بی بلاگ

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بی بلاگ هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

***

خیریه مهربانه

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

خرید پستی جا قاشقی داخل کشوی گردان جا قاشقی خرید پستی

این محصول جهت قراردادن قاشق، چنگال، کارد و ... برای نگهداری در کشوی کابینت می باشد. در این محصول به منظور افزایش کاربری و سهولت استفاده در قسمت فوقانی بخشی با امکان چرخش 360درجه در نظر گرفته شده است.همچنین می توان از این قسمت به صورت جداگانه در هنگام سرو غذا روی میز استفاده نمود.

خرید

قیمت : 35,000 تومان



خواهرزاده ها

احترام خاله  
یک متن نوشته ام و گفتم از احساسم که الان خاله ام و فرزند ندارم... از رابطه یک طرفه خاله به خواهرزاده...امایادم رفت بگویم.جاده یک طرفه خاله به خواهرزاده، نباید باعث شود که خواهرزاده ها، حرمت بزرگتر را نشناسند، احترامش نکنند، دلش را بشکنند...وقتی خاله برای خواهرزاده، همه کاری کرده، وقتی به هزار دلیل ازدواج نکرده، یا فرزند دار نشده...وقتی تمام محبتش را برای خواهرزاده ها گذاشته،تا زمانی که توان داشته، هر کاری، هر زمانی از دستش برمی آمده برای خواه

احترام خاله 
معاینه فنی و خواهرزاده ی خدا  
امروز آخرین روز کاری و رسما از فردا تعطیلات نوروزم آغاز می شود.
جاده ی عبور و مرور به شرکت جاده ی فوق العاده شلوغی است. الان که فصل مسافرت است اوضاع وحشتناک شده و فصل درامد پلیس های راهنمایی رانندگی.
امروز موقع برگشت سوار ماشین اقای مدیر بودم همراه سه تا دیگر از همکارها. اقای مدیر سبقت درستی گرفت اما پلیس بی وجدان توقف داد و جریمه نوشت به همراه معاینه فنی.
در مورد معاینه فنی با جزییات بیشتری سوال پرسیدم.
اقای همکار برای تفهیم بیشتر ماجرا مثال

معاینه فنی و خواهرزاده ی خدا 
دلم هوای سکوت دارد  
این روزها به شدت به یک جای آرام نیاز دارم.یک جای آرام و بیصدا.این چند روز به اندازه یک سال سر و صدا و جیغ و داد خواهرزاده ها را شنیده ام و سرم پر است از آشوب و هیاهوی بی ثمر.دلم ارامش میخواهد و سکوت.انگار به دو هفته استراحت دیگر در تنهایی نیاز دارم به جای دو هفته استراحت در هیاهو.

دلم هوای سکوت دارد 
مادربزرگ  
بعد از دورشدن دایی ام، مادربزرگ دیگر نتوانست کمر راست کند... زانویش هم شکست و پلاتین گذاشتند، دیگر راه نرفت، خیلی بخواهد راه برود، چند قدمی با واکر قدم بر می دارد.از وقتی نتیجه دار شده، هر بار با یک ذوفی حال قندعسل و قندک را می پرسد... حالا همه فامیل می دانند دلخوشی این روزهای مادربزرگ، دو خواهرزاده فسقل من هستند...پیرزن دلش خوش است که به کودکانی که از نسل اویند...کاش قدر این قلب با محبت را بدانم.

مادربزرگ 
روز خاله  
چرا روز بزرگداشت مقام خاله نداریم خب؟! :)این همه توصیه دینی(حالا دوتا مورد بیشتر ندیدما! در حد همون دو مورد)، چرا از مقام خاله ها تقدیر نمی کنند؟اصلاً چرا یک نمونه خاله بودن خوب گزارش نشده، درباره خاله های ائمه معصومین(علیهم السلام)، هیچ چیزی نیامده؟ اما درباره عمه ها شده؟!(حداقل سه مورد خیلی خوب: حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)، حضرت معصومه(سلام الله علیها)، حضرت حکیمه خاتون(سلام الله علیها) خواهر امام هادی (علیه السلام) و عمه امام حسن عسگری(ع

