بی بلاگ

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بی بلاگ هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

***

خیریه مهربانه

افزایش ورودی گوگل

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

همت 110


حرفای اسما

بریز آب روان اسما ولی آهسته آهسته | غلامرضا سازگار  
 
حضرت زهرا (س)   _   شهادت
 
 
بریز آب روان اسما ، ولی آهسته آهسته
به جسم اطهر زهرا ولی آهسته آهسته
 
بریز آب روان تا من ، بشویم مخفی از دشمن
تنش از زیر پیراهن ، ولی آهسته آهسته
 
ببین بشکسته پهلویش ، سیه گردیده بازویش
تو خود ریز آب بر رویش ، ولی آهسته آهسته
 
همه خواب و علی بیدار ، سرش بنهاده بر دیوار
بگرید از فراق یار ، ولی آهسته آهسته
 
حسن ای نورچشمانم ! حسین ای راحت جانم !
بنالید ای عزیزانم ، ولی آهسته آهسته
 
بیا ای دخترم زینب به پیش مادرت امش

بریز آب روان اسما ولی آهسته آهسته | غلامرضا سازگار 
 
مرحوم دولابی:باید دعا یا اسم مخصوص خودتان را پیدا کنید
 
 
مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: بعضی از دعاها یا اسما مال خود انسان است و همراه اوست. باید آن را پیدا کرد. بعضی را می‌بینیم از بچگی «لا حول ولا قوه الا بالله» به ذهنشان آمده است. اگر خلقش تنگ شود یا حالش به جا آید این ذکر را می‌گوید.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: بعضی از دعاها یا اسما مال خود انسان است و همراه اوست. باید آن را پیدا کرد. بعضی را می‌بی

 
یک عاشقانه یِ نا آرام ...  
پریروز کار تعطیل شد تا چهاردهم فروردین و مام چمدونمونو برداشتیم و بیغوله رو به امون خدا رها کردیم و راه افتادیم سمت خونه ...
سال نود و چهار هم سال متمایزی بود پر از فراز و نشیب امیدوارم سال نود و پنج سال بهتری باشه
پنج شنبه رفتیم خواستگاری خانوادم اومده بودن بیغوله که هم یه سر و سامونی به وضعیت اونجا بدن و هم بریم خواستگاری ... رفتیم صحبت کردیم یه خانومِ چادریِ خیلی محجوب و سر به زیر و آروم بود ... من پسندیدم ولی هر چقد تلاش کردم نتونستم مامان رو ر

یک عاشقانه یِ نا آرام ... 
خریت از نوع مدرن  
چند وقتیه به لطف برخی دوستان در چند گروه اسما آتئیست و از این کورش پرستا و ... قرار گرفتم. یه چیز جالب توی آتئیستا آرش بی خدا هست. آرش بی خدا رو از مقالات قدیمیش توی سایت افشا می شناختم و با تفکراتش آشنا بودم. دروغه اگه بگم تحت تاثیر نبودم ولی خوب، بعدادست چپ و راستمونو که شناختیم و یه مقدار شروع کردیم مطلب خارج از اینترنت خوندن، تاکید می کنم، مطلب خارج از اینترنت خوندن، فهمیدیم از این خبرا هم نبوده و خلاصش کنم که طرف چیزی ته دستش نداره.داشت حواس

خریت از نوع مدرن 
شما فشار رو به من نشان بده اول!  
هفته گذشته من جیگرم برای وزیر ارشاد کباب شد. حالا بگو چرا؟ همش به خاطر وزیر ارتباطات بود. ماجرا از جایی شروع شد که فردای روز انتخابات که نه اینترنت قطع شد نه موبایل‌ها نه تلگرام و این چیزا، وزیر ارتباطات گفت، ما (یعنی دولت) جلوی فشارها رو گرفتیم و نذاشتیم اینترنت رو قطع کنن.
آقای وزیر ارتباطات 5 بار دیگه هم اینو هر جا رسید گفت. خلاصه اینقدر گفت و گفت و گفت که تو رسانه‌ها دیگه نوشتن واعظی مچکریم و تو قهرمان انتخاباتی و از این چیزای خوب خوب.
از او

