بی بلاگ

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بی بلاگ هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

***

خیریه مهربانه

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

خرید پستی جا قاشقی داخل کشوی گردان جا قاشقی خرید پستی

این محصول جهت قراردادن قاشق، چنگال، کارد و ... برای نگهداری در کشوی کابینت می باشد. در این محصول به منظور افزایش کاربری و سهولت استفاده در قسمت فوقانی بخشی با امکان چرخش 360درجه در نظر گرفته شده است.همچنین می توان از این قسمت به صورت جداگانه در هنگام سرو غذا روی میز استفاده نمود.

خرید

قیمت : 35,000 تومان



داستان ي من زن دوستم

بگو دوستم‌ داری‌  
بگو دوستم‌ داری‌ تا زیباتر شوم بگو دوستم‌ داری‌ تا انگشتانم از طلا شوند و ماه‌ از پیشانی‌ام بتابد بگو دوستم‌ داری‌ تا زیر و رو شوم تبدیل‌ شوم به‌ خوشه‌ای‌ گندم‌ یا یک نخلبگو! دل دل نکن ...بگو دوستم‌ داری‌ تا به‌ قدیسی‌ بدل شوم بگو دوستم‌ داری‌ تا از کتاب شعرم‌ کتاب مقدس بسازی‌ تقویم‌ را واژگون‌ می‌کنم‌و فصل‌ها را جابه‌جا می‌کنم‌ اگر تو بخواهی‌ بگو دوستم‌ داری‌ تا شعرهایم‌ بجوشندو واژگانم‌ الهی‌ شوندعا

بگو دوستم‌ داری‌ 
آخه چرا شما مردا این جوریین ؟  
یکی دوبار زنگ زد بهم دوستم منم داشتم میرفتم خرید
آخری گفت دارم میام پیشت
وقتی اومد من کارم تموم شد و با هم سوار شدیم تا ما رو برسونه
خیلی ناراحت بود
جلوی خونه زد زیر گریه 
داشت بچه شیر میداد همش گریه می کرد
با شوهرش رفته بودن یه سفر یه روزه و از اول تا آخر با هم دعوا کردن
شوهره سر کوچکترین موضوعات گیر میده 
یه اتفاقی واسه خاهر دوستم افتاده  و بعد کلی جدال دختر و پسره با هم ازدواج کردن حالا منت و سرکوفتش رو به دوستم می زنه 
خب میشه بگی چرا ؟؟؟؟؟؟

آخه چرا شما مردا این جوریین ؟ 
مثبت اندیشی  
 
هر ادم موفقی یه داستان دردناک داره > هر داستان دردناک یک پایان موفقیت امیز داره > درد رو قبول کن و برای موفقیت اماده شو ...
پ . ن : تجربه ثابت کرده بهم رویهای خوب دلم رو میزنه برعکس روزهای پرتنش که حس جنگندگی رو در ادم زنده میکنه ... جمله دوستم برای موفقیت : میخوای موفق شی هرچی به ذهنت میرسه روی کاغذ بیار که از خاطرت نره ...

مثبت اندیشی 
حرف عجیب  
مامان لیمو خریده بود. نفری به لیمو پوست کندم . پوست داخلی هم گرفتم و دونه دونه تو ظرف چیدم. یه سیب هم پوست گرفتم و از وسط نصف کردم و تو بشقاب گذاشتم.
مامان که مال خودشو گرفتو خورد گفت : ممنون . ان شاءالله خدا دوستت داشته باشه . خیر ببینی.

