتم نزدیک خونمون یک دانشگاه هست اونجا مراقب امتحان ها شدم . خیلی حال می ده دیگه امتحان نمی دی و مراقب امتحانی.  امروز واقعا خسته کننده بود ! 

در حد تیم ملی خسته ام 
نقطه سر خط  
اولین باری که خواستم کار عمرانی بکنم زمین خوردم ، ولی بعدش تونستم بلند بشم و خوب خدا رو شکر الان کار می کنم ، جشنواره نقطه سر خط سایت جیم هم اولین جشنواره ای بود که قرار بود اولین داستان کوتاهم رو توش شرکت بدم ، ولی متاسفانه من فکر کردم تعداد کلمات اضافه نمره منفی تلقی می شه و همین چند روز پیش به من اطلاع دادند که داستانم اصلاً داوری نشده به همان خاطر کلمه اضافه ، حذف شده ، با وجودی که بعدا فهمیدم  می تونستم از نیم فاصله استفاده کنم و متنم رو ب

نقطه سر خط 
فک و فامیله داریم؟  
عموم اومده خونمون میگه فلانی رو دم نونوایی دیدم بعد بابام می پرسه اونجا چی کار میکرد عموم میگه اومد بود نون بخره پیش خودم گفتم اخه ادم اونجا چه کار دیگه ای ممکنه داشته باشه؟ فک و فامیله داریم؟؟؟؟؟
..........................................................................................................

 

فک و فامیله داریم؟ 
توضیحی در باره انیمه بگو دوستت دارم  
انیمه بگو دوستت دارم داستان دختری به نام می تاچیبانا است که در 16 سال زندگی خود هیچ دوست و رفیقی نداشته است و سال 16 هم مثل سال های قبل . در دبیرستان می یک پسر مشهور به نام کوروساوا که با یک تسادف با می اشنا میشه و از اون خوشش میاد و تصمیم میگیره تا با می دوست بشه که داستان عاشقانه تر میشه و.........

توضیحی در باره انیمه بگو دوستت دارم 
من قید سینما رو زدم مگر اینکه  
دیروز  همسر پیشنهاد داد بریم سینما. من چون کار داشتم تمایلی نداشتم. اما دوستش بهش بلیط داده بود و روش نوشته بود فیلمهای برگزیده ی جشنواره ی فجر. گفتم خب حالا که فیلم خوبیه اوکی بریم. فیلم حدود ساعت ۹ شروع میشد و ما تقریبا از ساعت ۶ شروع کردیم به حاضر شدن و بعد از طی یک مسیر طولانی رسیدیم به سینما فلسطین. فک میکنم مزخرفترین فیلمی بود که تو سینما دیده بودم. امسال واسه به فیلم دیگه هم با دوستام رفته بودیم سینما. اونم مسخره بود البته نه به اندازه ی ا

من قید سینما رو زدم مگر اینکه 
نکات تربیتی داستان حضرت موسی (علی نبینا و آله علیه الصلاه والسلام) در قرآن  
بسم الله الرحمن الرحیمدر ابتدای ماه مبارک رمضان, با دعوتی که از اینجانب شد قرار شد در طول ماه مبارک رمضان, همچون سالهای گذشته که تفسیر سوره یس داشتم الحمدلله , امسال نیز مباحثی آنجا داشته باشمما به ذهنم خطور کرد که موضوع امسال کمی متفاوت تر و کاربردی تر باشه.آنچه به ذهنم رسید این بود: نکات تربیتی داستان انبیا در قرآناز داستان حضرت موسی (ع) شروع کردم.به امید خداوند در این وبلاگ نوشته هایم را برای استفاده دیگران به اشتراک خواهم گذاشتو من الله

نکات تربیتی داستان حضرت موسی (علی نبینا و آله علیه الصلاه والسلام) در قرآن 
بازگشت به زندگی  
سلاملیکم به همه
بالاخره امشب فهمیدم چطور بشه دلیت اکانت کرد و زدم تلاگرامو پوکوندم تو خودش و اینستاگرام هم یه بنر بزرگ زدم دم خونمون و نوشتم تا اطلاع ثانوی تعطیل.
خب دیگه خدا روشکر برگشتم به زندگی و فعلا هم فکر نکنم برگردم فضا مجازی. 15 روز دیگه باید برم تهران و دوباره شروع ترم و دوباره صبح برو دانشگاه تا نصف شب، شبم حوصله شام پختن ندارم و گشنه بخابم یا اینکه روزی سه وعده حلواشکری بخورم و مادر هم همش حرص بخوره بگه خو پول میفرستم برات که بری غذا