شما فشار رو به من نشان بده اول! 
شهادت حضرت فاطمه الزهرا (ص)  
فاطمه بنت محمد (۶۰۵ م. در مکّه - ۶۳۲ م. در مدینه)[۱] دختر محمد و خدیجه، همسر علی بن ابی‌طالب و مادر حسن ابن علی و حسین ابن علی سه امام نخست شیعه و یکی از پنج عضو آل عبا است.[۲] او از شخصیت‌های بسیار محترم برای تمامی مسلمانان (به‌ویژه شیعیان)[۱] است.[۲] او نقش مهمی در رویداد مباهله داشت
در گذشت حضرت فاطمه
پس از حجة الوداع، محمد به فاطمه گفت که وی اولین نفر از خانواده‌اش است که پس از وفات به وی ملحق خواهد شد؛ محمد چند روز پس از آن درگذشت؛ فاطمه بسیار غ

شهادت حضرت فاطمه الزهرا (ص) 
چهارشنبه سوری ۹۴  
مناسبتای باستانی رو که نگاه می کنی تو هر ماه دست کم یه دونه جشن هست. و هر جشن یه بهونه است برای دور هم جمع شدن. چهارشنبه سوری هم با وجود همه ی تغییر و تحولاتش توی این سال ها, هر چی که هست یه جشن ملی ه... قدیما هر خانواده با روشن کردن آتیش روی پشت بوم یا توی حیاط یه جورایی میخواستن با دور کردن سرما و فراخوان گرما به پیشواز بهار برن... اونا اعتقاد داشتن که با این کار روح درگذشتگانشون رو که تو این روز به زمین اومدن به خونه هاشون راه می دن. آتیش روشن می کر

چهارشنبه سوری ۹۴ 
آدرس تلگرام و حرفای نزده !  
سلام ..
دلم تنگ شده بود واسه اینجا ! 
یه حال دیگه ای داره نوشتن تو این صفحه .. تو این صفحه ای که مثل دفتر خاطرات شده واسم ...
زندگی جالبه !
مینویسم بازم دلم خیلی تنگ شده بود الان حسش کردم این دل تنگی رو ...!
اگه خواستید تلگرام هم ببینید میتونید از این طریق واردش بشید :
telegram.me/troubl3d_mind

آدرس تلگرام و حرفای نزده ! 
دل، تنگ است یا دوپامین کم است؟  
دل تنگش میشم...بعد یادم میاد به اینکه گفت: آدم قرار نیس به همون نفر اولی که دید و خوشش اومد برسه!! بعد یادم میاد که....هوووف..هیچی..حرف زیاد زده..حرفاي هارت برکینگ!! ولی باز دلتنگیه فشار میاره...شایدم دلتنگی نیس..اون دوپامینه که بدنم بهش معتاد شده و الان چون ازش دریغ کردم هی داره بهم غرغر میکنه که بهم بدش بهم بدش..فک کنم همین باشه قضیه دلتنگی من:/

دل، تنگ است یا دوپامین کم است؟ 
never mind me  
دوست داشت بگم دوسش دارم،
بگم که اون کسی که اینجاست و ازمن دوره خودشه!
بگم‌ که باور میکنم دل تنگی شو،
باور میکنم فلاش بک های عاشقانه شو،
اما یه جمله بود که هیچوقت فراموش نمیشد:
توی لعنتی بزرگترین شکاف زندگی من بودی،
که همه ی اکسیژن باقی موندم و تو ریه هات کشیدی و
وایسادی به تماشای معلق شدن فضا نورد!
شاید مثال خوبی نبود اما
پ.ن: وبلاگ جای نوشتن حرفاي منسجم نیست

never mind me 
سرآغاز  
سلام
قصددارم از امروز بیام و گذر روزهامو ثبت کنم.
پشت کنکوری بودنم دنیایی داره ها!
البته تا الانش خیلی درس نخوندم ولی قصددارم ازین به بعد حسابی تلاشمو بکنم.
امشب مهمونی دعوتیم  قصد دارم ازالان تا شبو درس بخونم تا توی مهمونی یکم خیالم راحت ترباشه!
انگیزه ای که باعث درس خوندنم شده حرفاي یه نفربود که خیییلی واسم گرون تموم شد......
کاش ادما اینقدراحت درموردهم قضاوت نمیکردن....