آره مامان گفت .
 " انشاءالله خدا دوستم داشته باشه ".  
؟؟؟؟
یعنی معتقده خدا دوستم نداره؟
چه دعای متفاوتی بود از زبون مامان.
دلم گرفت.
خدایا؟؟؟؟؟؟ دوستم نداری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 
آره . انگار نداری. همه نشووونه های زندگی م

حرف عجیب 
174-  
همون دختره پر رو همکلاسیه ترم پیشم اومده به دوستم که داشتیم باهم میخوندیم گفته منم اشکال دارم ، خوندنی به منم بگین بیام ، رفتیم که شروع کنیم دوستم گف : فلانی بهم گفت منم اشکال دارم به منم بگین  بیام گفت برم بش بگم ؟! گفتم نع !وقتی کسی خیر منو نمیخواد منم نمیخوام اپسیلونی بهش خیر برسونم ! دختره ... اومده ازمون سوال پرسیده رفته ؛ بعد وقتی ما خواستیم از کتاب اون که جدول رو داشت عکس بگیریم گفته بود منم اون جدول و ندارم !!همین کارش خوشحالم کرد که ب

174- 
محبت خالصانه  
دیروز عصر ،درگیر و دار آماده کردن وسایلم برای بیرون رفتن با دوستانم بودم که زنگ خونمون به صدا اومد،،،خواهرم بهم گفت دوستت پشت در هست،،،، خلاصه با اینکه در ساختمون رو  از اف اف زدیم و باز شد اما دوستم همچنان پشت در ایستاده بود،،، من هم زود پریدم دم در، یهو دیدم دوستم یه ظرف در دار بهم داد و گفت این تمر گوجه سبز هست که برای تو آوردم ، آخه تو بعد شیمی درمانی خیلی هوس چیزای ترش میکنی،،، بعد بهم گفت با خیال راحت بخور ، من با رعایت تمام موارد بهداش

محبت خالصانه 
فال دوستم داره یا نداره  
فال دوستم داره یا نداره - javab-soal.irفال دوستم داره یا نداره - javab-soal.irفال دوستم داره یا نداره - javab-soal.irفال دوستم داره یا نداره - javab-soal.irفال دوستم داره یا نداره - javab-soal.ir,فال دوستم داره یا نداره - javab-soal.irفال جذاب لاک پشت | JeePasفال جذاب لاک پشت | JeePasفال جذاب لاک پشت | JeePasفال جذاب لاک پشت | JeePasفال جذاب لاک پشت | JeePas,فال جذاب لاک پشت | JeePasچقدر دوستم داره؟ | خندوانه - نسیمچقدر دوستم داره؟ | خندوانه - نسیمچقدر دوستم داره؟ | خندوانه - نسیمچقدر دوستم داره؟ | خندوانه

فال دوستم داره یا نداره 
سوتي هاي نابود كننده ادمين  
           #سوتی_ادمین
اغا مدرسه بودم،ما یدونه ازین ناظمایی داشتیم ک خیلی ب لاک و اینا گیر میدادن،حالا دوستم یادش رفته لاکشو پاک کنه اومده مدرسه بعد ناظمم بهش گیر داده،زنگ بعد دوستم ب دلایلی نا معلوم کمرش شدییییییدا درد میکرد تا حدی ک اشکش در اومده بودحالا ناظم مام اصلا نمیدونست ماجرا چیه همینجوری عین نخود هر آش اومده میگه :ببین!لاکه داره سنگینی میکنه ب کمرت فشار میاره!!!!!آغا مارو میگی داشتیم تکنو میزدیم از خندهاخه لامصب خوب نمیدونی قضیه چیه

سوتي هاي نابود كننده ادمين 
من یه قهرمانم..  
با چاقو زدم دست آرمینو بریدم..گفته بودم یه بلایی سرش میارم..ولی فک نمیکردم با اینهمه بدنسازی رفتنو نجات غریق بودنی که از خودش  تعریف میکرد انقد بهش فشار بیاد..ههههههه حال کردماااا حااال..من یه قهرمانم..فک کنم داغو دله خیلی از آدمارو درآوردم..هرچند بازم آدم خوبه ی داستان اون شد..کم مونده بود گریه کنه.. ههبه قول دوستم: رضا میگم آرمینو بکن توو گوونی :)بدترشو کردم :d

من یه قهرمانم.. 
داستان ها و نقش آن در یادگیری بهتر زبان  
داستان ها می توانند ما را در تمام مراحل زندگی هدایت ‌کنند. از همان لحظه‌ای که به دنیا آمدیم تا وقتی‌ که به سن نوجوانی و بزرگ‌سالی می‌رسیم با داستان ها سرورکار داریم. وقتی بچه هستیم، پدر و مادرمان برایمان داستان می گویند. وقتی بزرگتر میشویم، داستان‌ها را در رادیو، تلویزیون یا اینترنت می‌بینیم. وقتی […]