روز خاله 
سه_ ماساژ های معجزه گر  
خب وقتی حسابی خسته ای، کوفته، گرفته، بعد می شینی استراحت کنی ولی حتی چای خوردن هم خستگیتو نمی بره، دراز می کشی، که یهو دوتا دست کوچیک روی پشتت بالا پایین می ره، بعد صدای کوچیکش می گه بذار پشتتو لگد کنم. همین دستا با همه ی کوچیکیشون حریف خستگیت می شن، با مهربونیشون 
پ ن: کلا ماساژ معجزه می کنه، چه خواهرزاده ی کوچولوت باشه چه همسر جان، البته که دومی معجزه ش خیلی بزرگتره :D 
آدماییو که دوست دارین علاوه بر بغل کردن ماساژم بدین، کلی انرژی از دستاتو

سه_ ماساژ های معجزه گر 
چوبه دار، پایان پرونده دایی قاتل  
چوبه دار، پایان پرونده دایی قاتلکامیاران نیوز: مرد جوان که به‌خاطر اختلافات خانوادگی دو خواهرزاده‌اش را با شلیک گلوله به‌قتل رسانده بود، سحرگاه سه‌شنبه به دار مجازات آویخته شد.به گزارش کامیاران نیوز، این جنایت شامگاه 23 مرداد سال 96 در شهرک سینای اردبیل رخ داده بود. قاتل که صورتش را پوشانده بود با دردست داشتن سلاحی در نزدیکی خانه دو برادر 24 و 28 ساله کمین کرده بود و به محض رسیدن آنها و زمانی که قصد ورود به پارکینگ خانه را داشتند هردو را به گ

چوبه دار، پایان پرونده دایی قاتل 
و مادر نمی‌دانم چیست  
خواهر کوچک‌تر مادرم سال گذشته بیمار شد. سرطان سینه داشت. الان دوره نقاهتش را می‌گذراند و خدا را شکر بهتر است. چند شب پیش آمده بودند عید دیدنی خانه ما. از بچه‌هایش ناراحت است. داشت جلوی همه ما و بدتر از همه جلوی دختر نوجوان‌َش برای مادرم تعریف می‌کرد که چطور وقتی برای شیمی‌درمانی به بیمارستان میرفته، تمام راه گریه کرده است وقتی دختر و پسرش محلی به او نگذاشته‌اند و حتی از روی تختشان هم پایین نیامده‌اند تا خداحافظی کنند.
دخترک سرش را بالا ن

و مادر نمی‌دانم چیست 
شب سوم شکرگزاری در رمضان ۱۳۹۵  
خدایا شکرت ♥️شکرت خدا جون برای سلامتی همه خانواده امعشقم همسرمعشقم مادرمعشقم پدرمعزیزان دلم خواهر و برادرم و خواهرزاده ام و شوهرخواهر مخدایا شکرت که به آخر رمضان نرسیده ، من به خواسته ام میرسم بخاطر لطف و کرم توخدایا شکرت که دلم اروم میشه بخاطر لطف و کرم توخدایا شکرت که دل مامان جان و بابا جانم اروم میشه به لطف و کرم توخدایا شکرت که دل خواهر و برادرم اروم میشه به لطف و کرم توخدایا شکرت که به فضل تو ؛ به بهترین ها میرسیم من و همسرجانم و خانوا

شب سوم شکرگزاری در رمضان ۱۳۹۵ 
عه؟؟!  
16/6/95
 
تولدت مبارک سید کیان:))))
 
+دیشب خونه اون خواهر دیگم بودم!!!خدا میرونه این سه تا خواهرزاده ی دیگم چقد کخ دارن:|
امروز با حامد و محیا فوتبال بازی کردیم!!!مهران تماشا چی بود:|
البته وسطش مهران اوند بغل من،من با بچه تو بغل بازی میکردم:|
محیا خیلی جدی بود!!!ینی منو حامد خندمون گرفته بود از جدیتش:)))
فوتبال دستی هم بازی کردیم:|دفعه اول 30_17 باختم!!
دفعه دوم 30_29بردم:)))
خب باز امشب خونه ی این خواهرمم:)))
نصف شب دوتا خواهرای دیگمم میان!!!
و پس فردا اون خواهر د

عه؟؟! 
حلال زاده  
خواهرزاده ام صبا کلاس سوم ابتدایی است. هفته ی پیش از مدرسه اش پرسیدم، و این که آیا کتاب خانه دارند. گفت: "یک کمد هست، ولی همیشه بسته است". بحث را ادامه دادیم، و به این نتیجه رسیدیم که صبا پیگیر راه اندازی کتاب خانه شود. به او وعده دادم که اگر کتاب خانه را راه بیندازد، یک روز بروم مدرسه ی شان و یک برنامه ی قصه گویی یا چیزی شبیه این برای شان برگزارکنم. امروز صبا را دیدم. ناقلا ظرف یک هفته کتاب خانه را راه انداخته. رفته کلید کمد را گرفته و یا علی مدد. د