سرآغاز 
خونه مادر بزرگ  
متن شعر خونه مادربزرگه شعر طنز

خونه مادربزرگه دهه 60 , 70 :
خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه دارهخونه ی مادربزرگه شادی و غصه دارهخونه ی مادربزرگه حرفاي تازه دارهخونه ی مادربزرگه گیاه و سبزه داره
خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه دارهخونه ی مادربزرگه شادی و غصه دارهخونه ی مادربزرگه حرفاي تازه دارهخونه ی مادربزرگه گیاه و سبزه داره
کنار خونه ی ما همیشه سبزه زارهدشتاش پز از بوی گل اینجا همش بهارهدل وقتی مهربونه , شادی میاد میمونهخوشبختی از رو دیوار، سر م

خونه مادر بزرگ 
شُکر  
کلی فکر کردم که تو آخرین مطلب سال ۹۴ وبم چی بنویسم
ولی بی انصافی بود حاشیه برم!
ممنون عزیزه دلم 
ممنون سرپرست 
ممنون بزرگوار 
ممنون آقا 
ممنون که هستی و یادآوری میکنی که همیشه هوامو داری 
از رضاتم تشکر میکنم 
آقا رضا 
غریب جان خیلی با هم حرفاي خصوصی داریم دیگه نه؟
مرسی 
من سر حرفم هستم 
میدونم تو و خداتم هستید...
ممنون برای سلامتی 
ممنون برای ارزشمند ترین داراییم...
دارایی ای که دارمش 
دارمش 
دارمش.

شُکر 
چگونه در رابطه ی خود موفق باشیم ؟ (زندگی خود را تغییر دهید ...)  
باز هم سلام :) ..
امروز به یکی برخورد کردم که داشت اذیت میشد ... ذهنش مشغول بود .. تو رابطه اش به بن بست خورده بود ......
همه ی ما بعضی وقتا تو رابطمون به بن بست میخوریم ...
حالا چیکار کنیم که بتونیم از بن بست بیرون بیایم و وارد کوچه ای بشیم که مارو به مسیرمون برسونه ؟!
ادامه اش تو ادامه مطلب قرار حرفاي زیادی بزنم :) !
ادامه مطلب

چگونه در رابطه ی خود موفق باشیم ؟ (زندگی خود را تغییر دهید ...) 
13 بدر  
سلاممم . 13 بدر چطور بود؟ باورتون نمیشه. نشستم شعر گفتم:)) من نسلم بر میگرده به یه شاعر بزرگ. اما تا حالا شعر نگفته بودم . خیلی باحال بود. اما عمرا برا کسی بخونم:))کلا دیروز روز خیلی شلوغی بود . سردرگم بودم .و مرسی بابت حرفاي دوستان . من خوبم . روزگارتون بر وقف مراد .

13 بدر 
دکمــــــه ها  
دکمه ها هم دل دارند...هردکمه برای خودش یه قصه داره مثل آدما...مثل خونه ها...مثل همه چیز...هیچوقت نباید دکمه ها رو دست کم گرفت.دکمه ها یه حرفهایی تودلشون نهفته است...حرفايی که کمی دقت کنی متوجه میشی.بعضی دکمه ها حرفاشون سنگینه...بعضیا بلند...بعضیاشون حرفاي عجیب غریب میزنن...




حرفاي بعضیاشونم معمولیه...حرف بعضی دکمه ها رو سخت میشه فهمید...بعضیاشون از دل یه کتاب یا یه فیلم امدن بیرون بعضیاشون ادم رو یاد یه دوست میندازن...بعضیاشونم یاد یه دشمن که نبا

دکمــــــه ها 
دکمــــــه ها  
دکمه ها هم دل دارند...هردکمه برای خودش یه قصه داره مثل آدما...مثل خونه ها...مثل همه چیز...هیچوقت نباید دکمه ها رو دست کم گرفت.دکمه ها یه حرفهایی تودلشون نهفته است...حرفايی که کمی دقت کنی متوجه میشی.بعضی دکمه ها حرفاشون سنگینه...بعضیا بلند...بعضیاشون حرفاي عجیب غریب میزنن...




حرفاي بعضیاشونم معمولیه...حرف بعضی دکمه ها رو سخت میشه فهمید...بعضیاشون از دل یه کتاب یا یه فیلم امدن بیرون بعضیاشون ادم رو یاد یه دوست میندازن...بعضیاشونم یاد یه دشمن که نبا

دکمــــــه ها 
اربعین نوشت (12)  
پرتقال خونی 
یکی از پذیرایی های مورد علاقه ام توی مسیر پیاده روی نجف تا کربلا - البته بعد از یه قیمه عراقی ساده و شربت لیمو و یه کباب ترکی پر ملات مختصر و نوشابه مشکی خنک و پیتزا با دوغ محلی و فلافل شش قرص با سالاد شیرازی و یه پرس مرغ و برنج با زیره و ادویه مخصوص عراقی و یک دیس جوجه کباب داغ ذغالی با سبزی و ریحون اضافه و چای شیرین تند عراقی با میان وعده ی فرنی و حلیم و آش داغ و یه دست گوشت بره و یه سینی ماکارونی و چند ساندویچ مرغ و پیراشکی تپل، میوه