بازگشت به زندگی 
Th hearth of darkness 6-10  
خب بالاخره بخش دوم th رو هم گذاشتم ! امیدوارم از قبلیش خوشتون امده باشه مپ هاش رو هم بازی کنید میتونید از گوشه صفحه سایت دانلودشون کنین خب حالا شروع میکنم به گفتن ادامه داستان ...
انچه گذشت : ویچ کینگ از امیرعباس و ممد و پوریا شکست خورد و به شهر صادق و ثولر و سعید حمله کرد و توسط ان ها کشته شد .... و حالا ادامه داستان در ادامه مطلب

Th hearth of darkness 6-10 
اینم از پیشنهاد  
میدونم کمی گستاخانه یا حتی پرویی به نظر میاد اما میخاستم پیشنهاد بدم شما داستان  نیمه کاره ی منو ادامه بدین !  اره چرا که نه ؟؟ شما میتونین یه پایان خوب براش بسازین و منم بهترین اش رو به عنوان پارت  آخر داستان تو وب میذارم ... هوووم ؟؟؟ موافقین ؟؟؟ منو جلوی جان سربلند کنید ... دمتون گرم .. جبران میکنم !!
البته این در حد پیشنهاده ... منتظر هستم نظراتتون رو بگین ... خوشحال شدم امروز دوتا پست هر چند کم گذاشتم .. 
فعلا !

اینم از پیشنهاد 
سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارتش  
بار دیگر موراکامی ! اینبار داستان بلند . این کتاب اولین داستان ( یا بشود گفت رمان) ای است که از موراکامی خواندم . برنامه دارم بعدن تعقیب گوسفند وحشی را بخوانم . کتاب بر خلاف انتظارم خیلی عادی بود ... انتظار داشتم با داستان های کوتاه هاروکی فرق داشته باشد ، ولی شاید این هنر نویسنده بود که ثابت کند میتواند دیواره ی بین داستان های بلند و کوتاهش را بردارد ! قسمت هایی از آن خمیازه آور بود . انگار که کتاب روانشناسی ، علم اقتصاد ، آشپزی یا حتی اصول مد میخ

سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارتش 
منی دِلِه گَپْ  
وقتی ترا زر ببی سوار پژو بی
 
پژوت ببی سنگتت بی
 
 
سنگتت ببی مردمت بی
 
 
 
مردمت ببی پاٹیت بی
 
 
پاٹیت ببی موفق بی
 
 
موفق که ببی پولت بی
 
پولت ببی سوار پژو بی
 
 
وادامه داستان...
 
 
 
خلاصه داستان ایشنت که دنیا هسو مطـــــــــلـــــــبـــــی
 
 
 
 
 
 
 
ایشی هستن منی دلی گپ...
 
 
~دلـــــــــــــــــداده~

منی دِلِه گَپْ 
برگشتم  
بعد از حدود ۲ سال دوباره دست به قلم شدم 
- عجب چیه علی!!! چه خبره، دوباره اعصابت خورد شده برگشتی 
ده ه ه ه ای بابا تو هم ملا نقطه ای هستی آ. 
  مگه من چی گفتم به این سرعت عصبانی شدی 
اخه یه بار سه چهار سال پیش بهت یه چیز گفتم تو هم اونو گرفتی دست 
علی ...من چقدر تو را می شناسم ؟ در حد نوشته هات
خوب
خوب یه جمالت ....من در حد نوشته هات تو را میشناسم . من فقط داستان هات را خوندم 
اونا داستان نبودن ،اونا دو بخش از زندگی ام بود که یه زمانی برام خیلی مهم بودن تو