حلال زاده 
بارون  
بارون که میباره یاد ماهی می افتم...
یاد روزایی که سنگ صبورم بود. وقتی که زیر فشار مشکلات خانوادگی بودم و پناهم اون بود! 
یاد هدیه دادن آهنگ میثم ابراهیمی و سورپرایز شدنش!
یاد گریه ش پشت تلفن، وقتی حال مامانش بد شده بود!
یاد شبی که بیمارستان بود و تا صبح حرف زدیم و یکی از بهترین شبای زندگیم بود!
یاد تصمیممون برا کافه خیابون انقلاب!
یاد گذاشتن عکس خواهرزاده ش، روو بکگراند گوشی هامون!
یاد خیلی چیزا!
زندگیه دیگه. یه وقتایی نمیشه که بشه!یه وقتایی نمی

بارون 
کاخ تباهی  
 
 
چون امام علی(ع) وارد کوفه شد، گفتندش: کجا فرود می‌آیی؟ آیا به قصر حکومتی می‌روی؟ فرمود: نه! ولی در رُحْبه (میدان شهر و توقفگاه عمومی) توقّفی خواهم داشت. چون خستگی‌اش درآمد، به وی گفتند: در کدام قصر حکومتی اقامت می‌کنی؟گفت: «قَصْرُ الْخَبَالِ لاَ تُنْزِلُونِیهِ.» مرا در کاخ تباهی اقامت مدهید.سپس در خانه [خواهرزاده‌اش] جَعْدة‌بن هُبَیْره مَخْزومی منزل کرد.:خوی کاخ نشینی مسئولین=سرطان بدخیم انقلاب! و این سرطان بدخیم از طریق رانت خواری ه

کاخ تباهی 
ویترین‌های خالی  
خواهرم در سفر برای خواهرزاده‌ام سوغاتی خریده بود. عکس
سوغاتی‌ها را در سفر می‌فرستاد و بعد از اینکه به خواهرزاده‌ام می‌گفتیم
خاله برایت فلان چیز را خریده، بدون کوچک‌ترین مکثی گوشی و تبلت را رو به
رویش گرفته بودیم و یک «ببینش!» تحویلش داده بودیم.از این ماجرا چند روز
گذشت تا کودکی‌ام را به یاد آوردم. به یاد آوردم وقتی عزیز میرفت سوریه و
مکه بهش کلی لیست سوغاتی میدادیم و تا زمانی که برگردد، در راه مدرسه یا بعد
از تمام شدن مشق‌ها یا شب‌ها

ویترین‌های خالی 
کاخ تباهی!  
چون امام علی(ع) وارد کوفه شد، گفتندش: کجا فرود می‌آیی؟ آیا به قصر حکومتی می‌روی؟ فرمود: نه! ولی در رُحْبه (میدان شهر و توقفگاه عمومی) توقّفی خواهم داشت. چون خستگی‌اش درآمد، به وی گفتند: در کدام قصر حکومتی اقامت می‌کنی؟گفت: «قَصْرُ الْخَبَالِ لاَ تُنْزِلُونِیهِ.» مرا در کاخ تباهی اقامت مدهید.سپس در خانه [خواهرزاده‌اش] جَعْدة‌بن هُبَیْره مَخْزومی منزل کرد.:خوی کاخ نشینی مسئولین=سرطان بدخیم انقلاب! و این سرطان بدخیم از طریق رانت خواری های و

کاخ تباهی! 
امروز  
بخوام خلاف مشی ستاره عمل کنم و غرغرانه و منفی بگم میشه : امروز خیلی خسته امخیلی کلافه امخیلی تهوع دارمالبته خسته هستم همچنان ! اما کلافه بودم و تهوع داشتم ! اما اگه بخوام روتین ستاره طور و مثبت بگم اینه که :امروز کلی عشق کردم درکنار همه خستگی هام ... خدارو هزاران شکر برای موهبت هاش ، خصوصاً امروز فوق العاده ای که برای من رقم زد ، امروز کلی خوش گذروندم سینما رفتم خرید کردم و نشون دادم ستاره حتی با حالت تهوع شدید ، میتونه خرید کنه سینما بره و زندگی