اربعین نوشت (12) 
هنوز خواهر رو نپذیرفتم  
هنوز نپذیرفتمش 
و حس میکنم تنها کسی رو که نمیتونم به خودم زور کنم دوسش داشته باشم.،خانوم خواهره.
اینکه میگن خواهره،خون خودته و این حرفا واقعا به کنار.
دل آدم، حرفاي مهم تری میزنه گاهی.
دل من با خواهرم همیشه در حال زلزله اس 
وقتی نیست،یه چیزی کمه برام انگاری.
وقتی هم هست،استرس های عالم میریزه رو سرم.
به امید اینکه این رو هم حل کنم
6 فروردین 1395
(1395،
سال زیبایی هستی.
خیلی ناخودآگاه دوستت دارم.)
*تولد دخترخاله سلاله مبارک
*عمو محمد،دلم تنگته:(  :)

هنوز خواهر رو نپذیرفتم 
حرفای منفی رو بزار بره رد شه  
سلام عزیزانم
والا من نمیدونم این همه حرف که پشت سرمه سرچشمه ش کجاس و اصلا چرا؟!!!
یه چیزی رو مطمئنم!
هرکی نمیتونه تو روم وایسه،پشت سرم حرف میزنه
دمو کار جدید رو براتون میزارم،سعی میکنم به 13برسه

وبلاگ رسمی خلیل ابراهیمی

حرفای منفی رو بزار بره رد شه 
بپرس تا بگویم  
بپرس تا بگویم...
بپرس تا بگویم راز خستگی را...
بپرس تا بگویم...
بپرس تا بگویم راه دلبسنگی را...
بپرس تا بگویم...
بپرس تا بگویم درد دوری را...
بپرس تا بگویم...
بپرس تا بگویم زندگی زوری را...
بپرس تا بگویم...
بپرس تا بگویم عالم کوران را...
بپرس تا بگویم...
بپرس تا بگویم دل آشوب و بوران را...
بپرس تا بگویم...
بپرس تا بگویم غم اسارت را...
بپرس تا بگویم...
بپرس تا بگویم لذت حقارت را...
بپرس تا بگویم ...
بپرس تا بگویم بوی نم را...
بپرس تا بگویم...
بپرس تا بگویم سوی غم را...
بپر

بپرس تا بگویم 
+18  
شینا شیرانی که معرف حضورتون هست؟ از راست یا دروغ یودن این قضیه و ربطش به تبعید شهرزاد میرقلی خان و آقای سرافزار و انتخابات میگذرم؛ اصلا ما رو چه به این حرفا نه؟ 
کاری به کامنتای توهین آمیز ف.ب و توییتر و اون اعتقاد احمقانه " زن اگه سالم باشه وسط یه سربازخونه هم کسی باهاش کاری نداره" هم ندارم حرفم یه چیز دیگه ست.
اینکه حرفاي اون آقا چقدر بساط هر و کر ما و دوستانمون رو تو این چند روز فراهم کرد به کنار ولی حرفاي + ۲۵ این آقا منو یاد یه جمله حکیمانه ا

+18 
هفتمین گه گاه  
گاهی حتی یه کلمه می تونه طولانی ترین جمله باشه. یا حتی سکوت خیلی معنیا میتونه بده.ولی بعضی وقتا هم میدونی که باید سکوت کنی. مهم نیست چقدر به این و اون بگی. مهم نیست بقیه چقدر کمکت کنن. مهم نیست چقدر خودتو به در و دیوار بکوبی. همه ی اینا بی فایده س. نه اونا تو رو میفهمن نه تو میتونی به خودت کمک کنی. حرفاي اونارو میفهمی چون مثل اونا بودی ولی الآن که عوض شدی سردرگمی. پس همون سکوت بهترین گزینه س. و تظاهر کنی که مثل بقیه ای."I'm fine. Well, I'm not fine - I'm here.""Is there some

هفتمین گه گاه 
حرف مردم  
 
چند روزه توهم درگیری با غم -- من گیر میدم بهت تو گیر میدی به مـن
حرفو گله ای اگه داری پشت سر نه تو روی خودم بزن
بگو بدم,بگو لجم,بگو در میاد از کارات
بازم لــجـــم
 