داستان ها و نقش آن در یادگیری بهتر زبان 
گلچین بهترین داستان های کوتاه و خواندنی  
داستان کوتاه و آموزنده
گلچین بهترین داستان های کوتاه و خواندنی 
 
برای ورود به بخش داستان های کوتاه و آموزنده اینجا کلیک کنید
 
 
داستان کوتاه و آموزنده , داستان زیبا , داستان کوتاه , داستان تاثیرگذار , داستان آموزنده , گلچین داستان کوتها , مجموعه داستان کوتاه , گلچین داستان کوتاه و خواندنی , داستان زیبا و آموزنده ,

گلچین بهترین داستان های کوتاه و خواندنی 
داستان کوتاه زری خانوم یزدی  
ازری خانوم داستان خواندنی سرگذشت یک بانوی ایرانی از کتاب شازده حمام    جامعه داستان همه مطالب 

داستان کوتاه زری خانوم یزدی 
داشتم روضه می خوندم  
خیلی ناراحت بودم. احساس می کردم خیلی بی عرضه ام. از خودم حسابی ناامید شده بودم. داشتم برای دوستم توضیح می دادم که هیچ وقت موفق نبودم فقط تظاهر می کردم که هستم! همیشه آدمی بودم که پشت سر بقیه می دوید و رسیدنی هم وجود نداشت. بین ادم ها انرژی زیادی نشون می دادم خندان بودم و سعی می کردم نشون بدم چقدر محکمم!  اما من واقعا این نبودم! خسته بودم از نصف و نیمه داشتن.
دوستم اخم کرد. انگار که بهش برخورده باشه گفت: فقط خداست که کامله! 
خیلی سخت بود ولی تونستم س

داشتم روضه می خوندم 
داستان زیبای معنای دوست داشتن واقعی!  
خانواده بسیار فقیری بودند که در یک مزرعه و یک کلبه کوچک کنار مزرعه
کار و زندگی می‌کردند، کلبه آنها نه اتاقی داشت و نه اسباب و اثاثیه ای.
اعضای خانواده از برداشت محصولات مزرعه آنقدری گیرشان می‌آمد که فقط شکمشان
را به سختی سیر کنند. اما یک سال بدون هیچ علتی، محصول کمی بیشتر از حد
معمول بدست آمد، در نتیجه کمی بیش از نیازشان پول بدست آوردند…
زن کاتالوگ کهنه و خاک گرفته ای را بیرون کشید و ورق زد، همچنان که صفحات
آنرا یکی یکی ورق می‌زد افراد خا

داستان زیبای معنای دوست داشتن واقعی! 
1199 BoX:  
8فروردین ساعت 17:30
اولین بهار من شروع شد ....
امروز صبح با هواپیما به سلامتی و خوشی رسیدی ....
من رفتم خونه دوستم و تو اومدی دنبالم ... وقتی دیدمت خیلی ذوق کردم دل تو دلم نبود خونه دوستم بود هرلحظه میخواستم بیام پیش تو ... خیلی خوشحال شدم دیدمت با هم رفتیم بازار و لباس و کفش مورد نظر و بهت نشون دادم و چیزی به دلت ننشست و چیزی نخریدیم .... احساس میکردم شاد نیستی حرفم نمیزدی ... سالنامه شرکتتون و دادی و شکلات خوشمزه کیت کت ^_^
من و رسوندی خونه و خودتم رفتی
خد

1199 BoX: 
داستان دیوانه از کتاب خدایان زمین و سر گشته  
به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ دلم برای كتابی كه لحظاتی با آن به محیط پیرامون خود و درونم بیندیشم تنگ شده بود، ناخودآگاه به سراغ «خدایان زمین و سرگشته» اثر «جبران خلیل جبران» با ترجمه «مهدی سرحدی» رفتم. در میان انبوه داستان‌های كتاب، داستان‌هایی چون «اشك و لبخندها»، «غزل عشق»، «در بازار»، «دو ملكه»، «روح و جسم»، «پادشاه»، «صلح و جنگ» و «عشق و نفرت» دیده می‌شود.در این میان داستان «دیوانه» به نظرم جذاب بو