امروز 
درگذشت دبیرخبر شبکه خبر در تصادف رانندگی  
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، در اثر واژگونی یک دستگاه خودرو پژو ۲۰۶ در محور شاهرود – میامی چهار نفر از جمله فاطمه و زهرا مهدوی نیا، از کارکنان سازمان صدا و سیما جان خود را از دست دادند.  مادر و خواهرزاده این دو همکار، دیگر جان‌باختگان این حادثه دلخراش بودند. پیکر جانباختگان این سانحه پنجشنبه در زادگاهشان روستای صدخرو سبزوار به خاک سپرده شد و فردا نیز مراسم ترحیم در مسجد جامع صدخرو برگزار می شود.  مصیبت وارده را خدمت خانواده ارج

درگذشت دبیرخبر شبکه خبر در تصادف رانندگی  
نکته های اساسی برای مدیران کوچک  
نکته های اساسی برای مدیران کوچکچندی پیش در یک مهمانی خانوادگی، خواهرزاده 9 ساله ام با مداد رنگی هایش روی تكه های كاغذی كه پیدا كرده بود، اشكالی از حیوانات را نقاشی می كرد. او چند اسب نقاشی كرد كه همه آنها را به زیبایی و هنرمندانه سایه زده بود. همه آنها را به پدربزرگ و مادربزرگ و تنها عمویش داد. در پایان روز یكی از اسبهایش را به خواهرم هدیه كرد. به مزاح و خنده از او پرسیدم: "پس اسب من كو؟".با حالتی بسیار جدی پرسید: "می خواهی اسبت چه رنگی باشد؟". من ه

نکته های اساسی برای مدیران کوچک 
خواهش میکنم خجالتم ندید....خوااااااهش میکنم  
آقا ما در راستای سلامت خانواده پاشدیم رفتیم (ما کلا پا میشیم میریم)جستوجو نمودیم سوسیس و کالباس که انقد رعب آور و چیز خارق العاده ای است میشود در خانه تهیه اش نمود یا نه؟آخر پنج سال سوسیس کالباس نخوردن دماغمان را باد داده بود والارفتیم در اینترنت سرچ کردیم دیدیم بله، خیلی هم راحت،همه ی طعمش هم به ادویه جاتش است و هیچ چیز خارق العاده و سختی نیستنشستیم درست کردیم و آقای خانه همه جا نشست گفت و هرجا ننشست پیغام داد که بعله خانم خونه کاااالباس در

خواهش میکنم خجالتم ندید....خوااااااهش میکنم 
روز تولدم  
روز تولدم بود!
روز قبلش با خواهرزاده ام رفته بودم تهران و برگشتم. اما از بس تو خودم بودم کسی بهم توجهی نمی کرد. به قول یکی از دستام که توی لاین نوشته بود( کسی غرور گرگ را درک نکرد، مردم عاشق سگهایی هستند که به پایشان می افتند و دم تکان می دهند). منتظر بودم عشقم بهم تولدم رو تبریک بگه. برام پیامک بفرسته. هرکی پیام میداد گوشی رو سریع بر میداشتم می گفتم خودشه اما همش یا فامیل بودند یا بانک و همراه اول و...
روز تولد بهترین روز زندگی هر آدمیه اما برای من

روز تولدم 
الهی رضا برضائک تسلیما لامرک  
ازاینور خونه میره اونور خونه .... یکهو  شروع میکنه به ظرف شستن ..میگم بده به من ..چرا اینجوری میکنی!!به زور از پای ظرف شور میکشمش کنار...
یکهومیبینم داره خواهرزاده مو دعوا میکنه از تعجب چشمام چارتا میشه...
یک کار بی سابقه!!!
میگم چرا اینقدر راه میری بشین...
مهمون داشتیم ... خانمش میگه چرا شماها اینجوری شدین؟؟
مادرت حالش چطوره؟؟
خواهرت؟ ؟
خودت؟؟؟
تلفن زنگ میخوره...مادرم میاد سرخ شده..میپرسم کیه؟؟ انگاری اصلا صدامو نشنیده...
همه به ترتیب میرن پای تلفن ...