نمیدونم کجایی,ولی به یاد تو میزنم بازم اروم اروم قــــدم
تو که باختی منم باختم,کی برده پس؟!
دلامونو گرم میکردیم به کیبوردو سردو تکست میدادیم بهَم,تا دم صبح
اون رابطۀ قشنگمون چی شده پــــــــس؟! خودتو بذار بجای من یکــــــــم
کُلی گِله دارم بذار یکم بگــــم,تو سرگرم به مهمونی و تفری

حرف مردم 
نمی‌تونم کلیشه باشم!  
اگه اهل به اشتراک گذاشتن حرفاي خوب خودت و دوستات باشی ، مطمئنا دوستایی داری که حرفاشون راحت به دلت میشینه و میان روی دستت تا بریزیشون توی ادیتور وبلاگت و دکمه‌ی ثبت رو بزنی تا هم حال خودت از موندگار شدن اون حرفا بهتر شه ، هم اینکه دوستات رو توی حال خوبت شریک کنی .
اما یه دوستایی هستن که هرچقدر هم از خوندن و شنیدن حرفاشون لذت ببری ، نمی‌تونی حرفاشون رو اونجوری که باید ثبت کنی . یه آدمایی هستن که حرفاشون برات تازه‌ست ، کلیشه نیست ، زمان می‌بره

نمی‌تونم کلیشه باشم! 
کرختی روزای آخر سال  
روزهای آخر سال کش میارن و من هیچ نکته‌ی جالبی نمیبینم مگر کتاب مبانی کامپیوتر و دیفرانسیل و شرلوک هولمز و گروه تلگرام کوچیک دوستای دانشگاهو پنیر پیتزا و به طور کلی غذا و  آدامس  نعنایی تند و بوی کافی آماده. اوه نه پس من نکات جالبی هم میبینم ولی خب بازم بهم خوش نمیگذرههر چیزی میتونه عصبانیم کنه و من خودمو گذاشتم رو اون موود خودکار بیخیالیم که جواب همه رو آروم میده و البته گاهی ممکنه از کوکش خارج شه و همه چیزو به ثانیه بدره! حوصله خریدم ندارم و

کرختی روزای آخر سال 
آخرای سال  
امسال بد نبود، منتها آروم هم نبود. خیلی پر تنش بود و پر از مشغولی، البته نمی شه این طور یه دفه ای قضاوت کرد، باید همه ی اتفاقات رو آدم یادش باشه که من یادم نیست. صرفا دارم با این یکی دو ماه آخر می سنجمش.
انقد حواسم این روزا پرته که یکی از دوستان توی ارشاد بم سلام کرد منم جوابش رو دادم، بعد که سال نو رو تبریک گفت یه لحظه موندم باید چی بش بگم... اصلا تو ذهنم نبود که آخرای سال نود چهاریم و جدا جا خوردم، آخرشم گفتم:« همچنین سال شما» دی:
این یکی دو هفته ی

آخرای سال 
هرچی انرژی و ذوق و شوق داشتنم ...پرید  
امروز وقتی در حین حرف زدن با "فلانی" وسط توضیحاتم با کم محلی بهم گفت خلاصه ش کن و نذاشت همه ی مشکلاتو براش بگم و با بی محلی برخورد کرد و حرفامو نشنیده گرفت و حرفاي خودشو زد و منی که یک ساعت منتظر بودم تا بلکم وقتش خالی شه و نورمون به جمالش روشن شه رو اینجوری پاسخگو بود و متنفر شدم از نگاهاش، انقدر حالم گرفت و انقدر تمام انرژیمو گرفت که درک کردم وقتی "ز" خودشو از خونه بهم تا خوابگاه رسوند و منو با اون حال خراب برد بیرون در حالی که من تمام روز رو جلو

هرچی انرژی و ذوق و شوق داشتنم ...پرید 
تقابل جامعه و فکر  
یکی از بدترین شرایط، شرایطیه که چیزی که درسته با چیزی که بهش اهمیت می‌دن روبروی هم قرار بگیرن.وقتی که ارزش، یه چیزی باشه و چیزی که واقعاً ارزشمند باشه یه چیز دیگه...بعضی وقتا نگاه می‌کنم می‌بینم از وقتی طرف چشم باز می‌کنه یه سری چیزا رو به عنوان ارزش بهش می‌قبولونن که یه ذره فکر کنه تو همون سنین هم تناقضاشو پیدا می‌کنه؛ نکته اینجاست که همون پدر و مادر هم این چیزا رو از پدرا و مادراشون یاد گرفته‌ن قبلاً. همین که میاد شک کنه، می‌بینه که عه ت