داستان دیوانه از کتاب خدایان زمین و سر گشته 
وب جدید دوستم  
دوستای گلم ممنونم که تا الان بهم لطف داشتید و برای مطالبم نظر میذاشتید.مخصوصا از دوست گلم لیلا جوووون که همیشهه دوستش دارم.اما یه خبر دارم!این وب، وب جدید دوستم فاطمه هست. abouteverything1.blogfa.comدرباره همه چیز...تا ابدددددددد همتونو دوست دارم.ممممماااااچچ<<<<<<<<<

وب جدید دوستم 
داستان عاشقانه  
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسیدچرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"*دوست دارمتو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟چطور میتونی بگی عاشقمی؟من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنمثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگیباشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،صدات گرم و خواستنیه،همیشه بهم اهمیت میدی،دوست داشتنی هستی،با ملاحظه هستی،بخاطر لبخندت،دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

داستان عاشقانه 
یادداشت 84، خوشال باش..  
+ این چیه؟ 
یره ی کاغذ، ببین اینجوری کاغذارو کنار هم نگه میداره
+ از کجا آوردی؟
- دوستم بهم داده 
+ چه دوست خوبیه... اسمش چیه؟
- اسم کی؟ دوستم؟:).. صبا
+ صبا؟
- خاله صبا
+ آره خاله صبا..چه شکلیه؟
- چه شکلی؟! مث بقیه دخترا..مث من... 
+ خوشگله 
- :o
(امیررضا در حال کنجکاوی کودکانه)
ین چیه؟
- کدوم؟
+ همین که شبیه مینیونه؟
- مینیون؟ مینیون چیه آخه؟ :)
+ همون که میوه میخوره، زرده، گرده... اینجوری میخنده( یه شکلک مسخره درمیاره) ، شبیه ماکارونیه..
- ای مسخره! 
کاش میشد

یادداشت 84، خوشال باش.. 
سلام  
سلام دوستای گل خوبید؟من برگشتم جاتون خیلی خالی بود خیلی خوش گذشت.ما رفتیم باغ عفیف آباد،باغ ارم،نارنجستان قوام،تخت جمشید،بازار و حمام وکیل،نقش رستم ، دروازه قرآن و....خیلی خوب بود .راستی به بارسایی ها بردشون رو تبریک میگم .امروز از ساعت 11 صبح تا6:15 بعد از ظهر خواب بودم ولی وقتی فهمیدم مدرسه تعطیله توی قطار خیلی خیلی خوش حال شدم آخه قرار بود از آونجا یه راست بریم مدرسه .اونجا یه پیرمرد دوره گرد که داشت میگفت:((کمک کنید.))زد به شونه ی دوستم و گفت خ

سلام 
داستانی در دل هزاران تردید  
هفته گذشته استادم جناب آقای سیامک گلشیری خواست داستان کوتاهی بنویسیم.
طبق معمول من مراجعه کردم به یادداشتهایی  که در دفتر همیشه همراهم نوشته بودم.
نتوانستم از میان آن هم سوژه که داشتم یکی را برای داستان کوتاهم انتخاب کنم.
تا اینکه کودتای نافرجام ترکیه جرقه اولیه را در ذهنم شعله ور ساخت. کودتایی که باعث شد تا من یک داستان را از دل آن بنویسم.
داستان مربوط به کودتای 1980 ترکیه است و من درون مایه داستان را بر اساس این کودتا شکل داده‌ام.
تا یک هفته

داستانی در دل هزاران تردید 
157_  
دیروز سعی کردم به س. بفهمانم که سوئ تفاهم شده و فلانی از کامنتی که گذاشته بود در فلان شبکه اجتماعی ،منظوربدی نداشته...اما او گوشش به حرف من بدهکار نبود و اصلا توجه نکرد و مدام حرف خودش را زد...او با دلیل های خودش حکم کرد که باید فلانی را بلاک کنم .و من هم باید او را درک کنم که نگران هست!او به خواسته من توجه نکرد! برایش مهم نبود که من چقدر برای فلانی احترام قائلم و مدت هاست که میشناسمش...او به عقل داشتن و فهم داشتنم احترام نگذاشت و به خودم نسپرد مش