الهی رضا برضائک تسلیما لامرک 
سال نکو  
40بهار زندگی را پشت سر گذاشته ام، اما یادم نمی آید هیچ کدامشان چنین پربارش بوده باشند. امسال بهار بی نظیری را تجربه می کنیم. دست کم در خراسان چنین بارش های پربار بهاری، نوبر است.امروز هم بارش رحمت الهی شامل حالمان شد. دلتان بخواهد! هوا تازه است و نسیم بسیار خنکی می وزد. رشته های من اما همه پنبه گشته است.از خدا که پنهان نیست از شما هم پنهان نباشد، با همکارم قرار گذاشته بودم  برای خرید پارچه به بازار برویم.داشتم حاضر می شدم، بیرون بروم که پ

سال نکو 
موقعیت تربیتی - سرزنش بیجا  
ما فکر می‌کنیم باید همه‌ی کارهای خوب و بد کودک را همان جا تشویق و تنبیه کنیم؛ آخر ما باید او را اصلاح کنیم! بچه نباید بی‌تربیت باشد! بچه باید انضباط یاد بگیرد و ...
داشتم حیاط را جارو می‌زدم ... خواهرزاده‌ی 4 ساله‌ام آمد و گفت: «دایی، این گَرده گُلا که ما جمع کرده بودیم کو؟» یادم افتاد یک کیسه از این گرده‌های گل که در فصل پاییز از بعضی درختان روی زمین می‌ریزد (و دقیقا نمی‌دانم اسمش چیست!)، با برادرش جمع کرده بودند. حالا آمده بود نُطُق می‌کشید

موقعیت تربیتی - سرزنش بیجا 
عمو زنجیرباف!  
گفت: تازه چه خبر؟!گفتم: روزنامه زنجیره‌ای قانون، یکی از یادداشت‌های رادیو فردا- وابسته به سازمان سیا- را با تغییر نام نویسنده آن، به عنوان سرمقاله خود چاپ کرده است!گفت: کپی کردن مطالب رسانه‌های آمریکایی و انگلیسی و چاپ آن با تغییر نام نویسنده اصلی در روزنامه‌های زنجیره‌ای کار جدیدی نیست. مدتهاست که به این شغل شریف! مشغولند!گفتم: نویسنده یادداشت رادیو فردا خطاب به روزنامه قانون نوشته است اگر به خودم سفارش می‌دادی مطالب بهتری برایت می‌نو

عمو زنجیرباف! 
دندون  
سلام :)
کوسن دندونی بیست سانتی برای یه خاله ی مهربون اون سر دنیا که می خواست خواهر و خواهرزاده ش رو به مناسبت اولین دندون نی نی حسابی خوشحال کنه :)
قیمت: 16000 ت
 
اینم نمونه گیفت دندونی برای جشن دندونی :)

قیمت: 13000 ت
 
ارتباط با مری نمدی: felt.mary@gmail.comhttp://telegram.me/felt_mary

دندون 
تامام!  
امیر هاشمی مقدم: فراروما یک گروه در تلگرام داریم که فرزندان و نوه‌های خانوادگی‌مان در آنجا عضوند. یکی از برادرزاده‌هایم در پایان هر مطلبی که در گروه می‌گذارد، یک «تامام» هم به شوخی می‌نویسد. شده تکه کلامش. از سریال‌های ترکیه‌ای آنرا گرفته است. تامام (تمام) در ترکی استانبولی معانی‌ای همچون: باشه، فهمیدم، حله، قبوله و... می‌دهد و بسیار پر کاربرد است. اما تازگی‌ها فهمیده‌ام که یکی دیگر از برادرزاده‌هایم به واسطه همین سریال‌ها و ترانه‌ه

تامام! 
مردم عصبی  
امسال کودکانی که خانه ی ما می آیند عیدی کتاب می گیرند. ما چند سال است که عیدی کتاب می دهیم. از سالی که زندگی مشترک را شروع کردیم. سال هشتاد و هفت. یک سال یادم است کتاب ندادیم دیدم بچه ها کنف شدن چون منتظر کتاب بودند، اما ما کتاب نداشتیم. به جز آن سال بقیه ی نوروزها کتاب مان به راه بوده. بچه ها تا کتاب ها را می گیرند همان جا مشغول می شوند. فضای خوبی می شود. امسال یک مقدمه به عیدی اضافه کرده ایم به این شکل که از بچه ها می پرسیم کتابی که پارسال از ما عید