تقابل جامعه و فکر 
آقای دلداده عزیز  
این هم یکی دیگر از اولیای گمنامآقای دلداده هم مثل اسمش دلش رو داده دست صاحبش امام عصر ارواحنا فداهشما میتونید ایشون رو در زیارت امامزاده شاه سلیمان در بازار سنتی کاشان ملاقات کنید و پای حرفاي دلنشینش بشینید .اینجا : کوچه پشت بازار ،نوروز 95

از توصیه های ایشون :
هر روز نماز امام زمان (ع) رو بخونید .
تیکه کلامش :
هر کی هر کاری میکنه به خودش میکنه
یادش بخیر بارگاه حضرت شجاع الدین
امامزاده عزالدین (ع)

آقای دلداده عزیز 
ممنون آبجی گلم :"**  
مرسی ک هستی و حالمو خوب میکنی...
و ببخش ک بعضی وقتا حالتو میگیرم :"(
کامنتات عااالی بودن :"**
و حرفات پشت تلفن :"")
چقد خننننننندیدم :"))))))))))))))))
عاااااالی بودن
حرفات خوب بوووودن عشقم
کاش بیای اینارو بخونی ...
نکنه ی وخ فک کنی من از حرفاي تو ناراحت شدما، ن...
من از خودم ناراحت شدم ک چرا نشد بیشتر درباره خودمون حرف بزنم :"(
البته اشکالی نداره ها
وب هست 
عااااااشقتم آبجی خشگلم :"****
میپرستمت :"***8
و فعلا هم قصد مزدوج شدن ندارم :")
خیالت راحت.
داداشت فعلا بیخ ریشت

ممنون آبجی گلم :"** 
همیشه یه جور نمیمونه  
بعد یه مدت و کمی تجربه به این نتیجه رسیدم که تنها قدرتی که میتونه به آدم انگیزه ی انجام کاری رو بده خود باوریهآدم میتونه هر شکلی بشه با خود باوری ، تغییرات زیادی میکنه..امشب خودمو تو آینه دیدم ، همین صحنه رو دیدم اما با شکل و شمایل دیکه ، چند سال پیش یه شکل دیگه بودم امسال یک شکل دیگهو همه ی این شکل و شمایل ها بر اساس خود باوری و گوش کر کردن نسبت به حرفتی مردم بوده و مطمعنم اگه من به به حرفاي مردم احترام میگذاشتم الان همون کسی بودم که چند سال پیش

همیشه یه جور نمیمونه 
الله فاطر  
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی بود یکی نبود... آن که بود آن که
نبود را آفرید و به او فهم تمایز بین بودن و نبودن آموخت و این جلوه گری را فاطر
نامید...بانو یی بود جوان و پرمشغله،در معروف
ترین خانواده ی دنیا در کل زمان ها و مکان ها. پدری بود که خبر آمدنش از خیلی وقت
پیش تر از آمدنش به دست مردم رسیده بود. او آمد. این پدر فرزنددار شد. یک دختر.دختری
شبیه پدر اما در اختفا چون شب. دختری که در جوانی با آقایی معروف ازدواج کرد.
این آقا، پسرِ عموی پدرش بود. آقایی که

الله فاطر 
....بوی جهل می دهم ، هنوز  
می دانم
خوب می دانم
ولی به خودم قول داده ام
تکامل را

لا تتفکروا فی ذات الله ...
«رو کره زمین نشستی
کره زمین جاذبه داره
جاذبه رو می بینی ؟ می شناسی ؟ از کجای می شناسیش ؟!
از این که نشستی
ولی اگه تو کره ما باشی می ری هوا :)
روحو می بینی ؟!
کی تا حالا روحو لمس کرده ؟!
بعضی از مشرکین حرفاي خوشمزه ای می زنند
می گن خدا رو حتما باید ببینی
آخه بشر هنوز ار حقیقت خواب سر در نیاورده ...
از حقیقت روح سر در نیاورده... »
( استاد رفیعی)