157_ 
رنگها روزنه ای برای جذب مخاطبان فراموش شده !  
مجموعه داستان های کوتاه با نام "رنگها"  نوشته ی خاتول مهمند که شامل 11 داستان کوتاه است . از نخستین تجربه های  او در عرصه ی داستان نویسی به شمار می رود. در داستان اول این مجموعه زیر عنوان سفر رنگها روایت ساده از زندگی دو مرد مهاجر است  با دو دنیای جداگانه ، که  تجربه ی مشترکی از جنگ ، مهاجرت و زندگی در سرزمین دیگری دارند. اما این داستان با فضای کاملا بومی شروع می شود که خاطرات  دور محمد شخصیت داستان است.در نخستین سطرها ، ساده نویسی داستان و موفق

رنگها روزنه ای برای جذب مخاطبان فراموش شده ! 
یادی از عشق  
داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی
شهر خاموش دلم رو تو پرآوازه کردیآتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بوداومدی وقتی تو سینه نفس آخری بودبه عشق تو زنده بودممنو کشتیدوباره زنده کردیدوستت داشتمدوستم داشتیمنو کشتیدوباره زنده کردیتا تویی تنها بهانه واسه زنده بودنممن به غیر از خوبی تو مگه حرفی میزنم؟عشقت به من داد عمر دوبارهمعجزه با تو فرقی ندارهتو خالق من بعد از خداییدر خلوت من تنها صداییبه عشق تو زنده بودممنو کشتیدوباره زنده کردیدوستت داشتمدو

یادی از عشق  
خوبی ها و بدی ها  
خوبی ها و بدی ها...دو دوست برای تفریح به ییلاق های خارج از شهر رفتند. در بین راه بر سر زمان استراحت اختلاف نظر پیدا کردند و یکی از آن ها در اثر عصبانیت بر روی دیگری سیلی محکمی زد.آن یکی که سیلی خورده بود سخت آزرده شد، اما بدون آن که چیزی بگوید روی شن های کنار رودخانه نوشت: «امروز بهترین دوستم به من سیلی زد.»سپس راه خود را ادامه دادند و به قسمت عمیق رودخانه رسیدند. آن دوستی که سیلی خورده بود پایش لغزید و نزدیک بود با جریان آب به سمت پرتگاهی خطرناک ب

خوبی ها و بدی ها 
روزمره  
یشب کلی براتون عکس گذاشتم. ای بابا ای بابا. خوشتون نیومد؟ با دوربین خوب گرفتما.هر هزارسال یه بار من وقت می ذارم برا آپلود عکس. ایمان بیارید این همه عکس گذاشتم:)-همسر همکارمون پا به ماهه. دیروز یهو زنگ زد که حالم خوب نیست بیا. آقاهه بدو بدو رفت پیش زنش.منم دوست دارم همسر اینجا باشه و اگه حالم بد شد بهش بگم و بدو بدو بیاد. -خواهرشوهر دوستم که از سال 87 خیلی دوست من رو جز داده الان داره عروس میشه.خواهرشوهره پرستاره. ماهی سه میلیون حقوقشه. و کلی

روزمره 
معرفی کتاب هفته ی ۵  
کتاب داستان راستان
این یکی از آسار ارزشمند -استاد متفکر شهید علامه مطهری است- که داستان های
اسلامی را بدون هیچ تغییر و کاهش و افزایش به زبان ساده برای تمام سنین
قرار داده اند و داستان هایی که در این کتاب آمده اند داستان هاییست که خود
شامل یک تفسیر و اصول دین است و در زیر نویس ها و خود کتاب هم این
توضیحات قابل مشاهده اند..
ادامه مطلب