مردم عصبی 
چرا دختر امیرکبیر در تاریخ بدنام شد؟  
عکس ۱۲‌ سالگی تنها نشانه به‌ جای‌ مانده از «ام‌خاقان» است؛ زنی که در تاریخ با روایت زندگی نزدیکانش، تصویری بدنام و مخدوش به یادگار گذاشته است؛ دختر بزرگ امیرکبیر و عزت‌الدوله، نوه مهدعلیا، خواهرزاده ناصرالدین شاه، همسر مظفرالدین شاه، مادر محمدعلی شاه... ردپایی از تاج‌الملوک فراهانی است که ۱۰ مهر ۱۲۸۷، چند ماه بعد از تبعید فرزندش از ایران در راه رسیدن به او با بیماری درگذشت. تاریخ ایرانی نوشت: «در تاریخ ناگفته ایران زنان زیادی هستند که

چرا دختر امیرکبیر در تاریخ بدنام شد؟ 
حس خوب خاله شدن  
بسم الله النور
میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها رو با تاخیر تبریک میگم.
ساعت ۴ صبح دیروز نی نی خواهرم دنیا اومد و به میمنت این تقارن،پدرم اسم ریحانه زهرا رو برای خواهرزاده م انتخاب کرد.
چه شبی بود.من خودم به عنوان اسپیشال نرس خواهرم رفتم پیشش و همراهش بودم.
زایمان بسیار سختی داشت ولی خب خدا رو شکر به خیر و خوشی تمام شد و الحمدلله به عمل سزارین نکشید.
وقتی اینهمه سختی که خواهرم برای به دنیا آوردن فرزندش میکشید،همش پیش خودم میگفتم که خدا واقعا حک

حس خوب خاله شدن 
عکس های خانوادگی هنرمندان و چهره های مشهور در شبکه های مجازی  
عکس های خانوادگی هنرمندان و چهره های مشهور در شبکه های اجتماعی
مهسا کرامتی و خواهرش
جوانه دلشاد و پدرش
شهاب عباسی و خواهرزاده اش
شهرزاد عبدالمجید و مادرش
عکس یادگاری حمید حامی در کنار برادران و برادرزاده اش
لوکی . آی آر

عکس های خانوادگی هنرمندان و چهره های مشهور در شبکه های مجازی 
نکته 336 : عاشقانه های آرام11 [هفت شهر عشق!]  
 
"هفت شهر
عشق"
"دکتر مهدی
خدامیان آرانی"
لینک
بزرگواری این کتاب را به حقیر هدیه دادند
 و
در مطلع کتاب مرقوم داشته بودند:
 
پ.ن : به دوستانتان کتاب خوب هدیه دهید.
پ.ن 2: دست های کوچک سید محمد کاظم [خواهرزاده
ی عزیز] در عکس نمایان هست.
پ.ن 3: ان شاءالله از فردا شروع خواهم کرد
به خواندن یک کتاب دیگر که یکی دیگر از بزرگوارن آن را به حقیر هدیه دادند.









 

نکته 336 : عاشقانه های آرام11 [هفت شهر عشق!] 
سال نو  
سلامخدا حافظدعاگویتان هستم...ان شاءالله می روم (با خانواده) در جوار کرامت و رحمت امام مهربانی ها و دعا می کنم سال اینده سال عزت اسلام و مسلمین و جمهوری اسلامی در زیر سایه الطاف خفیه الهی و رهبری امام عزیزمان، حضرت آیة الله خامنه ای باشد وسال ظهور ان شاءاللهباشد که سال نو برای همه پر از خیر وبرکت و سعادت و عافیت باشدان شاءالله
ملتمس دعای خیر
پ.ن1: الحمدلله چندسالی است که پایان و آغاز سال را در جوار امام مهربانی ها هستیم... چقدر از طرف دیگر خوشحال

سال نو 
طنز تلخ  
کیهان در گفت و شنود 14 فرودین درباره توئیتر هاشمی رفسنجانی نوشت:گفت: آقای هاشمی در توئیت خود نوشته بود «دنیای فردا، دنیای مذاکره است نه موشک»!گفتم: منظورش چیست؟ یعنی دیگر همه دشمنان با ما خاله و خواهرزاده شده‌اند و علیه مردم کشورمان دست به هیچ عملیات نظامی و تخریبی و تروریستی نمی‌زنند؟!گفت: چه عرض کنم؟! کدام آدم عاقلی می‌تواند ضرورت تقویت قوای نظامی در مقابل اینهمه دشمن قهار و قسم‌خورده را انکار کند؟!گفتم: البته ایشان بعد از اعتراض‌های فر