خدا را از طریق نشانه ها پیدا کن

....بوی جهل می دهم ، هنوز 
درگوشی  
توی دنیای مجازی بچه های وبلاگ نویس جز پاک ترین کسایی هستن که میشناسم و جز دردمندترین افراد و خوشقلب ترین افراد هستند.با اینکه اینجا مجازیه و هر کدوممون از یه جایی با فرهنگ ها و دیدگاهای متفاوتیم و همدیگرو نمیشناسیم ولی دلمون برا هم تنگ میشه و روزی چندین بار به وبلاگ سر میزنیم و حتی وقتی توی بطن زندگی هستیم یهو یاد وبلاگی ها میفتیم و بهشون فکر میکنیم ...یه جورایی مثه اعضایی  خانواده شدیم ما صرفا با یک امواج مغناطیسی با هم در ارتباطیم و لی رو

درگوشی 
سکوت  
یه چیزایی هست که فقط با موسیقی میتونی بیانش کنی
یه چیزایی رو فقط کلمه ها میتونن نشون بدن
یه تصویرایی رو حتما باید بکشی تا دلت خنک شه
یه چیزایی رو باید بنویسی،با آّ طلا، مرکب مشکی یا حتی قرمز 
و یه جاهایی حتما باید برقصی 
از ته دل 
ولی هیچ وقت نباید ساکت موند 
هیییییییییییچ وقت
درسته که سکوت پراز احساسه ولی اگه بخوای برای سرکوبه احساست ازش استفاده کنی ، بهش ظلم کردی 
باید تمام حرفاي سکوتت ، همه احساست رو بریزی تو چشمات تا نگاهت بشه اووووووووج

سکوت 
رابطه  
میگفت "من نمیفهمم !! توی دنیای جدید که یخچال میخری همراهش بهت CD میدن که بفهمی باید چجوری باهاش تعامل کنی، چطور آدما نمیفهمن که رابطه نیاز به آموزش و CD داره !"
میگفت "امیدوارم روزی برسه که همه اول بفهمن، بعد عمل کنن ..."
میگفت "حتی طلاق هم باید از روی آگاهی باشه !! چه برسه به ازدواج"
میگفت "وقتی عاشق و شیدا و کوری، ازدواج ممنوع ... وقتی به مرحله ی بعدش (نفرت !!) میرسی، جدایی ممنوع ... تاازه مرحله ی بعدشه که میتونین تصمیم بگیرین که بدرد هم میخورین یا نه :)"
م

رابطه 
خاك ره يار  
 
 
گشت مجنون هر زمان شوریده تر
 
 
همچنان در کوی لیلی شد مگر
 
 
هر چه را در کــوی لیلــی دیـد او 
 
 
بوسه بر می داد و می بویید او
 
 
گــه در و دیوار در بر می گرفـت
 
 
گاه راه از پای تا سر می گرفت
 
 
 
 
جداً كسی این شعر رو درك نمیكنه
 
 
 
مگه اینكه از ته دل عاشق باشه، عاشق معشوقه ایی
 
 
كه حتی خاك زیر پاش هم برای عاشقش عزیز باشه.
 
 
باور كن قدم به قدم خاك زیر پات هم برام عزیز

خاك ره يار 
قدم ِ122  
 حالم خیلی خرابه...میخندم اما پشتش یه کوه غمه...گریه نمیکنم...اما درد دارم...دردی ک حتی گریه هم خوبش نمیکنه...
وقتی  بهم گیر میدن که ازدواج کنم ُمیگم من خودم یکی ُدارم مامانم میگه خب بگو بیاددیگه مادربزرگم میگه کی هست؟کجاییه؟گفتم شهرخودمونه...گفت همونی ک ِقبلا اومدن؟گفتم اره خب ک چی؟گفت اونا...گفتم خب باشه چیه مگه؟گفت...گفتم شوخی میکنم بابا
وقتی ک من خوابم ُیهو بیدار میشم ُهمون لحظه حرفاي مامانم ُخواهرم ُمیشنوم ک مامانم شک میکنه ُمیره از خواهر

قدم ِ122 
پنجشنبه فیروزه‌­ای  
پنجشنبه فیروزه‌­ای
مؤلف: سارا عرفانیناشر: کتاب نیستان
رویدادهای داستانی «پنجشنبه فیروزه‌­ای» به شدت امروزی است. اگرچه یک رمان دینی است اما از آنجا که روایت دینی این رمان در ساختارهای عادی و روزمره و قابل دسترسی زندگی امروزین همه ماست می توان گفت در زمره آثار آپارتمانی و لوکس و شبه ­‌روشن فکرانه است و نه آثاری که به تمامی در مسجد و مکان­‌های مذهبی می‌گذرد. شخصیت غزاله در «پنجشنبه فیروزه‌ای» بسیار چشمگیر و جلب توجه کننده است. او دختری دا