معرفی کتاب هفته ی ۵ 
میشه دوستم نداشته باشی؟  
وقتی مثل یه دوست کنارم می شینی و برام حرف میزنی همه چی خوبه! وقتی خاطره های کله پوکانت رو برام تعریف میکنی و من کلی می خندم همه چی خوبه! وقتی تو مسیر پیاده روی قدم به قدم من میای و همراهیم می کنی همه چی خوبه! وقتی دوتایی مون به یه نقطه خیره میشیم و از آرزوهامون می گیم همه چی خوبه! وقتی... اما...  اما امان  از وقتی که اون جمله معروف رو به زبونت میاری... "دوستت دارم!"این جمله  یه جمله معمولی نیست یه زلزله اس که نه تنها دل من و تو بلکه زمین و زمان رو هم می ل

میشه دوستم نداشته باشی؟ 
کارتون و انیمیشن «آخرین داستان»  
انیمیشن سینمایی آخرین داستان با موضوع یکی از داستان های شاهنامه، ضحاک و آفریدون در سال 96 به پایان میرسد، این انیمیشن در مرحلۀ تولید در دو سال مختلف جزو برترین پروژه های جهانی قرار گرفته است، هر چند این انیمیشن در خارج از کشور مورد ستایش و تقدیر زیادی واقع شده اما این طور به نظر میرسد که اخبار موفقیت های این انیمیشن در ایران چندان منعکس نشده. همچنین در سالهای گذشته ارگان ها و نهاد های مرتبط حمایتی از «آخرین داستان» نکرده اند. (پاورپوینت را بب

کارتون و انیمیشن «آخرین داستان» 
خدایی که در این نزدیکی است  
چهارشنبه گذشته صبح از خواب با سختی بیدار شدم و رفتم بیمارستان این سرماخوردگی تابستونی که من میگیرم واقعا آزار دهندس خلاصه با فین فین و عطسه و هی تو بیمارستان چرخ میخوردم!یکی از دوستای صمیمیم عصر با خواستگارش قرار داشت که همو ببینن و به من اصرار کرد که باهاش برم خب تا حالا دوس پسر نداشته برای همین منم قبول کردم و البته گفتم که اگه خان برسه نمیتونم بیام با خان حرف زدم و گفت من تا دو نمیرسم پس برو خونه و با دوستت برین سر قرار خواستگاریش،من هم گفت

خدایی که در این نزدیکی است 
داستان  
روزنامه : روحانی " هرچه برای حل مسائل پیش می رویم، یک داستانی درست می کنند."
ذره بین باشی : واقعاً که این داستان درست کن ها خیلی بد هستند

داستان  
تاثیر داستان س*ک*س*ی  
داستان خواندن هنگام خودارضایی تاثیر مستقیم بر روان فرد میزاره ، مخصوصاً این داستان هایی که سایت های مستهجن قرار میدن که همشون برای بی غیرت کردن جوانان ایرانی گذاشته میشوند ، دوستان این رو دوباره بگم خود ارضایی نکنید ، یا اگر میکنید با داستان خودارضایی نکنید تاثیرات خیلی منفی زیادی روی شما خواهد گذاشت !

ادامه مطلب

تاثیر داستان س*ک*س*ی 
دورهمی با دوستان دانشگاهی  
خونه دوستم محبوبه دعوت بودیم همه ی بچه های ادبیات ، محبوبه هفت ماه پیش پسرش به دنیا اومد تازه الان رفتیم دیدن نی نی اش . خیلی خوش گذشت منو و دوستم فاطمه رفتیم چهارراه فرامرز مارال هم ماشین داشت اومد دنبال ما و سه تایی رفتیم خونه محبوبه . ما سه تا اولین مهمون ها بودیم .بعد فهیمه اومد بعد دوستمون اعظم با دخترش آخر از همه ناهید و دخترش اومدن . ناهید خیلی دیر اومد چون منتظر بود شوهرش بیاد خونه و پسرش رو بذاره پیشش و خودش با دخترش بیاد . ناهید دوقلو دا