طنز تلخ 
نامه هایی به ماهکم.هفنه هشتم  
هفته هشتم
سلام ای ماهک من
اصلا خبر داری که آرزوی بزرگ من بوده ای و هستی!و خبر آمدنت برای همه ما بهترین خبر بود.رنگ سبزی که به سیاهی و خاکستری این روزهایمان ،روی آورد.و تو برای ما در این روزهای سرتاسر نا امیدی امیدی هستی که دلمان به آمدنت گرم است.به امید آمدنت می توانیم روزهای پیش رو را با چاشنی های متناقضی بگذرانیم ،شیرینی و تلخی.ترس و امیدواری.اندوه و ذوق زدگی.از همه چیز خبر داری لازم نیست مقدمه چینی کنم بله عزیز دلم خواهرزاده شیرین من تو در ر

نامه هایی به ماهکم.هفنه هشتم 
گیم  
زمانی که پیش دانشگاهی میخوندم کامپیوتر خریدیم  برادرم با هیجان زیاد از بازی های کامیپوتری تعریف کرد و گفت:به خاطر تو فعلا بازی نصب نمیکنم چون ممکنه معتاد گیم بشی و از کنکور غافل بمونی گفتم:یعنی در این حد جذاب هستن ؟گفت :اوره کنکورتو بده بعد یادت میدم بازی بکنیم شش ماه گذشت و من بعد از اینکه تو کنکور گند زدم با افتخار اومدمو گفتم داداش یه دست بازی بکنیم؟یه صندلی داشتیم جلوی سیستم رو نصف صندلی  اون نشست و رو نصف دیگه اش من برادرم گفت :باید

گیم 
خانواده...  
دیروز رفتیم تهران تا عید دیدنی اقوام تهرانی را هم بجا آورده باشیم ! از اونجایی که من از تنها نقطه ای که توی تهران خوشم میاد ، تجریش - امامزاده صالح - بازار تجریشهستش ، حتما اگر تهران بریم ، بخاطر من یکسری به اون سمت میزنیم! من پدرم به لحاظ سنی حتی از نود درصد خواهرزاده هاشون کوچیکتر بودن به این ترتیب اول ما باید سنت را بجا بیاریم ! بعد منتظر بشینیم تا آخر هفته تا پایان فروردین بیان بازدید پس بدن و خوب چون حکم مسافر دارن ، شبی را مهمان ما باشناما د

خانواده... 
 
+اون صبحی صبحیه که!با فحش و جیغ و داد دختر همسایه بیدار بشی!
+اجازه بدین لحظه ای که آدما خیلی عصبانی میشن،یه کاری میکنن از روی عصبانیت و بعد پشیمون میشند رو براتون توضیح بدم.
یه کاری که خیلی بدیهی و معمولی هست رو انجام میدین بعد میاین پیش مادرتون...تو حرفاتون یه اشاره ای به اون کار میکنین...ولی بعد مادرتون میگه ‌:میخواستی اون کارم بکنی... بعد شما خیره میشی به مادرت...کاملا اینو حس میکنی که بدنت داغ میشه...متوجه موبایلت میشی که توی دستته...به دیواره

 
آخرین قسمت اولین معلم دیارخوبان  
ادامه.....
مجلس ترحیم آن مرحوم با شرکت تمام بهلوآبادیها وعلینظریهاوروستاهای همجواروشاگردان میرزا در فضای ماتم زده بهلوآبادبرگذار شد ونامزدش مثل خودش یک سال بعد با یک بیماری ناشناخته دربیمارستانی در ارومیه دار فانی را وداع کرد وبا هزاران آرزویش درهمان جا به خاک سپرده شد روحش شادبگذارید از فضای حزن واندوه بهلوآباد خارج شویم وبه شوط سری بزنیم، غم اندوه برادر ناکام ونامزدش تمام روح وروان میرزا را به ریخته طوری که میرزا در بستر بیماری افتاده

آخرین قسمت اولین معلم دیارخوبان 
خاطرات عید  
سلام به شما عزیزانچند وقتی بود که خاطره ای تو وبلاگ نذاشته بودم.واسه همین میخوام از امروز خاطره نویسی شروع کنم. امیدوارم حوصله‌اش رو داشته باشین و تا آخر بخونین.
بهتر از بامداد شنبه شروع کنم که اولین مهمانای عیدمون اومدن.ساعت حدودا ۲بامداد بود که صدای ماشین نظر منو به خودش جلب کرد،از صدای ماشین متوجه شدم که خواهرم اینا رسیدن چون باخبر قبلی بود و بهمون گفته بودن که قراره شب راه بی افتن و احتمالا نصف شب برسن.کم کم مامانمم بیدار شد و رفت بیرون