پنجشنبه فیروزه‌­ای 
خدا کند آخرین نوار قلب باشد ....  
جریانات قلب که تمامی ندارد . دارد ؟این و این واسه 4 , 5 روز پیشه . امروز صبح جوابش اومده و چهارم فروردین میرم پیش دکترم که باز تشخیص بده ... خیلی سخته واقعا , که مجبور شی همش به حرفاي یکی گوش بدی !! :( آدم باید گاهی هم فقط به خودش گوش بده خب .من الان تقریبا 8 یا 9 ساله که به لطف دکترها و اتاق های عمل و قرص ها و اسپری ها زنده ام ! فقط همین ! خب اگه قرار بود بتونن خوبم کنن , زمان 8 سال کافیه . ینی باید تا الان خوب میشدم . ولی انگار دیگه عادت شده براشون من ماهی دوبا

خدا کند آخرین نوار قلب باشد .... 
10دلیل برای این که شادی دوست دختر خوبی نمیشه.  
1.شادی درونگراس
2.شادی بلد نیست بگه شلام عجقم ,دوشت دالم!
3.شادی گاهی حوصله ی خودشم نداره چه برسه یکی دیگه 
4.شادی گاهی گوشیشو میذاره رو سایلنت و کلا به تلگرامش نگاه نمیندازه,دوست نداره یکی
دم به دقیقه بهش پیام بده بگه الووووو,کجاااایی پس
5.شادی بلد نیس حرفاي خاک برسری بزنه
6.شادی عکسای خاک برسری واسه کسی نمیفرسته
7.شادی کار داره,بیکار نیست بشینه فرت و فرت پیام  بفرسه,اصن کارم نداشته باشه حالشو نداره 
8.شادی نمیتونه الکی به کسی بگه دوستت دارم,از ش

10دلیل برای این که شادی دوست دختر خوبی نمیشه. 
از همین حرفای همیشگی  
۱. وقتی مضمون کامنت یه نفر 
:)
باشه، چه جوابی جز 
:)
می‌شه بهش داد؟! خخخخخ
۲. گوشیای هندزفری رو چند بار چک کردم؛ هر دوتاش با هم هم‌اندازه‌ان. پس حتماً سوراخ گوش راستم از سوراخ گوش چپم کوچیک‌تره! :))
۳. من به این ایرانسل چی بگم ولم کنه؟! حدوداً یه ساله می‌گه بیا ازم اینترنت بخر! حس آدمی رو دارم که سر چارراه پشت چراغ قرمز گیر کرده، از این بچه مظلوما اومده بهش گل رز و فال و دستمال یزدی واینا بفروشه!! :|
۴. این که کسی نهم-دهم فروردین می‌ره خونه یکی دیگه،

از همین حرفای همیشگی 
از همین حرفای همیشگی  
۱. وقتی مضمون کامنت یه نفر 
:)
باشه، چه جوابی جز 
:)
می‌شه بهش داد؟! خخخخخ
۲. گوشیای هندزفری رو چند بار چک کردم؛ هر دوتاش با هم هم‌اندازه‌ان. پس حتماً سوراخ گوش راستم از سوراخ گوش چپم کوچیک‌تره! :))
۳. من به این ایرانسل چی بگم ولم کنه؟! حدوداً یه ساله می‌گه بیا ازم اینترنت بخر! حس آدمی رو دارم که سر چارراه پشت چراغ قرمز گیر کرده، از این بچه مظلوما اومده بهش گل رز و فال و دستمال یزدی واینا بفروشه!! :|
۴. این که کسی که نهم-دهم فروردین می‌ره خونه یکی دیگ

از همین حرفای همیشگی 
ورزش و راه های رسیدن به آرامش ؟!  
 
ورزش از چند طریق باعث ایجاد آرامش در انسان می گردد:
 
۱) از طریق تخلیه انرژی های درونی.
انسان در ارتباط با محیط بصورت دائمی دارای تبادلات انرژی می باشد. یعنی از راه خوردن مواد غذائی و مایعات، خواب و... انرژی دریافت نموده و از طرف دیگر این انرژی های دریافتی را مصرف و تخلیه می نماید. اگر این انرژی ها در درون انسان متراکم شده و راه تخلیه خود را به صورت صحیح نیابند، ممکن است خود را به شکل های گوناگون مثل انفجارات روانی، ناآرامی های فردی و اجتماعی ه

ورزش و راه های رسیدن به آرامش ؟! 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام

جدیدترین مطالب