دورهمی با دوستان دانشگاهی 
 
گاهی وقتا آدم با اینکه عاشق ی نفره ازش دلش میگیره...اما مهم اینه ک اون دوست داشتنه هست...اون عشق که باشه همه چی حله..اصلاً ازدواج کردن بدون عشق خریت محضه...چقدر خوشحالم با تو ازدواج کردم درسته گاهی اختلاف سلیقه داریم اختلاف نظر داریم زبون هم حالیمون نمیشه اما خب این بین همه زن و شوهرا هست و نشات گرفته از تفاوتای بین زن و مرده....خب ما اختلاف فرهنگی هم زیاد داریم چون همشهری نیستیم اما ب هر حال بازم میگم تو بهترین گزینه ای بودی ک میتونستم واسه ازدوا

 
حالم بده  
جواب آزمایشمو گرفتم،،، 6 جلسه با داروهای  شیمی درمانی، سیستم ایمنی بدنم افت نکرد اما الان بعد اتمام تزریقاتم، در وضع خطر قرار گرفتم،،،ساعت 3 ظهر وقت ویزیت دارم تا ببینم دکترم چی میگه،،،WBCیکهو خیلی افت کرد،،،بقیه نتایج خوبه،،،اما این سیستم ایمنی بدن رو کجای دلم جا بدم،،،تا آزمایشاتمو خوندم و متوجه افت زیاااااادWBCشدم، هممممینجور اشکم سرازیر میشد،،، من خسته شدم بخدا از تزریقات،،، به معنای وااااقعی از تزریقات اونم روی دست چپم خسته شدم،،،

حالم بده 
:))  
تهمینه دوستم،نویسنده ست...گاهی که باهم میریم جایی که چند تا نویسنده هستند،موقعی که میخواد منو معرفی کنه میگه،عطیه دوستم...بلاگر هست.و اون نویسنده ها یا ی لبخند تصنعی میزنن و یا با اشتیاق میگند خوشبختم!نسل وبلاگ نویسا داره منقرض میشه...بخاطر همین من یه بار اومدم یه کانال زدم و بعد پاکش کردم.گفتم من از صنف بلاگرا حذف نشم.گفتم بلاگرا رو تنها نذارم...زدمو کانال یک روزه م رو پاک کردم...بعد از پاک کردنش با یه حجم وسیعی روبرو شدم که چرا پاک کردی کانالتو

:)) 
جدايي  
وقتی هوا ابری وقتی هوا صافه وقتی چشام داره رویاتو میبافه دلم برات تنگ میشه وقتی دلم تنگه وقتی دلم گیره وقتی یکی داره از زندگیم میره دلم برات تنگ میشه برگا که میریزه بارون که میباره وقتی یکی میگه خیلی دوستم داره دلم برات تنگ میشه روزای بارونی وقتی هوا سرده وقتی یکی میگه میره که برگرده دلم برات تنگ میشه وقتی پره بغضم وقتی غروب میشه وقتی که دلتنگیم با گریه خوب میشه وقتی یکی رو من چشماشو میبنده وقتی یکی داره مثل تو میخنده دلم برات تنگ میشه هر موق

جدايي 
1500+5  
سلام
امروز 1505 مین روز دوستیمونه!
یعنی 4 سال و یک ماه و 13 روز دقیقا!
1505 روزی که هر روزش یه داستان جداست!
روزای خوبِ با هم بودن!
حالا چه از راه دور!چه روزایی که کنار هم بودیم!
1505 روز کم نیست!
و دوستی ای که این مدت پابرجاست حداقل واسه یه طرفش به شدت مهمه و هر کاری لازم باشه میکنه که این دوستی واسه روزای بیشتری بمونه!
البته نمیشه انتظار داشت همیشه همه چی خوب باشه!
شاید چند روز این وسط بودن که خوب نبودن!
ولی مهم اینه که این روزای بد نتونستن باعث باشن الان

1500+5 
67  
البته اگه خواستید در خونه ى کسى رو بزنید و در برید اولا فامیل نباشه. دوما یه رفیق پایه داشته باشید. یعنى از ثانیه ى دوم که در خونه رو زدیم و در رفتیم تا خود فرداش دوستم اون در زدن رو کوفتم کرد از بس گفت الان مى فهمن ماییم و ما رو مى خورن و فلان و بهمان. :| 