خاطرات عید 
از دفتر خاطره‌ها ( 13 ) / هرروز، به رنگی دیگر  
از دفتر خاطره‌ها ( 13 )                               
    هرروز،  به رنگی دیگرسا ل1364 بود که دایی ( مهندس رضا گنجه‌ای « باباشمل » ) در پاریس مهمان من بودند . ندانستم  در این میان ، چگونه آقای علی میرفطروس از حضور ایشان در پاریس آگاه گردیده بودند که سرانجام با تراشیدن چندین واسطه ، به خانه‌ی من تلفن کردند و خواستار دیدار با ایشان شدند . باباشمل که او را نمی‌شناخت ، از دیدار او سرباز زد ؛ اما آقای میر فطروس چندان پافشاری کردند ، واسطه تراشیدن

از دفتر خاطره‌ها ( 13 ) / هرروز، به رنگی دیگر 
سنگ صبور  
یک چیزی که در دوران درمان بیشتر نظرمو جلب کرد، همراهی آقایون در طول درمان همسرانشون بود،،،، صبور بودنشون، همراه و همدم بودنشون،،،،،تقریبا پنجاه درصد بانوانی که اونجا میدیدم با همسرانشون بودن، بعضیا هم با بقیه اعضای خانواده اشون، مثلا فرزند ، خواهر ،خواهرزاده،،،، بعضی از خانوم هایی که با همسرانشون بودن و من باهاشون هم صحبت میشدم ، کلی از همراهی همسرانشون راضی بودن،،،،،خوب بعضیا رو هر سری موقع تزریق میدیدم و این باعث نزدیکی و هم صحبتی بی

سنگ صبور 
عکس های عباس غزالی و خانوادش+بیوگرافی  
عکس های عباس غزالی
در این مطلب عکس های جدید بازیگران  عباس غزالی را برای شما اماده کرده ایم همچنین بیوگرافی و عکس های خانوادگی نیز برای شما قرار داده ایم
عکس عباس غزالی
بیوگرافی عباس غزالی
عباس غزالی (زاده ۱۴ بهمن ۱۳۶۳ در تهران) بازیگر ایرانی است. این بازیگر دارای تحصیلات دیپلم ادبیات و علوم انسانی می‌باشد و بیشتر به خاطر حضورش در سریال وضعیت سفید و بازی در نقش بهروز به شهرت رسید
بازیگران مورد علاقه ایشان: ایرانی:حامد بهداد, پرویز

عکس های عباس غزالی و خانوادش+بیوگرافی 
سفرنامه ی تصویری  
اینجا نزدیکیهای امامزاده هاشم بود که خسته ازراه رسیدیم تا گلویی تازه کنیم و خستگی درکنیمامامزاده هاشم و ماشین خواهرم اینا....  معرفی  میکنم :ایشون خروس خواهرم ایناستداره دنبال این خانمش میگرده که بین همه ی خانمهاش فقط اینه که سفیدرنگه و کاملا امروزی و مطابق مد روزاین خانم مرغه  سیاهه اومده راپورت اون هووشو به آقاشون بده و خودشو براش شیرین کنه..مرغک زاقارتخروسه :داره بهش میگه دیدی مچتو گرفتم ؟ داری از دس کی فرار میکنی خوشگلمممخروس

سفرنامه ی تصویری 
شیرازگردی  
تازه فهمیدم من کپی بابامم
ساکت و کم حرف بودنم.
خجالتی بودنم
به خاطر آبرو و حرف مردمو این مزخرفات از خوشیا گذشتنم
.....به بابام میگم خپب به جهنم ک مردم‌ فک کنن خونواده ما از هم پاشیدس ک دوتایی پا شدیم اومدیم.‌‌سلیقه ها متفاوته دگ
میگه نهههه!مهمه
میگم شما منو اینجور بار آوردین ک هر حرف مردم برام مهم باشه و له خاطرش از خوشیام بکذرم...میگه میشه در چارچوبی عملکرد ک نه مردم حرف دربیارن و هم خوش بگذره!
میگه مگه نه!؟
نیگم نه!
میگه پس بیخیال دعوا نکنیم:-\

شیرازگردی 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام

جدیدترین مطالب

خرید مستقیم فرش از کارخانه !!
تفاوت قیمت با فروشگاه های سطح شهر 30 الی 50%