برگشتم 
دعوت یهویی  
دیروز غروب با دوست هم باشگاهیم، مریم ، قرار گذاشتیم و ایشون اومد دم خونمون و دیگه از خونمون کلی پیاده روی کردیم،،، تو راه به باشگاه هم سر زدیم،،،اون تایمی که رفتیم ، خداروشکر ، سانس تکواندو بود و استاد با بچه ها داشت کار میکرد آخه امروز بچه ها مسابقه پومسه داشتن،،،البته ما سانس دو رفتیم و اکثر بچه های دارای کمربند رده پایین بودن،،، اما به هر حال خوشحال شدیم از دیدن هم،،،دوستم مریم یک هفته اس که خونه اشونو جابجا کردن و از ما دور شدن، قبلنا خی

دعوت یهویی 
داستان قتل  
داستان قتل فجیع زن 25 ساله ی چینی توسط یک پسر 14 ساله . . .
 
هرکسی که تحملشو نداره نخونه خواهشاً !!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
朣楢琴执㝧执瑩浻牡楧㩮㔱硰执㝧执獧浻牡楧敬瑦瀰絸朣杢㑳执獧扻捡杫潲湵潣潬㩲昣昸昸㬸慢正牧畯摮椭慭敧敷止瑩札慲楤湥楬敮牡氬晥⁴潴敬瑦戠瑯潴牦浯㡦㡦 㡦潴捥捥捥戻捡杫潲湵浩条㩥眭扥楫楬敮牡札慲楤湥潴昣昸昸攣散散戻捡杫潲湵浩条㩥洭穯氭湩慥牧摡敩瑮琨灯㡦㡦㡦捥捥捥㬩慢正牧畯摮椭慭敧獭氭湩慥牧摡敩瑮 琨灯㡦㡦㡦捥捥捥㬩慢正牧畯摮椭慭敧楬敮牡散散戻捡杫潲湵浩条㩥楬敮牡札慲楤湥潴昣昸昸攣散散汩整㩲牰杯摩䐺潩㩮敲慬楴敶

داستان قتل 
هدایت  
همین اول یه خبر خوب که دارم برای مسابقه ی هدایت داستان می نویسم. از دیروز شروع کردم. با خودکار و روی کاغذ چون شنیدم وقتی اینطوری مینویسی دقت و وسواس بیشتری به خرج میدی.... یکی از دلیل هاش میتونه این باشه که خط زدن، جابه جا کردن و ... با خودکار به راحتی وقتی که تایپ میکنی نیست و سعی میکنی حساب شده تر بنویسی و سرعت هم پایین تر هست ولی لابد دلایل روانشناسی دیگه ای هم داره.
ایده ی داستانم وقتی شمال بودیم به سرم زد. یه ساختار کامل توی ذهنم براش ساختم و تا

هدایت 
آقایون لطفا لطیف تر بخندید :/  
امشب مهمون داشتیممو امید اینا اومده بودن خونمون. این عمو امید خیلی بد میخنده . رسما موقع خندیدن داد میزنه ! خیلی هم یهویی شروع میکنه !بعد از پذیرایی نشستم مبل کناری عمو امید . سینا داشت یه خاطره خنده دار تعریف میکرد ، هنوزم تموم نشده بود ،وسطاش بود که یهویی عمو امید خندید . همچین ترسیدم که هنوزم غیرعادی ام !
نزدیک بود فرار کنم :| دوساعت فقط به ترسیدن من و خندیدن عمو امید خندیدن...
+ آقایون لطفا یه کم لطیف تر بخندید ! آدم سکته میکنه :/ ...یا حداقل قبل

آقایون لطفا لطیف تر بخندید :/ 
خریدممبرفیک تلگرام  
افزایش ممبر رایگان
افزایش ممبر کانال بدون محدودیت
اضافه کردن خودکار ممبر بدون دخالت شما
ساخت کانالهایی با اعضای بالا بدون هیچ گونه محدودیتی !!
داشتن ممبرهایی که قابلیت لفت ندارن و همیشه ثابت هستند
اضافه کردن ممبر بدون نیاز به ادمین بودن در کانال
قابلیت فروش ممبر برای کانال های دیگران

فروش ممبر فیک

خریدممبرفیک تلگرام 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام

جدیدترین مطالب

خرید مستقیم فرش از کارخانه !!
تفاوت قیمت با فروشگاه های سطح شهر 30 الی 50%