67 
نمی شه چرا ؟  
گاها خیلی فکر می کنم به اینکه چرا همه چیز جور نمی شه که دلم آروم بشه و اینقدر پریشان نباشم ... ،تو که نمی تونی با بنده هات بد باشی و براشون بدی بخوای ...و اگه یگی هر چند بد و گناهکار باشه و بخواد یک کار خوب کنه ، دست اندازی کنی و جلوش بگیری ...نمی فهمم مشکل کجاست ؟ایمان و اعتقاد و یقین ضعیف ....اراده و اعتماد به نفس و عزت نفس قوی می خواد که تا ته داستان برم و من به خاطر بدبختی ها و بی چارگی هام عاجزم و کم می یارم و نمی تونم ...تقصیر چرخ روزگار و تقدیر و قضا

نمی شه چرا ؟ 
تازه های نشر مجموعه داستان های عزیز نسین  
بازگشت یك نویسنده محبوب به بازار كتاب ایرانفرهنگ > كتاب - نویسنده‌ای كه داستان‌های طنزش طرفداران زیادی در بین مردم ایران داشت، حالا دوباره به بازار كتاب ایران بازگشته‌ است.مهری سادات صفوی: عزیز نسین برای بسیاری از ایرانیانی كه به ادبیات و كتاب علاقه دارند، نامی آشناست. نویسنده‌ای اهل كشور تركیه كه زبان طنز را برای روایت داستان‌هایش انتخاب كرد.او با همین زبان و نگاه بود كه توانست شهرتی فراتر از مرزهای سرزمین خودش بیاید و خیلی زود آوازه‌

تازه های نشر مجموعه داستان های عزیز نسین 
" جوک متفرقه "  
مجلس ختم یكی از همسایه ها بودیم
 
كلی گشتن تا بالاخره یه نوار قرآن پیدا كردن
 
وسط خوندن و گریه زاری یه دفه قاری گفت:
 
 
 
 
 
 
 
درس شانزدهم حروف صدادار
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اگه خیلی تب دارید
 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
کنترل و F4 رو بگیرید، همه شون با هم بسته می شن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
خونه دوستم بودیم براش پیام اومد
 
به مامانش میگه: طرف خیلی دوستم داره
 
مامانش میگه : محلش نذار!
 
دوستم گفت: آخه هی اس ام اس میده
 
مامانش میگه: فکر کن ایرانسله!


" جوک متفرقه " 
از خوشحالی گریه کردم!  
به نوجوونی م کاری ندارم. چون در هر صورت اونقدری خوره ی کتاب بودم که هرررررررچی باشه یه شبه یا دوشبه تمومش کنم. اما اگه از بیست سالگی به بعدم بخوایم حساب کنیم بعد از کتاب های "هری پاتر" و "پدر آن دیگری"، این کتاب بعد از یک عالمه وقت جوری منو میخکوب کرد که هرچقدرم خسته بودم شبها قبل از خواب حداقل دو فصل خوندنم ترک نمی شد! یه بار انقدر تحت تاثیر خوبی داستان و روونی قلم نویسنده و صد البته مترجم خوبش قرار گرفته بودم که زدم زیر گریه و به دوست

از خوشحالی گریه کردم! 
رو آب دریا  
مث خونی که تو رگ ها می دوه
یاد تو - توی دل ما می دوه
می دوم من پی تو ، تو می دوی
می دوه کویر و ... دریا می دوه
من کجا و تو ؟! تو چون پهلوونی -
به سرش گرفته دنیا - می دوه
پی یوسفی اگه ؟ پا بدوون
نه فقط چشم زلیخا می دوه !
هر چه می دوم رسم ... نمی رسم
مث اون کسی که درجا می دوه !
کی زنم جوانه ؟! تا به استخون -
تو که نیستی سوز سرما می دوه !
سهم من از عاشقی: گریه ی شور
عارفی رو آب دریا می دوه !
سروده ای از : محمد شورگشتی

رو آب دریا 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام

جدیدترین مطالب

خرید مستقیم فرش از کارخانه !!
تفاوت قیمت با فروشگاه های سطح شهر 30 الی 50%